به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس، محمود احمدينژاد رئيسجمهور كشورمان با حضور در جمع علما و انديشمندان مالي پس از اينكه لباس روحانيون اين شهر به رئيسجمهورمان اهدا شد، گفت: خداوند را سپاسگذارم كه توفيق يافتم به همراه رئيسجمهور كشور مالي در جمع شما حاضر شوم.
حالا تیتر فارس رو ببیند چه شاه جمله ای رو از ایشون برجسته کرده :
احمدينژاد در جمع مردم تومبكتو: فرهنگ و ارزشهاي دو ملت ايران و مالي يكسان است
این تومبكتو گویا بزرگترین استان کشور مالی است. (ماجرای مورچه و کله پاچه) آقا را برده اند آنجا ، لباس “روحانیون شهر” رو به تنش پوشوندن و ایشون هم در فشاندن که “فرهنگ و ارزشهاي دو ملت ايران و مالي يكسان است”.
آدم وقتی حقیر باشه و مردم و فرهنگ و ارزش های خودش رو نشناسه ، همین می شه که با هر کسی خودش رو “یکسان” می داند؟ آخه چی ما با مالی یکسانه؟
برای اینکه زحمت تان نشود ، اطلاعات این کشور مالی رو گذشاتم اینجا که ببینید آقای احمدی نژاد ایران رو با کی یکسان دونسته است !
دلیلی که نمی توانم مثل برخی از دوستان خارج از رهبر ، هر خبر مربوط به چهرهای مثلا سنتی و وابسته به حکومت را ، زیر سیبیلی رد کنم ، اهمیت محتوای برخی از آنهاست. بارها شده دوستان خارج از کشور از لینک دادن من به مصاحبه یا اظهار نظر افرادی چون هاشمی یا چهره های میانه رویی در ایران گله کرده اند ، حال آنکه به نظر من این سخنان کاربرد خاص خود را دارند.
به همین نامه محمد علی انصاری “دبیر ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی” به سید حسن خمینی نگاه کنید. نامه ای ده صفحه ای که بیش از پنج هزار کلمه است. انصاری بعد از وقایع 14 خرداد این نامه را نوشته و شرح ماجرا را داده و ظاهرا حوصله می خواهند خواندنش.
در همین نامه اما تا دل تان بخواهد کد هست. نشانه هست. یک نمونه از این کد ها را رادیو فردا در خبر خود در مورد این نامه ، چنین نقل کرده است : “…محمد علی انصاری، دبير ستاد بزرگداشت سالگرد آيت الله خمينی با اشاره به پشت پرده های حوادث روز چهاردهم خرداد می گويد وزير کشور در نامه ای به محمود احمدی نژاد يادداشت داد که بيشتر سخنرانی کند تا وقتی برای سخنرانی حسن خمينی نماند….”
برای من ، در این نامه جذاب تر ، اشاره های انصاری به سردار وحید بود. وحید را می شناسید؟ وحید حقانیان ، همان چهره معروف روز تنفیذ بود که حکم را به دست رهبر داد تا او آن را به احمدی نژاد بسپارد و سپس از احمدی نژاد گرفت و به پشت پرده رفت.
بازی قدرت در ایران وارد مراحل خاص خود شده و اگر موسوی و کروبی یک روز بعد از سخنرانی خامنه ای ، او را در کلام شان رسوا می کنند ، در رده های پایین تر هم این جدال وجود دارد. محمد علی انصاری در بخشی از نامه ده صفحه ای اش شرح داده که وقتی به احمدی نژاد مکرر تذکر داده که وقت تمام است ، احمدی نژاد او را در جمع مواخذه کرده است و انصاری دیده که وزیر کشور احمدی نژاد یعنی مصطفی نجار ، برای احمدی نژاد یادداشت گذاشته تا 12 و نیم سخنرانی کند که وقتی برای سخنرانی سید حسن نماند.
بنابراین ، انصاری حال که نتوانسته احمدی نژاد را سر جایش بنشاند ، اما می تواند حال وحید را بگیرد.
وحید حقانیان که تا بحال رهبر بدون او دیده نشده ، می تواند پیشکار رهبر تلقی شود که اتفاقا در نامه طویل انصاری همین نقش او مورد اشاره قرار گرفته. بگذارید ببینیم وحید چه کارها می کند:
“…. حتی در هفته ی اول تعطیلات نوروز که مقام معظم رهبری به مشهد مشرف بودند طی تماسی که با جناب آقای وحید برای تبریک عید داشتم ایشان نیز از برنامه های ستاد سئوال کردند ….”
پس وحید در غیاب رهبری ، برنامه های او را هماهنگ می کند
“… سرانجام روز سه شنبه 31 فروردین آقای وحید و تنی چند از اعضاء دفتر مقام معظم رهبری در جلسه کمیته طرح و برنامه ستاد بزرگداشت در جماران شرکت فرمودند …”
انصاری بعد تاکید کرده حضور وحید یعنی نحوه برگزاری مراسم اهمیت دارد که ایشان (سردار وحید) در جلسه حضور داشته اند.
“… پیرو این مقدمه جناب آقای وحید نیز بر اهمیت مراسم تاکید و علاوه بر ذکر نکات حائز اهمیت در راستای برگزاری مطلوب مراسم،اظهار لطف مقام معظم رهبری نسبت به اینجانب و موافقت کلی با پیشنهادات مذکور را بیان داشتند …”
امر و نهی رهبری از طریق رهبری ابلاغ می شود.
“… بیش از یک ساعت جلسه و گفتگوی خصوصی بنده و آقای وحید به طول انجامید …”
“… دارند پس از عرض ادب و ارادت خدمت مقام معظم رهبری، به آقای وحید عرض کردم برخلاف انتظار و برنامه های اعلام شده بناست که اقای رئیس جمهور تا زمان نماز به سخنان خود ادامه دهند …”
عین وزیر دربار ، وقتی کسی به محضر رهبری شرفیاب می شود ، مستقیم با ایشان حرف نمی زند بلکه به آقای وحید نکاتش را می گوید.
“… [رهبری] به جناب آقای وحید نیز در این رابطه سفارشی داشته اند…”
رهبری دستوراتش را برای اجرا به وحید می گوید.
همه این ماه ها به فکر آقا مجتبی بودند اما گویا رهبری ، یکی ، دو نفر دیگر هم در آستینش دارد !
—————–
پس نوشت - این مقاله محمد رضا یزدان پناه در همین زمینه را از دست ندهید :”مرد سایه بیت رهبری کیست؟“
فرمانده تازه کار پلبس تهران گفته نه طرح جدید انتظامی در این شهر به زودی آغاز می شود از جمله طرح امنیت اخلاقی. یکی از طرح های مهم این نیرو ، برخورد با اراذل و موادفروشان است که به گفته ساجدی نیا ، “مهمترین خواست مردم” است. منبع
یکی از مشکلات بزرگ در ایران ، سوء استفاده از واژه هاست. بگذارید کمی به عقب باز گردیم. در دهه هفتاد و مشخصا بعد از دوم خرداد 1376 ، واژه ای وارد ادبیات سیاسی شد به نام “لباس شخصی ها” . گروهی از بسیجی های تند روی پایگاه های مقاومت بسیج که کارشان حمله به مراسم اصلاح طلبان یا ملی-مذهبی ها بود و هیچکس هم جلو دارشان نبود. شاهکارشان هم کوی دانشگاه سال 78 بود. لباس شخصی ها را همه می شناختند اما کسی با آنها برخورد نمی کرد چون آنها بطور غیر رسمی بخشی از حاکمیت بودند. هنوز هم وجود دارند هرچند که همه قدرت در دست شان است ، اما هنوز هم اگر لازم باشد ، کفن می پوشند ، میزنند ، می برند و می گیرند.
از جمله واژه هایی که این روزها مورد سوء برداشت شده ، “اراذل و اوباش” است. پیش از این اراذل و اوباش یک تعریف کلاسیک داشت و عموم تلقی یکسانی از اراذل و اوباش داشتند. حتی زمانی که سه سال پیش پلیس در اقداماتی خلاف رویه و خلاف حقوق اولیه انسان ها ، طرح ارتقاء امنیت اجتماعی را شروع کرد ، هدف برخورد با آنهایی بود که عرف و جامعه آنها را اراذل و اوباش می خواند.
اما آیا هنوز اراذل و اوباش یک کاربرد دارد؟ به نظر من مفهومی جدید به نام اراذل و اوباش شکل گرفته که این آقای پلیس یا خبر از آن ندارد یا خود را زده است به بی خبری ؟
به این عکس ها نگاه کنید. عکس اول مربوط به برخورد پلیس با اراذل و اوباش در سال 86 است و عکس های بعد ، مربوط به برخورد پلیس با معترضان به نتایج انتخابات است.
—————————
از آن اراذل و اوباشی که پلیس در سال 86 کتک شان می زد ، من چیزی ندیدم اما از این پلیس که مردم را می زند ، خیلی چیزها دیده می شود. راستی خواسته مردم برخورد با کدام نوع اراذل و اوباش است ؟
برنامه هفته قبل مان ، با استقبال همراه شد. به همین دلیل به نقل از روزنگار ، اینجا همه ی شش روز رو می گذارم :
۱- هولوکاست : تاریخچه / میهمان عباس میلانی
برنامه هفته ۲۳ فروردین تا ۲۸ فروردین به هولوکاست اختصاص داشت.
اولین روز این برنامه در دوشنبه به موضوع “هولوکاست از منظر تاریخ” اختصاص داشت.
اولین گزارش برنامه ما در باره تعریف صیهونیسم بود. حتما شما در ایران بارها واژه صیهونیست و صیهونیسم را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شنیده اید. با هم نگاهی بیاندازیم به تعریف این مفهموم:
.
.
.
در خلال جنگ جهانی دوم ، یهودیان ، بزرگترین قربانی جنگ نام گرفتند. با این حال برخی اعتقاد دارند ، قتل و عام یهودیان یا همان هولوکاست واقعی نیست چرا که در اروپا هرگز شش میلیون یهودی وجود نداشته تا در خلال جنگ این تعداد از آنها کشته شوند. با هم گزارشی را می بینیم که به زندگی یهودیان اروپا قبل از جنگ جهانی دوم می پردازد:
.
.
.
یکی از مدارک غیر قابل انکار قتل عام یهودیان در خلال جنگ جهانی دوم ، اندیشه های ضد یهودی آلمان نازی و شخص هیتلر است. در این گزارش به اندیشه و افکار نازی ها و هیتلر در مورد حزب نازی پرداخته شده است:
.
.
.
هیتلر در خلال جنگ جهانی دوم ، پس از فتح هر کشور ، اردوگاه هایی در آنها ایجاد کرد که اصلی ترین وضیفه آنها ، نگهداری یهودیان و سایر ناراضیان بود. در گزارش زیر به مکان های این اردوگاه ها خواهیم پرداخت:
.
.
.
به اردوگاه های مرگ اشاره کردیم. خانم الهه بقراط روزنامه نگار مقیم آلمان ، دوسال پیش به همراه چند روزنامه نگار دیگر ، دیداری ازبرخی از این اردوگاه ها داشت که در گفتگو با من ، به این دیدار از اردوگاه های مرگ و حواشی آن پرداخت :
.
.
.
تعدا یهودیان قرانی هولوکاست را عدددی دقیق و نزدیک به ۶ میلیون نفر عنوان کرده اند. بخش اعظم این قربانیان ، کودکان و زنان بوده اند. گزارشی در این باره :
.
.
.
اما یکی از بخش های قابل توجه برنامه دوشنبه ، به گزارشی درباره یک فیلم اختصاص داشت. فیلم “فرزندان هیتلر”. در این فیلم کارگردان به سراغ فرزندان برخی از مقام های عالیرتبه آلمان نازی رفته است. هیتلر فرزند نداشت به همین دلیل به برخی از فرزندان فرماندهان خود علاقه داشت. ببینیم هولوکاست از منظر بازماندگان سران آلمان نازی چگونه بوده است:
.
.
.
یکی از بخش های دیگر برنامه روز اول ، انعکاس شهادت برخی بازماندگان هولوکاست بود. این افراد کسانی هستند که در زمان واقعه هولوکاست اسیر بودند و به طور معجزه آسایی نجات پیدا کردند. به یکی از این شهادت ها توجه کنید:
.
.
.
یکی دیگر از این شهادتها توسط زیگفرید هالبریخ بیان شد. به بخشی از اظهارات و مشاهدات او از هولوکاست توجه کنید:
.
.
.
آخرین بخش برنامه روز اول درباره هولوکاست ، انعکاس دیدگاه خانم بقراط در پاسخ به این سوال بود که بعد از دیدار از اردوگاه های مرگ ، چه پیامی برای منکرین هولوکاست دارد:
.
.
.
همانطور که در ابتدا گفتم ، میهمان برنامه دوشنبه آقای دکتر عباس میلانی بود که کل برنامه یکساعته را می توانید در زیر دنبال کنید:
روز دوم ویژه برنامه هولوکاست به بحث موافقان و مخالفان هولوکاست اختصاص داشت که این برنامه را در غیاب من به خاطر کسالت ، بهنود مکری به همراه الناز کیانی اجرا کرد.
اولین بخش برنامه اختصاص داشت به فعالیت حامیان هولوکاست. گزارشی در این مورد:
.
.
.
اما در کنار معرفی حامیان هولوکاست ، بد نیست به برخی از چهره های سرشناس حامی هولوکاست نیز اشاره کنیم:
.
.
.
اما گروهی هم به هولوکاست انتقاد دارند. در این گزارش به دلایل انتقاد یا انکار هولوکاست پرداخته شده است:
.
.
.
بد نیست با چند چهره منتقد یا منکر هولوکاست هم آشنا شوید:
.
.
.
اما “نبض مردم” بخشی از برنامه روی خط سه شنبه هاست که از شهروندان واشینگتنی می پرسد “زمانی که نام هولوکاست را می شنوید ، چه احساسی دارید و واکنش تان چیست؟”. به این گزارش که با همت الناز کیانی تهیه شده توجه کنید:
.
.
.
یکی از انتقادهایی که برخی در مورد هولوکاست مطرح می کنند این است که چرا حرف زدن درباره هولوکاست جرم است؟ مهدی محسنی ، روزنامه نگار در آلمان به این سوال پاسخ می دهد که اولا ، حرف زدن از هولوکاست جرم نیست. حتی تحقیق در مورد ان هم جرم نیست اما انکار آن جرم است و آن هم در آلمان و ده کشور دیگر در اروپا. گفتگو با مهدی محستی را ببینید:
.
.
.
به نظر برخی ، انکار و تکذیب هولوکاست یا هر واقعیت تاریخی یا مذهبی یک ملت ، کاری ناپسند است. به عنوان نمونه ، جواد اکبرین ، پژوهشگر دینی در پاریس در گفتگویی به این مساله در اسلام اشاره می کند که آیا می توان برخی باورهای مذهبی اسلامی را در ایران تکذیب کرد؟ این مصاحبه را ببینید و بشنوید:
.
.
.
برخی معتدند که انکار هولوکاست از سوی احمدی نژاد ف در حقیقت تلاش او برای گمراه کردن دنیا از وقایعی است که در ایران روی می دهد. آیدا قجر ، روزنامه نگار در پاریس چنین نظری دارد:
.
.
.
کل برنامه سه شنبه 23 فروردین را اینجا می توانید ببینید :
۳- ایران ، منکر هولوکاست / میهمان برنامه : سلی شاهور
برنامه روز چهارشنبه نیز باز در غیبت من ف توسط همکارم مهشید ندیری اجرا شد. در این برنامه ”سلی شاهوار” ، استاد دانشگاه هیفا در اسراییل ، میهمان برنامه بود. او در این برنامه بارها تاکید کرد که حتی در خود اسراییل نه تنها حرف زدن درباره هولوکاست جرم نیست بلکه برخی از دانشجویان در دانشگاه های این کشور به تحقیق درمورد هولوکاست می پردازند.
اولین گزارش برنامه روز چهارشنبه ۲۵ فروردین ، به موضع جمهوری اسلامی ایران نسبت به هولوکاست ، قبل از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد است. ایران پیش از سال ۸۴ ، ، کاری به هولوکاست نداشت:
.
.
.
همانطور که در این گزارش دیدید ، مقام های رسمی ایران ، نه تنها به هولوکاست اشاره ای نداشتند بلکه به نوعی وقوع آن را ضمنی تایید کرده بودند. اما با روی کار آمدن احمدی نژاد ، ماجرا تغییر کرد. گزارشی از احمدی نژاد و موضوع او نسبت به هولوکاست:
.
.
.
در برنامه چهارشنبه مصاحبه ای هم با مجتبی واحدی ، روزنامه نگار و سردبیر سابق آفتاب یزد داشتم. او در مورد خواستگاه اندیشه انکار هولوکاست ، نزد احمدی نزاد چنین نظر داد:
.
.
.
اما بد نیست نگاهی بیاندازیم به سایر اقشار و نگاه آنها به هولوکاست. هر چند بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد ، عملا جمهوری اسلامی ایران به تنها کشور حامی انکار هولوکاست تبدیل شد ، اما در داخل ایران بسیاری با نظر افراطی رییس جمهوری ایران مخالف بودند. نگاهی به موضع اصلاح طلبان در مورد هولوکاست:
.
.
.
یکی دیگر از افراد بازمانده از هولوکاست که درباره وقایع هولوکاست شهادت داده ، “دوریس گرینبرگ” است.
.
.
.
آخرین گزارش روز چهارشنبه درباره وضعیت یهودیان ایران در سی سال پس از انقلاب بود. هرچند تعداد یهودیان ایران از انقلاب اسلامی ، از صد هزار به ۲۵ هزار نفر در سالهای اخیر کاهش یافته اما آنها کم و بیش به زندگی عادی شان مشغولند. هرچند که حکومت نگاه مثبتی به آنها ندارد.
.
.
.
مجموعه ی یکساعت برنامه ی روز چهارشنبه “روی خط” و پاسخ های آقای “سلی شاهور” را اینجا ببینید:
۴- هولوکاست و ارتباط تاریخی با ایران / میهمان برنامه رامین احمدی
روز پنجشنبه ۲۶ فروردین ، میهمان برنامه ما ، دکتر رامین احمدی بود. ایشان در طول برنامه به ارتباط ایرانیان و هولوکاست اشاره کرد و یادآور شد ایران میزبان مهاجران یهودی آوره از اروپا بوده است.
یکی از گزارش های این برنامه که توسط همکارم “پوپک راد” تهیه شد ، درباره “هولوکاست در سینمای جهان” بود.
.
.
.
بعد از اینکه هولوکاست توسط احمدی نژاد مورد تردید قرار گرفت ، نمایشگاه کاریکاتوری در تهران برگزار شد که آثاری همسو با افکار احمدی نژاد در انکار هولوکاست در آن منعکس شد. برپایی این نمایشگاه با عتراض برخی از هنرمندان و کاریکاتوریست ها همراه بود از جمله نیک آهنگ کوثر. آقای کوثر در گفتگویی کوتاه ، دلایل مخالفتش با برپایی چنین نمایشگاهی را چنین بیان کرد:
.
.
.
دربرنامه روز پنجشنبه ، همکارم مانا ربیعی ، گزارشی داشت درباره یک بازمانده هولوکاست در شهر واشینگتن. او به خانه این بازمانده هولوکاست رفت و با او گفتگو کرد:
.
.
.
الناز کیانی ، همکارم در گزارش “نبض مردم” روز پنجشنبه ، از شهروندان واشینگتنی پرسید ، “نظرشان درباره منکران هولوکاست چیست؟”:
.
.
.
مجموعه ی برنامه یکساعته روز پنجشنبه با حضور دکتر رامین احمدی را در زیر می توانید تماشا کنید:
۵- انکار هولوکاست چه نفعی برای احمدی نژاد و مردم داشت؟ / میهمان: مئیر جاودانفر
اما برنامه روز جمعه ، اختصاص به یک سوال مشخص داشت: “انکار هولوکاست توسط محمود احمدی نژاد در چهارسال گذشته ، چه نفعی برای او و مردم ایران داشت؟”
این سوال و سوالات دیگر را با “مئیر جاودان فر” ، تحلیلگر مسایل خاور میانه در تل آویو اسراییل در میان گذاشتم.
اولین گزارش برنامه روز جمعه ، اختصاص به مراسمی داشت در شهر واشینگتن. از ده ها سرباز دوران جنگ که اولین اردوگاه مرگ را از دست آلمان نازی آزاد کرده بودند ، در مراسمی تجلیل شد. “آنا وارد” گزارش این مراسم را تهیه کرد:
.
.
.
من برای ویژه برنامه هولوکاست از برخی از چهره های سیاسی و دولتی در ایران ، دعوت کرده بودم. برخی از آنها از ابتدا نپذیرفتند و برخی موضوع را تحت بررسی دانستند. با این حال تقریبا هیچ کقام دولت احمدی نژاد که همواره منکر هولوکاست است ، حاضر نشد در برنامه های ما شرکت کند. برخی از پاسخ های آنها شنیدنی است:
.
.
.
در برنامه جمعه ، به معرفی چند سایت اینترنتی پرداختیم که شما بینندگان می توانید در آنها بهترین مطالب درباره هولوکاست را بیابید:
.
.
.
بخش دوم شهادت “دوریس گرینبرگ” از بازماندگان هولوکاست در این روز منعکس شد:
.
.
.
در روزهایی که در برنامه روی خط تماس بینندگان برقرار بود ، برخی از بینندگان که معمولا دیدگاه های رسمی حکومت را بر روی تلفن های برنامه بیان می کنند ، اصرار می کردند اگر هولوکاست یک نسل کشی است و مورد تقبیع ، چرا صدای آمریکا به جنایات و نسل کشی اسراییلی ها در فلسطینیان نمی پردازد. این سوال ، دست مایه گزارشی شد تا اولا به تعریف نسل کشی بپردازد و ثانیان بررسی کند آیا وقایع مابین اسراییلی ها و فلسطینیان ، نسل کشی یا جنگی است یا خیر؟
.
.
.
اما همانطور که در برنامه روز سه شنبه ، آیدا قجر در برنامه به عملکرد آقای احمدی نژاد در وقایع بعد از انتخابات ، لقب “هولوکاست ایرانی” داد ، برخی دیگر از بینندگان نیز این واژه را بکار بردند. در گزارشی به دو مورد از وقایعی که عنوان “هولوکاست ایرانی” را یدک می کشند ، پرداختیم:
.
.
.
یکی از سوالات باز همان بینندگان نزدیک به دیدگاه های حکومت ، این بود که چرا مثلا “آمریکا هیچ واکنشی در قبال خشونت اسراییل علیه فلسطینیان و کشتار آنها نشان نمی دهد. گزارش زیر به این موضوع پرداخته که برعکس ادعای رسانه های ایران ، دولت آمریکا چندان هم نسبت به رفتارهای اسراییل بی تفاوت نبوده است.
.
.
.
برنامه روز جمعه به مدت ۴۵ دقیقه بود و یک ربع پایانی آن به برنامه “هادی و گربه اش” اختصاص داشت که کل برنامه یکساعته را می توانید اینجا دنبال کنید:
با اینکه معمولا برنامه “روی خط” روز جمعه پایان می یابد اما روز شنبه ، برنامه ی روی خط ویژه ای برگزار شد که اختصاص داشت به بازدید از موزه هولوکاست در شهر واشینگتن دی سی. این گزارش را در سه قسمت زیر ببینید:
نمی دانم شما خبر دیدار صادق لاریجانی با مراجع را خوانده اید یا نه. هرچند دیدار لاریجانی به مراجعی بوده که بیشتر به حاکمیت نزدیک اند ، اما همین مراجع هم به نوعی نارضایتی خود را از وضع موجود نشان داده اند. نمونه اش اظهار نظر صافی گلپایگانی است.
آقای صافی گفته :”يک روز حبس اضافي از نظر شرع مبين قابل توجيه نيست” ادامه .
صادق لاریجانی به خاطر آیت الله زاده بودن و انتساب اش به آیت الله وحید که از مراجع خوش نام است ، بیش از دیگران زیر ذره بین است و می توان درک کرد که مراجع ، در دیدار با او خیر و سعادت اش را بخواهند.
حتما به خاطر دارید که در نه ماه گذشته که ایشان رییس قوه قضاییه شده اند ، هرچند روند سرکوب کمی به نسبت ماه های آخر ریاست شاهرودی ، کاهش یافته اما به هر حال در زمان ایشان ، حداقل سه حکم اعدام کاملا به ناحق اجرا شد و البته عده ای به محاربه محکوم شده اند.
امیدوارم حالا که به هر ترتیب ، صادق لاریجانی ، رییس قوه قضاییه است ، بداند شرع چیست و به قول صافی گلپایگانی ، یک روز حبس اضافه یعنی چی .
دوستی این عکس ها را فرستاده بود ، ببینم. در بین این عکس ها ، عکس زیر تکان دهنده بود:
ما متولدین آخرین سالهای دهه پنجاه ، در روزهای جنگ درس و مدرسه را آموزش کردیم. طبیعی بود انقلابی های تازه کار ،آن روزها که جنگ بود ، در فکر تعلیم و تربیت ما باشند. آن روزها از معلم تا مدیر و ناظم ، همه تلاش داشتند ، تربیت ما اسلامی باشد و انقلابی. ما باور می کردیم.
روزهای جنگ ، ما را با واقعیت های زیادی مواجه کرد چه آنکه می دیدیم ،معلمی که تا هفته پیش هم بازی مان در حیاط وسیع مدرسه بود ، امروز تنها در عکسی بر حجله جلوی در دفتر مدرسه ، باقی مانده است. ما باور می کردیم اکر خادمی معلم دینی مان می گفت ، ما انقلاب کردیم که آزاد باشیم ، انقلاب کردیم که استقلال داشته باشیم چون می دیدیم جوانان محله ، دسته دسته برای دفاع از استقلال مان به جبهه می روند و گاه هرگز باز نمی گردند.
تابستان ها ، به هزار وعده ، کانون های امام صادق تلاش داشت ما را جذب کند. انگار برنامه بود ، بچه های مهندس ، دکتر و آدم های سرشناس را جذب کنند. آن روزها در کانون های امام صادق هرچند همه چیز بوی ایدئولوژی می داد اما ارزش های اخلاقی بود ، علم بود ، کتاب بود و ورزش بود. نوجوانان آن روزها همین را می خواستند. می خواستند سهراب بخوانند ، چه کسی بهتر از کیا معلم ادبیات که در اوقات بیکاری می آمد آنجا تا برای مان از شاملو بگوید تا سهراب و فروغ.
فرق ما ها که آنجا می رفتیم با بچه های بسیجی کانون در یک چیز بود. آنها سهمیه داشتند و ما نداشتیم اما برگزار کنند گان آن اردو ها یک دغدغه داشتند ، فرقی نباشد. اگر همکلاسی من دکتر زاده ای بود ، فرقی نداشت با فرنود که فرزند شهید بود. قرار بود مدینه فاضله بسازیم. ما باور می کردیم هرچه می گفتند.
امروز چطور ؟ می بینید بسیج و دفاع ارزش ها خلاصه شده به یک چماق و یک وعده بستنی . ما ارزان نفروختیم. کاش نوجوانان امروز هم ارزان نمی فروختند.
چه بر سر انقلاب و آرمان هایش آمده ؟ آیا قرار بود انقلاب به اینجا برسد؟ به این عکس ها کمی با تامل بنگرید:
a
به آن عکس های ساندیس به دست ها یا کسانی که میوه گرفته اند توجه کنید. سرشان پایین است. آیا شرمگین هستند؟
امروز هم در خبرها و هم در وبلاگها ، توجهم به خبری جلب شد. حتما از سخنان رهبر ایران روز سه شنبه خبر دارید. برای من جالب است که برخی مثل این وبلاگ فکر کرده اند آیت الله خامنه ای این سخنان را در جمع مردم مازندران در سفری به این استان بیان کرده است.
سوال: آیا آقای خامنه ای برای این سخنرانی اخیر ، به مازندران سفر کرده است؟
بگذارید پاسخ را در خبرگزاری های رسمی جستجو کنیم:
ایرنا : حضرت آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي روز سه شنبه در ديدار هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنين علما و مسئولان استان….
فارس : حضرت آيتالله خامنهاي رهبر انقلاب اسلامي در ديدار هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنين علما و مسئولان استان ….
ایسنا : رهبر انقلاب اسلامي در ديدار هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنين علما و مسوولان استان…
ایلنا : حضرت آیتالله خامنهای در دیدارهزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنین علما و مسئولان استان…
مهر : حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنین علما و مسئولان استان…
همانطور که در بالا می بینید خبرها همه یکسان است و خب حتما می دانید هیچ رسانه ای در دفتر آقا خبرنگار ندارد. بر عکس همه سران دنیا که رسانه های معروف کشور در دفتر عالی ترین مقام کشور ، یک خبر نگار دارد. اطلاع رسانی در مورد رهبری از سوی “پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبری” صورت می گیرد و هر چه آنها می نویسند ، خبرگزاری همانطور که در بالا دیدند ، عینا منتشر می کنند.
جالب اینجاست که در این خبر تقریبا مستتر شده که بالاخره آیا آقای خامنه ای به دیدار “هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل” رفته اند یا آنها به دیدار ایشان آمده اند. نگاهی به گزارش تصویری که البته عکس ها هم مثل خبر از دفتر رهبری آمده ، خبر از این می دهد که بله ، مردم را به دیدن آقا آورده اند:
البته این عکس های رسمی است که نشان می دهد آیت الله خامنه ای در سالن ملاقات های عمومی خود این جمع را به حضور پذیرفته و همانطور که پیشتر جرس عکس هایی را منتشر کرده بود ، این افراد از مازندران به دیدار رهبری آورده شده اند .
تا اینجای قضیه دانستیم ، رهبری به مازندران نرفته بلکه بخشی از مردم مازندران را به دیدار ایشان آورده اند. اما تحلیل ماجرا:
این اولین دیدار این شکلی نیست. اگر به خاطر داشته باشید پیش از این به مناسبت سالروز قیام 19 دی مردم قم ، جمعی از آنها به دیدار رهبری آورده شدند و الان هم جمعی از مردم آمل و مازندران به مناسبت سالروز قیام شش بهمن 57 در این شهر. پیش از این رسم بود رهبر به استان ها می رفت تا “مردم با ایشان تجدید بیعت کنند اما این روزها که جمع کردن مردم برای حکومت کار سختی است ، مردم را در دفتر ایشان جمع می کنند برای بیعت. لابد 22 بهمن نزدیک است و حضرات در هراس اند.
از خوانندگان این بلاگ عذر می خواهم که بعد از مطلب قبلی ام با عنوان “در انتظار تکذیب خاتمی می مانم …” ، این مطلب من هم به نوعی انتقادی خواهد بود از بخشی از بدنه جنبش سبز و حواشی پیرامون آن. تنها با این هدف می نویسم که اگر مشکلی هست ، با توجه به این نقد ، آن را حل کنیم ، نه چیزی بیشتر.
22 دیماه ، مسعود علیمحمدی ، استاد فیزیک دانشگاه تهران ترور شد. حتما شاهد بودید که خیلی زود خبرگزاری فارس آن را به دشمنان (مثلا آمریکا یا اسراییل) نسبت داد و علی لاریجانی ، سریعا آن را به انجمن پادشاهی نسبت داد. من تا همین جا ، لااقل حرف لاریجانی برایم غیر قابل قبول بود. دلیل من هم موضع گیری خلق الساعه ای ایشان بعد از افشاگری کروبی درمورد تجاوزها بود که تنها ساعتی بعد ، بدون تحقیق ، تکذیبش کرد.
این سوی میدان اما ، سبزها از “سبز بودن” استاد دانشگاه گفتند و حتی در این میان احمد شیرزاد حتی مقاله ای در مورد او نوشت که هرگز از سوی نزدیکان مرحوم علیمحمدی تکذیب نشد.
در چنین شرایطی ، دو روز بعد از ترور ، میرحسین موسوی بیانیه ای در مورد این ترور صادر کرد. متن کامل بیانیه موسوی چنین است:
بسمه تعالی
شهادت مظلومانه دانشمند برجسته فیزیک و استاد دانشگاه تهران دکتر مسعود علی محمدی بازگوی این حقیقت تلخ است که دشمنان ملت ایران برای تحقق منافع خود، قصد دارند از شرایط بحرانی سود ببرند و مسلما این اقدام جنایتکارانه بخشی از طرح وسیعی است که ضرورت دارد همگان فارغ از تمایلات سیاسی، برای کشف ابعاد دیگر آن به مراقبت و تامل بپردازند.
فقدان شخصیت مومن و آزادیخواه و دانشمند بی بدیلی چون دکتر مسعود علی محمدی فاجعه ای نیست که هر ایرانی علاقمند به سرنوشت کشور و انقلاب بدان بی تفاوت بماند.
اینجانب این مصیبت بزرگ را به ملت شریف ایران، دانشگاهیان و خانواده محترم آن شهید بزرگوار تسلیت عرض می کنم.
میرحسین موسوی
پیام چند خطی آقای موسوی با برداشت های مختلفی مواجه شد. بطوریکه دو نوع خبر از آن در رسانه های فارسی زبان منتشر شد. من دو نمونه را مقایسه می کنم :
بی بی سی /موسوی مرگ استاد دانشگاه تهران را به ‘دشمنان ملت’ نسبت داد/ بیشتر
رادیو فردا / موسوی قتل استاد دانشگاه تهران را بخشی از یک «طرح وسیع» دانست / بیشتر
طبیعی است خواندن هر خبر ، درک خاص خودش را از خبر به خواننده می دهد. خبر اول نشان می دهد موسوی هم مانند سایر مسولان نظام ، “دشمنان ملت” عامل ترور هستند و البته خبر دوم چیزی فراتر است و با تاکید بر “طرح وسیع” اینگونه تداعی می کند که جریان اقتدارگرا در صدد است بعد از جعل پاره کردن عکس آیت الله خمینی و کارناوال عاشورای دو ، اینبار طرحی وسیعی را در ترور افراد انجام بدهد و آن را به پای جنبش سبز بنویسد.
قضاوت بر عهده شما اما به نظرم هر کدام از دو رسانه مثال زده شده ، خواسته اند به گونه ای که مایلند ، موسوی را ببینند.
به نظر خودم ، بی بی سی ، خبر را بی طرفانه تر نوشته است. یعنی حداقل از بیانیه موسوی استنباط بیشتری می شود که به نوعی او رد دشمن خارجی را در این ترور دیده است. البته این سوالات محفوظ خواهد ماند که آقای موسوی به چه دلیل اینگونه قضاوت کرده ؟ آیا میرحسین موسوی که پیش از این با درایت هر رویدادی را از چند بعد می نگریست ، اکنون در شرایطی قرار گرفته که ، به گفته رسانه های دولتی بسنده می کند و حجت برایش تمام است؟ بعید می دانم موسوی فراموش کرده باشد فارس ، ایرنا و صدا و سیما خبر را بی طرفانه روایت نمی کنند.
می دانم که میرحسین خبرهای کلمه را با وسواس می خواند. اگر چنین است ، حتما تا الان دیده و خوانده که در سبز بودن این استاد ترور شده نباید شک کرد.
شاید گفته شود ، مشکل ابهام متن پیام موسوی ، بر تفسیر ها افزوده است. هرچند در چند سال اخیر ، ما به واسطه پیچیده و غامض نویسی سیاسیون ، در رمزگشایی از سخنان و نوشتار ، استاد شده ایم ، اما توجه شما را به این جلب می کنم که پیام چهار خطی موسوی ، سخنرانی خاتمی نیست یا نطق قرای آقای رییس مجلس. این چند خط نوشته ، از سوی کسی است که در شانزده بیانیه قبلی به گونه ای ساده نوشته است که هر کس آن را به سادگی فهمیده است. حساب بیانیه هفدهم و آنچه در این پیام تسلی آمده اما جداست. چرا موسوی دارد پیچیده می نویسد؟ چرا ما درک یکسانی از این پیام تسلیت یا پیام هفدهم نداریم ؟
به نظرم یک اشکال بر می گردد به اینکه ما موسوی را آنطور که دل مان می خواهد می بینیم نه آنطور که هست.
از طرفی هم گله ای باید به میرحسین موسوی داشت. میرحسین عزیز ، چرا لحن ساده ات ، کم کم دارد فرق می کند؟ لطفا برای ما بگو چه چیز باعث شده ؟ آیا فشار حکومت برای “جدا کردن خط از فتنه گران” اینچنین تان کرده است؟ چرا برعکس هفت ماه گذشته ، کمتر با مردم سخن می گویید. بعد از بیانیه 17 که گفتید شما هم جامعه را تست کردید ، می توان حدس زد که دیگر بی حسابید. جامعه هفت ماه شما را تست کرد ببیند مرد عمل هستید ، بودید. شما که پاسخ تست تان را گرفتید. در عاشورا بیانیه ندادید ببینید مردم چه می کنند ، مردم آن کردند که دیدید.
کسی انتظار ندارد موسوی این روزها حکم جهاد بدهد یا کفن بپوشد و به میدان انقلاب برود. اما آفای موسوی ، شما را قسم به آن جملات بیانیه هفدهم که گفتید خون تان از دیگر شهدا رنگین تر نیست ، ارتباط تان را با مردم قطع نکنید. این روزها سخت تبلیغ می کنند که شما کوتاه آمدید ، شما دارید مدارا می کنید و غیره.
——————–
پس نوشت - نمی دانم در این شرایط حساس که فضای وب کمی “احساسی” است ، این یادداشت چقدر محل می یابد . اگر فضا فراهم بود حتما به مطلب اخیر ابوالفضل فاتح ، مسوول اطلاع رسانی میرحسین موسوی که اینک در لندن است ، خواهم پرداخت.
سه روز است که حکومت تمام تلاش را انجام داده تا مردم را برای محکوم کردن وقایع عاشورا به خیابان بکشاند اما همه تلاش شان ، هنوز به اندازی یکی از قدرت نمایی های سبزها نشده است. برخی عکس ، ناتوانی شان را نشان می دهد:
.
.
.
.
راهپیمایان حاضر هرچند شعارشان این بوده :” این همه لشگر آمده ، به عشق رهبر آمده” اما این فیلم نشان می دهد ، طرفداران حکومت خیانت کار هم هستند چون عشق رهبر را با عشق ساندیس عوض کرده اند :