پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

Larijani Sadegh1

آقای لاریجانی؛ شما یک خط به من نیشان بده...

این فیلم «دوشواری نداره» را یادتان هست و آن تکه کلام آن پیرمرد ساده که می گفت «شما شهرداری را به من نشان بده». حالا شده است حکایت این آقای رپیس قوه...

Addicted - Boris Kodjoe and Sharon Leal

فیلم معتاد (Addicted)؛ زنی که به سکس معت...

فیلم Addicted یا معتاد داستان جسورانه ای دارد. فیلم ساخته «بیل وودراف» است که پیشتر به عنوان یک تهیه کننده در سینمای هالیوود شناخته می شد. داستان فیلم...

Mcdonnel

فساد یک فرماندار آمریکایی و فساد یک وزار...

بارها شنیده ایم که دموکراسی با تلاش به دست می آید و یا اینکه باید همه برایشان مهم باشد و ساختار قدرت تلاش کند. یعنی مردم کسانی انتخاب کنند که مراقب با...

zan Bikar

چرا ایران در میان «ده کشور بد جهان» برای...

این گزارش فروم جهانی اقتصاد درباره وضعیت کشورهای بد جهان برای زنان تکان دهنده است. براساس این گزارش، لیست ده کشور بد برای زنان چنین است: يمن، پا...

سیاست

Larijani Sadegh1

آقای لاریجانی؛ شما یک خط به من نیشان بده …

این فیلم «دوشواری نداره» را یادتان هست و آن تکه کلام آن پیرمرد ساده که می گفت «شما شهرداری را به من نشان بده». حالا شده است حکایت این آقا...

زندگی آمریکایی

Mcdonnel

فساد یک فرماندار آمریکایی و فساد یک وزارتخانه احمدی نژادی

بارها شنیده ایم که دموکراسی با تلاش به دست می آید و یا اینکه باید همه برایشان مهم باشد و ساختار قدرت...

حقوق ایرانی

Larijani Sadegh1

آقای لاریجانی؛ شما یک خط به من نیشان بده …

این فیلم «دوشواری نداره» را یادتان هست و آن تکه کلام آن پیرمرد ساده که می گفت «شما شهرداری را به من نشان بده». حالا شده است حکایت این آقا...

روزنامه نگاری

Acid Accused

آیا افتضاح «عکس اسیدپاش احتمالی»، به ماجرای «ترانه موسوی» ربط دارد؟

خبرگزاری مهر در توضیحی، ماجرای عکس اسیدپاش احتمالی اصفهان را یک اشتباه فنی رسانه نامیده و از رسانه های فارسی زبان نقل کننده این اشتباه انتقا...

گیلان جان

Karimi Ali

خداحافظی علی کریمی و راز آن پنالتی که گل نشد

علی کریمی در نامه ای خداحافظی کرد. علی پرسپولیسی بود و فکر کنم از ۷۷ تا همین یکی دو سال پیش با لباس قرمز بود. اما برای من علی کریمی ی...

آقای لاریجانی؛ شما یک خط به من نیشان بده …

این فیلم «دوشواری نداره» را یادتان هست و آن تکه کلام آن پیرمرد ساده که می گفت «شما شهرداری را به من نشان بده».

حالا شده است حکایت این آقای رپیس قوه قضاییه ایران. این هفته ها که باز بحث ادامه بازداشت خانگی غیرقانونی از سوی علی مطهری مطرح شده، این اظهارنظر آقای رییس قوه قضاییه است: «حصر «سران فتنه» غیر قانونی نیست»

وقتی کسی رییس نهاد یا سازمان و وزارتخانه ای می شود، نمی شود انتظار داشت بهترین فرد برای آن سمت باشد، اما می شود انتظار داشت کسی باشد که حداقل آشنایی لازم را داشته باشد. آقای صادق لاریجانی یکی از پدیده هاست. ایشون گویا سالها در حوزه تحصیلات حوزوی داشته اما واقعیت اینه که حتی یک روز سابقه قضایی نداشته است و این فاجعه است.

برای همین است که او و زیر مجموعه اش هنوز نتوانسته اند عدالت نسبی را در قوه قضاییه برقرار کند بلکه عملا عدالت به یکی از نقاط ضعف نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.

مثلا همین نکته ایشان درباره اینکه حصر غیرقانونی نیست را بخوانید:

رئیس قوه‌قضائیه: حصر «سران فتنه» غیر قانونی نیست

رئیس دستگاه قضا با طرح این موضوع که «تکرار ادعای خلاف قانون بودن حصر سران فتنه و پاسخ ندادن به آن این گمان را در باور مدعیان به وجود آورده که حرفشان درست است» به ادعای تکراری دیگر عوامل فتنه درباره محاکمه نشدن سران فتنه و دلائل آن پرداخت واعلام کرد: عوامل فتنه و برخی حامیان آنان همواره می پرسند که چرا سران فتنه محاکمه نمی شوند؛ و حتی پا فراتر گذاشته و می گویند که نظام و دستگاه قضایی حرفی برای گفتن ندارد و جرات ندارد که سران فتنه را محاکمه کنند اما پاسخ ما این است که دستگاه قضایی بسیار مقتدرتر از این است که از محاکمه سران فتنه خوفی داشته باشد. کما اینکه با صلابت و اقتدار، توانایی خویش را در رسیدگی به پرونده هایی به مراتب سنگین تر و پیچیده تر از اینها نشان داده است. منبع(تسنیم)

Larijani Sadegh1

همه اش خط و نشان. دریغ از یک خط استدلال حقوقی. آقای لاریجانی در مهر ۸۸ گفته بود سران فتنه خیال نکنند قوه قضاییه آنها را محاکمه نمی کند به این دلیل است که مدرکی ندارد. پنج سال از آن حرفها گذشته اما دریغ از برگزاری دادگاه. به نظرم آقای لاریجانی و همراهانش دست شان خالی ست.

در قوانین ایران و شرع اسلام که خیلی قوانین ایران از آن گرفته شده یک اصلی ست که تا فعلی جرم نباشد نمی شود مجازات کرد. و همچنین باید بین جرم و مجازات متناسب باشد. حصر یا بازداشت خانگی در هیچ کجای قوانین ایران نیامده است. این مهم است چون شمای قاضی یا قوه قضاییه نمی توانید:

۱- کسی را به جرمی محکوم کنی که قانون هنوز آن را جرم نمی داند

۲- فرد را به مجازاتی محکوم کنی که قانون آن مجازات را قبلا تصویب نکرده است.

مثلا وقتی هنوز قانونی برای سوت زدن در خیابان تصویب نشده، نمی توان کسی را در خیابان بازداشت کرد که چرا سوت می زنی. یا مثلا اگر قانون تصویب شد کسی که در خیابان سوت بزند، باید ده هزار تومان جریمه شود، دستگاه قضایی نمی تواند او را به آن جرم، یازده هزار تومان جریمه کند.

در قوانین ایران جایی به حصر اشاره نشده ، پس چطور آقای رییس قوه قضاییه می گوید بازداشت خانگی آنها غیر قانونی نیست؟‌

نه تنها برخلاف گفته او قانونی نیست بلکه قانون اساسی بالاترین قانون ایران می گوید

اصل ۳۲- هیچ‌کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد

اینها را داشته باشید و باید به آقای لاریجانی بقول آن پیرمرد ساده گفت «شما یک خط قانون به من نیشان بده» …

فیلم معتاد (Addicted)؛ زنی که به سکس معتاد است و خیانت می کند

فیلم Addicted یا معتاد داستان جسورانه ای دارد. فیلم ساخته «بیل وودراف» است که پیشتر به عنوان یک تهیه کننده در سینمای هالیوود شناخته می شد. داستان فیلم زنی فعال است که بخاطر اعتیادش به سکس روی به خیانت می آورد. ورود فیلم «زوی» را نشان می دهد که نقش را Sharon Leal بازی می کند. زوی به دفتر روانشناس می رود که بگوید چه بر سرش آمده. 

Addicted - Boris Kodjoe and Sharon Leal

شارون لیال در نقش زوی – عکسها از اینجا

 

زوی زنی موفق در حوزه بازاریابی هنر است. همسر و فرزندان خوبی دارد. همسرش کمی سر مجاز است. شب هایی شده که او سکس می خواهد اما شوهرش بی تفاوت و به خستگیِ می گذرد. زوی دیلدو (آلت مصنوعی) دارد و در زمان خواب شوهرش خود ارضایی می کند. در این بین «زوی» برای پوشش کار یک هنرمند جوان به نمایشگاهش می رود و این زمینه ای می شود برای رابطه پنهانی زوی و آن مرد. رابطه ای که گاه کم و زیاد می شود و گاه زوی را مجاب می کند به روابط دیگر خارج از ازدواج تن بدهد. ماحصل این می شود که زوی خانواده خودش را تا مرز فروپاشی می برد و خود نیز یک معتاد تمام عیار سکس می شود.

Addicted - Sharon Leal and William Levy

زوی از سکس با شوهرش راضی نیست و توجه مردی دیگر او را می رباید …

 

موضوع برای یک جامعه در حال گذار قابل توجه است. مردان و زنانی که گاهی نمی دانند از زندگی مشترک چه می خواهند و در بزنگاهی دچار انحراف می شوند. خیانت می کنند. ابتدا سخت است اما بعد رویه می شود. مردانی که در غیاب همسر دوست دخترانی دارند و زنانی که در خفا دوست پسرانی. ظاهرا همه راضی اند. مرد غیر از زنش با دیگران می خوابد. زن هم همینطور. آن دیگران هم راضی هستند و لابد چند تایی اینطوری نیمه وقت دارند. هیچکس هم حواسش نیست که به این اعتیاد گرفتار شده اند.

از مردانی که خودارضایی می کنند تا زنانی که صبح ها با همسایه های دیگر در غیاب مردان خانه دوره مردبازی دارند. به همین سادگی.

سه سال پیش یک آماری از پلیس تهران در آمد که ۳۵ درصد زنان شوهر دار تهران، دوست پسر داشته اند یا دارند. بعد البته این آمار جمع شد اما واقعیت چیز دیگری ست. جامعه ای که برای ازدواج درست تمرین نمی کند، چنین می شود که مرد یا زن هفته بعد از ازدواج می فهمد که انتخابش اشتباه است و تو تا ته ماجرا را بخوان.

فیلم معتاد یا Addicted یک جرقه است که فکر کنیم به آنچه بر سر جامعه می آید. در غرب اجازه طرح این مسایل به عریان ترین شکل داده می شود و به همین دلیل ادم های درگیرش فرصت دارند که آن را ببینند ، خودشان را ببینند و مقایسه کنند و اگر لازم دیدند تصمیمی بگیرند برای تغییر. اما در جوامع بسته این امکان نیست.

این تبلیغ فیلم Addicted است:

فساد یک فرماندار آمریکایی و فساد یک وزارتخانه احمدی نژادی

بارها شنیده ایم که دموکراسی با تلاش به دست می آید و یا اینکه باید همه برایشان مهم باشد و ساختار قدرت تلاش کند. یعنی مردم کسانی انتخاب کنند که مراقب باشند و همه نهادها مراقب هم. با این همه هنوز فساد و تباهی در کشوری مثل ایران به مراتب بیشتر از آمریکاست و به نظر هم نمی رسد رو به کاهش باشد.

این مقایسه را بخوانید.

«باب مکدانل» فرماندار ایالت ویرجینیای آمریکا بود. در ۵۶ سالگی به این مقام رسید و حتی برخی زمزمه کردند که بد نیست در دوره بعد ریاست جمهوری که اوباما نیست، نامزد شود. چنین حسابی رویش می شد. اما شش ماه مانده به آخر دوره اش، زمزمه رشوه اش مطرح شد.

Mcdonnel

«باب مکدانل» فرماندار سابق ویرجینیا بخاطر رشوه ۱۶۵ هزار دلاری به دو سال زندان محکوم شد

 

ماجرا از این قرار بود که «اف بی آی» فهمید که جونی ویلیامز مدیر عامل شرکت «استار ساینتیفیک» هدایایی به خانواده آقای فرماندار داده است. هدایا چه بود؟ یک ساعت رولکس، لباس طراحان معروف برای زن و دختر آقای فرماندار و مسافرت و هزینه های یک شام آنچنانی شب «روز شکرگزاری». مجموع آن شده است ۱۶۵ هزار دلار.

این ماجرا شد یک رسوایی بزرگ. آقای فرماندار هر هفته در رادیو محلی مان با مردم حرف می زد. تا دو هفته سکوت کرد اما بعد بخاطر فشار افکار عمومی وادار به اعتراف شد که خانواده اش این کمک ها را گرفته و بابت این شرمنده است. البته سریع تاکید کرد همه اینها پس داده شده.

ماجرا تا شش ماه موقت مسکوت ماند. آقای فرماندار برای دوره بعد نامزد نشد. هیچ فعالیت سیاسی نکرد. حتی از نامزد هم حزبی بعد از خود دفاعی نکرد.

روزی که فرماندار جدید به جای او سوگند خورد، دادگاه فرماندار و زنش را احضار کرد. برای رسیدگی، هیات منصفه ای از مردم تدارک دیده شد و به مدت یک ماه فرماندار و زنش در دادگاه بودند. دادستان به عنوان نماینده مردم شواهد رو می کرد و آقای فرماندار سابق و زنش با وکلایشان از خود دفاع. در همه این مراحل هیات منصفه گوش می کرد.

در نهایت هیات منصفه در ده تا ۱۴ مورد آنها را مجرم دانست.

قاضی موظف به صدور رای شد. از پیش اعلام شد که ژانویه آرای انها اعلام می شود. برای این جرایم گفتند مجازات شاید تا بیس سال بشود. خود مکدانل نامه نوشت و خواهش کرد حداقل برایش در نظر گرفته شود. در نهایت به ۲۴ ماه زندان محکوم شد. تمام

 

حالا به یک پرونده ایرانی توجه کنیم. در دوره دوم وزارت علوم آقای احمدی نژاد یعنی کامران دانشجو، سه هزار نفر در وزارت علوم در حالیکه صلاحیت علمی نداشتند بورسیه شدند یعنی دولت هزینه تحصیل دکترایشان را در خارج پرداخت کرد که دکترا بگیرند و بعد در وزارت علوم هیات علمی شوند. اگر به این سه هزار نفر، نفری ۲۰ میلیون ارزش مادی سالانه اختصاص داده می شد می شود سالی شش میلیارد تومان که برای چهارسال دکترا می شود ۲۴ میلیارد تومان. اگر دلار را سه هزار تومانی حساب کنیم، براساس این رویه کلا دولت احمدی نژاد ۸ میلیون دلار از بودجه کشور را به آدم هایی اختصاص داد که با تخلف بورسیه شدند.

Daneshjooo

کامران دانشجو وزیر علوم که برغم دستور بورسیه های غیرقانونی تحت پیگرد قرار نگرفت

 

واکنش ها چه بود. گروهی از نمایندگان در مجلس تا چهاربار مانع شدند روحانی وزیر علوم مورد نظرش را بگمارد که مبادا به این فساد رسیدگی شود. قوه قضاییه؟ شوخی می کنید. هنوز گزارشی از رسیدگی به تخلفات بیرون نیامده است.

.

می بینید؟ من نمی گویم آمریکا عالی است. اینجا هم مدیران و مسوولان مثل هرجای دیگری میل به فساد دارند و چه بسا خیلی ها هم گیر نمی افتند اما وای به حال کسی که گیر بیفتد. توجه کنید که این آقای مکدانل ۱۶۵ هزار دلار رشوه گرفت که معادل حقوق یکسالش بود. البته یک فرماندار حدود ۱۸۷ هزار دلار حقوق در سال دارد. مقایسه کنید با این فساد بورسیه که ۸ میلیون دلار است.

حالا بماند این خبر که دولت آقای احمدی نژاد ۱۰ هزار بیسواد را در آموزش و پرورش استخدام کرده بود. فساد یکی دو تا هم نیست…

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا