چرا «جمهوری اسلامی» به جای انسان‌پروری، دزدپرور است

Share

تقریبا به قطع می توانم بگویم در نظام حدودا چهل ساله جمهوری اسلامی، آرزوی انسان پروری، جای خود را به دزد و فاسدپروری داده است. بگذارید مثالی بزنم تا روشن تر شود.

* مسئله اول 

مسعود شجاعی بنا بر تعهدش در بازی برگشت تیم یونانی اش در مقابل تیمی اسرائیلی بازی کرد. او در بازی رفت که در اسرائیل بود شرکت نکرد. می دانیم جمهوری اسلامی چون دولت اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد، سالهاست اجازه بازی ورزشکاران ایرانی مقابل این کشور را نمی دهد. اجازه که نه. چون می ترسد محروم شود، در واقع به بهانه اسهال و مریضی و اینها نمی گذارد ورزشکارانش بازی کنند. یعنی حتی شجاعت اعلام رسمی این کار را ندارد. بعد از این رویداد، مسئولان ورزش ایران از مسعود شجاعی و دیگر بازیکن ایرانی تیم یونانی خواستتند عذرخواهی بنویسند که شجاعی این کار را نکرد و از تیم ملی کنار گذاشته شد.

البته شجاعی قبلا هم مواضع انسانی دیگری گرفته بود، از جمله اعتراض به عدم حضور زنان در ورزشگاه که انسانیت و شعور او را نشان می داد.

* مسئله دوم 

مهدی طارمی بازیکن خوش استیل و موفق باشگاه پرسپولیس که بهترین گلزن این باشگاه در تاریخ لیگ برتر فوتبال ایران است، به تازگی او به خاطر ندادن پول باشگاه «ریزه اسپور» ترکیه چهارماه از میادین فوتبال محروم شده است. وقتی قرار بود او از آن باشگاه به پرسپولیس برگردد، حسین هدایتی مبلغ یک میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان به طارمی برای تسویه با باشگاه ترک می دهد اما آقای طارمی بجای دادن به آن باشگاه پول را خرج یک پورشه می کند.

در برنامه نود فاش شد که طارمی همان سال گذشته پیش بینی کرد که شش ماه یا یک سال محروم شود. تصویری هم از پیام تلگرامی او در اینباره منتشر شد: «بالاتر از سیاهی که رنگی نیست، شش ماه یا یک سال از فوتبال محروم می شوم.»

یعنی با علم به محرومیت و خطر، چنین کاری کرد. حالا پرسپولیس دو دوره از حضور در نقل و انتقالات محروم است و ۷۹۰ هزار یورو هم باید جریمه بپردازد.

در بحث این نوشته در فیس بوک شرکت کنید:

*‌ نتیجه: 

دو روز پیش نام بازیکنان اردوی جدید تیم ملی ایران اعلام شد. نام مسعود شجاعی در لیست نیست اما مهدی طارمی دعوت شده است.

مسعود شجاعی جرمی انجام نداده است. او براساس تعهدش به باشگاه اش بازی کرد اما با خشم مقام ها در ایران مواجه شد. اما طارمی چطور؟ او دزدی کرد. پول باشگاه خارجی را نداد، خود و باشگاهی که متعلق به بیت المال است را محروم کرد و آسیب زد. اما او دعوت شد.

جمهوری اسلامی چهل سال است که می گوید در پی برقراری عدالت اجتماعی، درستی و راستی است اما هر چه گذشته از آرمان هایش دور شده است. دور و دورتر.

فکر می کنید یک نوجوان ایرانی این دو رویداد را بشنود، چه نتیجه ای می کند؟ آیا او به این نتیجه نمی رسد که دزدی کنی، می مانی، تعهد به باشگاه داشته باشی و انسان باشی، محروم می شوی؟

شاید برخی این دو مثال را مناسب ندانند اما مثال در این موارد کم نیست. قاتلی به نام سعید مرتضمی چه شد؟‌ رئیس جمهور فاسدی مثل احمدی نژاد چه شد؟ موارد زیاد است…

Share

استقلال کردستان خوب یا بد؟

Share

در مناطق تحت کنترل کردستان عراق همه پرسى استقلال از عراق برگزار شدو همانطور که انتظار مى رفت اکثریت قاطع به آن راى آری دادند.


١- اینکه مردمى هم زبان و فرهنگ در جایى از دنیا خواستار استقلال باشند، عین دموکراسى است. نه عجیب است و نه غیرقابل انتظار.
البته در ممالک مترقى، میهن پرستى بر قومیت و زبان ترجیح داده مى شود، اما وقتى در جایى مثل خاورمیانه که معمولا اقلیت ها تحت تبعیض اند، همین همزبانى مى تواند بهانه براى جدایى طلبى باشد.
٢- شخصا فکر مى کنم بارزانى در همه پرسى عجله کرد. خاورمیانه هنوز زخم تندروها بر تن دارد و سوریه هنوز پایدارى ندارد. کشور تازه کردستان اگر با عراق بر سر داشتن کرکوک نفت خیز به تفاهم برسد، با سه همسایه عصبانى روبروست. بدون دسترسى به دریا چه خواهد کرد؟ هوراهاى اسرائیل که براى کردها آب و نان نمى شود.
٣- سوال مهمتر من این است که کردستان با استقلال چه بدست مى آورد که با خودمختارى نداشت؟ کردستان اختیاراتى در حد کشور داشت و با عراق در موضع برابر سخن میگفت. آیا کردستان نو پا که به خاطر نبرد با داعش از سوی غرب مسلح شده، مى تواند مانند دوران خودمختارى که حمایت جهانى داشت، مقتدر بماند؟
۴- ایران و کشور کردستان. هنوز کردهاى ایران خود را ایرانى مى دانند. این مى تواند دائمى باشد و تهدیدى براى تمامیت ارضى ایران نباشد ولى یک اماى بزرگ دارد؛ حسن رفتار ایران با استان هاى غربى مثل کردستان و کرمانشاه. آنها براى داشتن ساده ترین مقام هاى محلى محرومند و سختگیرى هایى برای اموختن زبان و برگزارى مراسم فرهنگى شان دارند. این سختگیرى ها نرود، سنندجى یا کرمانشاهى، هویت ایرانى اش را کنار مى کذارد تا به کشور کردستان بپیوندد.

Share

قوه قضائیه ای که دروغ می‌گوید؛ چرا زندان‌تان سرطانزاست؟

Share

علیرضا رجایی در سه پرده. از راست: قبل زندان، بعد آزادی و آغاز سرطان و بعد از تخلیه چشم (شهریور ۹۶)

غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگو و معاون قوه قضائیه در واکنش به وضعیت علیرضا رجایی مدعی شده که او بعد از زندان سرطان گرفته است.

علیرضا رجایی روزنامه نگار و فعال سیاسی است که سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم انتخاب شد،‌ اما چون به طیف ملی مذهبی نزدیک بود و از طرفی حداد عادل -پدر عروس رهبر- در میان سی نفر نبود،‌ با ابطال صندوق رای،‌ حداد به جای رجایی وارد مجلس شد. آقای رجایی بعد از ۸۸ بازداشت شد و در حالی سال ۲ سال پیش از زندان آزاد شد که بیماری سرطان گرفته بود. خانواده او مدعی است که او در زندان سرطان گرفته است.

این مصاحبه مادر علیرضا رجایی سه ماه پس از آزادی او از زندان صورت گرفت،. او گفت «متاسفانه علی‌رغم اینکه هم پزشک عمومی زندان و هم دندانپزشک زندان در دو مرحله مختلف نامه نوشتند که به علت این مشکلات علیرضا باید به بیمارستان اعزام شود اما مسئولین قضایی از این امر ممانعت کردند و این تاخیر در معالجه باعث شد که الان درمان او وضعیت پیچیده‌تری پیدا کند.»

دروغ محسنی اژه‌ای

روز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری خود در پاسخ به سوالی درباره تخلیه چشم علیرضا رجایی گفت: این آقا حدود ۲ سال پیش پایان محکومیتش بود و از زندان آزاد شده. یعنی ۲ سال است ایشان آزاد است. ایشان در این ۲ سال سرطان گرفته. مسئله سرطان در برخی استانها شایع است. خیلی از افراد سرطان می گیرند و ظرف مدت کوتاهی از دنیا می روند. برخی سرطان می گیرند و از زمان تشخیص تا فوت مدت بسیار کوتاهی است. این فرد ۲ سال پیش از زندان آزاد شده. زمانی که در زندان بوده آثاری از این مسایل نداشته. … برخی افراد که می خواهند تسلی خاطر بیمار را دهند، بهتر است از دروغ و فضاسازی پرهیز کنند. بیماری ایشان ارتباطی با محکومیت او نداشته. آثاری از سرطان در پرونده پزشکی او نبوده. پس از ۲ سال اعلام شده او سرطان گرفته که طبعا مربوط به زندان نمی شود.

*  *  *

محسنی اژه ای دروغ می گوید. در بالا ادعای مادر علیرضا رجایی را خواندید. این هم مصاحبه روزنامه اعتماد با غلامرضا رجایی برادر این روزنامه نگار که اتفاقا خود او پزشک است: این روند تقریبا از اسفند ماه سال ٩٣ آغاز شد. در قسمت فوقانی فک خود احساس درد داشت که با مراجعه به بهداری زندان و خوردن مسکن تا اندازه‌ای حل شد اما در خرداد ماه سال ٩۴ توده از سینوس بیرون آمد و برجسته شد که همان زمان من در ملاقات‌هایم با وی تاکید کردم که باید اسکن از صورت انجام شود.» … «پنج مرتبه از سوی بهداری زندان اعزام به خارج از زندان برای اسکن و عکسبرداری تجویز شد که متاسفانه این اجازه داده نشد. تا آبان‌ماه سال ٩۴ که وی از زندان آزاد شد، می‌شود گفت اقدام درمانی خاصی برای او صورت نگرفته بود که همان زمان اسکن انجام و متوجه شدیم که تومور بدخیم و بسیار وسیع است»

تجربه من

من بعد از دو ماه بازداشت و حکم ۱۴ سال زندان، دی ۸۴ به زندان برده شدم که کم و بیش ماجرایش را می دانید. سال ۸۵ دوباری در زندان به دندان پزشکی مراجعه کردم. دفعه دوم در شهریور زخمی روی زبانم بود. به دکتر مراجعه کردم گفت چیزی نیست. ماست بخور. دوباره سر زد و گفتم آقا این دارد بزرگ می شود،‌ گفت چیزی نیست.

من آذرماه فرصت مرخصی از زندان به دست آوردم. صبح دوشنبه ای بود. مستقیم به نزد دوست پزشکم رفتم و نمونه برداشت. ظهر به من زنگ زد و گفت سرطان داری.

روزی که از زندان مستقیم برای نمونه برداری رفتم. آذر ۱۳۸۵

 

بعد از جراحی ۹ ساعته برای خروج زبان و غدد لنفاوی – ۹ اسفند ۱۳۸۵

سرطان زبان،‌ بیماری نادری است که معمولا برای مصرف کنندگان تنباکو (نه سیگاری ها) اتفاق می افتد،‌کسانی که در دهان تنباکو می جوند! نه یک جوان ۲۸ ساله.

غیر از من بقیه هم با این مشکل شدند. احمد قابل را می شناسید. یک دین پژوه مبارز که از شاگردان آیت الله منتظری بود. او نیز در زندان تومور مغزی گرفت و مدتی بعد در سال ۹۱ در ۵۱ سالگی درگذشت!

همین نوشته در اینستاگرام:‌

از وبلاگ: قوه قضائیه اى که دروغ مى گوید؛ چرا سرطان تان براى مخالفان سرطانزاست؟ غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگو و معاون قوه قضائیه در واکنش به وضعیت علیرضا رجایی مدعی شده که او بعد از زندان سرطان گرفته است. علیرضا رجایی روزنامه نگار و فعال سیاسی است که سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم انتخاب شد،‌ اما چون به طیف ملی مذهبی نزدیک بود و از طرفی حداد عادل -پدر عروس رهبر- در میان سی نفر نبود،‌ با ابطال صندوق رای،‌ حداد به جای رجایی وارد مجلس شد. آقای رجایی بعد از ۸۸ بازداشت شد و در حالی سال ۲ سال پیش از زندان آزاد شد که بیماری سرطان گرفته بود. خانواده او مدعی است که او در زندان سرطان گرفته است. این مصاحبه مادر علیرضا رجایی سه ماه پس از آزادی او از زندان صورت گرفت،. او گفت «متاسفانه علی‌رغم اینکه هم پزشک عمومی زندان و هم دندانپزشک زندان در دو مرحله مختلف نامه نوشتند که به علت این مشکلات علیرضا باید به بیمارستان اعزام شود اما مسئولین قضایی از این امر ممانعت کردند و این تاخیر در معالجه باعث شد که الان درمان او وضعیت پیچیده‌تری پیدا کند.» دروغ محسنی اژه‌ای روز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری خود در پاسخ به سوالی درباره تخلیه چشم علیرضا رجایی گفت: این آقا حدود ۲ سال پیش پایان محکومیتش بود و از زندان آزاد شده. یعنی ۲ سال است ایشان آزاد است. ایشان در این ۲ سال سرطان گرفته. مسئله سرطان در برخی استانها شایع است. خیلی از افراد سرطان می گیرند و ظرف مدت کوتاهی از دنیا می روند. برخی سرطان می گیرند و از زمان تشخیص تا فوت مدت بسیار کوتاهی است. این فرد ۲ سال پیش از زندان آزاد شده. زمانی که در زندان بوده آثاری از این مسایل نداشته. … برخی افراد که می خواهند تسلی خاطر بیمار را دهند، بهتر است از دروغ و فضاسازی پرهیز کنند. بیماری ایشان ارتباطی با محکومیت او نداشته. آثاری از سرطان در پرونده پزشکی او نبوده. پس از ۲ سال اعلام شده او سرطان گرفته که طبعا مربوط به زندان نمی شود. * * * محسنی اژه ای دروغ می گوید. در بالا ادعای مادر علیرضا رجایی را خواندید. این هم مصاحبه روزنامه اعتماد با غلامرضا رجایی برادر این روزنامه نگار که اتفاقا خود او پزشک است: این روند تقریبا از اسفند ماه سال ٩٣ آغاز شد. در قسمت فوقانی فک خود احساس درد داشت که با مراجعه به بهداری زندان و خوردن مسکن تا اندازه‌ای حل شد اما در خرداد ماه سال ٩۴ توده از سینوس بیرون آمد و برجسته شد که همان زمان من در ملاقات‌هایم با وی تاکید کردم که باید اسکن از صورت انجام شود.»

A post shared by Arash Sigarchi (@asigarchi) on

زندان جای آسانی نیست. طبیعی است آدمی که در زندان است،‌ سخت ببیند اما جای منتقد و مخالف زندان است؟ ایران به همراه کشورهای عقب مانده دیگر مخالف و منتقد و روزنامه نگار را زندانی می کند.

از آن بدتر، این سرطان های عجیب فقط نصیب مخالفان سیاسی و روزنامه نگاران می شود. راستی ماجرای سرطان های سر و گردن در ایران چیست؟

Share