قوه قضائیه ای که دروغ می‌گوید؛ چرا زندان‌تان سرطانزاست؟

Share

علیرضا رجایی در سه پرده. از راست: قبل زندان، بعد آزادی و آغاز سرطان و بعد از تخلیه چشم (شهریور ۹۶)

غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگو و معاون قوه قضائیه در واکنش به وضعیت علیرضا رجایی مدعی شده که او بعد از زندان سرطان گرفته است.

علیرضا رجایی روزنامه نگار و فعال سیاسی است که سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم انتخاب شد،‌ اما چون به طیف ملی مذهبی نزدیک بود و از طرفی حداد عادل -پدر عروس رهبر- در میان سی نفر نبود،‌ با ابطال صندوق رای،‌ حداد به جای رجایی وارد مجلس شد. آقای رجایی بعد از ۸۸ بازداشت شد و در حالی سال ۲ سال پیش از زندان آزاد شد که بیماری سرطان گرفته بود. خانواده او مدعی است که او در زندان سرطان گرفته است.

این مصاحبه مادر علیرضا رجایی سه ماه پس از آزادی او از زندان صورت گرفت،. او گفت «متاسفانه علی‌رغم اینکه هم پزشک عمومی زندان و هم دندانپزشک زندان در دو مرحله مختلف نامه نوشتند که به علت این مشکلات علیرضا باید به بیمارستان اعزام شود اما مسئولین قضایی از این امر ممانعت کردند و این تاخیر در معالجه باعث شد که الان درمان او وضعیت پیچیده‌تری پیدا کند.»

دروغ محسنی اژه‌ای

روز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری خود در پاسخ به سوالی درباره تخلیه چشم علیرضا رجایی گفت: این آقا حدود ۲ سال پیش پایان محکومیتش بود و از زندان آزاد شده. یعنی ۲ سال است ایشان آزاد است. ایشان در این ۲ سال سرطان گرفته. مسئله سرطان در برخی استانها شایع است. خیلی از افراد سرطان می گیرند و ظرف مدت کوتاهی از دنیا می روند. برخی سرطان می گیرند و از زمان تشخیص تا فوت مدت بسیار کوتاهی است. این فرد ۲ سال پیش از زندان آزاد شده. زمانی که در زندان بوده آثاری از این مسایل نداشته. … برخی افراد که می خواهند تسلی خاطر بیمار را دهند، بهتر است از دروغ و فضاسازی پرهیز کنند. بیماری ایشان ارتباطی با محکومیت او نداشته. آثاری از سرطان در پرونده پزشکی او نبوده. پس از ۲ سال اعلام شده او سرطان گرفته که طبعا مربوط به زندان نمی شود.

*  *  *

محسنی اژه ای دروغ می گوید. در بالا ادعای مادر علیرضا رجایی را خواندید. این هم مصاحبه روزنامه اعتماد با غلامرضا رجایی برادر این روزنامه نگار که اتفاقا خود او پزشک است: این روند تقریبا از اسفند ماه سال ٩٣ آغاز شد. در قسمت فوقانی فک خود احساس درد داشت که با مراجعه به بهداری زندان و خوردن مسکن تا اندازه‌ای حل شد اما در خرداد ماه سال ٩۴ توده از سینوس بیرون آمد و برجسته شد که همان زمان من در ملاقات‌هایم با وی تاکید کردم که باید اسکن از صورت انجام شود.» … «پنج مرتبه از سوی بهداری زندان اعزام به خارج از زندان برای اسکن و عکسبرداری تجویز شد که متاسفانه این اجازه داده نشد. تا آبان‌ماه سال ٩۴ که وی از زندان آزاد شد، می‌شود گفت اقدام درمانی خاصی برای او صورت نگرفته بود که همان زمان اسکن انجام و متوجه شدیم که تومور بدخیم و بسیار وسیع است»

تجربه من

من بعد از دو ماه بازداشت و حکم ۱۴ سال زندان، دی ۸۴ به زندان برده شدم که کم و بیش ماجرایش را می دانید. سال ۸۵ دوباری در زندان به دندان پزشکی مراجعه کردم. دفعه دوم در شهریور زخمی روی زبانم بود. به دکتر مراجعه کردم گفت چیزی نیست. ماست بخور. دوباره سر زد و گفتم آقا این دارد بزرگ می شود،‌ گفت چیزی نیست.

من آذرماه فرصت مرخصی از زندان به دست آوردم. صبح دوشنبه ای بود. مستقیم به نزد دوست پزشکم رفتم و نمونه برداشت. ظهر به من زنگ زد و گفت سرطان داری.

روزی که از زندان مستقیم برای نمونه برداری رفتم. آذر ۱۳۸۵

 

بعد از جراحی ۹ ساعته برای خروج زبان و غدد لنفاوی – ۹ اسفند ۱۳۸۵

سرطان زبان،‌ بیماری نادری است که معمولا برای مصرف کنندگان تنباکو (نه سیگاری ها) اتفاق می افتد،‌کسانی که در دهان تنباکو می جوند! نه یک جوان ۲۸ ساله.

غیر از من بقیه هم با این مشکل شدند. احمد قابل را می شناسید. یک دین پژوه مبارز که از شاگردان آیت الله منتظری بود. او نیز در زندان تومور مغزی گرفت و مدتی بعد در سال ۹۱ در ۵۱ سالگی درگذشت!

همین نوشته در اینستاگرام:‌

از وبلاگ: قوه قضائیه اى که دروغ مى گوید؛ چرا سرطان تان براى مخالفان سرطانزاست؟ غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگو و معاون قوه قضائیه در واکنش به وضعیت علیرضا رجایی مدعی شده که او بعد از زندان سرطان گرفته است. علیرضا رجایی روزنامه نگار و فعال سیاسی است که سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم انتخاب شد،‌ اما چون به طیف ملی مذهبی نزدیک بود و از طرفی حداد عادل -پدر عروس رهبر- در میان سی نفر نبود،‌ با ابطال صندوق رای،‌ حداد به جای رجایی وارد مجلس شد. آقای رجایی بعد از ۸۸ بازداشت شد و در حالی سال ۲ سال پیش از زندان آزاد شد که بیماری سرطان گرفته بود. خانواده او مدعی است که او در زندان سرطان گرفته است. این مصاحبه مادر علیرضا رجایی سه ماه پس از آزادی او از زندان صورت گرفت،. او گفت «متاسفانه علی‌رغم اینکه هم پزشک عمومی زندان و هم دندانپزشک زندان در دو مرحله مختلف نامه نوشتند که به علت این مشکلات علیرضا باید به بیمارستان اعزام شود اما مسئولین قضایی از این امر ممانعت کردند و این تاخیر در معالجه باعث شد که الان درمان او وضعیت پیچیده‌تری پیدا کند.» دروغ محسنی اژه‌ای روز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری خود در پاسخ به سوالی درباره تخلیه چشم علیرضا رجایی گفت: این آقا حدود ۲ سال پیش پایان محکومیتش بود و از زندان آزاد شده. یعنی ۲ سال است ایشان آزاد است. ایشان در این ۲ سال سرطان گرفته. مسئله سرطان در برخی استانها شایع است. خیلی از افراد سرطان می گیرند و ظرف مدت کوتاهی از دنیا می روند. برخی سرطان می گیرند و از زمان تشخیص تا فوت مدت بسیار کوتاهی است. این فرد ۲ سال پیش از زندان آزاد شده. زمانی که در زندان بوده آثاری از این مسایل نداشته. … برخی افراد که می خواهند تسلی خاطر بیمار را دهند، بهتر است از دروغ و فضاسازی پرهیز کنند. بیماری ایشان ارتباطی با محکومیت او نداشته. آثاری از سرطان در پرونده پزشکی او نبوده. پس از ۲ سال اعلام شده او سرطان گرفته که طبعا مربوط به زندان نمی شود. * * * محسنی اژه ای دروغ می گوید. در بالا ادعای مادر علیرضا رجایی را خواندید. این هم مصاحبه روزنامه اعتماد با غلامرضا رجایی برادر این روزنامه نگار که اتفاقا خود او پزشک است: این روند تقریبا از اسفند ماه سال ٩٣ آغاز شد. در قسمت فوقانی فک خود احساس درد داشت که با مراجعه به بهداری زندان و خوردن مسکن تا اندازه‌ای حل شد اما در خرداد ماه سال ٩۴ توده از سینوس بیرون آمد و برجسته شد که همان زمان من در ملاقات‌هایم با وی تاکید کردم که باید اسکن از صورت انجام شود.»

A post shared by Arash Sigarchi (@asigarchi) on

زندان جای آسانی نیست. طبیعی است آدمی که در زندان است،‌ سخت ببیند اما جای منتقد و مخالف زندان است؟ ایران به همراه کشورهای عقب مانده دیگر مخالف و منتقد و روزنامه نگار را زندانی می کند.

از آن بدتر، این سرطان های عجیب فقط نصیب مخالفان سیاسی و روزنامه نگاران می شود. راستی ماجرای سرطان های سر و گردن در ایران چیست؟

Share

آیا روحانی می‌تواند بقیه تحریم های ایران را بردارد؟

Share

این یادداشت را برای وبلاگ صدای آمریکا نوشتم:

روز جمعه مناظره آخر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد که در بین اظهارات، شعارها، و اتهام های مطرح شده یک اظهار نظر توجه من را جلب کرد. اینکه حسن روحانی وعده داد در چهارسال آینده، تحریم های ایران را بر می دارد.

از این بگذریم که برخی نامزدها وعده هایی می دهند که یا توانش را ندارند و یا اصلا امکانش نیست، اما این وعده آقای روحانی چطور؟

حسن روحانی در جمله اش گفت، همانطور که قول دادم، تحریم های هسته ای را برداشتم، در چهارسال دوم «بقیه» تحریم ها را بر می دارم.

حسن روحانی چطور می تواند نظرات خامنه ای را تغییر بدهد؟ 

از چند نظر، این ادعای مهمی است. اول ببینم تحریم های باقیمانده چیست؟

تحریم های موشکی و تروریستی

ایران بخاطر ماجراجویی های موشکی و حمایت از گروه های تروریستی مورد تحریم سازمان ملل، آمریکا و برخی کشورهای اروپایی است.

این تحریم ها جدید نیستند اما در سالهای اخیر تشدید شده اند.

ایران در کشورهایی مثل سوریه نقش نظامی دارد، از گروه حماس در سرزمین های اشغالی، حزب الله در جنوب لبنان و حوثی ها در یمن با ارسال کمک مالی، نظامی و سلاح حمایت می کند.

حسن روحانی که می گوید بقیه تحریم ها را بر می دارد، آیا توان بازگردان این روند را دارد؟

می دانیم که آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران سیاست خارجی و داخلی را زیر نظر دارد و هرگونه خلاف نظر خود را در قالب سخنرانی های عمومی یا خصوصی تقبیح می کند. تازه ترین مورد، سند ۲۰۳۰ یونسکو است که آیت الله خامنه ای صراحتا علیه آن موضع گرفت.

حسن روحانی چطور می خواهد حمایت از گروه های تروریستی را متوقف کند تا در ازای آن تحریم ها برداشته شود؟ مسئله، غیر ممکن بودن برداشتن تحریم ها نیست. مسئله اراده عالیترین مقام ایران است که تاکنون نشانه ای برای توقف حمایت از این گروه ها بروز نداده است.

اگر فکر می کنید جامعه جهانی ناگهان از این تحریم ها منصرف شود، اشتباه می کنید. اگر اخبار کنگره آمریکا را دنبال کنید، می بینید بعضی از سناتورها و اعضای مجلس نمایندگان نیز پیشنهادهایی برای تشدید این تحریم ها دارند.

تحریم های حقوق بشری

خیلی از مقام ها و دستگاههای جمهوری اسلامی ایران به دلیل نقض حقوق بشر تحت تحریم هستند.

اگر فرض بگیریم حسن روحانی تنها رئیس دولت است، می توان گفت عمده نقض حقوق بشر، از سوی نهاد قضایی، سپاه پاسداران و نهادهای مشابه که زیر نظر رهبر هستند، شکل گرفته است.

روی کاغذ، حسن روحانی می تواند به عنوان عالیترین مقام اجرایی کشور و پاسدار قانون اساسی، مدافع حقوق بشر باشد و با نقض حقوق بشر مقابله کند. اما توجه کنیم که وی خود نیز سابقه درخشانی در حوزه حقوق بشر ندارد. اشاره ام به سخنان او در بعد از سرکوب دانشجویان در واقعه کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ است.

با این حال، واقعیت این است که برداشتن تحریم های حقوق بشری کار راحت تری برای حسن روحانی است تا برداشتن تحریم های تروریستی.

حال که از این دو نوع تحریم گفتم، باید نگاه کنیم ببینیم آیا حسن روحانی واقعا توان برداشتن «بقیه تحریم های ایران» را دارد یا خیر. روی کاغذ تنها رهبر می تواند با تغییر روش، چنین کند. آیا حسن روحانی از ریاست جمهوری چهارسال آینده، سودای رهبری دارد که بعد بتواند مسیر کشور را برای نزدیک شدن به جامعه جهانی استفاده کند؟ سودایی ست که برخی نزدیکان رئیس جمهوری می گویند اما مخالفان سرسختی در سپاه و نهادهای نظامی و قضایی دارند.

 

Share

انتخابات ۹۶؛ انتخابات معمولی با دعوا بر سر «آرای خاموش»

Share

انتخابات ریاست جمهوری و البته شوراهای سال ۹۶ تنها ۱۲ روز دیگر برگزار می شود. این انتخابات تحت تاثیر شبکه های مجازی و بخصوص ابزاری مثل تلگرام برگزار می شود اما واقعیت این است که این انتخابات مشابه انتخابات گذشته است.

Iran election debate 1396

در واقع بازیگران و شکل دهندگان آن مثل قبل هستند. همچنان رهبر سعی دارد در انتخابات تاثیر بگذارد، دولت سعی دارد قدرتش را برای یک دوره دیگر تمدید کند، اصولگرایان از همه ابزارها برای بازگشت به قدرت استفاده می کنند، ناراضیان گله می کنند و خبر از عدم شرکت می دهند و مخالفان نظام جمهوری اسلامی شعارهای تکراری عدم شرکت را می دهند.

خب، برخی از این وقایع مشابه انتخابات در هر کشوری است. مثلا در هر جایی دولت مستقر تلاش می کند باز بماند. مثل حمایت اوباما از کلینتون. اما خیلی ها هم مختص ایران است. اینکه شورای نگهبان مثل قبل نظارت سلیقه ای می کند،‌ پدیده انتخابات جمهوری اسلامی است که هر چه می گذرد مردم و ناظران بیشتر به آن خو می گیرند.

در این انتخابات چه آرایشی می بینم؟

۱- سرگرم ها به انتخابات

نیمی از واجدان شرایط در همه انتخابات شرکت می کنند.به دو گروه تقسیم می شوند:

آ- محافظه کاران

تقریبا نیمی از آنها گرایش مذهبی شان بر سیاست شان می چربد. گروهی که پرچم راست، اصولگرایی یا دفاع از مستضعفان را دارد. رای نهایتا ده تا ۱۳ میلیونی دارد. در سه انتخابات گذشته:

۱۳۸۴ – مجموع آرای قالیباف‌(۴) ،‌ احمدی نژاد (۵) و لاریجانی (۱.۷)

۱۳۸۸ – مجموع آرای رضایی و تا حدی آرای احمدی نژاد (غیر از مقدار تقلب شده)

۱۳۹۲ – مجموع آرای قالیباف (۶)، جلیلی (۴) و رضایی (۳).

این گروه در این انتخابات با رئیسی و قالیباف مشغول اند و امیدوارند با استفاده از امکانات شان در دور دوم بر دولت پیروز شوند.

ب – اصلاح طلبان و میانه رو ها

نیمی از کسانی که در انتخابات همیشه شرکت می کنند،‌ اصلاح طلبان یا مشخص تر خاتمی چی ها هستند. این گروه که بعد از ۸۸ به نوعی از قدرت دور شدند، با انتخابات ۹۲ احیا شدند، در انتخابات ۹۴ مجلس قوی شدند و حالا خوش بین هستند با تمدید دولت روحانی آینده ایران را ولو بعد از فوت رهبر خواهند داشت.

آنها حتی با توجیه نامزد پوششی، اسحاق جهانگیری را عرضه کرده اند.

۲ – رای خاموش

رای خاموش گروهی هستند که معمولا نتیجه انتخابات را تعیین می کنند. اگر در جمع از کسی پرسیدید در انتخابات شرکت می کند، نه می گوید شرکت می کند و نه از تحریم می گوید،‌ او یک نمونه کلاسیک رای خاموش است. کاملا هوشیار انتخابات را دنبال می کند، خیلی تاثیرپدیر برایند جامعه است. پس تعجبی ندارد وقتی که در بعد از دور اول انتخابات ۸۴، ساده زیستی احمدی نژاد در مقابل تجمل گرایی هاشمی او را تحریک کند و یا جنبش سبز قبل از ۲۲ حرداد ۸۸ او را به صندوق بکشد.

این گروه که معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ درصد جامعه هستند اگر مشارکت کنند،‌ از دسته بالا اصلاح طلبان شانس بیشتری دارند. نیایند،‌ مثل شوراهای دوم (۸۱) یا مجلس هفتم (۸۲) اصولگراها پیروز می شوند.

۳- تحریمی ها

نمی شود در انتخابات تحریمی ها را ندید. گروهی که معمولا همزیستی با گروه رای خاموش دارد. اگر مشارکت کم باشد،‌ تحریمی ها رای خاموش را پیاده نظام خود به حساب می آورد.

تحریمی ها هر وقت از رای خاموش یار گرفتند بزرگ و شنیدنی شدند بخصوص در زمان انتخابات سال ۹۰ که هنوز زخم سال ۸۸ مانده بود و در آن زمان حتی رای دادن محمد خاتمی اصلاح طلب با واکنش های تند تحریمی ها و حتی آرای خاموش روبرو شد.

دو طیف عمده تحریمی تقریبا در همه انتخابات ایران حتی دوم خرداد ۷۶ و خرداد ۸۸،  انتخابات را تحریم کرده اند، مجاهدین خلق و گروه های سلطنت طلب هستند.

در این دوره گروه های کوچک دیگری هم دیده شده اند. شاید مشهورترین شان همین گروه دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران باشد. آنها در سال ۸۸ از کروبی حمایت کردند اما کم کم با فشارهای بعد از ۸۸ از کشور مهاجرت کردند و حداقل اعضای سرشناس شان مثل سعید قاسمی نژاد یا امیرحسین اعتمادی از اساس منتقد برگزاری انتخابات در ایران هستند و آن را فرمایشی می دانند.

با اینحال تحریمی ها در این انتخابات صدای چندان قوی ای ندارند. منسجم نیستند، توجیه عقلانی برای داخلی ها ندارند و  تنها می گویند انتخابات فرمایشی است، براساس دموکراسی نیست و … نکاتی که هرچند درست است اما برای فعالان سیاسی داخل هم عادی شده و هم آنها سالهاست این قاعده بازی را پذیرفته اند.

 

روی فیس بوک من نظر بدهید

این روزها گفتمان انتخاب بد و بدتر دوباره با حضور ابراهیم رئیسی شکل گرفته، و گروه «سرگرم ها به انتخابات» همه تلاش اش را می کند که از گروه «رای خاموش» جذب کند. حالا مهم نیست اصولگرا یا اصلاح طلب. آنها تلاش دارند از این گروه به حساب خود جذب کنند. با این نگرش است که جهانگیری حرف های خوب و تندتر از روحانی می زند و از سوی مقابل رئیسی روی بحث فقر و فساد تمرکز کرده است.

گفتم، هیچ اتفاق جدیدی نمی افتد. تنها کمی صورت ها تغییر کرده و روش ها، وگرنه مثل انتخابات گذشته برگزار می شود.

Share