صفحه اصلي  |  وبلاگ  |  English Blog  |  روزنگار - گزارش ها  |  لاف های مستی  |  ایستاده چو شمع  |   ایرانگرد  |   فیس بوک  |  تماس با من  |  درباره من

.: آرش سیگارچی – Arash Sigarchi :.
inicio mail me! sindicaci;ón

موسوی و کروبی خوش قول، حتی در سال ۹۲

BalatarinGoogle ReaderTwitterShare

Mousavi - Karoubi.

این خبر سایت کلمه مهم است. خانواده میرحسین و کروبی درباره خبرسازی های رسانه های اقتدارگرا هشدار دادند. 

این متن پیام است:

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف ایران!

به اطلاع می‌رساند برخی رسانه های دروغ پرداز وابسته به جریان اقتدارگرا ناجوانمردانه با سوء استفاده از حصر غیرقانونی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، شروع به خبرسازی و شایعه پراکنی کرده‌ و از قول آنان اخبار کذب انتخاباتی منتشر می‌کنند.

به اطلاع مردم عزیز و علاقه مندان می رسانیم که عزیزان ما با محدودیت ها و ممنوعیت های شدید امنیتی مواجه اند و تاکنون نیز اظهار نظری درباره انتخابات نداشته اند. بار دیگر تاکید می کنیم که اخبار مربوط به خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی تنها از طریق مجاری و رسانه های موثق مورد اعتماد معتبر خواهند بود.

خانواده مهدی کروبی و میرحسین موسوی

 

این خبر از دو جهت مهم است: 

آ. 

دو گروه در هفته های اخیر سعی داشتند در جامعه القا کنند موسوی و کروبی درباره انتخابات ۹۲ موضع دارند. گروه اول همان ها هستند که در اطلاعیه خانواده موسوی و کروبی به آنها اشاره شده است. مثل سایت مشرق نیوز سعی کرد نشان دهد که موسوی علیه نامزدی هاشمی ست و کروبی موافق آن.  گروه دوم اصلاح طلبان مایل به حضور در قدرت هستند. این گروه هر چند هدف و مخاطب این اطلاعیه نیستند اما در هفته های گذشته بخصوص با مطرح شدن نام خاتمی به عنوان نامزد سعی کردند اینطور نشان بدهد که موسوی و کروبی هم با آنها هستند. 

ب. 

اما اهمیت دوم این نامه چند خطی. موسوی و کروبی از ده روز مانده به انتخابات، در همان مناظره شان وعده دادند کوتاه نمی آیند. انصافا نیامدند. شاید در مقاطعی همراه با معترضان نبودند و کمی عقب افتادند اما تا امروز که چهارسال می گذرد، بر قرار شان با حامیان شان ماندند. این موردی مهم است. در میان سیاستمداران ایرانی موارد کمی را می بینیم که بر تعهدشان بر ملت بمانند. به نظرم این پیام مهم این اطلاعیه است که به رغم بیش از هشتصد روز بازداشت خانگی موسوی و کروبی که می توانستند مثل محسن رضایی ، نامزد این انتخابات باشند، کوتاه نیامدند….

وقتی توهین، وعده روزانه مان می شود

BalatarinGoogle ReaderTwitterShare

Yazdi-Mohammad

همین چند روز پیش بود که از عذرخواهی فرمانده پلیس بابت پوشاندن لباس زنان مریوانی بر تن مجرمان نوشتم، حالا عضو شورای نگهبان در فشانی دیگری کرده اند:

محمد یزدی، رییس سابق قوه قضاییه و عضو فعلی شورای نگهبان:
در بین افرادی که ثبت نام کرده اند، ده، دوازده خانم‌ حضور دارند؛ یکی از آنها گفته که “اگر من رئیس جمهور شوم، نیمی از کابینه‌ام خانم‌ها و نیم دیگر آقایان خواهند بود”؛ مثل معروفی هست که کسی می‌خواست وارد روستایی شود، اصلا راهش نمی‌دادند وارد روستا شود، اما می‌گفت “خانه کدخدا کجاست”؟!؛ قانون اجازه رئیس جمهور شدن را به خانم‌ها نمی‌دهد، حالا چطور این فرد ترکیب کابینه را هم مشخص کرده است!

 

این آقا به همراه یازده نفر دیگر، مسوول بررسی قوانین مصوب مجلس هستند که خلاف اسلام و قانون اساسی نباشند. ایشان لابد اسلام شناس است که از سوی خامنه ای در این سمت است و باز لابد چون ده سال رییس قوه قضاییه بوده، باید قانون شناس هم بوده و به عدالت اشتهار داشته باشد. 

این جمله یعنی چی؟ حتما می دانید که در قانون اساسی شرط نامزدی در انتخابات را «رجل سیاسی» گذاشته اند. البته این هم از اشکال قانون گذاران ایران در سال ۵۸ بود وگرنه براساس مشروع مذاکرات قانون اساسی جمهوری اسلامی مراد، کسی بود که اشتهار به فعالیت سیاسی داشته باشد نه ترجمه تحت الفظی «مرد سیاسی». 

این اصل ۱۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است:

رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد:
ایرانی‏الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.

 

فرض کنید اصلا منظور از رجل سیاسی همان مرد سیاسی باشد. عضو شورای نگهبان باید اینطور جواب بدهد؟ باید اینطور متلک بگوید؟ آقای یزدی خانواده ندارد؟ زن، مادر، خواهر، دختر، عروس و .. ندارد؟ یعنی بعد از این حرفش، هیچکدام آنها چشم در چشم این مثلا روحانی ۸۲ ساله انداخته اند و گفته اند آخه یعنی چی؟ 

بله، این تفکر بر ایران حاکم است!

«قالیبافی شدن»؛ بیماری واگیردار از دولتی ها به مردم

BalatarinGoogle ReaderTwitterShare

این اظهارات قالیباف را که می شنوم یا می خوانم، به این باور می رسم که قالیباف شدن، نه تنها تعجب انگیز نیست بلکه این طور شدن یک پدیده ی قابل توجه در ایران شده است.

در روزهای اخیر، قالیباف حرف های قابل توجهی زد. مثلا گفت  «من در سال ۷۸ پشت موتور ۱۰۰۰ جزو چوب زن ها بودم» یا «مجوز حضور نظامی و تیراندازی در کوی دانشگاه را من گرفتم» و …


.

البته بعد از رسوایی این فایل، حامیان قالیباف سعی کردند با انتشار این فیلم ، ماجرا را جمع کنند. 

سوال این است که چرا قالیباف چنین حرفی می زند؟ چرا قصد دارد خود را در حد یک ناقض حقوق بشر نشان بدهد؟ در واقع نوعی هوش در جمهوری اسلامی و نظام های مشابه در کارگزاران نظام اش دیده می شود که موقعیت سنجی می کند و براساس آن اقدام می کند یا تصمیم می گیرد. محمدباقر قالیباف از همین نوع هوش هاست. ساده است. او فهمیده که مردم هیچ کاره اند. برای رییس جمهوری شدن، او نظر بیت خامنه ای – مجتبی و بقیه سپاه – را نیاز دارد. اگر این را داشت، سال ۸۴ با همان چهار میلیون، الان آخرین هفته های دوره دومش را می گذراند. 

او پیش از این نیز هوش اش را نشان داد. مثلا وقتی به نیروی انتظامی آمد هنوز کشور تحت تاثیر شعارهای خاتمی بود. او در نقش پلیس خوب ظاهر شد و باطن اش را پوشاند. 

متاسفانه این نوع رفتار حکومتی ها، در سالهای اخیر در مردم اثر کرده و عده زیادی، به نون به نرخ روز خواری افتاده اند. اینکه با یک لبخند و دروغ کارت را راه بیاندازی. آدم هایی که برای خوش آمد فرد، تعریفش را می گویند بعد تا طرف می خروند می گویند «کس خوارش». 

قالیباف یک فرد است که به نظر من نقاط قوت و ضعفی مثل همه آدم ها دارد. در زمان هایی مثل جنگ به کشورش خدمت کرده اما قالیبافی شدن یک پدیده مهم است. پدیده ای که در آن تو یا من سعی می کنیم به هر قیمتی شده به قدرت برسیم، حالا یک روز نقش آقای پلیس خوب، یا یک روز شهرداری که بیایی بگویی همه کارهای بد نظام را من کرده ام، شاید در دل آقا جا کند…. به این کار چه می گویند؟

نوشته بعدی »