پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

ما، مردها ، چقدر نامردیم ….


.

لا به لای فیس بوک گردی هایم، رسیدم به فیس بوک خانم جوانی به نام “مژده لاریجانی“. لابد به ایران و ورزش علاقمند است که به جای این همه تفریحات سالم، پا شده برود دیدار بازی والیبال ایران و ژاپن.

بازی مهمی بود چون ایران یک ست دیگر می گرفت، می رفت به جام جهانی والیبال. خوشبختانه برد و رفت. اما بدبختانه خواندن روایت مژده، مو بر تنم راست کرد. در خبرها دیده بودم که امروز  ، برعکس همیشه خانم ها را راه ندادند. مژده یکی از آنهاست که پشت در ورزشگاه ماند. نوشته اش اما نکته هایی دارد. اول نوشته را بخوانید:

قلبم شکسته… روحم آزار دیده…
تحقیر شدم… با همه ی وجودم تحقیر شدم…
تو عمر ۲۱ ساله ام انقد از زن بودنم تحقیر نشده بودم که امروز…
شش ساعته مدام دارم اشک میریزم…
دعوا کردن
فحش دادن
توهین کردن
تحقیر کردن
بازداشت کردن
ازمون فیلم گرفتن
هر طور دلشون خواست با ما رفتار کردن
فقط چون زن بودیم!!
چون میخواستیم بریم از حق طبیعی مون استفاده کنیم!!
و بدتر از همه ی این اتفاقات غیر منتظره اما همیشگی رفتار مردها بود…
همه ی زن هایی که اونجا بودن وقتی زنگ میزدن به آشناهایی که تو سالن داشتن و میگفتن حداقل شما بیاین بیرون به خاطر بلایی که دارن سر ما میارن همه میگفتن خب ما بیایم که چی؟ ما بیایم که بقیه نمیان و همه مسخ میشدن از این جواب!!
حتی بدتر!!!
تمام مردهایی که از کنارمون رد شدن… بهمون خندیدن… واسمون بوق زدن… پرچم تکون دادن… و گفتن راتون نمیدن؟؟ آخی.!!! زنُ چه به استادیوم؟؟؟ برین خونه!!!
منی که همیشه به زن بودنم… به ایرانی بودنم… به زن ایرانی بودنم افتخار میکردم حالم از خودم بهم میخوره… از زن بودنم متنفرم…
همه ی تفکراتم به هم ریخت… نابود شد! تمام باورهام…
من که همیشه از مردم ایران و شجاعتشون و لیاقتشون میگفتم… من و مریم که همیشه تو تظاهرات ها میرفتیم جلو میگفتیم ما رو کمتر میزنن چون دختریم! بذار پسرهامون کتک نخورن… همون پسرها امروز…!!!
همونایی که فریادهای حقوق زنشون گوش فلک رو کر کرده…. همونایی که این روزها مدام عکس شیوا نظرآهاری و ریحانه طباطبایی و مهسا رو پست میکنن، همونایی که زر های مفت روشنفکری شون پدر هرچی زن تو این مملکت درآورده، همونایی که وقتی گشت ارشاد ما رو میگیره نگاه میکنن و رد میشن! آره همون ها!! همون ها که وقت های تظاهرات داد و بیدادهای من اگر بنشینم و تو بشینی پس کی باشه بره و این چرت و پرت هاشون همه جا رو برمیداره… همون ها!!
حالم ازشون بهم میخوره!! از همه شون!! که اصن یادشون رفت دارن با ما چی کار میکنن!! که اصن اهمیتی براشون نداشت!
امروز وقتی اومدیم خونه و داستان رو واسه مامان و بابا تعریف کردیم مریم گفت دیگه باید رفت! مامان رو نگاه کردم و به این فکر کردم تمام این سه سالی که اون اصرار میکرد و میگفت برو از این کشور و من انکارش میکردم چقــــد اشتباه کردم! برای کی موندم؟ برای چی جنگیدم؟
امشب تو تمام این ساعت های بعدش فکر کردم و تصمیمم رو گرفتم… میفتم دنبال کارهای مهاجرت… دیگه نمیخوام بمونم!
پ.ن: دمت گرم آقای ولاسکو! تو از تمام این مردهای به ظاهر مرد ایرانی مــــَردتری!!! تویی که این صعود رو به ما… به زنان ایرانی تقدیم کردی! مرسی…
عکس[در استادیوم آزادی] … پس از داد و بیدادهای دو سه ساعته و بغض ترکیده ی مقابل ماشین…

 

می بینید؟ راه ندادن امروز شان دلیل سیاسی ندارد. چون قبلا راه داده بودند. فکر می کنم بخاطر اینکه توان کنترل جمعیت را نداشتند ترجیح دادند که خانم ها را به سالن راه ندهند. اما آنچه مژده و مژده ها را آزرده رفتار ما مردان است.

ما مریض است. ما حقوق زن نمی شناسد. ما لازم باشد روی گلوی زن پا می گذارد…. ما حتی به راه ندادن خانم ها به ورزشگاه هم محل نمی ذارد ….احمدی نژاد و خامنه ای بهانه اند. ما، ما هستیم!ما مردان را می گویم.

این ما، می رود بازی را می بیند ، اما به اینکه دختران را راه نمی دهند بی تفاوت است. اصلا بهتر. “ورزشگاه مگه جای زنه!”

می بینید. احمدی نژاد و دیگران بهانه اند. هر چه می کشیم خودمانیم. خودمانیم.

آنها هم از خودمان اند!

31 comments on “ما، مردها ، چقدر نامردیم ….

  1. VӨRG می‌گه:

    بله. بله. اگر بوق نمی‌زدیم و شوخی‌های مسخره‌ی مردانه‌مان را ول نمی‌کردیم شاید؛ بله، بله، اگر ما هم در حمایت از تظاهرات مخالفت با حجاب اجباری فقط کمی، کمی از آن عینک‌های قاب کائوچویی و سبیل‌های استالینی و اتحاد «ضدامپریالیستی»مان را برای «تجدد» و «برابری» خرج می‌کردیم، شاید، شاید.

  2. زهرا می‌گه:

    بله موافقم. احمدی نژاد و خامنه ای و انقلاب اسلامی و لعنت بر عرب ها، همه بهانه اند.
    مردهای ایرانی تا وقتی که به خودشون خوش بگذره، اهمیتی به کسی یا چیزی نمیدن و وقتی جلوی منافع و هوسرانی هاشون گرفته بشه آزادی زنان و حقوقشون رو بهانه می کنند…

    همونایی که آزادی خواهند برای دختر همسایه و غیرتی و با رگ گردن ورم کرده هستند برای زن و دختر خودشون…

    بلانسبتِ انگشت شمار “انسان” هایی با جنسیت مذکر، گور بابای مرد جماعت. :)

  3. کسری می‌گه:

    آرش جان سلام بسیار تکان دهنده بود حرفهای این دختر ایرانی کسیکه باورهای خود را بر باد رفته میبیند حکایتش حکایت مردم ایران است که ۳۴ سال پیش اعتقاداتشان را به دین و خدا و پیر و پیغمبر به سخره گرفتند و سوار بر گرده شان شدند،باور غیرتمندی و احترام به زن کالایی ست که دیگر در لجن زار بی مرامی که برامون ساختن به پشیزی هم نمیدهند….متاسفم برای خودم که اخلاقمان هم به یاد رفت…

  4. نیوشا می‌گه:

    http://www.ted.com/talks/tony_porter_a_call_to_men.html
    بسیار توصیه می‌شود. در مورد رفتار «مردانه»!

  5. حمید می‌گه:

    سلام
    حرف مزده ازجهاتی آدم و ناراحت میکنه و حق داره ولی از جهاتی همه حرفاش درست نیست .
    نمیشه با این حرکت همه مردها و عملکرد و تفکراتشون رو زیر سوال برد و نمیشه گفت که این حرکت یعنی زیرپا گذاشتن ارزش های زن ….
    ارزش زن در جامعه ایرانی رو تفکر غالب یعنی تفکر حکومتی زیرپا گذاشته . من با خیلی از حرفای مزده موافقم ولی بنظر من بحران مسئله از نوع تفکر حاکم برجامعه است . برای مزده آرزوی سلامتی می کنم و امیدوارم بهترین تصمیم رو در زندگی بگیره . ولی بنظر من رفتن از ایران بخاطر این مسئله فرار از واقعیت و در غیر اینصورت اگه باشه موفق و موید باشه .
    به امید روزی که هیچ مردی حتی اجازه فکر کردن به زیرپا گذاشتن ارزش زن رو به خودش بده .

  6. سارا می‌گه:

    مژده جان سلام
    من ١٢ سالی از تو بزرگترم و خیلی روزها رو دیدم… ١٨ تیر ، سالگرد های دوم خرداد ،دوم خرداد، بازی ایران و استرالیا و ٢۵ خرداد و خرداد ٨٨ به بعد
    خواهر خوبم می خواستم برات بنویسم اما صفحه فیسبوکت رو پیدا نکردم … به زن بودنت و به زن ایرانی بودنت افتخار کن. من و تو و میلیون ها زن دیگه پا به پای مردانی که هر وقت به نفعشان بود روشنفکر بودند و هر وقت به نفعشان بود غیرتی و ناموس پرست جنگیدیم کتک خوردیم بازداشت و زندان کسیدیم و قهرمان شدیم و مدال آوردیم.
    ببین دختر دونده ایرانی رو که می دونه پوشش و لباسش شاید مانع از قهرمانی او شود اما باز می دود… دوست من مبارزه می تونه دادن یک کتاب خوب به یک کودک باشه … می تونه یک رزو فریاد باشه و یک روز حمایت من و تو تا پایان بازی پشت درهای بسته ورزشگاه باشه.
    من هم دلم گرفته از مردانی که در خیابان ها شعار دموکراسی سر مس دهند اما در خانواده ٣-۴نفری خودشون دموکراسی را در درگاه خانه روی جا کفشی پشت در جفت می کنند.
    به خودت و زن بودنت و ایرانی بودنت افتخار کن و به روز های بهتر امیدوار باش

  7. علی فتاح می‌گه:

    بخشی از جامعه ایران بد جوری مسخ شده هر کسی حال اعتراض نداره به تفکر دائی جان ناپلون دست میندازه که “ای بابا ما بریم خطر کنیم برای کی؟” از طرف دیگه بازم تفکر دایی جان ناپلونی موجب شده که حاکمیت بی لیاقتی خودش را گردن جهان بیندازد شوربختا که بخشی از جامعه ما آنقدر نادان است که پذیرای این تفکر شده.

  8. hamed می‌گه:

    اقای ارش هر چیزی رو بدون سند و مدرک نباید همینطوری اورد تو وبلاگ،از کجا معلوم این خانم دروغ گفته باشه و نخواد عقده گشایی کنه!!؟ حقیقت اینکه عکس هایی که ما دیدیم خیلی هم خانوم ها خوشحال بودن!
    ————-
    پاسخ آرش – آقای حامد، این خبرگزاری فارس که برای شما منبع است، نوشته :
    خبرگزاری فارس: حدود هزار نفر از بانوان که برای تماشای مسابقه والیبال ایران و ژاپن به سالن ۱۲ هزار نفری رفته بودند، پس از ممانعت پلیس برای ورود به داخل، پشت در تجمع کردند.

  9. شهاب می‌گه:

    خیلی تلخ بوود خیلی خیلی زییاد

  10. shir berenj می‌گه:

    hameh na mardim

    az jomleh zan haaie modern e maa

    kei zan haaie ma baraaie mardhaa del soozoondan???

  11. reza می‌گه:

    همانطور گه گفتی احمدی نژادودیگران بهانه اند.هرچه میکشیم خودمانیم وخودمانیم.درود بر افکار پاکت.

  12. Fariba می‌گه:

    از ماست که بر ماست , در ضمن آقای حامد خان , مژده دوست منه , و هیچ وقت هم دروغ نمیگه , خیلی هم دختر ساده و صادق و بی ریایی هست , همه ما مقصریم که حکومت بتونه با ما مثل حیوون برخورد کنه , و حتی مسخ بشم ندونیم چی میخواییم از خودمون , از زن بودن و مرد بودنمون , ا زایرانی بودنمون , چون از استانداردهای بین المللی جهانی فاصله گرفتیم , از اخلاق و پاکی و نیکویی و زیبایی فرسنگها دوووور شدیم , فقط شدیم مقلد , هرچی به نفعمون باشه میپذیریم و ادعای روشنفکرس میکنیم بدون اینکه بهش ایمان داشته باشیم و عمل کنیم , که مبادا کسی بهمون نگه اومول , و هرچی هم به نفعمون نباشه , قبول نداریم و نمیپذیریم و قران و کتاب و پیغمبر رو وسط میکشیم , ما هرچی میکشیم از دیانت که قاطی حکومت و زندگی و سیاستمون شده , شدیم دوره واتیکان , تو هزاره سوم آخوندها باید بهمون بگن چی درسته و چی غلطه و هنوز پدران و مادرانمان از اینکه اینها اولاد پیغمبرند و بهشون تزریق شده یه سری غقاید فسیل شده , نمخوان تو ذهنشون این عقایدرو ادیت کنن , ما هم بچه همون خانواده و جامعه هستیم , ما ملت ایران و مخصوصا جوانها شدیم معتاد تزریقی , فقط بهمون همه چی رو تزریق میکنن , برامون خط قرمز میکشن , و تعیین تکلیف میکنن , و نمیذارن خودمون باشیم , از خودمون اراده داشته باشیم , فقط شدیم لبایهای مارک پوش , که فقط چشم رو هم چشمی کنیم , و دیگر فکر و شعور و درک , “تعطیل ” , در چنین جایی که حتی جامعه کوچکی مثل خانواده اینگونه هست از مدرسه و دانشگاه و جامعه چه توقعی ست :( با تشکر

  13. sara می‌گه:

    من خودم اونجا بودم دیدم یه مرد بدبختو که با خانواده اش اومده بودو کتک زدن فقط هم به خاطر اینکه نمیدونم برگشت به خنده به ماموری که خیلی بد حرف میزد و هی میگفت حرکت کن گفت پس ماشینمو کجا پارک کنم؟! استادیوم پرشده بود از مردا مردای بی غیرتی که همیشه زنا رو پایین تر از خودشون میدونن چرا همیشه باید زنا از همه چی محروم باشن اخه چراااااااااا؟ واقعا برای مردا متاسفم

  14. مصطفی می‌گه:

    من هروقت میام دوستام را توجیه کنم، با این پاسخ مواجه میشم که: «دخترها خودشون دوست دارند و اگه ما این کارا را نکنیم، چه میدونم، بوق نزنیم، تیکه نندازیم، نگاشون نکنیم، … فک میکنن مشکلی دارن» وقتی رفتار دخترها را می‌بینم، میفمم خیلی هم بیراه نمیگن!
    قانون اجتماعی خیلی ساده: دخترها(عام، صرف نظر از استثنا) خودشون را گذاشتن توی ویترین => مردها (عم، صرف نظر از استثنا) رفتارشون میشه اینی که میبینی.
    هم مردها، هم زن‌ها، هم عرف‌های جامعه همه باید کنار هم درست(اصلاح) بشه. از مردم کوچه بازار هم انتظاری نیست،(برای شروع این حرکت) ولی دیدن صحنه‌های مشابه اتفاق بالا، توی دانشگاه‌ها منو بسیار اذیت و ناامید میکنه …

  15. محمد می‌گه:

    در پاسخ به آقا حامد که گفتند شاید این خانوم دروغ گفته باشند باید عرض کنم
    من مژده خانوم رو میشناسم و به صداقتشون ایمان دارم.

  16. میم می‌گه:

    دروغ که حناق نیست. ما مردها گوشمون از این مظلوم نمایی ها و نمایشهای مسخره شما فمینیستها پره. من خودم اونجا بودم و دیدم چطور عده ای از مردها داشتن به راه ندادن زنان اعتراض می کردن. هیچ کسی رو هم ندیدم که بخواد اونها رو مسخره کنه یا بهشون بخنده. ظاهرا ایشون اون چیزی رو که دلش می خواسته دیده و حالا هم شروع کرده به نطق کردن. شماها هم ندیده حرفاش رو تایید کنید. مطمئن باشید اگر این فمینیستها دست از این حرکتهای زشتشون بر میداشتن زنان خیلی سریعتر به حقوقشون می رسیدند. با اینکه فمینیسم سالهاست همه مدیا ها رو در اختیار گرفته ولی الان خیلی از مردان در سراسر دنیا پی به ذات کثیف اون بردن و فهمیدن که اینها برای بدست آوردن حقوق بیشتر حاضرند دست به هرکاری بزنند حتی زیر پا گذاشتن حقوق مردان، توهین به اونها و …

  17. محسن می‌گه:

    اگه ما مردها موقع برگزاری مسابقه زنان بیایم دم استادیوم و راهمون ندن شما حاضرید چون جمهوری اسلامی نمیذاره مردان مسابقات زنان رو ببینند از استادیوم بیایید بیرون؟ عمرا اگه همچین کاری بکنید تازه با جمهوری اسلامی همصدا هم میشین که اصلا چه دلیلی داره مردها مسابقات زنها رو نگاه کنند. این رو بدون اگه تفکرات مردای ایرانی قدیمیه تفکرات زنای ایرانی فسیله (این رو در مورد قشر باصطلاح روشنفکر میگم وگرنه بقیه رو که اصلا بیخیال).

  18. بهیاد می‌گه:

    خدا کنه یک روزم ما مرد بشیم

  19. شیندال می‌گه:

    آرش عزیز
    واقعا ممنون از نوشته خوبت. خیلی دلگرم و خوشحال کننده است که مردانی مثل تو باشند و این حرفها را جدی بگیرند و اسمش را نذارن نازک نارنجی بودن و الکی خوشی. خیلی خوشحالم که تو حرف دل ما را می گویی و می فهمی. هر بار خواستیم درد دل کنیم با مردها – آنهایشان که فکر کردیم اگر نشناسنمان برایمان بوق نمی زنند! – خدمت سربازیشان و مهریه نداده شان را به رخمان کشیدن. دوستانشان را که ازدواجهای ناموفق با زنان هیولا داشتند را به رخمان کشیدند. درسته که مردها در ایران خیلی تحت فشارن، اما فشاری که روی زنها هست به مراتب بیشتره. توی هر طبقه اجتماعی حداقل حقی که زنها دارند نصف مرده و به مراتب کمتر. و دردناک ترینش همین قسمته که ما زنها انگار به هر طرف رو بگردونیم باید توهین و تحقیر بشنویم.

    و به خانوم جوان و نازنین: امیدوارم اینجا را بخوانی چون صفحه فیس بوکت رو پیدا نکردم: بدون که همه ما با تو همدردیم. همه مون بارها و بارها این چرندیات رو شنیدیم و هیچوقت هم بهش عادت نکردیم. واقعا متاسفم که اینقدر حس بدی داشتی.
    و یه خواهش از آرش:
    لطفا اسم کامل ایشون و عکسش رو از روی وبلاگت بردار.
    ————
    پاسخ آرش- شیندال، از خودشان اجازه گرفتم. اگر لازم شد می نویسند، بر می دارم.

  20. babak rajabi می‌گه:

    رو احساس گفت و گفتی و گفتند!
    اما همه چیز این چیز و اون چیزای دیگه نیست!
    هیچی یه شبه بوجود نمیاد.
    احساس درد میکنیم؟
    درد میکنیم!

  21. شیندال می‌گه:

    آرش عزیز معذرت میخوام اگه منظورم رو درست بیان نکردم، باید اضافه می کردم به دلایلی که همه مون میدونیم.
    و باید میدونستم که رگ حرفه ای روزنامه نگاریت قوی تر از این حرفهاست!
    باز هم ممنون برای اشتراک گذاشتن این مطلب.

  22. مادیان وحشی می‌گه:

    مشکل خیلی بیش از اینها که از دولت باشه از ملت ماست. و این همون چیزیه که من بارها و بارها در موارد مختلف زیر میکروسکپ گرفته ام و نوشته ام .

  23. سعید می‌گه:

    شیندال خانم می دونی فشار یعنی چی؟ فشار یعنی اینکه از صبح تا شب جون بکنی تا بتونی زندگی یک خانواده سه نفره رو فقط بگذرونی اون هم به سختی. اون هم با سرافکندگی پیش زن و بچه ات. شماها تا قبل ازدواج خرجتون رو خانوادتون میده بی منت حتی اگه ۳۰ سالتون هم باشه. بعدش هم مسئولیتش به گردن شوهرتون میوفته. فقط فکر مسئولیت خرج و مخارج زندگی یک خانواده توی وضعیت فعلی ایران آدم رو دیوانه می کنه چیزی که به هر حال همین سنتهای قدیمی به دوش ما گذاشته نه شما. اگه شک داری از یکی از این زنان سرپرست خانوار بپرس تا بهت بگه. در مورد مهریه‌ی نداده بهتره چیزی نگی. فعلا که خوب می گیرند نتونی بدی هم جات تو زندونه پیش دزدها و کلاهبردارها. شماها رو اگه فقط یکماه مجبور می کردند کاری بکنید که دوست ندارید الان جیغ و دادتون گوش فلک رو کر کرده بود چه برسه به دوسال. دوسالی که از بهترین و مهمترین سالهای زندگیتونه. دوسالی که باید صرف تحصیل یا کار بکنید تا بتونید آینده بهتری برای خودتون بسازید ولی به زور مانع تحصیل و کارتون میشن و شما رو به کاری وا میدارند که ازش متنفرید.
    من نمیگم حقوق زنان در ایران رعایت میشه. نه نمیشه. از همین رفتن به ورزشگاه بگیر تا حجاب اجباری، قوانین خانواده و سنتهای قدیمی ای که هنوز در برخی بخشهای کشور وجود داره ولی اینکه زنان ایرانی فکر می کنند الان مردان ایرانی دارند عشق و حال دنیا رو می کنند و ما زنان هستیم که درد و رنج می کشیم. نه اینطور نیست خودتون رو گول نزنید. این رو هم یادتون باشه تغییر فرهنگی باید همگانی باشه. تا وقتی زنان کنار گود نشستن و از مردان می خوان فرهنگ خودشون رو تغییر بدن مطمئن باشید به هیچ جا نمیرسیم. بذار یه مثال بزنم: مثلا فرهنگ غلط متلک گفتن به زنان توسط برخی آقایان. به نظرتون چرا الان این قضیه تبدیل به معضل شده. شکی نیست که طبیعت مرد و زن اینه که بخوان با هم رابطه برقرار کنند و بازهم طبیعت یا سنت وظیفه شروع رابطه رو به عهده مردان گذاشته. حالا شما بگید یک پسر نوجوون چطور باید به دختر نوجوونی پیشنهاد بده؟ بره جلو و خیلی محترمانه درخواستش رو بگه؟ مطمئن باشید در اکثر مواقع با توهین و تحقیر دختر روبرو میشه. خوب پس یاد میگیره درخواستش رو غیر مستقیم بگه. رفته رفته طنز و تا حدی تحقیر رو هم چاشنی حرفاش می کنه تا درصورت رفتار توهین آمیز دختر لااقل در پیش دوستانش یا در درون خودش احساس تحقیر شدن نکنه و این طی سالها تبدیل به فرهنگ میشه و بعد از مدتی هم به نسلهای بعد منتقل میشه (پسران کوچکتر از همجنسان بزرگتر خودشون این شکل رفتار رو یاد می گیرند). البته از متلک های شدیدا توهین آمیز و بی علت عده ای بگذریم که خب ناشی از فرهنگ پایین اونها است و مشابه اش در کشورهای پیشرفته هم پیدا میشه. یا بگذار یک مثال دیگه بزنم: حتما از شروط ضمن عقد خبر دارید. مثلا میشه شرط کرد پس از طلاق در مورد حضانت بچه ها مرد و زن نسبت به هم ارجحیتی نداشته باشند. یا مثلا به جای مهریه کل درآمد مرد و زن از زمان ازدواج تا طلاق بصورت نصف نصف تقسیم بشه. فکر می کنید چند درصد زنان حاضرند این شروط رو بپذیرند ولی از خیر مهریه بگذرند؟ من خودم قبل از ازدواج با چندین دختر این موضوع رو مطرح کردم ولی هیچکدومشون حاضر به اینکار نشد. با اینکه همشون هم تحصیل کرده و از خانواده های متوسطی بودند.
    بگذریم. به نظر من خانه از پایبست ویران است. آرش خان شما اگر با خانم لاریجانی در ارتباطی بهشون بگو یه سر به وبلاگ شما بزنند و نظرات رو بخونند.

  24. علي فلاح می‌گه:

    سلام آرش عزیز ، این مشکل بزرگ امروز مملکت ماست ، بی تفاوتی و کم شدن انگیزه ، حرافی و مرد میدان نوشتن ، به پای عمل که میرسد بهترینمان بی تفاوتیم و بدترین ما اونایی اند که از بی تفاوتی خارج شده و میشوند عمله نظام بدون اینکه بخواهند و بدانند

  25. سعید می‌گه:

    امبدوارم اشتباه کرده باشم ولی به نظر میرسه که شما نظر من رو تایید نکردید. واقعا برام عجیبه چون نظر من توهین آمیز نبود و من صرفا دیدگاه خودم رو بیان کرده بودم و انتظار دارم اگر شما هم به آزادی بیان اعتقاد دارید اجازه انتشار دیدگاه من رو بدهید. به هر حال بار دیگه نظرم رو برای شما ارسال می کنم با این امید که لااقل اینجا دیگه از حذف صدای مخالف خبری نباشه:

    شیندال خانم می دونی فشار یعنی چی؟ فشار یعنی اینکه از صبح تا شب جون بکنی تا بتونی زندگی یک خانواده سه نفره رو بگذرونی اون هم به سختی و با سرافکندگی پیش زن و بچه ات. فقط فکر مسئولیت خرج و مخارج زندگی یک خانواده توی وضعیت فعلی ایران آدم رو دیوانه می کنه چیزی که به هر حال همین سنتهای قدیمی به دوش ما گذاشته نه شما. در مورد به قول شما مهریه‌ی نداده هم که فعلا خوب می گیرند نتونی بدی هم جات تو زندون پیش دزدها و کلاهبردارها است. شماها رو اگه فقط یکماه مجبور می کردند کاری بکنید که دوست ندارید الان جیغ و دادتون گوش فلک رو کر کرده بود چه برسه به دوسال. دوسالی که از بهترین و مهمترین سالهای زندگی یک آدمه. دوسالی که آدم باید صرف تحصیل یا کار بکنه تا بتونه آینده بهتری رو برای خودش بسازه ولی تو ایران به زور مانع تحصیل و کارتون میشن و شما رو به کاری وا میدارند که ازش متنفرید.
    من نمیگم حقوق زنان در ایران رعایت میشه. نه نمیشه. از همین رفتن به ورزشگاه بگیر تا حجاب اجباری، قوانین خانواده و سنتهای قدیمی ای که هنوز در برخی بخشهای کشور وجود داره ولی اینکه زنان ایرانی فکر می کنند مردان ایرانی عشق و حال دنیا رو می کنند و درد و رنج فقط واسه زنها است کاملا بی انصافیه. اگر منصف باشید می بینید که ما فشارهای خیلی بیشتری رو باید تحمل کنیم. این رو هم یادتون باشه تغییر فرهنگ یک جامعه باید به کمک همه صورت بگیره. تا وقتی زنان کنار گود می شینن و از مردان می خوان فرهنگ خودشون رو تغییر بدن مطمئن باشید به هیچ جا نخواهیم رسید. بذار یه مثال بزنم: مثلا فرهنگ غلط متلک گفتن به زنان توسط برخی آقایان در کوچه و خیابان. به نظرتون چرا الان این قضیه تبدیل به یک معضل شده. شکی نیست که طبیعت مرد و زن اینه که بخوان با هم رابطه برقرار کنند و بازهم طبیعت یا سنت وظیفه شروع این رابطه رو به عهده مردان گذاشته. حالا شما بگید یک پسر نوجوون چطور باید به یک دختر نوجوون پیشنهاد بده؟ بره جلو و خیلی محترمانه درخواستش رو بگه؟ مطمئن باشید در اکثر مواقع با توهین و تحقیر دختر روبرو میشه. خوب پس یاد میگیره درخواستش رو غیر مستقیم بگه. رفته رفته طنز و تا حدی تحقیر رو هم چاشنی حرفاش کنه تا درصورت رفتار توهین آمیز دختر حداقل در پیش دوستانش یا در درون خودش احساس تحقیر شدن نکنه و همین طی سالها تبدیل به فرهنگ شده. البته در هر فرهنگی حتی در کشورهای پیشرفته افراد معدودی پیدا میشن که به خاطر مشکلاتی که دارند به زنان و حتی مردان دیگر حرفهای رکیک و توهین آمیز می زنند که آن موضوع دیگری است. یا بگذار یک مثال دیگه بزنم: می دونید که در شروط ضمن عقد میشه مثلا شرط کرد پس از طلاق در مورد حضانت بچه ها مرد و زن نسبت به هم ارجحیتی نداشته باشند. یا مثلا به جای مهریه کل درآمد مرد و زن از زمان ازدواج تا طلاق بصورت نصف نصف تقسیم بشه. فکر می کنید چند درصد زنان حاضرند این شروط رو بپذیرند ولی از خیر مهریه بگذرند؟ من خودم قبل از ازدواج با چندین دختر این موضوع رو مطرح کردم ولی هیچکدومشون حاضر به اینکار نشد. با اینکه همشون هم تحصیل کرده و از خانواده های متوسط بودند.
    ————
    پاسخ آرش – سعید عزیز، من تا نظری مستقیما حاوی توهین به دیگران نباشد را حذف نمی کنم. حتی توهین به خودم را هم می گذارم.
    اما نظر ها را باید بخوانم و بعد تایید کنم که معمولا یک روز طول می کشد. این هم تایید هر دو نظر شما. ارادت

  26. [...] septembre, ont été refoulées aux portes du stade Azadi de Téhéran. Sur les réseaux sociaux, certaines ont raconté avoir été arrêtées, filmées et mal-traitées par la police avant d'être relâchées. A [...]

  27. مژده می‌گه:

    نظرات همه رو خوندم :)
    اگر اشتباهی پیش اومد که باعث شد کسی فکر کنه من قصدم توهین به همه ی مردها بود عذر میخوام.
    مردهایی تو اون استادیوم بودن که من میشناختمشون و میدونستم که تا چه حد ژست روشنفکری دارن!
    من نخواستم همه رو به یه چوب برونم… ولی به هرحال آدم از دیدن این اتفاقات شوکه میشه :)
    درضمن! ما با کمال میل از دیدن مسابقات خانم ها توسط آقایون استقبال می کنیم! اگر شما حریف این قوانین شدین :)
    ممنون از همدردی ها و انرژی مثبت ها <3
    —————-
    پاسخ آرش - ممنون از مژده خانم. ممنون که آمدید و نظرها را خواندید.

  28. زیور می‌گه:

    من به طور کلی مخالف ترک کشور هستم اگر کسی توی خونه ی خودش نتونه حقش رو بگیره هیچ جای دنیا نمی تونه بگیره ضمنا پلیس ها زن بودن یا مرد ؟شنیدم زن بودن .تحقیری که کردن قابل دفاع نبوده در عوض حتی همین اعتراضت هم ارزشمنده هم تلنگریه برای همه ما که ابعاد ناموس پرستی مرد ایرانی روبدونیم

  29. شیندال می‌گه:

    سعید جان من قبول دارم که هر کسی زندگی و مشکلات خاص خودش رو داره و نمیشه همه رو با یه محک قضاوت کرد. یه توضیح شخصی بدم که من از وقتی که دانشگاهم رو تموم کردم روی پای خودم ایستادم و مستقل زندگی کردم. نه تنها از پدر و مادرم پول نگرفتم بلکه کمک مالی هم بهشون کردم. بابت همین هم هر نوع توهین و تحقیری که فکر کنی شنیدم و تحمل کردم، از فک و فامیل و دوست و آشنا تا بقال سر کوچه و همکار و هر کس که فکرش رو بکنی برای همین قضیه به من و امثال من توهین کرد. بارها و بارها تقاضای شرایط مساوی با همکارهای مردی رو کردم که به مراتب کمتر از من کار می کردند و هر بار بهم گفتن تو که سرپرست خانواده نیستی و نان آور خانواده نیستی پس حقوقت نباید به اندازه اینها باشه. نمیخواهم انتقام رفتار های بدی که با من شده از شما بگیرم اما فقط میخوام بگم که ببین جامعه چطور با زنهایی که میخوان مستقل باشن رفتار می کنه. هر بار توی هر جمعی که مرد بود نشستم انواع و اقسام حرفهای رکیک رو تحمل کردم، چون به محض اینکه اعتراض کنی میگن ببین اینجا جای زن جماعت نیست پس هری برو از اینجا. قضیه سر این قضایاست. مردای ایرانی هم کم بهشون ظلم نمیشه اما اگه بخوایم مقایسه کنیم قانون و سنت و اجتماع و هر آنچه که فکر کنی در قیاس – دایره رو روز به روز برای زنها تنگ تر می کنه.
    متاسفانه چیزی که میگی در بعضی زنها وجود داره و هستند کسانی که سخت می گیرند و بی انصافی می کنند، اما با شرایطی که توی جامعه وجود داره و زن های مطلقه رو به بدترین چشم نگاه می کنند و هر کسی به خودش اجازه میده بی شرمانه ترین پیشنهاد ها رو بهشون بکنه، واقعا خیلی نمیشه دخترا رو برای سخت گیری های این چنینی مقصر دونست و سرزنش کرد.

    به آقای آرش خان – ممنون از منتشر کردن نظرات.

  30. لیلا می‌گه:

    ببخشید اصلا قصد جسارت ندارم ولی کی این اتفاقا افتاد من خودم رفتم به سختی رفتیم داخل به خاطر ازدیاد جمعیت ولی همچی عالی بود خیلی هم مزه داد حتی کاپیتان و ظریف برای خانما دست تکون دادن حتی بلاسکو……….
    ———–
    پاسخ آرش – چرا ببخشید لیلا. حق داری. اما احتمالا شما بازی اول رفتید. در بازی بعدی بخاطر حضور زیاد آقایان، به این نکته که کنترل جمعیت سخت است، از حضور خانم ها جلوگیری کردند.

  31. ايرج آبشار می‌گه:

    در هر جامعه ای اخلاقیات را ایدئولوژی حاکم تعیین می کنند

    انتظار اینکه جوان ده بیست ساله ای که از زیر آوار مخوفترین ایدئولوژی تاریخ ایران (یعنی اسلام عزیز ) ، یا خود را نیافته ، و یا به طور کلی از دست رفته است ، بتواند بدون سازماندهی در آن لحظۀ خاص تصمیم جمعی برای مقابله با اوباش تا بن دندان مسلحی بگیرد که پیشاپیش حالت تهاجمی گرفته اند ، انتظاری شدیدأ مریخی است

    عمیقأ اعتقاد به نسبی بودن این پدیده داشته و معتقدم همه چیز بستگی دارد به توازن قوا
    اگر فرضأ سه روز قبل از ماجرا رهبری منسجمی اذهان را آمادۀ مقابله با این آپارتاید جنسی می کرد، عکس العمل جوانان می توانست دیگرگونه باشد
    من اسم این عمل را خودزنی از سر ناتوانی مقابله با دشمن می گذارم، نه ضدیت مادرزادی و ذاتی پسران با دختران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا