آیا روحانی می‌تواند بقیه تحریم های ایران را بردارد؟

این یادداشت را برای وبلاگ صدای آمریکا نوشتم:

روز جمعه مناظره آخر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد که در بین اظهارات، شعارها، و اتهام های مطرح شده یک اظهار نظر توجه من را جلب کرد. اینکه حسن روحانی وعده داد در چهارسال آینده، تحریم های ایران را بر می دارد.

از این بگذریم که برخی نامزدها وعده هایی می دهند که یا توانش را ندارند و یا اصلا امکانش نیست، اما این وعده آقای روحانی چطور؟

حسن روحانی در جمله اش گفت، همانطور که قول دادم، تحریم های هسته ای را برداشتم، در چهارسال دوم «بقیه» تحریم ها را بر می دارم.

حسن روحانی چطور می تواند نظرات خامنه ای را تغییر بدهد؟ 

از چند نظر، این ادعای مهمی است. اول ببینم تحریم های باقیمانده چیست؟

تحریم های موشکی و تروریستی

ایران بخاطر ماجراجویی های موشکی و حمایت از گروه های تروریستی مورد تحریم سازمان ملل، آمریکا و برخی کشورهای اروپایی است.

این تحریم ها جدید نیستند اما در سالهای اخیر تشدید شده اند.

ایران در کشورهایی مثل سوریه نقش نظامی دارد، از گروه حماس در سرزمین های اشغالی، حزب الله در جنوب لبنان و حوثی ها در یمن با ارسال کمک مالی، نظامی و سلاح حمایت می کند.

حسن روحانی که می گوید بقیه تحریم ها را بر می دارد، آیا توان بازگردان این روند را دارد؟

می دانیم که آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران سیاست خارجی و داخلی را زیر نظر دارد و هرگونه خلاف نظر خود را در قالب سخنرانی های عمومی یا خصوصی تقبیح می کند. تازه ترین مورد، سند ۲۰۳۰ یونسکو است که آیت الله خامنه ای صراحتا علیه آن موضع گرفت.

حسن روحانی چطور می خواهد حمایت از گروه های تروریستی را متوقف کند تا در ازای آن تحریم ها برداشته شود؟ مسئله، غیر ممکن بودن برداشتن تحریم ها نیست. مسئله اراده عالیترین مقام ایران است که تاکنون نشانه ای برای توقف حمایت از این گروه ها بروز نداده است.

اگر فکر می کنید جامعه جهانی ناگهان از این تحریم ها منصرف شود، اشتباه می کنید. اگر اخبار کنگره آمریکا را دنبال کنید، می بینید بعضی از سناتورها و اعضای مجلس نمایندگان نیز پیشنهادهایی برای تشدید این تحریم ها دارند.

تحریم های حقوق بشری

خیلی از مقام ها و دستگاههای جمهوری اسلامی ایران به دلیل نقض حقوق بشر تحت تحریم هستند.

اگر فرض بگیریم حسن روحانی تنها رئیس دولت است، می توان گفت عمده نقض حقوق بشر، از سوی نهاد قضایی، سپاه پاسداران و نهادهای مشابه که زیر نظر رهبر هستند، شکل گرفته است.

روی کاغذ، حسن روحانی می تواند به عنوان عالیترین مقام اجرایی کشور و پاسدار قانون اساسی، مدافع حقوق بشر باشد و با نقض حقوق بشر مقابله کند. اما توجه کنیم که وی خود نیز سابقه درخشانی در حوزه حقوق بشر ندارد. اشاره ام به سخنان او در بعد از سرکوب دانشجویان در واقعه کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ است.

با این حال، واقعیت این است که برداشتن تحریم های حقوق بشری کار راحت تری برای حسن روحانی است تا برداشتن تحریم های تروریستی.

حال که از این دو نوع تحریم گفتم، باید نگاه کنیم ببینیم آیا حسن روحانی واقعا توان برداشتن «بقیه تحریم های ایران» را دارد یا خیر. روی کاغذ تنها رهبر می تواند با تغییر روش، چنین کند. آیا حسن روحانی از ریاست جمهوری چهارسال آینده، سودای رهبری دارد که بعد بتواند مسیر کشور را برای نزدیک شدن به جامعه جهانی استفاده کند؟ سودایی ست که برخی نزدیکان رئیس جمهوری می گویند اما مخالفان سرسختی در سپاه و نهادهای نظامی و قضایی دارند.

 

انتخابات ۹۶؛ انتخابات معمولی با دعوا بر سر «آرای خاموش»

انتخابات ریاست جمهوری و البته شوراهای سال ۹۶ تنها ۱۲ روز دیگر برگزار می شود. این انتخابات تحت تاثیر شبکه های مجازی و بخصوص ابزاری مثل تلگرام برگزار می شود اما واقعیت این است که این انتخابات مشابه انتخابات گذشته است.

Iran election debate 1396

در واقع بازیگران و شکل دهندگان آن مثل قبل هستند. همچنان رهبر سعی دارد در انتخابات تاثیر بگذارد، دولت سعی دارد قدرتش را برای یک دوره دیگر تمدید کند، اصولگرایان از همه ابزارها برای بازگشت به قدرت استفاده می کنند، ناراضیان گله می کنند و خبر از عدم شرکت می دهند و مخالفان نظام جمهوری اسلامی شعارهای تکراری عدم شرکت را می دهند.

خب، برخی از این وقایع مشابه انتخابات در هر کشوری است. مثلا در هر جایی دولت مستقر تلاش می کند باز بماند. مثل حمایت اوباما از کلینتون. اما خیلی ها هم مختص ایران است. اینکه شورای نگهبان مثل قبل نظارت سلیقه ای می کند،‌ پدیده انتخابات جمهوری اسلامی است که هر چه می گذرد مردم و ناظران بیشتر به آن خو می گیرند.

در این انتخابات چه آرایشی می بینم؟

۱- سرگرم ها به انتخابات

نیمی از واجدان شرایط در همه انتخابات شرکت می کنند.به دو گروه تقسیم می شوند:

آ- محافظه کاران

تقریبا نیمی از آنها گرایش مذهبی شان بر سیاست شان می چربد. گروهی که پرچم راست، اصولگرایی یا دفاع از مستضعفان را دارد. رای نهایتا ده تا ۱۳ میلیونی دارد. در سه انتخابات گذشته:

۱۳۸۴ – مجموع آرای قالیباف‌(۴) ،‌ احمدی نژاد (۵) و لاریجانی (۱.۷)

۱۳۸۸ – مجموع آرای رضایی و تا حدی آرای احمدی نژاد (غیر از مقدار تقلب شده)

۱۳۹۲ – مجموع آرای قالیباف (۶)، جلیلی (۴) و رضایی (۳).

این گروه در این انتخابات با رئیسی و قالیباف مشغول اند و امیدوارند با استفاده از امکانات شان در دور دوم بر دولت پیروز شوند.

ب – اصلاح طلبان و میانه رو ها

نیمی از کسانی که در انتخابات همیشه شرکت می کنند،‌ اصلاح طلبان یا مشخص تر خاتمی چی ها هستند. این گروه که بعد از ۸۸ به نوعی از قدرت دور شدند، با انتخابات ۹۲ احیا شدند، در انتخابات ۹۴ مجلس قوی شدند و حالا خوش بین هستند با تمدید دولت روحانی آینده ایران را ولو بعد از فوت رهبر خواهند داشت.

آنها حتی با توجیه نامزد پوششی، اسحاق جهانگیری را عرضه کرده اند.

۲ – رای خاموش

رای خاموش گروهی هستند که معمولا نتیجه انتخابات را تعیین می کنند. اگر در جمع از کسی پرسیدید در انتخابات شرکت می کند، نه می گوید شرکت می کند و نه از تحریم می گوید،‌ او یک نمونه کلاسیک رای خاموش است. کاملا هوشیار انتخابات را دنبال می کند، خیلی تاثیرپدیر برایند جامعه است. پس تعجبی ندارد وقتی که در بعد از دور اول انتخابات ۸۴، ساده زیستی احمدی نژاد در مقابل تجمل گرایی هاشمی او را تحریک کند و یا جنبش سبز قبل از ۲۲ حرداد ۸۸ او را به صندوق بکشد.

این گروه که معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ درصد جامعه هستند اگر مشارکت کنند،‌ از دسته بالا اصلاح طلبان شانس بیشتری دارند. نیایند،‌ مثل شوراهای دوم (۸۱) یا مجلس هفتم (۸۲) اصولگراها پیروز می شوند.

۳- تحریمی ها

نمی شود در انتخابات تحریمی ها را ندید. گروهی که معمولا همزیستی با گروه رای خاموش دارد. اگر مشارکت کم باشد،‌ تحریمی ها رای خاموش را پیاده نظام خود به حساب می آورد.

تحریمی ها هر وقت از رای خاموش یار گرفتند بزرگ و شنیدنی شدند بخصوص در زمان انتخابات سال ۹۰ که هنوز زخم سال ۸۸ مانده بود و در آن زمان حتی رای دادن محمد خاتمی اصلاح طلب با واکنش های تند تحریمی ها و حتی آرای خاموش روبرو شد.

دو طیف عمده تحریمی تقریبا در همه انتخابات ایران حتی دوم خرداد ۷۶ و خرداد ۸۸،  انتخابات را تحریم کرده اند، مجاهدین خلق و گروه های سلطنت طلب هستند.

در این دوره گروه های کوچک دیگری هم دیده شده اند. شاید مشهورترین شان همین گروه دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران باشد. آنها در سال ۸۸ از کروبی حمایت کردند اما کم کم با فشارهای بعد از ۸۸ از کشور مهاجرت کردند و حداقل اعضای سرشناس شان مثل سعید قاسمی نژاد یا امیرحسین اعتمادی از اساس منتقد برگزاری انتخابات در ایران هستند و آن را فرمایشی می دانند.

با اینحال تحریمی ها در این انتخابات صدای چندان قوی ای ندارند. منسجم نیستند، توجیه عقلانی برای داخلی ها ندارند و  تنها می گویند انتخابات فرمایشی است، براساس دموکراسی نیست و … نکاتی که هرچند درست است اما برای فعالان سیاسی داخل هم عادی شده و هم آنها سالهاست این قاعده بازی را پذیرفته اند.

 

روی فیس بوک من نظر بدهید

این روزها گفتمان انتخاب بد و بدتر دوباره با حضور ابراهیم رئیسی شکل گرفته، و گروه «سرگرم ها به انتخابات» همه تلاش اش را می کند که از گروه «رای خاموش» جذب کند. حالا مهم نیست اصولگرا یا اصلاح طلب. آنها تلاش دارند از این گروه به حساب خود جذب کنند. با این نگرش است که جهانگیری حرف های خوب و تندتر از روحانی می زند و از سوی مقابل رئیسی روی بحث فقر و فساد تمرکز کرده است.

گفتم، هیچ اتفاق جدیدی نمی افتد. تنها کمی صورت ها تغییر کرده و روش ها، وگرنه مثل انتخابات گذشته برگزار می شود.

وقتی محسن رضایی دروغ می گوید

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص نظام ایران که لابد برای انتخابات بعد هم نامزد است، در اینستاگرام شخصی اش ادعایی کرده که دروغ است.

photo_2016-09-25_10-11-10

ابتدا ببینیم چه گفته است:

یکی از ناگفته‌های جنگ، قضیه مک فارلین است؛ در مقطعی امریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که احتمالا ایران، عراق را شکست خواهد داد، برای همین بدون اطلاع صدام و دوستان منطقه‌ای‌شان آمدند تا از طریق دیگری وارد شوند که اگر صدام سقوط کرد، بتوانند از طریق دیگری منطقه را مدیریت کنند. واسطه این جریان آقای کنگرلو مشاور آقای میرحسین موسوی بودند.
ما متوجه جریان شدیم و از طریقی یکی از دوستان خود را وارد کردیم و جریان را به دست گرفتیم. به جای اینکه درخواست‌های اندکی مطرح شود ما یک لیست از درخواست‌های مهم مثل برخی توپ‌های سنگین را تقاضا کردیم. اما آنها که متوجه شدند درخواست ما می‌تواند باعث افزایش قدرتمان در میدان نبرد شود طور دیگری عمل کردند و مک فارلین را با یک کیک و یک انجیل و مقداری قطعات ضدهوایی فرستادند.

اول ببینیم ماجرای مک فارلین و سفرش به ایران چیست. براساس اطلاعات عمومی، ماجرای ایران–کُنترا (به انگلیسی: Iran Contra affair) که به ماجرای مک‌فارلین و ماجرای ایران گیت نیز معروف است، به معامله تسلیحاتی ایران با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از ۲۰ اوت ۱۹۸۵ تا ۴ مارس ۱۹۸۷ (۲۹ مرداد ۱۳۶۴ – ۱۳ اسفند ۱۳۶۵) بازمی‌گردد. در این ماجرا آمریکا از طریق نفوذ ایران سعی در آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در لبنان کرد و در ازای آن برخی قطعات ادوات جنگی و نظامی را که به واسطه تحریم امکان فروش آنها به ایران نبود، در اختیار ایران قرار داد. پول فروش این تسلیحات به طور پنهانی به ضد انقلابیون نیکاراگوئه موسوم به کنترا داده می‌شد. اسرائیل نیز بخشی از معامله فروش تسلیحات به ایران را در دست گرفت و از این طریق سعی در شکست‌نخوردن ایران در مقابل جبهه متحد عربی مخالف اسرائیل داشت. این ماجرا به وسیله نامه منوچهر قربانی فر به فتح الله امید نجف آبادی اطلاع رسانی شد و برای اولین بار در بیت آیت الله منتظری مطرح شد. گفته می‌شود سید مهدی هاشمی به وسیله روزنامه الشراع لبنان این ماجرا را فاش کرد. کنگره آمریکا در آن زمان کمک مالی به شورشیان نیکاراگوئه را ممنوع کرده بود و ماجرای ایران–کنترا بعد از رسوایی واترگیت بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی آمریکا لقب گرفت.

همانطور که اینجا ذکر شد، هدف آمریکایی ها در آن ماجرا «آزادسازی گروگان های آمریکایی» در لبنان بود. آمریکا به ایران پیشنهاد کرد چنین کند و در ازای آن سلاح دریافت کند. بنابراین آقای رضایی دروغ می گوید.

اساسا آقای رضایی سه دهه بعد از جنگ اصرار دارد عملکردش را درست جلو دهد در حالیکه می دانیم او اشتباهات کلیدی در جنگ داشت که برسرنوشت ایران و جنگ تاثیر داشت. نمونه اش عملیات کربلای چهار که خسارت سهمگینی وارد کرد.

آقای رضایی مدعی شده چون آمریکایی ها فهمیدند ایران، عراق را شکست می دهد، باب مذاکره را باز کردند.

تاریخ و مستندات این را نمی گوید. سال ۶۴ وضعیت جنگ عراق و ایران تغییری نداشت. اتفاقا برعکس گفته آقای رضایی وقتی مک فارلین به ایران آمد که ایران پیشرفت محسوسی در جنگ نداشت. عملیات بدر که اسفند ۶۲ با ناکامی سپاه همراه شده بود، بهانه ای شد که در تیر ۶۴، عملیات قادر توسط ارتش برگزار شد که البته آنها هم توفیقی نداشتند.

بهمن ۶۴ بود که همزمان با تصرف شهر فاو در خاک عراق، مک فارلین به تهران آمد.

توجه داریم که برخی مصلحان مثل مرحوم بازرگان بعد از آزادسازی خرمشهر به آقای خمینی پیشنهاد پذیرش قطعنامه صلح را می دهند که به اصرار همین آقای محسن رضایی و لابد هاشمی و دیگران خمینی قبول نمی کند.

ماجرا تصرف فاو در خاک عراق هم جنبه دیگری داشت. تا زمان آزادسازی خرمشهر، آقای خمینی بحث فقهی دفاع داشت. یعنی ما از خاک مان دفاع می کنیم و قرار نیست به خاک عراق تجاوز کنیم. باز به توصیه همین آقای محسن رضایی و لابد تایید هاشمی، ایران سیاست دفاعی را در میانه دهه شصت از دفاع به تهاجم تغییر می دهند. استدلال این بود که باید نقطه قابل قبولی از عراق را تصرف کنیم و بعد به پای مذاکره برویم. با چنین استدلالی است که تصرف فاو اجرایی می شود.

پیشنهاد می کنم آقای رضایی که حالا مایل است درباره مک فارلین صحبت کند، درباره معامله اسلحه پشتش صحبت کند. چون براساس توافق ایران با آمریکا، اسرائیل مسئول انتقال سلاح به ایران می شود. نامهایی چون مهدی کروبی، صفایی فراهانی و دیگرانی در این ماجرا دخیل است. کاش آقای رضایی به این جزئیات بپردازد.


پس نوشت – آقای محسن رضایی پست خود را حذف کرد!