یک امتیاز دیگر برای موسوی ، علیه خامنه ای

پنجشنبه, جولای 29th, 2010 |

بعد از تهدید میرحسین موسوی به افشاگری در مورد دهه شصت و مشخصا جنگ ، کار جالبی کرد روزنامه “انقلاب اسلامی در هجرت” ، نشریه ای که زیر نظر آقای بنی صدر اداره می شود.

گویا بیست سال پیش ، آنها نامه محرمانه استعفای میرحسین موسوی را نشر داده بودند و اینک به بهانه تهدید موسوی به افشاگری ، آن را باز نشر کرده اند. برای من این سند ، سند مهمی است. نامه موسوی و پاسخ خامنه ای را بخوانید تا دو چیز دستگیر تان بشود. یک اینکه بر عکس ادعای برخی ، موسوی در جریان خیلی از اتفاقات سال مهم 1367 نبود. دوم هم اینکه عمق اختلاف خامنه ای با موسوی را ببینید.

نامه ها به نقل از انقلاب اسلامی در هجرت:

توضیح نشریه انقلاب اسلامی در هجرت: نامه آقای موسوی به آقای خامنه ای در مهر ماه سال ۱۳۶۷ در نشریه انقلاب اسلامی چاپ شده است. از آنجا که اخیرا آقای موسوی تهدید کرده است که علل استعفای خود را افشا خواهد کرد از آنجا نشریه انقلاب اسلامی در هجرت همان زمان این نامه را انتشار داده است، جهت اطلاع نسل حاضر دوباره آنرا منتشر میکنیم. یادآور میشود در آنزمان آقای هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس را بعهده داشت.

بسمه تعالی

مقام محترم ریاست جمهوری

برای آنکه دشمنان اسلام و کشور نتوانند سوء استفاده نمایند، اینجانب در استعفانامه خود که برای رسانه ها نیز ارسال گردیده است، دلایل را ذکر نکردم. با این نیت که ذکر آنها انشالله در آینده برای کشورمان و دولتهای بعدی مفید باشد، بصورت خیلی خلاصه به بیان آنها می پردازم:

۱ ـ مسلوب الختیار شدن دولت در سیاست خارجی. امروز امور افغانستان و عراق و لبنان در دست جنابعالی است. نامه هائی به عنوان کشورهای مختلف نوشته میشود بی آنکه دولت از آنها خبری داشته باشد. (اینجانب به عنوان نخست وزیر از این نامه ها جز در موارد استثنائی و آنهم بطور اتفاقی بیخبرم).

نخست وزیر ژاپن برای ریاست محترم مجلس و ریاست محترم مجلس برای نخست وزیر ژاپن نامه مینویسد و اینجانب در یک مراسم عمومی و مردمی از این ماجرا و متن نامه با خبر میشود.

آقای لاریجانی در جایی میگیود از پنج کانال با آمریکا تماس گرفته میشود و بنده بعنوان رئیس هیئت وزیران از این کانالها اطلاعی ندارم.

همه جا صحبت از سیاستهای خارجی دولت جمهوری اسلامی است. بدون آنکه دولت از این سیاستها که در همه جای کشور و جهان بیان میشود، خبر داشته باشد.

۲ ـ عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت میگیرد. شما بهتر میدانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چقدر بوده است. بعد از آنکه هواپیمایی ربوده میشود، از آن باخبر میشویم. وقتی مسلسلی در یکی از خیابانهای لبنان گشوده میشود و صدای آن در همه جا میپیچد، متوجه قضیه میشویم. پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اینجانب از این امر آگاه میشوم. متاسفانه و علیرغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات میتواند هر لحظه و هر ساعت بنام دولت صورت گیرد.

۳ ـ تجزیه سازمان برنامه و بودجه از نخست وزیری که به دلایل سیاسی صورت گرفت، از همان اول ضایعه آفرین بوده  و ادامه آن در شرایط نوسازی کشور فاجعه بار خواهد بود. متاسفانه این مشکل و مشکل وزرای مشاور، علیرغم طرح در شورای تشخیص مصلحت، به تاخیر افکنده شده و حل نگردیده است هر چند که بهرحال حق شورای تشخیص مصلحت است و اینجانب انتظاری در این خصوص ندارم.

۴ ـ تجزیه اقتدار مشروع و قانونی دولت و مسئولیت دولت و وزرا توسط شوراهای گوناگون.

۵ ـ عدم قدرت اینجانب به پاسخگویی در مقابل اعضا هیات دولت و نمایندگان محترم مجلس در مورد کارهائی که بدون اطلاع دولت، ولی بنام دولت، صورت میگیرد.

۶ ـ در خاتمه لازم میدانم بار دیگر یادآور شوم که این استعفا، العیاذ بالله، بمعنای قهر اینجانب از نظام و دولت جمهوری اسلامی و مسئولین انقلابی آن نیست که اگر هم بود، با توجه به عظمت انقلاب و ناچیزی اینجانب، یقینا نمیتوانست هیچ تاثیری در روند رشد و توسعه انقلاب اسلامی داشته باشد. این استعفا دلیل ناتوانی اینجانب برای کار بدلیل همین ناتوانی است و درست بدلیل همین ناتوانی است که اینجانب مسئولیت را از خود ساقط می بینم.

میرحسین موسوی

۱۴ شهریور ۱۳۶۷

nameh_mousav_khamnehi_2_100729

nameh_mousav_khamnehi_3_100729

nameh_mousav_khamnehi_1_100729

.

.

پاسخ خامنه ای به موسوی به نقل از روزنامه ایران

از سوی دیگر، روزنامه ایران نیز چندی پیش با انتشار بخشی از نامه، پاسخ سید علی خامنه‌ای رئیس جمهوری وقت را منتشر کرد:

نخست وزير محترم باسلام،

نامه استعفاي شما را دریافت کردم و لازم مي‌دانم چند موضوع را به جنابعالي گوشزد کنم: در شرایط حساس کنوني و در حالي که مذاکرات ژنو در جریان است و الزم است همه در برابرترفندهاي دشمنان ٓاماده و از مسأيل داخلي فارغ‌البال باشیم، استعفاي دولت بر خالف مصلحت کشور و انقلاب است و ضربه‌اي بر مصالح نظام جمهوري اسلامي است.

مشكل تعیین چند وزیر، مشكل جدیدي نیست. در سه سال گذشته (دوره دوم ریاست جمهوري اینجانب) همواره این مشكل با حكمیت هیٔات سه نفره منصوب امام حل شده و جنابعالي همواره از ٓان استقبال کرده‌اید. هم اکنون نزدیك به نیمي از وزراي دولت که [ ...] به تصریح حضرت امام هنوز به قوت خود باقي است مرجع حل مشكل خواهد بود.

شما اگر مجلس را مرجع واقعي مي‌دانید، نباید از عرضه دولت به مجلس و خواستن رٔاي اعتماد، استنكاف کنید. اگر مجلس به دولت رٔاي ندهد راه‌هاي قانوني براي تشكیل دولت جدید وجود دارد و این بهتر از ٓآن است که شما درست شب قبل از روزي که دولت قرار است به مجلس عرضه شود، استعفا دهید و آن را در رسانه‌ها منتشر کنید. جنابعالي از اختیارات نخست وزیر طبق اصل ۱۳۴ کاملا برخوردار بوده‌اید و حتي به برکت لطف حضرت امام و حمایتي که همواره از دولت کرده‌اند تا بتوانند وظایف خود را بخوبي انجام دهند، اختیاراتي بیش از مقرر در قانون نیز کسب کرده و ٓان را اعمال نیز کرده‌اید. توضیح این مطلب را در نامه پیوست به شخص شما ارأيه خواهم کرد. اینجانب با وجود اختلاف نظرهاي چندي که با شما در نحوه اداره کشور و اعتراض به روش‌هاي شما بویژه در مسأيل اقتصادي دارم، همان طور که مي‌دانید همواره در همه مراحل به شما کمك کرده‌ام و اکنون هم استعفاي شما را به مصلحت ندانسته و اصرار بر ان را ضربه به نظام و حتي با کمال معذرت خیانت – البته خیانت غیر عمدي- مي‌دانم و معتقدم خوبٓ است جنابعالي امروز نظرات حضرت امام در امور اقتصادي را به طور دربست بپذیرید.

استعفا را نمي‌پذیرم و خواهش مي‌کنم اصرار نكنید.

سيد علي خامنه‌اي رييس‌جمهور

تو تنها نیستی برادر

دوشنبه, جولای 26th, 2010 |

برای عبدالرضای تاجیک عزیز :

محسن آرمین ، آزاد / به امید آزادی بقیه

شنبه, جولای 24th, 2010 |

یک نه و یک تیر دیگر به دل دیکتاتور . اشاره ام به  لبخند محسن آرمین بعد از هفتاد روز حبس است :

عکس ها از کلمه

محسن آرمین

آقای تاجیک برگرد ، رضای عزیز ، بیا

جمعه, جولای 23rd, 2010 |

.

عبدالرضا تاجیک که سومین بار 22 خرداد بازداشت شد ، در بی خبری همچنان بازداشت است. البته او تنها نیست اما دلم پیش اوست. رضا مهربان روزنامه نگاری بوده که خیلی از ما به رفاقت با او افتخار می کنیم.

سه بار بعد از انتخابات بازداشت ده اما گویی این بازداشت سوم اش ، سخت تر بوده . چه می توانیم انجام دهیم برای او ، نمی دانم. حال آنکه می دانم وقتی هر کدام از ما بازداشت بود ، او ولو چند خط در صفحه چهار شرق ، یادمان می کرد.

آقا رضا در انتظارت هستیم بی صبرانه .

پس نوشت یک - وکیل عبدالرضا تاجیک: اتهام موکلم مشخص نیست/امنیت قضایی در پرونده های پس از انتخابات مخدوش شده

پس نوشت دونامه‌ سرگشاده خانواده عبدالرضا تاجیک به رییس قوه قضاییه

این هم آزادی اعظم ویسمه

چهار شنبه, جولای 21st, 2010 |

چقدر خوبه آدم دم غروب ، رو بالکن بشینه ، خبرها رو یه مرور کنه و ببینه اعظم ویسمه خبرنگار پارلمانی که از خرداد بازداشت شده بود ، آزاد شده است:

.

شهرام امیری ؛ بدون شرح!

چهار شنبه, جولای 14th, 2010 |

گاهی از این اشتباهات پیش می آید:

آیا کار روزنامه نگار بیانیه دادن است؟

سه شنبه, جولای 13th, 2010 |

امروز اختلاف نظری رخ داده در فضای اینترنت که چرا سایت پارلمان نیوز ، نام برخی از روزنامه نگاران امضا کننده حمایت از اعظم ویسه ، به بهانه “خارج از کشور بودن” حذف کرده است. البته من در مقام دفاع از این سایت نیستم چه آنکه حتما سخنگویانی دارد اما آنچنان که دیدم نام برخی از دوستان و همکارانم در خارج از ایران مانند سامناک آقایی ، آسیه امینی ، آرش بهمنی ، مسعود بهنود ، آرش حسینی پژوه ، لیدا حسینی نژاد ، علی خردپیر ، سامان رسول پور ، بهرام رفیعی ، حسن زارع زاده اردشیر ، مجتبی سمیع نژاد ، مسیح علی نژاد ، فرهمند علی پور ، حمزه غالبی ، پویان فخرایی ، سعید قاسمی نژاد ، آیدا قجر و …. در این لیست وجود دارد و البته شاید این لیست آپ دیت شده باشد با این همه هنوز برخی از اسامی در آن غایب است.

بحث من البته در مورد اینکه اسم ها را باید ذکر کند یا نه ، نیست. به نظر بدیهی است که بیانیه باید با همه اسامی منتشر شود. یادم هست در ایران وقتی قرار بود بیانیه ای را امضا بگیرند ، اگر قرار بود خارج از کشور ها امضا کنند ، به بچه ها گفته می شد که آقا بیرونی ها هم هستند که هر کس در امضایش ملاحظات را در نظر بگیرد البته الان که دیگر تقریبا با این موج مهاجرت همکاران دیگر ، مرزی بین داخل و خارج نیست.

هدف دوستان این بوده که تلاش عملی شان را برای آزادی همکار در بند شان به حکومت نشان دهند. در چنین شرایطی سوال این است ؛ چقدر چنین حرکت هایی می تواند به آزادی همکار در بند کمک کند؟  مطمئنم تاثیر دارد. خودم زمانی که در زندان بودم ، از هرخطی که درباره ام در بیرون نوشته می شد ، منتفع شدم. شکی نیست. امیدوارم به زودی از اعظم ویسه و دوستان دیگر مانند زید آبادی ، تاجیک ، سحرخیز ، باستانی و دیگران بشنویم.

اما بحث اصلی من چیز دیگری است. تقریبا صدها روزنامه نگار ایرانی در داخل و خارج از ایران ، آماده هستند که پای نامه های حمایت را امضا کنند اما آیا کار روزنامه نگار یا خبرنگار فقط بیانیه دادن است؟ من می گویم ، نه.

حکومت ایران مناسبتی با اصحاب رسانه ندارد و در این سالها و ماههای اخیر این عدم پایبندی اش به آزادی بیان را بیش از پیش نشان داده است. ماحصل این خشونت ها موج جدید مهاجرت همکاران است که روز به روز بر تعداد آن افزوده می شود. نکته قابل توجه برای من پیوستن بسیاری از این دوستان به جمع فعالان سیاسی است. هرکس حق دارد فعالیت سیاسی کند اما وقتی روزنامه نگاری حوزه کاری اش را به فعالیت سیاسی تنزل می دهد ، دیگر نمی توان از بعد رسانه ای درست به کارش بپردازد. دوستی که خود در یک تجمع در میدان صلح پاریس در انتقاد به دولت شرکت می کند – توجه کنید شرکت می کند یعنی فعالیت می کند – ، پرچم به دست می گیرد ، پلاکارد دارد و … ، آیا می تواند به عنوان یک خبرنگار یا روزنامه نگار ، رویداد را بی طرفانه گزارش کند؟

من می گویم ، نه. اگر چنین کند ، شاهکار است. بگذارید مثالی بزنم. تجمعی برای محکوم کردن سنگسار یک زن برقرار است. دوست خبرنگار در تجمع شرکت می کند. پلاکاردش توجهم را جلب کرده : “رژیم فاشیست اسلامی ، به سنگسارها پایان دهید”. عصر این روز دوست خبرنگار باید خبر را تنظیم کند. صفت فاشیست باید برداشته شود. سنگسار ها نیست. حداقل در این ماه ها سنگساری گزارش نشده. و البته توجیهاتی از سوی برخی مسولان قضایی ایران (مثلا لاریجانی ِ جواد) وجود دارد که دیدگاه حکومت ایران را در قبال مجازات سنگسار بیان می کند. آیا دوست خبرنگار می تواند بین این فکت ها ارتباطی برقرار کند و در عین حال ، صبحش در میدان صبح چنین پلاکاردی را به دست بگیرد؟ من می گویم ، نه.

همچنان تاکید دارم نوشتن هر خط یا هر امضا می تواند به وضع زندانی کمک کند. اما امیدوارم یادمان باشد که بعد از بیش از یکسال ماندن احمد زید آبادی در زندان ، این را به یادمان بیاورد که بیانیه دادن تنها کار روزنامه نگاران و خبرنگاران نیست. شاید اگر حالا که حکومت دست خبرنگاران را در بیانیه دادن خوانده ، لازم باشد روزنامه نگاران بیشتر به کارشان که اطلاع رسانی و آگاهی رسانی است توجه کنند.

احمد ، مسعود و عیسا

دوشنبه, جولای 5th, 2010 |

پس چرا با این همه گذشت زمان از احمد زید آبادی خبری نیست؟

چرا هنوز مسعود باستانی به مرخصی نیومده ؟

چرا عیسا سحر خیز بعد از یک سال هنوز حتی دادگاهی نشده ؟

آیا ظلم باقی می مونه ؟

پس چی بود می گفتم “سرزمین با کفر می مونه اما با ظلم ، نه”؟

خوش آمدی محمد نوری زاد

پنجشنبه, ژوئن 24th, 2010 |

.

محمد نوری زاد آمد بیرون. مرخصی ، آزادی ، هرچه اسمش هست. مهم این است که بعد از ده ها روز کمر خم نکرد و سربلند آمد بیرون. مثل تاجزاده ، مثل مرعشی و خیلی های دیگر.  به شرافت ات تبریک می فرستم مرد ، چقدر شادیم ما که این سو همه مردان و زنان با شرافت داریم و به آنها افتخار می کنیم.

حتی به آنها که کمر خم کردند و اعتراف کردند که هیچ از عزت شان نزد ما کم نشد. درود به همه ی شما

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

یافتن مطالب :