پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

Sekeh

سکه امامی؟

به مناسبتی مشغول گزارش نوشتن درباره قیمت سکه بودم با اصطلاحی برخوردم: «سکه امامی». اشاره شان است به سکه بهار آزادی ست که عکس آیت الله خمینی روی آن ...

Rouhani Zarif 1

خشم محدود روحانی با منتقدان...

صحبت های اخیر حسن روحانی بازتاب های فراوانی داشت. او در جمع سفرای ایران، این اظهارات را بیان کرد که به نقل از رادیو فردا مرور می کنم: رئیس جمهور ایرا...

Hispanic woman working in home office

یک تمرین برای اخلاق رسانه ای: معرفی به م...

صبح که برای کار می آمدم، مطمئن بودم باید خبر سقوط هواپیمای «ایران ۱۴۰» را پوشش بدهم. در مسیر کار، دیدم تصاویر آمده است و کار سختی نیست. این توضیح ر...

Mohseni Ejehei Mortazavi 12

قوه قضاییه ای که فقط به فکر «سعید مرتضوی...

یعنی اگر کسی هم چیزی نگوید، عملکرد همین سخنگوی قوه قضاییه نشان می دهد که چقدر عدالتخوانه جمهوری اسلامی، گاهی آغشته به بی عدالتی می شود. سخنگوی قوه ...

سیاست

Rouhani Zarif 1

خشم محدود روحانی با منتقدان

صحبت های اخیر حسن روحانی بازتاب های فراوانی داشت. او در جمع سفرای ایران، این اظهارات را بیان کرد که به نقل از رادیو فردا مرور می کنم: رئیس ...

زندگی آمریکایی

Bank-021

«چشم دولت به جیب مردم» یا «دست دولت در جیب مردم»

رییس بانک مرکزی ایران چند روزی ست که مصاحبه می کند تا اطمینان دهد دولت کاری به پول پس انداز مردم در ...

حقوق ایرانی

Mohseni Ejehei Mortazavi 12

قوه قضاییه ای که فقط به فکر «سعید مرتضوی» هاست

یعنی اگر کسی هم چیزی نگوید، عملکرد همین سخنگوی قوه قضاییه نشان می دهد که چقدر عدالتخوانه جمهوری اسلامی، گاهی آغشته به بی عدالتی می شود. س...

روزنامه نگاری

Hispanic woman working in home office

یک تمرین برای اخلاق رسانه ای: معرفی به مصاحبه شونده

صبح که برای کار می آمدم، مطمئن بودم باید خبر سقوط هواپیمای «ایران ۱۴۰» را پوشش بدهم. در مسیر کار، دیدم تصاویر آمده است و کار سختی نیست. ا...

گیلان جان

Karimi Ali

خداحافظی علی کریمی و راز آن پنالتی که گل نشد

علی کریمی در نامه ای خداحافظی کرد. علی پرسپولیسی بود و فکر کنم از ۷۷ تا همین یکی دو سال پیش با لباس قرمز بود. اما برای من علی کریمی ی...

سکه امامی؟

BalatarinTwitterShare

به مناسبتی مشغول گزارش نوشتن درباره قیمت سکه بودم با اصطلاحی برخوردم: «سکه امامی».

اشاره شان است به سکه بهار آزادی ست که عکس آیت الله خمینی روی آن است.

Sekeh

قبل از انقلاب عکس شاه روی سکه طلا بود و به همین دلیل به سکه پهلوی مشهور بود. حالا هم جمهوری اسلامی سکه امامی می زند. انگار چیزی فرق نکرده است.

 

خشم محدود روحانی با منتقدان

BalatarinTwitterShare

صحبت های اخیر حسن روحانی بازتاب های فراوانی داشت. او در جمع سفرای ایران، این اظهارات را بیان کرد که به نقل از رادیو فردا مرور می کنم:

رئیس جمهور ایران در جمع سفرای جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور با انتقاد شدید از «تعامل‌هراسی و مذاکره‌هراسی»، افرادی که به گفته وی از مذاکرات هسته‌ای ایران و قدرت‌های بزرگ جهانی هراس دارند را «بزدل سیاسی» خواند.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، حسن روحانی روز دوشنبه ۲۰ مرداد تصریح کرد: «یک عده به ظاهر شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی‌اند. هر وقت می‌خواهد مذاکره شود یک عده می‌گویند ما داریم می‌لرزیم. خب به جهنم! بروید یک جای گرم پیدا کنید برای خودتان. چه کار کنیم ما؟ خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده. ما چه کار کنیم؟»
وی اضافه کرد: «تعامل‌هراسی غلط است، مذاکره‌هراسی غلط است، مفاهمه‌هراسی غلط است، حتی آنی که رهبری نظام ترسیم فرموده‌اند که تعبیرشان نرمش قهرمانانه بود، نرمش قهرمانانه‌هراسی غلط است.»
آقای روحانی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: «می‌گویند چرا به یک خارجی نزدیک شدید؟ الکتریسته خطرناکی دارد، نزدیک نشوید. یک آقایی می‌آید و می‌گوید هر وقت ما با خارجی‌ها مذاکره کردیم شکست نصیب ما شد. عجب.» منبع

 

Rouhani Zarif 1

من در زیر اشاره ای به واکنش ها می کنم:

اصلاح طلبان،‌ جنبش سبز و همراهان دولت روحانی

دولت روحانی به این دلیل بر سر کار آمد که میانه رو ها و آنهایی که خواستار تغییر رویه احمدی نژاد و همراهانش بودند از روحانی حمایت کردند و گرنه حسن روحانی عقبه سیاسی ندارد.

موافقان این طرز بیان:

در میان موافقان این نحوه سخن گفتن حسن روحانی، استدلال های زیادی مطرح شده است:

- حسن روحانی خوب کاری کرد اینطور حرف زد.

- حسن روحانی، خاتمی نیست. خوب بود مثل خاتمی سکوت می کرد؟

- دربرابر زیاده خواهی های اصولگرایان باید اینطور ایستاد

مخالفان این طرز بیان:

مخالفان این طرز بیان عمدتا طیف سیاسی ای هستند که در انتخابات ۸۸ با موسوی همراه بودند و حتی خیلی های شان در انتخابات ۹۲ رای ندادند. هرچند که اعتراض شدیدی هم به انتخاب او نداشتند:

- این نحوه ادبیات درست نیست.

- احمدی نژاد اینطور حرف می زد. روحانی نباید چنین کند.

- «ادب مرد به ز دولت اوست». این جمله موسوی را باید به روحانی گفت.

اصولگرایان

با اینکه طیف اصطلاح طلب/جنبش سبز به صحبت های روحانی واکنش نشان داد اما واقعیت این است این سخنان روحانی ربطی به این طیف نداشت و در واقع در بخش تک و پاتک های گاه به گاه روحانی-اصولگرایان است.

پیشتر و در زمان انتخابات ۹۲ نوشته بودم که مهم نام کسی که از صندوق رای بیرون می آید نیست. بلکه مهم این است که فرد پیروز چه روحانی باشد و چه حتی قالیباف، با میراث محمود احمدی نژاد چه خواهند کرد.

اصولگرایان تندرویی مثل حمید رسایی یا مهدی کوچک زاده نماد های آن دوره اند.

صحبت های حسن روحانی در واقع دندان نشان دادن به این طیف است. هرچند که در میان اصولگرایان میانه رو تر، مثل علی مطهری یا احمد توکلی هم، سخنان واکنش منفی ای داشت.

به هر حال این حسن روحانی نه محمد خاتمی ست که سکوت کند و نه هنوز مثل هاشمی ِ دوران ریاست جمهوری اش، توان با پنبه سر بریدن دارد.

سخنان روحانی را باید از این منظر دید. او نشان داده که خیلی زود عصبانی می شود اما عصبانیت او محدود است. شاید چون هرچه باشد خواستگاه او از همین محافظه کاران است.

به نظرم می رسد که این نوع عصبانیت محدود روحانی، ابزار دفاعی او برای دیالوگ با مخالفانش است. نه مخالفان یا منتقدان اصلاح طلب اش ، بلکه گروه اصولگرایان تندروی طیف مصباح یزدی.

دولت روحانی که تازه یکساله شده و زود است برای بررسی تاثیرات این خشم آلود سخن گفتنش اما فعلا که همین عصبانیت محدود روحانی را برای استیضاح وزیر علوم اش، به درد سر انداخته است.

یک تمرین برای اخلاق رسانه ای: معرفی به مصاحبه شونده

BalatarinTwitterShare

صبح که برای کار می آمدم، مطمئن بودم باید خبر سقوط هواپیمای «ایران ۱۴۰» را پوشش بدهم. در مسیر کار، دیدم تصاویر آمده است و کار سختی نیست.

این توضیح را بدهم که وقتی خبرنگار تلویزیون هستید، بهترین گزارش وقتی است که شما تصاویر رویدادی که می خواهید را داشته باشید و با تلفیق تصاویر و مصاحبه، بهترین گزارش را ارایه دهید.

از طرفی هم، خب رسانه ما که در تهران دفتر و شعبه ندارد، برای همین کار من برای پوشش رویداد سخت تر از مثلا خبرنگار صدا و سیما ست که از جام جم تا محل حادثه می رود.

Hispanic woman working in home office

عکس تزئینی است (از اینجا)

به هر حال، امروز وقتی رسیدم ، شروع به جمع آوری داستان و خبر این سقوط کردم. عکس ها را دیدم، فیلم ها را ذخیره کردم و با جمع آوری خبرها، مشغول نوشتن گزارش شدم. همزمان از دوستان فیس بوکی ام خواستم که اگر از سقوط هواپیما چیزی دیدند و شاهد عینی بودند، بگویند.

خوشبختانه در میان دوستان فیس بوکم، توانستیم به شماره تلفن چند نفر از کسانی که در سانحه زنده ماندند، دسترسی پیدا کنم.

در نهایت، یکی از همراهان این نجات یافتگان را پیدا کردم.

خب برای گزارشی اینچنینی، صحبت با بازماندگان سانحه، یک عنصر خوب است که به گزارش می تواند اضافه کند. یعنی بعد از دیدن تصاویر سانحه سقوط هواپیما، در میان گزارش، شما صدای یک نفر از خانواده بازمانده را می شنوید و شرح ماجرا. بعد هم جمع بندی گزارش.

.

به آن آقا بنام مسعود زنگ زدم. گوشی را برداشت و گفتم از کجا شماره ات را بدست آورده ام. گفتم از بچه ها خبر داری؟ گفت بله الان پیش شون هستم.

آماده بود که بگویم و گوشی را بدهد دست یکی از سانحه دیدگان. این می توانست یک موفقیت برای گزارش من باشد اما یک لحظه تردید کردم. من خودم را به این آقای مسعود معرفی نکرده بودم. می توانستم چیزی نگویم، او هم نپرسد و من اظهارات او یا مصدوم را ضبط کنم و خلاص.

اما حس کردم اخلاق رسانه ای اینطور رعایت نمی شود. بنابراین خودم را کامل معرفی کردم و گفتم اگر می خواهید حالا صحبت کنیم.

متاسفانه آن سوی خط، عذرخواهی کرد و دیگر به صحبت ادامه نداد. دلایلش را کم و بیش من و شما می دانیم.

دیگر دیر شده بود که دنبال کس دیگری بگردم. به همین دلیل از صدایی در گزارشم استفاده نکردم. احساس خوبی دارم اینکه اخلاق رسانه ای را فدای یک گزارش خوب نکردم. اینکه می توانستم سکوت کنم و مصاحبه بگیرم و کارم را پیش ببرم، اما ترجیح دادم با مصاحبه شونده کامل خودم را معرفی کنم.

حس خوبی به من داد. من همیشه به دانشجویانم از اخلاق رسانه می گفتم. خوشحالم که خودم هم به آن عمل می کنم و از آن معلم ها نیستم که فقط شعار بدهم!

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا