پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

Larijani-Sadegh-010

آیا صادق لاریجانی بدیهیات حقوق را نمی دا...

این اظهارنظر جدید آقای صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه، من را به فکر برده که آیا عالیترین مقام قضایی و به نوعی قاضی القضات کشور از بدیهیات قضایی بی خبر ...

TheJudge 2

فیلم The Judge؛ روایت آشفتگی ما و پدران ...

The Judge یا قاضی فیلم جدیدی از دیوید دابکین (David Dobkin) است که قبلا فیلم های با زمینه طنز  ساخته. فیلم هایی چون «تعویض» (The Change-Up)  یا فیلم W...

Rouhani091

آقای رییس جمهور چه باید بکند...

چند وقت پیش که حسن روحانی، رییس جمهوری ایران در مصاحبه ای گفته بود «من فکر نمی‌کنم فردی به خاطر روزنامه‌نگاری یا فعالیت رسانه‌ای دستگیر شده باشد»؛ این...

IMG_1523

هالووین ۲۰۱۴ – عکس

این هم تصاویر هالووین ۲۰۱۴ در واشنگتن دی سی آمریکا [gallery columns="4" ids="17004,17003,17002,17001,17000,16999,16998,16997,16996,16995,16994,16993...

سیاست

آیا جنگ با عراق قابل پیشگیری بود؟ زیباکلام:نه تقصیر ما هم بود

این یکی از بهترین مصاحبه هایی ست که این روزها من درباره جنگ هشت ساله عراق و ایران خوانده ام. صادق زیبا کلام به درستی به ریشه های آن جنگ اشار...

زندگی آمریکایی

TheJudge 2

فیلم The Judge؛ روایت آشفتگی ما و پدران مان

The Judge یا قاضی فیلم جدیدی از دیوید دابکین (David Dobkin) است که قبلا فیلم های با زمینه طنز  ساخته...

حقوق ایرانی

Larijani-Sadegh-010

آیا صادق لاریجانی بدیهیات حقوق را نمی داند؟

این اظهارنظر جدید آقای صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه، من را به فکر برده که آیا عالیترین مقام قضایی و به نوعی قاضی القضات کشور از بدیهیات قضا...

روزنامه نگاری

Acid Accused

آیا افتضاح «عکس اسیدپاش احتمالی»، به ماجرای «ترانه موسوی» ربط دارد؟

خبرگزاری مهر در توضیحی، ماجرای عکس اسیدپاش احتمالی اصفهان را یک اشتباه فنی رسانه نامیده و از رسانه های فارسی زبان نقل کننده این اشتباه انتقا...

گیلان جان

Karimi Ali

خداحافظی علی کریمی و راز آن پنالتی که گل نشد

علی کریمی در نامه ای خداحافظی کرد. علی پرسپولیسی بود و فکر کنم از ۷۷ تا همین یکی دو سال پیش با لباس قرمز بود. اما برای من علی کریمی ی...

آیا صادق لاریجانی بدیهیات حقوق را نمی داند؟

این اظهارنظر جدید آقای صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه، من را به فکر برده که آیا عالیترین مقام قضایی و به نوعی قاضی القضات کشور از بدیهیات قضایی بی خبر است؟

این اظهارنظر او به نقل از ایسنا:

Larijani-Sadegh-010

رئیس دستگاه قضا در ادامه دو مورد از ادعاهای تکراری را مبنی بر رعایت نشدن حقوق زنان و اعدام کودکان زیر ۱۸ سال برشمرد و اظهار کرد: اعدام کودکان زیر ۱۸ سال دروغ محض است؛ اما ما دلیلی نداریم وقتی شخص ۱۷/۵ساله جنایتی مرتکب می‌شود و اکنون به ۲۵ سالگی رسیده است حق اولیای دم برای قصاص را نادیده بگیریم.
آملی لاریجانی افزود: جای سوال دارد مدعیان غربی حقوق بشر که برای یک جانی هفده و نیم ساله دل می‌سوزانند اما برای کودکان چندماهه غزه دلشان نمی‌سوزد. مدعیان حقوق بشر در هنگام بمباران کورکورانه غزه کجا بودند؟ و چرا این روزها هم که رژیم غاصب صهیونیستی در کرانه باختری درحال کشتار است از جانب کشورهای غربی ندایی بلند نمی‌شود؟ 

 

بحش ختی بولد شده سخنان او مدنظرم است. بماند که بخش دیگر صحبت ایشان هم خلاف است. انتقاد کرده که چرا مدعیان غربی حقوق بشر دلشان برای یک جانی هفده و نیم ساله دل می‌سوزانند اما برای کودکان چندماهه غزه دلشان نمی‌سوزد.این گزاره غلط است چون حداقل در اختلافات یکسال اخیر اسرائیل و فلسطین، افکار عمومی دنیا بارها با کشتار بچه های غزه همراهی کرده که حداقل یک مورد اش این است که «دیده‌‌بان حقوق بشر: اسرائیل در غزه احتمالا مرتکب جنایت جنگی شده».

اما برگردیم به بحث مان.

 

آقای لاریجانی انتقاد کرده که چرا «مدعیان غربی حقوق بشر»، «برای یک جانی ۱۷/۵ ساله دل می‌سوزانند». و البته توضیح داده که جنایتکار ۱۷/۵ ساله را نگه می داریم تا ۲۵ بشود و بعد مجازات می کنیم.

۱- ایران در سال ۱۳۷۲، به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است.

۲- براساس مفاد این کنوانسیون، از نظر این‌ کنوانسیون‌ منظور از کودک‌ افراد انسانی‌ زیر سن‌ ۱۸ سال‌ است‌.

۳- به ماده ۳۷ این کنوانسیون دقت کنید:

ماده‌ ۳۷- کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ اجرای‌ اقدامات‌ ذیل‌ را متقبل‌ می‌شوند.
الف‌) هیچ‌ کودکی‌ نباید تحت‌ شکنجه‌ یا سایر رفتارهای‌ بیرحمانه‌ و غیرانسانی‌ یا مغایر شئون‌ انسانی‌ قرار گیرد. مجازات‌ اعدام‌ و یا حبس‌ ابد بدون‌ امکان‌ بخشودگی‌ را نمی‌توان‌ در مورد کودکان‌ زیر ۱۸ سال‌ اعمال‌ کرد.

 

درست است که در جمهوری اسلامی ایران سن قانونی شرعی برای پسران ۱۵  و دختران ۹ سال قمری است اما دو نکته وجود دارد:

اول – در حقوق قاعده ای است که قانون و مصوبه جدیدتر بر قوانین قبلی مقدم است چون آخرین اراده قانون گذار است. باز قاعده دیگر این است که معاهده بین المللی پذیرفته شده توسط مجلس بر قوانین مدنی برتری دارد. که اینجا می توان پذیرفت پذیرش کنوانسیون حقوق کودک بر قانون مدنی درباره سن شرعی رجحان دارد.

دوم - اینکه جمهوری اسلامی وقتی سن گواهینامه، رفتن به سربازی و در مقاطعی شرکت در انتخابات را ۱۸ سال قرار می دهد، به روشنی همراهی با کنوانسیون را عیان می کند.

با این تفاسیر، یعنی ایران باید به پیگرد کیفری افراد زیر ۱۸ سال توجه کند. این ۱۸ سال قابل چانه زنی نیست. یعنی کسی در ۱۷/۵ سالگی جرم کند، یعنی کودک است و نباید اعدام شود و حبس ابد هم شود باید امکان بخشودگی داشته باشد.

البته امکان دارد که در دادگاه بحث رشد عقلی متهم یا متهمه مطرح شود اما وقتی اثبات شود که او ۱۸ سال نیست، کودک محسوب می شود.

قانون استثنا و سهل انگاری ندارد مگر اینکه تبصره یا توضیح داده شده باشد. یک مثالی بزنم. در انتخابات اعلام می شود رای دهندگان باید حداقل ۱۸ سال داشته باشند. نمی شود کسی که ۱۷ سال و ۳۶۴ روز دارد رای بدهد. جرم است، تخلف است.

18 Sal 5

اعدام زیر ۱۸ سال – توکا نیستانی از روزآنلاین

من نمی دانم چطور آقای لاریجانی این حرف را زده که چرا مدعیان غربی حقوق بشر»، «برای یک جانی ۱۷/۵ ساله دل می‌سوزانند». آقای لاریجانی دو چیز را نفمیده که این حرف را زده است:

۱- آقای لاریجانی متوجه نیست که فرد جانی تا ۱۸ سالگی کودک محسوب می شود پس فرقی ندارد شش ماه  یا شش سال به ۱۸ سالگی دارد.

۲- آقای لاریجانی با گفتن اینکه مجرم را نگه می داریم تا ۱۸ سال شود و اعدام کنیم، نشان داده فلسفه ی کنوانسیون کودک را نفهمیده است. فلسفه  جامعه جهانی درباره این کنوانسیون این است که اگر کودک را کودک می دانیم نمی توانیم همه مسولیت را بر او بدانیم و به همین دلیل باید درباره مجازات او دقت بیشتری کرد. بین کودک ده ساله تا ۱۷ سال و نیم هیچ فرقی هم نیست.

پنج سال پیش که آقای لاریجانی رئیس قوه قضاییه شد، می دانستیم که سابقه قضایی ندارد. اطلاعات حقوق شرعی داشت  و تنها در شورای نگهبان به عنوان فقیه حضور داشت اما سابقه یک روز قضاوت نداشت. واقعا متاسفم در کشوری که بهمن کشاورزها و  ناصر کاتوزیان ها داشته، شرم آور است این حد بی اطلاعی ….

 

 

فیلم The Judge؛ روایت آشفتگی ما و پدران مان

The Judge یا قاضی فیلم جدیدی از دیوید دابکین (David Dobkin) است که قبلا فیلم های با زمینه طنز  ساخته. فیلم هایی چون «تعویض» (The Change-Up)  یا فیلم Wedding Crashers که فکر کنم در ایران به «مهمانان ناخوانده عروسی» ترجمه شده باشد.

TheJudge 1

پوستر فیلم

این فیلم او جدی تر است. راوی داستان هنک پالمر (Hank Palmer) با بازی رابرت داونی جونیور است. وکیلی موفق در شیکاگو که ناگهان با خبر مرگ مادر باید به شهری خانه پدری برود. پدری که چند دهه است که قاضی شهر است و رابطه خوبی با پسر دوم خود ندارد.

هنک فرزند باهوش خانواده است. برادر بزرگش قهرمان بیس بال بود اما در یک تصادف که هنک راننده بود اسیب دید و از دنیای حرفه ای دور شد. فرزند آخر هم جوانی ظاهرا عقب افتاده است که تنها مونس اش دوربین فیلم برادری اش است.

پدر از هنک استقبال نمی کند و حتی از حضور او در تشییع همسرش ناراحت است اما رویدادی این دو را به هم نزدیک می کند. پدر، قاضی شهر،  به جرم قتل عمد یک تبهکار با دادگاه مواجه است و پسر سعی می کند او را از مجازات برهاند یا حداقل کاری کند که او آنطور که می خواهد به خاک سپرده شود. به مانند چیزی که لیاقتش را دارد.

TheJudge 2

Photo from here

فیلم کاملا خوش ساخت و با تصاویری ناب است و بازیها در حد قابل قبولی است با این حال منتقدان چندان از آن استقبال نکرده اند و نمره میانه به فیلم داده اند.

خودم فیلم را دوست داشتم. بخصوص بازی رابرت دووال ۸۳ ساله در نقش قاضی. در واقع آمریکای امروز را به تصویر می کشد که فرزندان برای پیشرفت از شهر کوچک به بیرون می زنند و به ایالت های دیگر می روند و آنجا می مانند و گاه به گاه به شهر خودشان سر می زنند و در این بین قصه هنک با آشفتگی بیشتر همراه است. او همیشه از سوی پدرش تحت فشار بوده و با اینکه رفته و در بهترین دانشگاه حقوق تحصیل کرده هنوز از سوی پدرش به رسمیت شناخته نمی شود. و بخشی از آشفتگی هنک در روابط عاطفی اش است. او در شیکاگو همسر و یک فرزند دختر کوچک دارد اما در شرف جدایی از همسرش است چون به هم خیانت کرده اند. در شهر پدری هم شرایط بهتر نیست. هنک در کافه سامانتا پاور با بازی (Vera Farmiga) می بیند. عشق دوران دبستانش.

TheJudge 3

ورا فارمیگا در نقش سامنتا، دوست دختر سابق هنک

با او یاد گذشته می کند و دو روز بعد کارلا را می بیند و حتی در گوشه رستوران با او عشق و حالی کوتاهی هم می کند. دختری به شدت جذاب و جالب این است که او دختر سامانتاست و بعد ها هنک می فهمد که این دختر جذاب، دختر خودش از آخرین همآغوشی با سامنتا قبل از رفتن به دانشگاه حقوق است.

TheJudge 4

کارلا با بازی لیتون میستر (Leighton Meester)

فیلم کاملا واقع گرایانه پیش می رود. با اینکه قاضی قتل کرده، او را تبریه نمی کند بلکه در نهایت با محکومیتی چهارساله، پدر که سرطان آزارش می دهد به خانه باز می گردد و وقتی می میرد، همانطور که انتظار دارد ، با تشریفات رسمی به پاس سالها خدمت او را تشییع می کنند. و تصویر آخر که هنک جوان در میان آشفتگی های خودش صندلی سابق قاضی شهر را می چرخاند. او به همسر و فرزندش در شهر بزرگ و دوست دختر سابق و دخترش در شهر پدری فکر می کند و اینکه حالا جای پدرش در صندلی قاضی شهر بنشیند. صندلی را می چرخاند و صندلی جواب او را می دهد …

تیزر فیلم را ببینید:

آقای رییس جمهور چه باید بکند

چند وقت پیش که حسن روحانی، رییس جمهوری ایران در مصاحبه ای گفته بود «من فکر نمی‌کنم فردی به خاطر روزنامه‌نگاری یا فعالیت رسانه‌ای دستگیر شده باشد»؛ این نقل او را روی فیس بوکم گذاشتم. واکنش ها متفاوت بود. برخی به هواداری او و برخی هم در نقد او سخن گفتند.

مدافعان روحانی گفتند که خب قوه قضاییه مسوول بازداشت های روزنامه نگاران است که به دولت ربطی ندارد. حرفی ظاهرا منطقی و قابل پذیرش.

Rouhani091

واقعیت این است که مقام های ایرانی سالهاست از این روش برای توجیه اقدامات خود و اشکالات سیستم استفاده می کنند درحالیکه اصل موضوع عینیتی ندارد. بعد از اصلاح قانون اساسی در سال ۶۸، رهبر جمهوری اسلامی مسوول تنظیم روابط سه قوه شد. می دانیم رییس قوه قضاییه توسط او منصوب می شود و بنابراین دیگر نمی شود دولت مدعی شود قوه قضاییه مستقل از دولت است. در واقع در جمهوری اسلامی ایران دولت شاخه ای از حکومت است که از میان کاندیداهای مورد تایید شورای نگهبان به رای مردم گذاشته می شود که زیر نظر رهبر (مسوول تنظیم روابط قوا) فعالیت می کند.

اما چرا می شود به رییس جمهوری ایراد گرفت. اساسا رییس جمهوری ایران با این قوانین چه باید بکند؟ آیا می شود انتظاری داشت؟

این سوگند رییس جمهوری در ایران است:

من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ایمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.

 

از زمان بنی صدر مساله حفاظت از حقوق ملت هم به گزینه های امنیتی تبدیل شده وگرنه چرا نباید رییس جمهوری مملکت حافظ حقوق شهروندانش باشد.

شاید بگویید وقتی رییس جمهوری سوگند می خورد که پاسدار مذهب و نظام باشد ، دیگر به او نمی توان امیدی داشت. اتفاقا نکته در همین جاست. آیا رییس جمهوری در قامت اپوزیسیون نظام است که بخواهد کلیت نظام را زیر سوال ببرد؟‌خیر. او از دل این قانون اساسی و این سیستم آمده و طبیعی ست که در این سیستم کار کند. همه نکته این است که به نظرم در همین قانون اساسی فعلی هم ظرفیت هایی هست که ده درصد آن از سوی رییس جمهوری مورد توجه قرار نمی گیرد. مثلا قانون اساسی ایران می گوید شکنجه ممنوع است. آیا رییس جمهوری ایران در دفاع از حقوق متهمانی که زندانی و شکنجه شده اند احساس وظیفه کرده؟

قانون اساسی ایران می گوید تفتیش عقاید ممنوع است. آیا آقای روحانی که می گوید حقوق می داند رفته است ببیند چرا آقای علی اصغر غروی به خاطر بیان دیدگاهش در روزنامه ای زندانی شده است؟

آیا آقای روحانی نمی تواند بنا بر قانون اساسی به بازداشت جیسون رضایی و دیگران معترض شود که بیش از ۲۴ ساعت بدون اعلام جرم بازداشت اند. در واقع چهار ماه است. نه ۲۴ ساعت. قانون می گوید متهم باید در ۲۴ ساعت وضعیتش معلوم شود.

من نمی فهمم «پاسداری از نظام مقدس» چه تعارضی با دفاع از این حقوق دارد؟ آیا اگر رییس جمهوری پیدا شود و از این حقوق که در قانون اساسی است، دفاع کند، نظام تضعیف می شود؟‌ چرا؟ خب چرا قانون اساسی را عوض نمی کنند و این حقوق را حذف کنند؟ چرا نظام باید با ضعیف شود؟ و اساسا چرا باید نظام چنین حقوقی را زیر پا بگذارد؟

خلاصه راه برای دفاع از حقوق مردم برای رییس جمهور حسن روحانی یا دیگران هست اما ….

 

 

 

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا