پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

Protest Saudi Arabia Tehran

چرا واکنش هیجانی؟‌ عصبانیت از عربستان، ب...

همین اول بگویم که کار تعرض یا همان شبه تجاوز پلیس فرودگاه جده ی عربستان کار بدی بوده و باید از سوی دستگاه دیپلماسی ایران تا حصول نتیجه پیگری شود. شکی ...

Kadkhodaei-01

مدام از محکومیت «فتنه» می گویند اما بدیه...

هر چه به سالگرد بازداشت خانگی موسوی و کروبی در ۲۵ بهمن نزدیک می شویم اظهارات عجیب مقام های حکومتی افزایش میابد اما من می خواهم به یک مورد که اتفاقا هم...

Acid spray 11

بعد از ۱۵۰روز؛ چه امنیتی ست که اسیدپاش‌ه...

از زمانی که حداقل بر صورت چهار زن جوان اسید پاشیده شد، ۱۵۰ روز گذشته است. حتما به خاطر می آورید که در چهار حمله جداگانه، مردانی موتورسوار به زنان کم ...

Larijani Sadegh1

آقای لاریجانی؛ شما یک خط به من نیشان بده...

این فیلم «دوشواری نداره» را یادتان هست و آن تکه کلام آن پیرمرد ساده که می گفت «شما شهرداری را به من نشان بده». حالا شده است حکایت این آقای رپیس قوه...

سیاست

Larijani Sadegh1

آقای لاریجانی؛ شما یک خط به من نیشان بده …

این فیلم «دوشواری نداره» را یادتان هست و آن تکه کلام آن پیرمرد ساده که می گفت «شما شهرداری را به من نشان بده». حالا شده است حکایت این آقا...

زندگی آمریکایی

Mcdonnel

فساد یک فرماندار آمریکایی و فساد یک وزارتخانه احمدی نژادی

بارها شنیده ایم که دموکراسی با تلاش به دست می آید و یا اینکه باید همه برایشان مهم باشد و ساختار قدرت...

حقوق ایرانی

Larijani Sadegh1

آقای لاریجانی؛ شما یک خط به من نیشان بده …

این فیلم «دوشواری نداره» را یادتان هست و آن تکه کلام آن پیرمرد ساده که می گفت «شما شهرداری را به من نشان بده». حالا شده است حکایت این آقا...

روزنامه نگاری

Acid Accused

آیا افتضاح «عکس اسیدپاش احتمالی»، به ماجرای «ترانه موسوی» ربط دارد؟

خبرگزاری مهر در توضیحی، ماجرای عکس اسیدپاش احتمالی اصفهان را یک اشتباه فنی رسانه نامیده و از رسانه های فارسی زبان نقل کننده این اشتباه انتقا...

گیلان جان

Karimi Ali

خداحافظی علی کریمی و راز آن پنالتی که گل نشد

علی کریمی در نامه ای خداحافظی کرد. علی پرسپولیسی بود و فکر کنم از ۷۷ تا همین یکی دو سال پیش با لباس قرمز بود. اما برای من علی کریمی ی...

چرا واکنش هیجانی؟‌ عصبانیت از عربستان، بی‌تفاوتی به کهریزک

همین اول بگویم که کار تعرض یا همان شبه تجاوز پلیس فرودگاه جده ی عربستان کار بدی بوده و باید از سوی دستگاه دیپلماسی ایران تا حصول نتیجه پیگری شود. شکی نیست. اما ذهن من به چیز دیگری در گیر است. چرا گاهی واکنش های جامعه ایران به رویدادهای پیرامونش، متفاوت و متناقض است.

Protest Saudi Arabia Tehran

تجمع اعتراضی مردم در مقابل سفارت عربستان در تهران

 

صورت مساله:

آنطور که انتخاب نوشته، دو نوجوان ایرانی بعد از مراسم حج در فرودگاه جده به مشکل می خورند. ماموران بازرسی آنها را با سختگیری ادامه می دهند و به بخشی دیگر آنها را می برند و گویا ضمن برهنه کردن شان، بخش های جنسی بدنشان را بیش از حد نرمال مورد بازرسی و لابد آزار قرار می دهند. گروه پزشکی همراه حجاج ایرانی تاثیر این تعرض را تایید کرده است.

* متعاقب آن چند اتفاق افتاد. مقام های دولتی از جمله وزارت امورخارجه اعلام کردند پیگیر ماجرا هستند

* برخی علمای مذهبی حکومتی (مثل مکارم) بحث تحریم حج عمره را مطرح کردند‌‌. علمای مستقل‌تر (محمود امجد) حتی صراحتا خواستار تحریم شدند

* جو ضد عربی که مدتهاست منتظر فرضت است که علیه عرب و اسلام و سرزمین حجاز موضع بگیرد، دست به کار شد بخصوص گاهی نژاد پرستانه ضد عرب نوشت.

* جوک های تجاوز خیلی زود فراگیر شد

* نهایتا بازی پرسپولیس در تهران با تیم عربستانی که با گل «طارمی» و آن حرکت بعد از گل اش، نفت روی اتش بود

.

می خوام نظر شما را هم بدونم در وبلاگم:چرا واکنش هیجانی؟‌ چرا گاهی واکنش های جامعه ایران به رویدادهای پیرامونش، متفاوت و…

Posted by Arash Sigarchi on Saturday, April 11, 2015

همه این رویدادها موضوع را چنان جدی کرده که در عکس بالا می بینید. عده ای به مقابل سفارت عربستان در تهران رفته اند.

چند سوال و مقایسه

اینکه جامعه ایران به چنین رویدادی واکنش نشان می دهد، خوب است. نشانه خوبی از اینکه جامعه زنده است و هوشیار.

اما سوال اول- چرا مردم به ماجرای تجاوزهای کهریزک واکنشی نشان نداد؟

تابستان ۸۸، در جریان اعتراض های انتخاباتی ماجرای کهریزک افشا شد. جوانان بازداشتی با باتوم و بدنی مورد آزار جنسی ماموران قرار گرفتند. فاجعه تر آنکه حداقل سه نفر به نام های امین جوادی، محسن روح‌الامینی و محمد کامرانی‌فر به قتل رسیدند.

جامعه واکنش چندانی نشان نداد. شاید بخشی بخاطر فضای امنیتی و ترس آن روزها بود.

سوال دو- چرا به گروگانگیری پنج مرزبان واکنش نشان می دهیم اما قتل هشت مرزبان توجه مان را جلب نمی کند؟

بهمن ماه سال ۹۲، گروه موسوم به «جیش العدل» که بازمانده گروه «عبدالمالک ریگی» است، پنج مرزبان ایرانی را گروگان گرفت. دو ماه اعتراضات فیس بوک و توییتری شروع شد که بی ربط نیست اگر بگوییم همصدایی افکار عمومی موجب شد این گروه چهارتن را آزاد کند. جز گروهبان دانایی فر که فروردین امسال جسد اش به ایران رسید. البته که واکنشی به همراه نداشت. اما رویداد مهمتر، ابتدای امسال بود. هشت مرزبان ایرانی شامل چهار درجه دار و چهار سرباز، به قتل می رسند و باز پای گروه جیش العدل در میان است. اما تقریبا واکنش عمده ای نمی شود. چرا؟ عددی حساب کنیم، هشت از پنج بزرگتر است. کیفیت هم باشد، گروگان کجا، قتل کجا. بقیه مولفه ها ثابت هستند: مرزبان در دو رویداد مشابه اند. گروگان‌گیر مشابه.

چند احتمال:

من جامعه شناس نیستم اما به عنوان یک روزنامه نگار که رویدادها را می بینم و ثبت می کنم، چند جای پا می بینم و احتمال. بخوانید و نظر بدهید:

– چقدر دولت ایران در تهییج و سکوت در قبال رویداد ها نقش دارد؟‌ آیا دولت جایی مثل گروگان ها که می تواند کاری پیش ببرد و اعتباری کسب کند، خود به جریان می پیوندد و اگر چیزی مایل نباشد،‌ سکوت می کند؟‌

– جامعه سرخورده ایران به دنبال توجیه غفلت خود است؟‌ دو ماه پیش «یونس عساکره» دستفروش خرمشهری که از فقر خود را سوزانده بود، واکنشی نشان نداد. همان موقع در افغانستان، دختری بنام «فرخنده» به قتل رسید. در ایران برای یونس عساکره واکنشی شکل نگرفت اما جامعه مدنی افغانستان ماجرای فرخنده را دنبال کرد تا به عذرخواهی رسمی و محاکمه مسببان منجر شد. آیا جامعه ایران به نوعی از بی تفاوتی های گذشته اش ناراحت هست و حالا که ماجرای عربستان اتفاق افتاده دنبال احیای روحیه معترض خود است؟

– آیا ماجرای عربستان بخاطر بحث های هویتی برجسته تر شد؟ گروهی که مخالف جمهوری اسلامی هستند، همه چیز را از چشم اسلام و عرب ها می بینند. برای همین کلا جو ضد عربی دارند. به این گروه اضافه کنید کسانی که دغدغه ملیتی دارند و معتقدند ایران باید در منطقه دست بالا را داشته باشد. مجموعه این گروه ها، حالا که بهانه وجود دارد، دیدگاه های متعصبانه و گاهی نژاد پرستانه خود را بیاد می کنند.

– چقدر ماجرای عربستان، حکومتی است؟ جمهوری اسلامی ایران و عربستان در بدترین دوران روابط خود در دهسال اخیر قرار دارند. هرچند با تغییر دولت ایران و شاه عربستان نشانه هایی از تلاش برای بهبود روابط دیده می شود اما ماجرا یمن باز دو کشور را از هم دور کرده است. عربستان ایران را به حمایت از «حوثی» ها متهم می کند و ایران می گوید عربستان به یمن تجاوز کرده است. آیا حکومت می تواند پشت این جریان باشد که افکار عمومی خود را همراه کند تا ضد عربستان باشد؟‌

دوست دارم نظر شما را هم بدانم….

 

مدام از محکومیت «فتنه» می گویند اما بدیهیات حقوق را نمی دانند

هر چه به سالگرد بازداشت خانگی موسوی و کروبی در ۲۵ بهمن نزدیک می شویم اظهارات عجیب مقام های حکومتی افزایش میابد اما من می خواهم به یک مورد که اتفاقا همزمان با «حماسه ۹ دی» آقایان بود اشاره کنم.

Kadkhodaei-01

ویژه‌نامه حماسه ۹ دی/ کدخدایی در گفت‌و‌گوی تفصیلی با فارس:
موسوی حاضر نشد برای پذیرش نتیجه بازشماری «تعهد مکتوب» بدهد
مجازات «اقدام علیه امنیت ملی» تا اعدام است
حصر لطف نظام در حق موسوی و کروبی است

 

عباسعلی کدخدایی عضو حقوقدان سابق شورای نگهبان و سخنگوی این شورا بوده و اکنون مشاور عالی احمد جنتی دبیر کهنسال این شوراست. با این سابقه، آدم انتظار دارد که از او هرچه می شنود بر اساس حقوق و قانون باشد اما متاسفانه اینطور نیست.

جملات بالای او که از سوی خبرگزاری فارس تیتر شده، سه گزاره دارد:

موسوی حاضر نشد برای پذیرش نتیجه بازشماری «تعهد مکتوب» بدهد. خب این یک چیز سلیقه ای ست. مثلا به آقای موسوی پیشنهاد شد که تعهد بدهد که هرچه از بازشماری در آید قبول می کند که خب اطلاعی که موسوی داشت ، این کار را نکرد. چون می دانست صندوق ها از قبل پر شده اند پس این را نپذیرفت.

حصر لطف نظام در حق موسوی و کروبی است. خب جمله سوم هم که یک اظهارنظر حقوقی نیست. در حقوق لطف نظام و غیره معنی ندارد. یا فعلی مجازات دارد و یا ندارد. تمام.

مجازات «اقدام علیه امنیت ملی» تا اعدام است. اما جمله وسطی او محل اشکال اساسی است. آقای حقوقدان حتی نمی داند که «اقدام علیه امنیت ملی» مجازاتش اعدام نیست.

بگذارید دقیق تر بگویم:

ماده ۵۰۲ قانون مجازات اسلامی:

هر کس به نفع یک دولت بیگانه و به ضرر دولت بیگانه دیگر در قلمرو ایران مرتکب یکی از جرایم جاسوسی شود به نحوی که به امنیت ملی صدمه وارد نماید به یک تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد.

ماده ۵۱۰ قانون مجازات اسلامی:

هر کس به قصد برهم زدن امنیت ملی یا کمک به دشمن، جاسوسانی را که مأمور تفتیش یا وارد کردن هر گونه لطمه به کشور بوده‌اند شناخته و مخفی نماید یا سبب اخفای آن‌ها بشود به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌شود.

همانطور که می بینید در هر دو ماده قانونی حتی به شرط ثبات اقدام علیه امنیت ملی مجازات آن اعدام نیست.

خب شاید بگویید چه انتظاری داری که یک مقام همه قوانین را حفظ باشد؟‌راستش، در این مورد خاص بله. چون آقای کدخدایی یک وکیل یا حقوقدان معمولی نیست. ایشان در زمان تصویب این قانون عضو حقودان شورای نگهبان بوده. یعنی تمام قوانین ازنظر ایشان برای مطابقت با قانون اساسی گذشته است.

به نظرم آنقدر مسوولان درگیر محکوم کردن کیلویی هستند که گاهی یادشان می رود که اصل ماجرا چیست!

بعد از ۱۵۰روز؛ چه امنیتی ست که اسیدپاش‌ها دستگیر نمی شود

از زمانی که حداقل بر صورت چهار زن جوان اسید پاشیده شد، ۱۵۰ روز گذشته است.
حتما به خاطر می آورید که در چهار حمله جداگانه، مردانی موتورسوار به زنان کم حجاب حمله کردند و با تاکید بر اینکه حجاب شان کم است، به صورت آنها اسید پاشیدند.

Acid spray 11
اتفاقی که مقدمه ای داشت. از مدتها قبل امام جمعه اصفهان به بی حجابی ها هشدار داده بود و خواستار اقدام عملی شده بود. همان روزها هم مجلس مشغول تصویب قانونی برای حمایت بیشتر از ماموران امر به معروف بود. افکار عمومی انگشت اتهام را به سمت نیروهای تندرو نشانه رفت. همین شد که هر روز یک مقام حکومتی از این در آمد که کار آمران به معروف نیست.
به هر حال، صد روز گذشته و حسین اشتری، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران صراحتا می گوید «خبری از دستگیری عاملان اسیدپاشی اصفهان نیست».
به نظر می رسد نیروی انتظامی تسلیم شده است. یادتان هست که چند جوان روی آهنگ «هپی» فارل ویلیامز رقصیدند؟‌ پلیس تهران با افتخار می گفت ما در چند ساعت آنها را شناسایی و دستگیر کردیم. چرا نمی توانند اسیدپاش ها را دستگیر کنند؟‌
هر از گاهی که فیلم سرقت یا حمله ای مثل جنایت میدان کاج رخ می دهد، فورا مقام های قضایی و پلیس در مصاحبه های پیاپی از اراده مقام ها خبر می دهند و به محض دستگیری متهم، او را مجازات می کنند. اینکه حکومت با خاطیان برخورد می کند، خیلی هم خوب است اما واقعیت این است که در  ‌آن پرونده ها بیشتر هدف متقاعد کردن افکار عمومی است ما قوی هستیم، امنیت برقرار است و الخ.

این یک بام و دو هوا را بارها دیده ایم. تا جوانانی مهمانی می گیرند، پلیس حمله می کند و بازداشت و قصه ای که کم و بیش می دانید. اما درست در بزنگاه هایی که باید مثل همین اسیدپاشی، پلیس باشد و امنیت باشد، غیبت آنها را شاهدیم.

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا