پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

Hadafmandi-01

اگر من یارانه گیر بودم چه می کردم .....

به شکل تهوع اوری، از رسانه های دولتی ایران تبلیغ می شود که ای مردم، از دریافت یارانه انصراف دهید. با هدفمندی یارانه ها از سه سال پیش، تقریبا به اکث...

سیروس قایقران و مجید نامجو مطلق در لیاس تیم ملی ایران

کاپیتان سیروس، شهرم قدمهایت را کم دارد آ...

18 فروردین که می شود دلم ریش می شود باز. مگر دل آدم چقدر بزرگ است که هر از چند گاهی دلش برای فقدان یک عزیزش ریش شود؟ کاپیتان سیروس قایقران شانزده س...

1491324_10152433822044574_2901188440577766166_o

هلهله چی های ۲۰۱۴

دو سال پیش توی مطلب «خانم های تشویق گر انگیزه تماشاگران فوتبال»، درباره نقش Cheerleader یا تشویق گر یا هلهله چی ها به تفضیل نوشته بود. این هم چند عکس ...

Soldiers

سلامتی سه کس : تنها ، غریب ، بی کس...

خب خوشبختانه چهارسرباز مرزبان که به دست گروه مسلح ناراضی جیش العدل اسیر بودند آزاد شدند. صورت مساله این بود که این گروه مخالف، در اعتراض به ظلم...

سیاست

Rasaei Hamid

پایان دوره رسایی ها؟

یکسال پیش که هنوز دو ماهی به انتخابات مانده بود، گمان من این بود که حکومت حتی اگر بخواهد هم شر گروهی در میان خود راحت نمی شود. فکرم اشاره به...

زندگی آمریکایی

1491324_10152433822044574_2901188440577766166_o

هلهله چی های ۲۰۱۴

دو سال پیش توی مطلب «خانم های تشویق گر انگیزه تماشاگران فوتبال»، درباره نقش Cheerleader یا تشویق گر ...

حقوق ایرانی

حمید ابوطالبی (راست) و محمدجواد ظریف

وقتی «اشغالگر سفارت» به زور می خواهد خانه دیگری به مهمانی برود…

هر طور که محاسبه می کنم نمی توانم قبول کنم که روحانی و ظریف بدون درنظر گرفتن سابقه ی «حمید ابوطالبی» در اشغال سفارت آمریکا او را انتخاب کرده...

روزنامه نگاری

journalists

داستان یک انجمن روزنامه نگاران؛ سرنوشت یک ملت به دست شان

با اینکه حسن روحانی وعده ی احیای خانه سینما و انجمن های صنفی را داده بود اما دولت گرفتار تندروهای متصل به رهبر در این زمینه است. هنوز قوه قض...

گیلان جان

سیروس قایقران و مجید نامجو مطلق در لیاس تیم ملی ایران

کاپیتان سیروس، شهرم قدمهایت را کم دارد آبای *…

18 فروردین که می شود دلم ریش می شود باز. مگر دل آدم چقدر بزرگ است که هر از چند گاهی دلش برای فقدان یک عزیزش ریش شود؟ کاپیتان سیروس قایقرا...

اگر من یارانه گیر بودم چه می کردم ..

BalatarinTwitterShare

به شکل تهوع اوری، از رسانه های دولتی ایران تبلیغ می شود که ای مردم، از دریافت یارانه انصراف دهید.

با هدفمندی یارانه ها از سه سال پیش، تقریبا به اکثریت ملت ایران ماهانه حدود چهل هزار تومان پرداخت می شود.

Hadafmandi-01

مشکل این است که فاز دوم این هدفمندی، حامل های انرژی و بنزین باید قیمت اش به بازار جهانی برسد اما همزمان یارانه ها هم بیشتر شود اما واقعیت این است که دولت قبل به تعهداتش عمل نکرده و عملا خزانه خالیست.

تنها راه این است که از مردمی که تمکن مالی دارند، خواسته شود پرداخت نشود.

نمی دانم سرنوشت چه می شود اما می دانم وقتی حقی به مردم می دهی، گرفتن اش سخت می شود.

من و همسرم از این یارانه ها دریافت نمی کنیم. یعنی نه نیاز اش را حس می کنیم و نه حق مان می دانم. هر چند برخی از دوستان خارج از کشور آن را می گیرند. تا آنجایی که می دانم خانواده مان هم نمی گیرند.

راستش، چند روز است که استاتوس و نوشته های دوستان داخل ایران را می بینم، فکر می کنم که اگر من یارانه گیر بودم چه می کردم. آیا به حرف دولت انصراف می دادم یا نه.

فکر می کنم نمی گرفتم. یعنی انصراف می دادم. لابد خیلی ها می گویند حق مان است، یا دولتی که پول بیت المال را صرف لبنان و سوریه می کند، چرا من از حقم بگذرم. اینها درست است اما اگر به نگاه دورتر نگریسته شود که مثلا لجبازی من با حکومت چه عوارضی بر آن خانواده نیازمند در سیستان و بلوچستان یا لرستان دارد، شاید کمی راحت تر تصمیم می گرفتیم.

این یک درد است که حکومت ناشایستگان، مردم را به مثابه موش آزمایشگاهی قربانی سیاست ها و برنامه های از پیش فکر نشده خود می کند و اکثرا بدون مسوولیت پذیری تغییر می دهد.

بیشتر بخوانید:
درباره تلاش برای کاهش شمار متقاضیان یارانه در ایران

 

مثلا در تبلیغات تلویزیون مدام چهره هایی مثل استانداران یا نمایندگان مجلس ظاهر می شوند که ما انصراف می دهیم. خب پدر آمرزیده، همین بدترین تبلیغ است. چرا شما می گرفتید که خزانه خالی شود که حالا انصراف دهید. از اول شما نباید می گرفتید. مثلا غلامعلی حداد عادل می آید می گوید ما نمی گیریم از این به بعد. پدر عروس رهبر تا حالا یارانه می گرفت، فکر کن!

 

کاپیتان سیروس، شهرم قدمهایت را کم دارد آبای *…

BalatarinTwitterShare

۱۸ فروردین که می شود دلم ریش می شود باز. مگر دل آدم چقدر بزرگ است که هر از چند گاهی دلش برای فقدان یک عزیزش ریش شود؟

کاپیتان سیروس قایقران شانزده سال است که رفته است.

دیده ام که بیشتر بینندگان این صفحه زیر سی سال هستند و خب طبیعی است خیلی های شان بازی های سیروس را یادشان نباشد. سیروس قایقران ستاره تیم فوتبال ملوان بندرانزلی بود در سالهای سیاه دهه شصت که دل خوشی ساختن کار سختی بود. او اما غول میدان بود. وقتی با آن قدر رعنا، وسط زمین می ایستاد، توی تماشاگر ملوان غروری مثبت همه تن ات را فتح می کرد.

سیروس قایقران و مجید نامجو مطلق در لیاس تیم ملی ایران

سیروس قایقران و مجید نامجو مطلق در لباس تیم ملی ایران

سیروس قایقران یک ورزشکار مردمی بود. در روزهایی که هنوز پول همه چیز را کثیف نکرده بود، او نماد معرفت و مرام و عشق در گیلان ما بود. سیروس مثل همه جوان های آن دوره اشکالاتی داشت اما آنقدر بزرگ بود که بدی هایش هرگز آزار مان نداد. نه گاهی مست بودن اش، نه شب نشینی های خانه آقای دکتر. هر چه بود، جمعه یک ملوان بود و یک سیروس.

سیروس قایقران مثل همه شهرستانی ها حق اش ضایع شد اما دوبار کاری کرد که خودش را به تاریخ فوتبال کشور سنجاق کرد. یکبار که ملوان و پرسپولیس به فینال رفتند و او با دو گل، وحید قلیچ را به قول خودش ماست کرد. بار دیگر هم که در نیمه نهایی بازی های اسیایی پکن بود که با فراری آن گل ماندگار را به دروازه کره جنوبی چسباند.

بله، سیروس، ۱۶ سال است که رفته است. اگر می ماند شاید چندان هم موفق نمی شد. شاید هم می شد. نمی دانم. اما یک چیز را می دانم. شهرمان یک پهلوان کم دارد.

بیشتر بخوانید:
جام قدس ، یادتان هست ….. گیلان ، تهران الف …. خوزستان و …
روحت شاد ، قوی سپید انزلی
برخیز گیله مرد ، برخیز کاپیتان سیروس

 

 

یکی که وقتی از همه جا ببری، سراغش بروی. یکی که در اردوی تیم ملی اگر «ضیاء عربشاهی» پیدا شود و بچه شهرستانی ها را مسخره کند، او جلویش بایستد. یکی که وقتی عروسی اش بود، هدیه عروسی اش پیکان یخچالی بود که بازاری های شهر زیر بسته های اسکناس دفن اش کردند. یکی که وقتی در شهر قدم می زد، شهر می بالید به او و قدم هایش. قوی سپید انزلی مان.

آبای ….. جات خالیه.

—————————-
* آبای در لهجه انزلیچی ها یعنی برادر و مشابه «برار» ِ رشتی ها.

هلهله چی های ۲۰۱۴

BalatarinTwitterShare

دو سال پیش توی مطلب «خانم های تشویق گر انگیزه تماشاگران فوتبال»، درباره نقش Cheerleader یا تشویق گر یا هلهله چی ها به تفضیل نوشته بود. این هم چند عکس از مراسم گزینش هلهله چی های جدید از سایت سرخپوستای واشنگتن.

تیم Washington Redskins سه ماه دیگر بازی هایش برای لیگ فوتبال آمریکایی شروع می شود برای همین مسابقه انتخاب هلهله چی گذاشته و خانم های جوان در آن شرکت می کنند به این امید که انتخاب شوند :

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا