دوشنبه, جولای 26th, 2010 |
امروز لیگ برتر با بازی شهرداری تبریز و استقلال آغاز شد. جالب اینه که خبرش رو یک پرسپولیسی دو آتیشه داد. دیشب زنگ زده بودم با روزبه برای برنامه امروز روی خط هماهنگ کنم ، گفت صبح برای تماشای بازی بیدار است.
سرم شلوغ بود و بازی را ندیدم اما گویا استقلال بازی را خوب شروع کرد و 3 بر دو پیروز شد ، آن هم در تبریز با آن تماشاگران تیفوسی اش. گام مهم و خوبی است اگر ادامه داشته باشد .

.
گزارش بازی را به نقل از گل ، اینجا بخوانید.
ارسال شده با موضوع روزمرگی | 5 دیدگاه »
چهار شنبه, جولای 21st, 2010 |
از سر کار آمده ام ، تکه ای گوشت می اندازم در کباب پز تا آماده شود ، رافونه سالاد می خورد و من مشغول نهار خوردنم ، «Lu» سر می رسد ، در چشم برهم زدنی ، تکه گوشتی از کباب ام بر می دارد می رود گوشه ای ، و مشغول خوردنش می شود.
دیده بودم برنج بخورد یا به «اشپل» ناخنک بزند ، اما کباب را ندیده بودم. خلاصه این بچه ، بد جور رشتی شده ….
.

ارسال شده با موضوع روزمرگی, گیلان جان | 2 دیدگاه »
پنجشنبه, جولای 15th, 2010 |
از سر کار خسته می آیی خانه که بروی در استخر شنا کنی ، ناگهان باران تابستانی امان ات را می برد ….. اما برکت است ، عیبی ندارد ، آنهم در تابستان :
.
ارسال شده با موضوع روزمرگی | بدون دیدگاه »
چهار شنبه, جولای 14th, 2010 |
گاهی از این اشتباهات پیش می آید:

ارسال شده با موضوع روزمرگی, روزنامه نگاری, زندگی آمریکایی | بدون دیدگاه »
یکشنبه, جولای 11th, 2010 |
خاطر مان منبسط شد از برد اسپانیا. من تقریبا هیچ وقت بعد از حذف آرژانتین ، در این بیست سال ، بازی فینال را ندیده بودم اما امروز بازی اسپانیا را دیدم و تازه کشف کردم دل بوسکه مهربان مربی اش است! می دانستم بازی هایش را بیشتر دنبال می کردم. من دل بوسکه را از دوران رئال مادرید دوست داشتم…




ارسال شده با موضوع روزمرگی | ۱دیدگاه »
پنجشنبه, جولای 8th, 2010 |
لا به لای وب گردی ، این خبر تصویری فارس توجهم را جلب کرد.
سربازان جان برکف نیروی انتظامی زحمت کشیدند و “شانزده هزار بطري مشروبات الكلي” کشف کردند. لابد چند روز دیگر ، از بین می برندش.
هرچند کلی از این اجناس تقلبی است اما این دلیل نمی شود در دل مان هوس کنیم ….. ها ها ها

ارسال شده با موضوع روزمرگی | بدون دیدگاه »
شنبه, جولای 3rd, 2010 |
دو ماهی بود که هفت روز هفته کار می کردم. بالاخره قرار شد این ویکند ، یعنی شنبه و یکشنبه خانه باشم.
از قضا بازی آلمان – آرژانتین بود. صبح نه و چهل به وقت ما. کوفت ام شد. آرژانتین باز هم از رسیدن به چهار تیم باز ماند درست مثل پنج دوره گذشته. و باز درست مثل دوره قبل تو این مرحله به آلمان باختیم. البته باز دوره قبل شرف داشت ، یک هیچ جلو بودیم دو تا خوردیم . این دوره که …..




پس نوشت - نمی خواهم بهانه بیارم اما حیف آرژانتین تیم خوبی داشت. و با اینکه آلمان تو گروهش یک باخت داشت اما آرژانتین اولین باختش ، حذفش کرد. خدایی هم آلمان بهتر به نتیجه رسید!
ارسال شده با موضوع روزمرگی | بدون دیدگاه »
یکشنبه, ژوئن 27th, 2010 |
بازی انگلیس – آلمان را سرکار تلگرافی دنبال می کنم ، آلمان نسخه انگلیس رو پیچید. امما چه حالی کردم با این گل حساب نشده انگلیس.
.

.
تا ساعتی دیگر آرژانتین با مکزیک بازی دار.
کرکری روز: آلمان فکر نکن چهار تا زدی ، بازی بعد رو می بری. منتظرتیم اساسی. بعد از مکزیک ، کیسه گل گذاشتیم برات. انتقام می گیریم اساسی. از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۶ .
ارسال شده با موضوع روزمرگی, زندگی آمریکایی | 3 دیدگاه »
شنبه, می 22nd, 2010 |
من دیگر برای آمدن خرداد شادی نمی کنم ، من برای خرداد سیاه می پوشم . یک بار در سال 76 نسل من همه آرزوی هایش را به دوم خرداد گره زد ، قماری که باخت – باخت بود.
پارسال هم که دوباره با آخرین برگ ها بازی کردیم ، زدند زیر میز.
مگر می شود در خرداد خندید ، وقتی جسم ده ها نفر از ایرانیان را کشته اند و روح هزاران نفر را؟
خرداد سیاه باید پوشید ، تا شاید روزی سفیدی بیاید و پیروزی ….

ارسال شده با موضوع روزمرگی | 3 دیدگاه »