پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

Esmaeili Zendan

تو بگو «ارتقاء»، منم می گم «زده؛ بخدا زد...

توجه: این یادداشت یک تحلیل است می تواند اشتباه یا درست باشد. تنها نظر شخصی من است. با حکم رییس قوه قضاییه ایران، غلامحسین اسماعیلی رییس سازمان زندان ...

Salehi 01

۴ سال ثروت و دارایی ملت، پَر...

با اجرای بخش های دیگری از توافق هسته ای ایران و غرب، عملا تنها محصول چهارسال لجبازی سیاستمداران ایرانی هم برباد رفت. ایران توافق کرده بود که در این...

Rajaei Zendan-005

ظلم مضاعف بر زندانیان سیاسی؛ تسویه حساب ...

با ملاقات امروز زندانیان سیاسی ؛ خانواده آنهایی که ملاقات کردند، تایید می کنند که برخلاف سخنان رییس سازمان زندان ها، عملا زندانیان مورد ضرب و شتم قرار...

Paytakht -01

«پایتخت» دروغ

سریال پایتخت را پا به پای مردم در ایران دیدم. سریال خوبی بود. بخصوص که نه تکه کلام هایش زشت بود و نه خیلی آزاردهنده بود برای تبلیغ ارزش های حکومتی. ام...

سیاست

Esmaeili Zendan

تو بگو «ارتقاء»، منم می گم «زده؛ بخدا زده»

توجه: این یادداشت یک تحلیل است می تواند اشتباه یا درست باشد. تنها نظر شخصی من است. با حکم رییس قوه قضاییه ایران، غلامحسین اسماعیلی رییس ساز...

زندگی آمریکایی

1491324_10152433822044574_2901188440577766166_o

هلهله چی های ۲۰۱۴

دو سال پیش توی مطلب «خانم های تشویق گر انگیزه تماشاگران فوتبال»، درباره نقش Cheerleader یا تشویق گر ...

حقوق ایرانی

Esmaeili Zendan

تو بگو «ارتقاء»، منم می گم «زده؛ بخدا زده»

توجه: این یادداشت یک تحلیل است می تواند اشتباه یا درست باشد. تنها نظر شخصی من است. با حکم رییس قوه قضاییه ایران، غلامحسین اسماعیلی رییس ساز...

روزنامه نگاری

Journalist

برای ۵۲ روزنامه نگار و وب نویس زندانی

گاهی در گیر خبر ها و زندگی هستی از پیرامونت خبر نداری تا ناگهان این بیانیه «گزارشگران بدون مرز» می خورد به صورتت که چه نشسته ای؛ ۵۲ روزنامه ...

گیلان جان

سیروس قایقران و مجید نامجو مطلق در لیاس تیم ملی ایران

کاپیتان سیروس، شهرم قدمهایت را کم دارد آبای *…

18 فروردین که می شود دلم ریش می شود باز. مگر دل آدم چقدر بزرگ است که هر از چند گاهی دلش برای فقدان یک عزیزش ریش شود؟ کاپیتان سیروس قایقرا...

تو بگو «ارتقاء»، منم می گم «زده؛ بخدا زده»

BalatarinTwitterShare
توجه: این یادداشت یک تحلیل است می تواند اشتباه یا درست باشد. تنها نظر شخصی من است.

با حکم رییس قوه قضاییه ایران، غلامحسین اسماعیلی رییس سازمان زندان های ایران تغییر کرد. البته برکناری او با توجه به وقایع اخیر (ضرب و شتم زندانیان سیاسی) اهمیت دارد. حکومت هم که می داند به سرعت واکنش نشان داده و سخنگوی قوه قضاییه دستپاچه مصاحبه می کند که «تغییر اسماعیلی ارتقاء محسوب می شود».

Esmaeili Zendan

ارتقاء یا تنزل؟

به نظرم ارتقاء یا تنزل مهم نیست. اتفاقاتی افتاده است:

۱٫

به نظر من تغییر اسماعیلی ارتقا نیست. رییس قوه قضاییه اسماعیلی رییس سازمان زندان ها را به عنوان رییس دادگستری استان تهران برگزیده است.

شاید به قول صبا، بد نباشد، سری به مجموعه «اصول تشکیلات دادگستری و مقررات مربوط به قضات» بزنیم و به «آیین نامه تعیین گروه های شغلی و ضوابط مربوط به تغییر مقام و ارتقاء گروه قضات مصوب سال ۱۳۷۴ با اصلاحات بعدی» نگاهی کنیم،

گروه ۷ – پایه ۱۰ قضائی : 
معاونین دادستان انتظامی قضات ، رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح در مراکز استان ، معاونین سازمان قضائی نیروهای مسلح ، …. ، دادستان نظامی تهران ، مدیران کل که دارای پایه قضائی باشند ، رئیس کل دادگستری استان ، رئیس کل دادگاه های عمومی مرکز استان ، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تهران ،مشاورین مقامات مذکور در گروه ۸ در صورتی که پایه قضائی داشته باشند ،….
گروه ۸ – پایه ۱۱ قضائی : 
معاونین رئیس قوه قضائیه و معاونین وزیر دادگستری که پایه قضائی داشته باشند ، رئیس شعبه دیوان عالی کشور ، رئیس شعبه تشخیص ، معاونین رئیس دیوان عالی کشور ، معاونین دادستان کل کشور ،… ، معاونین دیوان عدالت اداری ، رئیس سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور ، قائم مقام بازرسی کل کشور ، معاون اول سازمان قضائی نیروهای مسلح ، دادستان انتظامی قضات . 

 

همانطور که می بینید رییس سازمان زندان ها دارای پایه قضایی یازده است. وقتی او را به ریاست کل دادگستری تهران منصوب می کنند که معادل پایه قضایی ده است، یعنی تنزل. در خوشبینامه ترین شرایط اگر فرض بگیریم که تهران پایتخت است و مهم، می شود رییس دادگستری این استان را هم رده ریاست سازمان زندان ها بدانیم پس ارتقا نیست.

و تازه به یاد بیاوریم که رییس قبلی سازمان زندانها، یعنی مرتضی بختیاری وقتی ترفیع گرفت، وزیر دادگستری دولت دوم احمدی نژاد شد. وقتی چنین الگویی هست، بنابراین می توان نتیجه گرفت که اسماعیلی چندان ارتقاء نداشته است.

۲٫

سخنگوی قوه قضاییه گفته است این ارتقا است چون  این قوه نمی خواهد ولو در ظاهر کوتاه بیاید.

تا آنجا که به خاطر دارم، یادم نیست که سخنگوی قوه قضاییه اینطور شتابزده اظهارنظر درباره یک تغییر در مجموعه قضایی کرده باشد. چه دلیلی دارد دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضاییه در یک مصاحبه اختصاصی (با ایسنا) خبر دهد که تغییر اسماعیلی ارتقاء بوده است؟

چهارسال پیش زمانی که رسوایی دادستان استان تهران، سعید مرتضوی همه گیر شد، با آمدن رییس قوه قضاییه جدید – صادق لاریجانی- اعلام شد که مرتضوی از سمت دادستان استان تهران رفته است. هنوز این خبر کامل پخش نشده بود که خبر آمد مرتضوی معاون دادستان کل شده است. یعنی دستیار همین آقای محسنی اژه ای.

آن موقع هرچند بحثی شکل گرفت که این ارتقاست یا تنزل، اما هرگز سخنگوی قوه قضاییه چنین موضعی نگرفت. به نظرم دلیل این تفاوت موضع گیری محسنی اژه ای تازگی حادثه اوین و البته حوادث پشت ماجراست.

۳٫

صادق لاریجانی چند ساعت بعد از تغییر رییس سازمان زندانهای کل کشور با اشاره به جریاناتی به بهانه بازرسی از اوین گفت «از این پس هیچ گونه تسامحی در مقابل فتنه گران نخواهیم داشت. »

کیست که نداند تا کنون هیچ تسامحی با بقول ایشان فتنه گران نشده بلکه کاملا به آنها ظلم شده است. مجازات های غیر عادلانه و خلاف قانون اساسی، احکام کیلویی و شرایط بد زندان ها موید این نکته است.

به نظرم صادق لاریجانی دیگر این حنایش رنگ ندارد. این سه اظهارنظر لاریجانی را مقایسه کنید:

صادق لاریجانی: «به سران فتنه می گویم که دستگاه قضایی به اندازه کافی از شما پرونده دارد و اگر نظام با شما ملاطفت و مماشات می کند این را حمل بر ندانستن و نفهمیدن نکنید.» ۲۵ آذر ۸۸- خبرآنلاین

 

صادق لاریجانی: «اگر سران فتنه را دستگیر می کردیم امامزاده می شدند» ۲۰ بهمن ۸۹- عصر ایران به نقل از مهر. 

صادق لاریجانی: «در خصوص سران فتنه تسامح کردیم و قانون را به اجرا نگذاشتیم» ۲۰ آذر ۹۲ سایت حافظ نیوز به نقل از روابط عمومی قوه قضائیه

 

او یکبار می گوید دستگاه قضایی مدرک دارد و تهدید به محاکمه می کند، بعد می گوید تدبیر کرده و محاکمه نکرده که امامزاده ساخته نشود و نهایتا می گوید که تسامح کرده است. حالا چرا باید رییس قوه قضاییه که مسوول اجرای عدالت در کشور است چنین بگوید؟

به نظرم دو تحلیل می شود ارایه کرد.

آ.

بهروز به قول خودش «یک فرضیه بدبینانه» نوشته:

قوه قضاییه از درز اخبار زندان به رسانه های خارج از کشور ناراضی است. به رییس سازمان زندان ها تذکر می دهد. رییس سازمان زندان ها چاره را در بازرسی فوق العاده می بیند و با هزینه و سر و صدای زیاد، وسایل و تجهیزات ارتباطی را از بند ۳۵۰ جمع می کند. اما باز وقایع زندان در صدر اخبار رسانه های فارسی زبان خارج از کشور است، یکی از زندانیان با بی بی سی مصاحبه می کند، نامه عماد بهاور پوشش وسیع داده می شود، عکس های ملاقات منتشر می شود و … رییس قوه قضاییه هم تصمیم می گیرد رییس بی عرضه را از کار برکنار کند و با آوردن یک رییس امنیتی، یک بار برای همیشه، جلوی درج گسترده اخبار زندان را بگیرد. پی نوشت: تاکید بر بدبینانه بودن این فرض و تایید این احتمال که ممکن است برکناری اسماعیلی، تحت فشار اعتراضات و انتقادات روزهای اخیر بوده باشد.

 

ب.

روی دیگر تحلیل بهروز، این است که برکناری اسماعیلی با رضایت صادق لاریجانی نبوده است. او چنین قصدی نداشته اما چون مجبور شده است حالا که یک قدم عقب نشسته، با آن اظهارنظر جبران می کند.

راستی چه کسی او را مجبور کرد؟ اعتراض خانواده ها و افکار عمومی؟ نه. رییس قوه قضاییه و چارت قدرت در ایران چندان توجهی به افکار عمومی ندارد.

تنها کسی که می تواند بر رییس قوه قضایی چنین تاثیری داشته باشد، رهبر است که اتفاقا صادق لاریجانی خیلی از او حرف شنوی مطلق دارد. اما به نظر من آیت الله خامنه ای هم در این مورد خاص ورود نکرده است. بخصوص که قربانیان – زندانیان – مورد تنفر خامنه ای هستند.

تنها یک احتمال می ماند. رییس جمهور که دولت را در موقعیتی بحرانی تحویل گرفته، نارضایتی خود را به رییس قوه قضاییه می گوید و از او می خواهد کاری کند. حداقل تغییر رییس سازمان زندان ها که پنج روز است مدام می گوید «حتی یک تلنگر هم به زندانیان نزده اند». افتضاح با گزارش خبری ۲۰:۳۰ سه شنبه تکمیل شد.

.

صادق لاریجانی می توانست رد کند اما تجربه احمدی نژاد را داشت. او با یک دیوانه ای روبرو بود که ارزشی برای قوه قضاییه زیر نظر او، و مجلس زیر نظر برادرش قائل نبود. حالا فرض کنید بجای احمدی نژاد، حسن روحانی نشسته و همین را به رویش بیاورد. مثلا اینکه «اگر قوه قضاییه به مسوولیتش عمل نکند، دولت اقدام می کند». صادق لاریجانی و حامیان او دوست ندارند روحانی را به بغل گروه مقابل هل دهند. کاری که با احمدی نژاد کردند.

من نشانه هایی دیدم که این تحلیل را می گویم. یکی از نشانه هایش نوشته معصومه ابتکار معاون رییس جمهوری در فیس بوکش است.

معصومه ابتکار از جلسه امروز هیات دولت و ناراحتی رییس جمهور از اتفاقات اخیر در صفحه فیسبوکش چنین نوشت. خانم ابتکار نوشته که حسن روحانی با اشاره به دوره امام علی گفته «حضرت علی در مناقشه صفین تاکید بسیار فراوان داشتند که حرمت بانوان حفظ شود و هیچگونه برخوردی با آنان صورت نگیرد. چنانچه نظر ایشان در مورد اسرا و زندانیان اینچنین بوده و حتی در مورد ابن ملجم که بدترین مثال می تواند باشد، سفارش به مراعات وضعیت زندانی و رسیدگی به او داشتند…. ما به عنوان کسانی که داعیه پیروی از امیرالمومنین را داریم نمی توانیم نسبت به این نکات در منش و نیز در حکمفرمایی بی توجه باشیم.»

۴٫

حتی فرض اینکه این تغییر بر اساس روال تغییرات بوده، محال است.بعد از ۳۵ سال خیلی از رفتارهای جمهوری اسلامی قابل پیش بینی و حدس است. مثلا اگر مقامی در معرض تغییر بوده، چه بسا با جنجالی مثل همین ماجرای اوین برای خودش زمان خریده است. عمدتا مقام هایی که جایگاه شان نزد مقام های بالاتر متزلزل می شود اولین کاری که می کنند تهیه بولتنی از رسانه های به گفته آنان ضد انقلاب است که به مافون نشان دهند که ما اینقدر تیر در چشم دشمن هستیم که به ما هر روز می پردازند.

من شک ندارم که حتی اگر قرار به تغییر اسماعیلی از قبل بود، حتما به خاطر وقایع اوین، با تاخیر اعلام می شد و چه بسا حتی منتفی می شد.  اما یک شرایط خاص قوه قضاییه را وادار به این تغییر کرد.

۵٫

غلامحسین اسماعیلی رییس سازمان زندانهای کشور در این گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران می گوید «رفتنم از سازمان زندان ها ارتباطی با اتفاقات اوین ندارد». او مدعی شده از چهارماه پیش به او گفته شد و از اول فروردین به او ابلاغ شد. با اینحال توضیح نمی دهد از اول فروردین تا اول اردیبهشت یک ماه فاصله است. چرا در این مدت او منتقل نشده بود.

جابجایی او اگر ربطی به ماجرای اوین نداشت، می توانست یک هفته زودتر یا دو هفته دیرتر باشد. پس چرا رییس قوه قضاییه تنها ساعتی بعد از آن مصاحبه مسخره اسماعیلی با ۲۰:۳۰ این تغییر را انجام داد؟

۶٫

Evin-Mana Neystani -

اوین – طرح مانا نیستانی (ایران وایر)

این نوشته همانطور که در بالا نوشتم یک تحلیل است. می تواند درست یا غلط باشد. اما به نظر من، این یک پیروزی برای جامعه مدنی ایران است. به هر دلیل یا هر انگیزه ای، ماموران با زندانیان بد رفتاری کردند. از یکسو تلویزیون دولتی ایران مجبور می شود که دوربین به داخل ببرد و داخل زندان را – ولو با روایت خودش- نشان بدهد. و حالا رییس سازمان زندان ها تغییر کند.

مقام ها که مجبورند تغییر بدهند و چون این خلاف رویه شان است، دستپاچه انکار می کنند و سغی می کنند نشان دهند عقب ننشسته اند. اینجاست که بقول شاهکار بینش پژوه تو این آهنگ، باید گفت «تو بگو ما را زدی، تو بگو مارو زدی، ما هم همجا میگیم آره، خوش دارم خوش باشی تو خیال خامت، حالیته.»

۴ سال ثروت و دارایی ملت، پَر

BalatarinTwitterShare

با اجرای بخش های دیگری از توافق هسته ای ایران و غرب، عملا تنها محصول چهارسال لجبازی سیاستمداران ایرانی هم برباد رفت.

ایران توافق کرده بود که در این شش ماه ۲۰۰ کیلو اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده خود را از بین ببرد. یعنی جزییات توافق این بود که نیمی از آن -صد کیلو- خنثی شود و نیمی دیگر کاهش خلوص بیابد.

Salehi 01

حالا علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نه در گفتگو با یک رسانه داخلی، بلکه با شبکه العالم که لابد ترجمه می کند برای خارجی ها این اتفاق را خبر داده است:

علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران روز شنبه ۳۰ فروردین از پایان یافتن فرآیند رقیق سازی اورانیوم ۲۰ درصد خبر داده است.
علی اکبر صالحی که با برنامه «از تهران» شبکه تلویزیونی «العالم»، شبکه عربی دولت ایران صحبت می کرد، گفته است:« ما موضوع رقیق سازی اورانیوم ۲۰ درصد به ۵ درصد را به میزان ۱۰۳ کیلو گرم در تاریخ ۹۳.۱.۲۳ (۲۳ آوریل سال جاری) نهایی کردیم و در کل موضوع رقیق سازی بسته شد.»
رییس سازمان انرژی اتمی ایران تصریح کرده است:«طبق توافق فیمابین قرار بود نیمی از ۲۰۰ کیلو گرم اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده را به اکسید اورانیوم تبدیل؛ و نصف دیگر را رقیق کنیم و این کار در حال انجام است. طبق توافق اگر رقیق سازی اورانیوم سرعت بیشتری داشته باشد، در پرداخت اقساط اموال بلوکه شده ایران نیز تسریع خواهد شد. بنابراین اکسیداسیون و رقیق سازی هر دو به خوبی انجام شد و گزارش آژانس هم این موضوع را تایید کرده است.»

 

راز ماجرا در پاراگراف آخر صحبت های ایشان است که برجسته کردم. اینکه جمهوری اسلامی اکنون براساس توافق با جامعه جهانی سعی در اعتماد سازی دارد، خوب است. اینکه سیاست فعلی ایران به هر دلیلی به سمت تنش زدایی می رود خوب است. چه مشکل اقتصادی آنها را پای مذاکره کشانده و چه فضای داخل؛ باز هم خوب است.

اما به نظرم باید پرسید که چرا حداقل چهارسال پر هزینه بر ایرانیان تحمیل شد.

.

سال ۸۸ جمهوری اسلامی ایران رسما غنی سازی ۲۰ درصد اورانیوم را آغاز کرد. یکسال قبلش که هشدار های سازمان بین المللی انرژی اتمی شنیده شد و اینکه اگر پرونده ایران به شورای امنیت برود، قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران صادر می شود. احمدی نژاد گفت قطعنامه بدهید تا قطعنامه دان تان پاره شود.

جمهوری اسلامی ایران به سمت افزایش غنی سازی رفت و تحریم پشت تحریم تصویب شد.

همه محصول همین ۲۰۰ کیلو اورانیوم با درجه خلوص ۲۰ درصد بود که حالا ایران مجبور شده از بین اش ببرد.

کیست که نداند احمدی نژاد مهره است. رهبر جمهوری اسلامی حرف اول و آخر در این مورد را می زند.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از شرایط رهبر چنین گفته :

اصل ۵
در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده‏دار آن می گردد.

اصل ۱۰۹
شرایط و صفات رهبر
۱-صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه.
۲- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
۳- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.

 

حالا برگردیم به ماجرای چهارسال اخیر که ایران ماجرا جویی کرد و آخر اینطور عقب نشست. سوال: آیا رهبر ایران مدبر و مدیر است؟ آیا بینش صحیح سیاسی داشته است؟ آیا تدبیر داشته؟ آیا مدیریت و قدرت کافی داشته؟

اگر مجلس خبرگان واقعی بود، پاسخ این سوالات، آینده سیاسی رهبر جمهوری اسلامی را حتی با همین قانون اساسی رقم می زد…

ظلم مضاعف بر زندانیان سیاسی؛ تسویه حساب حکومتی ها

BalatarinTwitterShare

با ملاقات امروز زندانیان سیاسی ؛ خانواده آنهایی که ملاقات کردند، تایید می کنند که برخلاف سخنان رییس سازمان زندان ها، عملا زندانیان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و لازم است بجای اکتفا به گزارش کذب رییس سازمان زندان ها ، هیاتی به بررسی جزییات ماجرا بپردازد.

Rajaei Zendan-006

روز پنجشنبه گزارش هایی شد مبنی بر اینکه درحین بازرسی از اوین با زندانیان بد رفتاری شده است اما حالا خانواده ها می گویند فراتر از بدرفتاری بوده و بخصوص برخی از خانواده زندانیان خبر داده اند که زندانی های بد حال به انفرادی برده شده اند.

از وبلاگ خبری ام، روزنگار، این گزارش را ببینید که در گفت و گو با خانواده زندانیان سعی کرده ام گزارش دقیقتری ارایه دهم:

.

اما چرا به این زندانیان حمله شده است؟

دلایل زیادی را می شود بر شمرد:

۱٫

مخالفان جمهوری اسلامی بخصوص در خارج از کشور می گویند در ایران بین روحانی و اصولگرایانی مثل احمدی نژاد یا لاریجانی ها تفاوتی نیست.

به نظرم هست. مهم این نیست. مهم این است که این اختلاف نشانه هایی را بروز داده است.

به نظرم اتفاق اوین از سوی مخالفان دولت در  حکومت – بخوانید سپاه و نهادهای امنیتی- کلید خورده است.

۲٫

دولت روحانی در شرایط خاصی به سر می برد. مشابه شرایط ۱۵ سال پیش محمد خاتمی. در آن زمان نفت روی ۱۵ دلار بشکه ای بسته شده بود اما عملا نفت بشکه ای ۹ دلار معامله می شد. دولت ترد و شکننده بود. اما تقریبا چون موج بعد از دوم خرداد پشت دولت بود، خاتمی زمین نخورد.

حالا نفت گران است اما خزانه کشور خالیست. محمود احمدی نژاد طرحی را اجرا کرده که بجای فکر و اندیشه تنها سیاست پوپولیستی در آن اجرا شده است. دولت نمی تواند به همه ملت یارانه بدهد. خواسته که عده ای انصراف بدهد، پول بنزین و آب و برق را گران کند که بتواند به بقیه یارانه بدهد. جراحی اقتصادی که احمدی نژاد از آن حرف می زد، یک پانسمان و نهایتا بخیه بود. تازه جراحی شروع شده است.

حالا هر بحرانی می تواند روحانی بی تعادل روی طناب را با کله به زمین بزند.

3.

طیف اصولگرای تندرو که نماد اش آدم هایی مثل حمید رسایی هستند، اصلا از پیروزی روحانی خوشحال نیستند. آنها مدتی ست بدنبال بهانه هستند که دولت را بزنند. به خبرگزاری فارس نگاه کنید. در بخش سیاسی اش، هر روز یک سوژه از دولت را با خودی هایش مطرح می کند و سعی می کند به رسانه های حکومتی خط بدهد. آخرینش ماجرای ابوطالبی بود.

۴٫

نه تنها اصولگرایان تندرو خوشحال نیستند بلکه نهادهای نظامی و امنیتی شان هم حالا رسما و عیان به جمع معترضان پیوسته اند. سپاه پشت هم سیگنال می دهد که آقای رییس جمهور ما را هم تحویل بگیر.

نمی خواهم بگویم روحانی با سپاه دشمن است اما گویا با خامنه ای قرار کرده که سپاه را جمع کند یا حداقل مثل احمدی نژاد نگذارد برادران قاچاقچی بنشینند روی گردن دولت. همینکه پروژه های نفتی از سپاه گرفته شده، آزاد راه تهران شمال و غیره، نشانه است.

۵٫

حمله به اوین و ضرب و شتم زندانیان افکار عمومی را ناراحت می کند. افکار عمومی ژله ای شده است. یعنی آماده است که از روحانی گله کند. روحانی آنی نبود که خرداد ۹۲ تصور می شد. با این حال حداقل هایی را داشت که تا کنون جامعه اعتماد کند. حالا اما فصل جدایی ست. اگر حمله به زندانیان بی دفاع شود، افکار عمومی از روحانی انتظار دارد. رویه روحانی درگیری مستقیم با حکومت نیست پس کوتاه می آید. چون کوتاه می اید حمایت مردمی اش کم می شود. حمایت مردمی اش کم شود، حکومت – بخوانید سپاه و طیف مجتبای بیت- فشار شان بر دولت بیشتر می شود.

۶٫

به نظر من هیچکدام از زندانیان سیاسی اوین مستحق مجازات نیستند. بخصوص که براساس قانون اساسی مملکت محاکمه نشده اند.

اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون ر اساس موازین اسلامی معین می کند.

 

اما حالا این زندانیان شریف که مظلومانه در زندان اند، ظلم مضاعفی را تحمل می کنند در دعوای بین دولت و اصولگرایان تندرو، آنها گوشت قربانی شده اند ….

 

 

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا