صفحه اصلي  |  وبلاگ  |  English Blog  |  روزنگار - گزارش ها  |  لاف های مستی  |  ایستاده چو شمع  |   ایرانگرد  |   فیس بوک  |  تماس با من  |  درباره من

.: آرش سیگارچی – Arash Sigarchi :.
inicio mail me! sindicaci;ón

مستند قالیباف؛ زندگی با نفس مصنوعی

BalatarinGoogle ReaderTwitterShare

فیلم محمد باقر قالیباف هم فیلم خوش ساختی بود. اول فیلم را می گذارم، بعد نکاتم را می نویسم:


.

- عنوان فیلم «دوباره زندگی» بود. نفهمیدم؟ یعنی ما مرده بودیم، یعنی دچار مرگ بودیم که قالیباف حالا قرار است احیا کند؟ جسارتا تا آنجایی که به خاطر دارم احمدی نژاد و این دولت، همه محصول آقای خامنه ای پدر معنوی اصولگرایان است و که قالیباف هم جزو شان است. خب چرا باید مردم به کسی رای بدهند که خودش از اردوگاه این کشندگان یا به کما برندگان ملت است؟!

- فیلم را خوب با ماجرای سیل تهران شروع می کند که قالیباف توانست تهدید را به فرصت تبدیل کند. در واقع مسوولان جمهوری اسلامی هرگز این مفهوم را نفهمیدند که نباید از تهدید ترسید بلکه باید آن را به فرصت تبدیل کرد. همیشه تهدید را بد ترین چیز دانسته اند وبدترین تصمیمات را درباره آن گرفته اند. باز خوب است که قالیباف در مسایل عمرانی این را فهمیده است. 

- همان اوایل قالیباف می گوید «آماده ام که نکذارم به ملت جفا شود». خب توضیح واضحات است که جفا به ملت از آستین آقای خامنه ای بیرون می آید. 

- قالیباف در ماشین روایت می کند. صدای حاشیه زیاد است. یعنی واقعا چهار تا امکان میکروفن HF نبود؟ 

- قالیباف برای رای سنتی ها و مذهبی ها، از دیدارش با مراجع در فیلمش خبر می دهد. چه بگویم. میرحسین موسوی تنها نامزدی بود که در انتخابات قبل دیدار با مراجع را به شرح نشان داد اما جز چند نفرشان، کسی علنی از او حمایت نکرد. حالا خدا عاقبت قالیباف را بخیر کند. 

- بخشی از فیلم از سخنرانی قالیباف در مراسم تشییع آتش نشانی ست که در تهران جان باخت. جمله خوبی گفت که «ایثارگری، الان سخت تر از دوران جنگ است.»  یا یه جمله دیگه که «۱۹ سالگی رفتم جبهه که بمیرم نه اینکه سردار بشم.»

- این دو جمله هم توجه من را جلب کرد «اولین بی تقوایی اینه که کاری رو نتونیم اما بگیم انجام میدم.» یا اینکه «وضع مملکت از بی عرضگی ماست نه آمریکا.»

- تو فیلم حقوق بشر رنگی نداره و یکجا که درباره زنان صحبت می کند، چندان شفاف نیست. 

- آخر فیلم هم موزیک «مانی رهنما» را گذاشت که رسما دزدی آهنگ ابی بود. همان آهنگ خلیج فارس. 

 

 

مستند حسن روحانی؛ بهار و زمستانی های شیخ

BalatarinGoogle ReaderTwitterShare

فیلم روحانی خوب بود. در واقع باید دست مریزاد گفت به حسین دهباشی و همکارانش که فیلم ساختند. یعنی داستان داشت، تم داشت و به مخاطب و پیامی که باید بدهد، فکر کرده بود:


.

نکاتی از فیلم توجهم را جلب کرد:

- عنوان فیلم را نفهمیدم: «این بهاری است که پشت زمستان مانده». منظورش چیست؟ روحانی بهار است؟ زمستان کیست؟ خامنه ای؟ هاشمی؟ یا هشت سال اصلاح طلبان یا شاید هم محمود احمدی نژاد؟

- یک نکته خوب فیلم آوردن صداهایی از اول انقلاب بود. این روزها که رسما انقلاب ندیده ها، سکان دار انقلاب شده اند، این یادآوری خوبی بود که شعار ها و وعده ها چه بود و چه شد. 

- یک نکته خوب دیگر این بود عکس روحانی با خواهرش که بچه ای بود و بی حجاب، سانسور نشد. معمولا مسوولان چنین عکسی را علنی نمی کنند اما این عکس خیلی ساده و بی آلایش بود و تاثیر گذار. 

- بخش های از مستند ضرباآهنگ خوب داشت بخصوص بخش های بازی با عکس.  اما وقتی به سخنرانی ها می رفت، نفس گیر و گاهی حوصله سر می برد. البته بیشتر این به روحیه سیاسی های ایرانی باز می گردد که هرگز نیاموخته اند کوتاه و مفید حرف بزنند. حالا کسانی که در کسوت روحانیت هستند که بماند!

- برعکس رضایی که اتهام قاچاق سیگار را توضیح نداد، فیلم روحانی راحت درباره مدرک او حرف زد تا شبهه ای نماند. 

- این را نمی دانستم که روحانی در زمان شاه اینقدر سابقه مبارزاتی داشته و در اسناد ساواک او را دکتر خطاب می کردند. 

- روحانی در فیلم تبلیغاتی اش بار دیگر این ادعا را مطرح می کند که «اولین بار» او واژه امام را برای خمینی بکار برده. شخصا که این را افتخار نمی دانم اما خب برای آنهایی که در ایران اند و هنوز تحت تاثیر خمینی، لابد خوش شان می آید. 

- صدای روحانی در دهه پنجاه را که می شنوم، انگار علی شریعتی سخنرانی می کند. نمی دانم بخاطر ضبط صوت های آن دوره است یا اینکه واقعا روحانی تحت تاثیر شریعتی بود. 

- به نظرم روحانی نیم نگاهی هم به محمد بهشتی داشت. همینکه در ابتدای فیلم تبلیغاتی اش صداهایی می آید که در استقبال از او می گویند « روح بهشتی آمد»، یعنی بدش نمی آید. 

- یک نکته انحرافی دیگر که به ذهنم رسید این بود که آخوندها در اواخر دوره پهلوی چه رشدی داشتند. از حوزه به دانشگاه و حتی تحصیل در خارج می رسیدند. بهشتی و روحانی مثال هایی هستند. اما گویا بعد از انقلاب، هرچی کاشتند، بهتر از «حمید رسایی» گیر حوزه نیامده است!

- یک نکته انحرافی دیگر، خامنه ای خیلی خوش اش نمی آید که کسی خود را متعلق به «آیت الله خمینی» بداند چه برسد به روحانی که صراحتا خود را از مکتب بهشتی می داند. آن هم بهشتی که چهارسال اخیر فرزندانش بخاطر نزدیکی با موسوی تحت فشار بودند!

- یک هوشمندی در فیلم بود که روحانی بیشتر از اینکه از خودش تعریف کند، در کلام خاتمی و هاشمی تبلیغ می شود؛ تبلیغ غیر مستقیم. 

- اما به نظر من مهمترین نکته فیلم روحانی، دو رویی خامنه ای بود. می پرسید چطور؟ در فیلم جلیلی و کلا در این سالها بارها شنیده ایم که خامنه ای از اینکه مذاکره کنندگان قبلی فریب اروپا و غرب را خوردند انتقاد می کرد و حتی بصراحت آنها را ناکارآمد می دانست. اما روحانی در فیلم هایش صداهایی از خامنه ای پخش می کند که خامنه ای از او بخاطر پیشبرد پرونده هسته ای ایران بدون دادن هزینه های زیاد، دفاع می کند. این رهبر دو رو نیست؟ 

 

مستند ولایتی؛ یادآوری اینکه دیکتاتور بردیم، آخوندش را آوردیم

BalatarinGoogle ReaderTwitterShare

فیلم تبلیغاتی اول علی اکبر ولایتی نامزد انتخابات را که دیدم، ناخواسته نکته ای دیدم که مطمئنا هدف سازنده اش نبود. اینکه ملت شریف ایران دیکتاتوری را برداشتند و دیگری را جایش گذاشتند. این فیلم اوست:

.
.

- کل فیلم، فیلمی ست که برای  آقای ولایتی در یک سینمای خالی پخش می شود. فیلمی از آغاز قیام و انقلاب و سالهای بعد آن. متناسب با آن، ولایتی واکنش نشان می دهد. گاهی نیش اش باز می شود، گاهی اخم می کند، می خندد، گریه می کند، ناله می کند، سینه می زند و…

- نکته ای که فیلم دارد این است که اولا به بیننده بگوید آقای ولایتی سابقه انقلابی و همراهی با امام خمینی و خامنه ای دارد و البته اینکه ملت ما چه راهی را پشت سر گذاشته است. منتهی ناخواسته نکته مهمی در فیلم بیان می شود. آن نکته زمانی ست که تصاویر تجملات و تملقات نظام سابق نشان داده می شود. تعظیم ها، دست بوسی ها و … نکته اینجاست که نظامی جایگزین نظام شاهنشاهی شد که دستبوسی در آن رایج است، تعظیم و خایه مالی در آن است. تازه حتی رد پای خامنه ای جایی باشد، مشتاقانش، خاک آن را سرمه چشم شان می کنند. یعنی چنین مفهمومی من از این تصاویر دیدم.

- عرصه سیاست، عرصه آدم های قوی ست. آدم هایی که به راحتی احساسی نشوند. نمی گویم نباید بی احساس باشند اما به نظرم در زمان تبلیغات ، اینکه نامزدی بنشیند و تصویر ببیند و گریه کند، اصلا خوشایند نیست. رهبران جهان شاید در قبال رویدادی بغض کنند، اشک بریزند و حتی گریه کنند اما در زمان تبلیغات اینکار اصلا خوشآیند نیست. ملت قرار است به توی نامزد به عنوان یک آدم توانا و قوی اعتماد و تکیه کنند. بعد تو می نشینی با دیدن مرگ خمینی که یک واقعا ۲۴ سال پیش است، هنوز گریه می کنی!

- به نظرم با همه تلاشی که برای این فیلم شده بود، فیلم قالب نداشت و حرفی هم برای گفتن.

 

نوشته بعدی »