پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

اشکان، مره تاسیانه …… اجرای ...

تاسیان در گیلکی از آن واژه های مشکل است برای ترجمه. تازه عزیزی از دست داده بودیم که مادرم به برادرش زنگ زد و گفت، امشب برای ما «تاسیان» است، می شود بی...

Daneshjooo

تخم مرغ دزد هایی که شتر دزد می شود/ «دان...

خبر تشکیل پرونده برای «کامران دانشجو» وزیر سابق علوم در دولت احمدی نژاد نشانه از برخورد با سومین عضو دولت سابق دارد. کامران دانشجو، وزیر علوم دولت ...

حکومتی که فساد و تباهی را می خواهد، نه آ...

این دو عکس روایت دردناکی دارد. روز سه شنبه ۲۶ خرداد آن خانم هم به تشییع پیکر غواض ها رفت. منتها با کاغذی در دست که روی آن نوشته شده بود «آنها با دست...

Akhond

بدحجابی بهتر است یا رباخواری؟...

[caption id="attachment_17171" align="alignright" width="150"] جعفر سبحانی[/caption] آقای «جعفر سبحانی» يکی از مراجع تقليد مقیم قم در دیداری که با ...

سیاست

Daneshjooo

تخم مرغ دزد هایی که شتر دزد می شود/ «دانشجو»ی متهم

خبر تشکیل پرونده برای «کامران دانشجو» وزیر سابق علوم در دولت احمدی نژاد نشانه از برخورد با سومین عضو دولت سابق دارد. کامران دانشجو، وزیر ...

زندگی آمریکایی

Mcdonnel

فساد یک فرماندار آمریکایی و فساد یک وزارتخانه احمدی نژادی

بارها شنیده ایم که دموکراسی با تلاش به دست می آید و یا اینکه باید همه برایشان مهم باشد و ساختار قدرت...

حقوق ایرانی

Larijani Sadegh1

آقای لاریجانی؛ شما یک خط به من نیشان بده …

این فیلم «دوشواری نداره» را یادتان هست و آن تکه کلام آن پیرمرد ساده که می گفت «شما شهرداری را به من نشان بده». حالا شده است حکایت این آقا...

روزنامه نگاری

Acid Accused

آیا افتضاح «عکس اسیدپاش احتمالی»، به ماجرای «ترانه موسوی» ربط دارد؟

خبرگزاری مهر در توضیحی، ماجرای عکس اسیدپاش احتمالی اصفهان را یک اشتباه فنی رسانه نامیده و از رسانه های فارسی زبان نقل کننده این اشتباه انتقا...

گیلان جان

اشکان، مره تاسیانه …… اجرای گروه «تاسیان» به یاد «اشکان سیگارچی»

تاسیان در گیلکی از آن واژه های مشکل است برای ترجمه. تازه عزیزی از دست داده بودیم که مادرم به برادرش زنگ زد و گفت، امشب برای ما «تاسیان» است،...

اشکان، مره تاسیانه …… اجرای گروه «تاسیان» به یاد «اشکان سیگارچی»

تاسیان در گیلکی از آن واژه های مشکل است برای ترجمه. تازه عزیزی از دست داده بودیم که مادرم به برادرش زنگ زد و گفت، امشب برای ما «تاسیان» است، می شود بیایی اینجا؟

تاسیان، غمی ست که به دل صاحب عزا می نشیند و با گذشت زمان شاید کم و زیاد شود ، اما همیشه هست. آن جای خالی و آن افسوس که او رفت و ما را تنها گذاشت.

اینها را گفتم تا یاد کنم از کار قشنگ دوستان عزیزم در گروه «هم آوایان تاسیان».

وبلاگ اشکان سیگارچی

«حسین تقی نژاد» و همکارانش، دو ماه پیش کنسرتی در تالار وحدت تهران داشتند و در اجرای برنامه، آهنگی به نام «تاسیان» را تقدیم اشکان کردند. چقدر به دل من و خانواده چسبید این قدرشناسی شان. اغلب اعضای گروه از جمله کسانی بودند که آغاز فعالیت شان با اوج فعالیت اشکان همزمان شده بود و متاسفانه مرگ اجازه نداد که اشکان و آنها با هم کار کنند. که اگر می ماند چه کارها که نمی کردند. حالا آنها به یاد اشکان این آهنگ را نواختند.

نکته مهم ماجرا این بود که «حسین» با سنتوری نواخت که در سالهای آخر توسط اشکان نواخته می شد. چقدر خوب که سنتور او در اختیار کسی قرار گرفته تا هنر را ادامه دهد.

Tasian

حسین تقی نژاد، گروه تاسیان

شعر آهنگ تاسیان، از محمدتقی رستمی عزیز، شاعر گیلانی است که آن هم در نوع خود شاهکاری است.

بخشی از شعر می گوید

تا امی جا زمینه، تا تی جا آسمانه  ….  می صحرا و می خانه، همیشه تاسیانه

(ترجمه: تا وقتی ما در روی زمین هستیم و جای تو در آسمان، حیاط و خانه ما همیشه در اندوه تو بسر می برد…..)

چه درست و البته درد آور. انگار شرح حال من ِ اشکان از دست داده است. اینکه تا وقتی او در آسمان است و ما روی زمین، همه لحظه های ما در اندوه اوست. واقعیت هم چنین است. البته من سالهاست در خوشحالی ها و شادی ها جایش را خالی می کنم و او با معرفت است و همراهم هست. در همه لحظه های خوب….

کنسرت گروه هم آوایان تاسیان و تقدیرشان از اشکان:

تخم مرغ دزد هایی که شتر دزد می شود/ «دانشجو»ی متهم

خبر تشکیل پرونده برای «کامران دانشجو» وزیر سابق علوم در دولت احمدی نژاد نشانه از برخورد با سومین عضو دولت سابق دارد.

کامران دانشجو، وزیر علوم دولت قبل، به «صدور مجوزهای غیر قانونی برای تغییر کاربری زمین» متهم است. البته قباد افشار، رئیس سازمان امور اراضی ایران به خبرگزاری ایلنا گفته پرونده تخلفات آقای دانشجو مربوط به زمانی ست که وی استاندار تهران بود و این پرونده اکنون به قوه قضاییه ارسال شده است.

البته پرونده در حد اتهام است و تا ثابت شدن جرم راهی مانده است. برخی هم می گویند به هر روی، اگر هم تخلفی بوده، در دوران استانداری آقای دانشجو ست نه در دوران وزارت اش در دولت. اتفاقا نکته در همینجاست. واقعیت این است که برغم ادعای مبارزه با فساد و مفسدان در ایران، اراده جدی وجود ندارد.

Daneshjooo

کامران دانشجو

برگردیم به تابستان ۸۸. زمانی که هنوز آقای «دانشجو» به وزارت نرسیده بودند. اگر اراده برای رسیدگی به تخلفات بود، همان زمان پرونده آقای دانشجو مطرح می شد. آیا برغم این پرونده او می توانست وزیر شود؟ قاعدتا نه. اما حقیقت این است که در ایران چیزهای عجیبی رخ می دهد. مثلا همین آقای رحیمی که الان زندانی است، پرونده اش قبل از ۸۸ تشکیل شد اما نه تنها مانع پست گرفتن او نشد، بلکه حتی او چهارسال معاون اول دولت احمدی نژاد شد.

فساد در جمهوری اسلامی انکار پذیر نیست اما به عنوان یک مشاهده گر می توانم بگویم، اگر قرار و غرضی برای مقابل بود یا هست، باید در بدو طرح اتهام، مقامی به متهم داده نشود. همین مورد آقای دانشجو جالب است. او با اتهام «صدور مجوزهای غیر قانونی برای تغییر کاربری زمین» روبرو بود.
.

تخم مرغ هایی که شتر دزد می شود/ «دانشجو»ی متهمکامران دانشجو به اقداماتی که در زمان استانداری تهران متهم شده، محاکمه می …

Posted by Arash Sigarchi on Wednesday, June 24, 2015

دانشجو در سال ۸۷ از سوی علی کردان وزیر جاعل به قایم مقامی وزارت کشور رسید و حتی بعد از استیضاح علی کردان در سال ۱۳۸۷ با حکم احمدی‌نژاد به عنوان سرپرست وزارت کشور منصوب شده بود. هرچند بعد صادق محصولی وزیر کشور شد اما در اسفند ۱۳۸۷ و در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ، آقای دانشجو از سوی وزیر کشور به‌عنوان رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور ایران منصوب شدو بعد آن را می دانیم. همان معجزه آقایان در انتخابات ۸۸ به نفع محمود احمدی نژاد.

کسی که در قامت استاندار تهران به «صدور مجوزهای غیر قانونی برای تغییر کاربری زمین» متهم بود، ناگهان میلیون میلیون رای ملت را اختیار گرفت ….

حکومتی که فساد و تباهی را می خواهد، نه آزادگی و شرافت را

Tasheeh 2

این دو عکس روایت دردناکی دارد. روز سه شنبه ۲۶ خرداد آن خانم هم به تشییع پیکر غواض ها رفت. منتها با کاغذی در دست که روی آن نوشته شده بود «آنها با دست‌های بسته نرفتند که تو (رحیمی، بقایی و …) با دستهای باز، دزدی کنی».

اشاره مستقیمی است به دولت فاسد قبل. عکس سمت راست، گویا او را نشان می دهد، دقایقی بعد. کاغذی که پاره شده، زن ظاهرا معترض است و شاید جا خورده از مهاجم، و مردی که سعی دارد لحظه را ثبت کند.

حتما شنیده اید که در این مراسم تشییع، که خیلی برای بدرقه این شهدا آمده بودند، اما عده ای عمدتا دلواپس، برای مقاصد خودشان آمده بودند. این دلواپس ها دو شعار داشتند یکی اینکه با عملکرد هسته ای دولت مخالفت کردند و دیگری مخالف سیاست های فرهنگی دولت از جمله در اجازه به زنان برای حضور در ورزشگاهها.

هر دوی این شعارهای دلواپسان، مخالف خواست مردم است. حداقل می دانیم در خرداد ۹۲، شرکت کنندگان در انتخابات از بین گفتمان سعید جلیلی و روحانی، دومی را انتخاب کردند. با این که این دلواپس ها اقلیت هستند، اما کسی معترض شان نشد، آمدند، شعار دادند، توهین کردند و دولت روحانی را به خیانت متهم کردند و رفتند.

.

– وبلاگ – حکومتی که فساد و تباهی را می خواهد، نه آزادگی و شرافت رادو عکس را ببینید. زنی که شعاری ساده نوشته، اما نوشته…

Posted by Arash Sigarchi on Wednesday, June 17, 2015

اما باز این زن. یک دست نوشته کنایه دار به تبار «دلواپس ها» هم تحمل نشد. همین حرف حق هم شنیده نشد و پاره شد. چرا؟

راستش، این نگاه حکومت ایران است. طاقت حرف حق را ندارد. خودش را حق می داند. مگر موسوی و کروبی سال ۸۸ چه می گفتند؟ مگر مردم در رای سال ۷۶ چه می خواستند؟ مگر انقلابیون سال ۵۷ چه می گفتند؟ خمینی و جانشینش خامنه ای، هرگز نپذیرفتند و به بدترین شکل برخورد کردند. مثل دست نوشته همین زن.

آنها می خواهند جامعه مرعوب باشد، بترسد. همین مراسم یک پیام دارد: ما هر کار بخواهیم می کنیم و اگر تو حتی دست نوشته ای داشته باشی، ما تو و نوشته اشت را حذف می کنیم!

واقعا چه می شود کرد؟ در مقابل زور این نظام بی تحمل؟ آیا باید شرافت و آزادگی را سرکوب کرد. باید سکوت کرد؟ نمی دانم….

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا