دیدار با رییس جمهوری آمریکا در روز حقوق بشر – بخش دوم

Share

روز چهارشنبه خبرتان دادم برای روز حقوق بشر ، رییس جمهوری آمریکا میزبان چند روزنامه نگار و بلاگر از کشورهای دیگر بود که فرصتی نیز برای من مهیا شد تا با رییس جمهوری آمریکا در مورد روزنامه نگاری ، بلاگ نوشتن و حقوق بشر در ایران سخت بگویم.

چهارشنبه نوشتم که متن سخنرانی ام را بلاگ انگلیسی ام گذاشتم. این هم سخنرانی من به فارسی :

از راست : “مانگ مانگ وین” وبلاگ نویس برمه ای ، “کوانگ شائو” فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس از چین ، “اولگا کازولین” دختر زندانی سیاسی و کاندیدای ریاست جمهوری روسیه سفید و وبلاگ نویس ، “جرج دبلیو بوش” رییس جمهوری آمریکا ، “وان پریتو”(پشت) وبلاگ نویس کوبایی ، “الکساندر کلاسکوفسکی”(جلو) روزنامه نگار و وبلاگ نویس از روسیه سفید و “آرش سیگارچی” روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایرانی

آقای رییس جمهوری ، میهمانان عزیز:

بسیار خوشوقت هستم که به عنوان یک روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایران در این مراسم حضور دارم. همچنین از شما به عنوان یک ایرانی تشکر می کنم که همواره در سخنان تان ، حساب مردم ایران را از حاکمان ایران جدا می کنید

من علم تاریخ را دوست دارم چون به ما می گوید برای این امروز به دور هم جمع هستیم که شصت سال پیش در چنین روزی ، با تلاش “النور روزولت” بانوی اول آمریکا و سایر کارشناسان ، نهایتا اعلامیه جهانی حقوق بشر تصویب شد. همچنین ، این تاریخ است که به ما می گوید ، پانصد سال قبل از میلاد مسیح ، در ایران یک شاه وجود داشت که به حقوق بشر کمک کرد. “کوروش کبیر” ، کسی بود که دو هزار و پانصد سال پیش حقوق بشر را مورد تایید قرار داد و به کشورهای دیگر صلح را ارمغان برد. او همچنین اسیران یهودی را آزاد کرد و اجازه داد به سرزمین شان در بابل برگردند.

بله ، تاریخ همچنین به ما می گوید اکنون در کشور ایران با این تاریخ مشخص ، رییس جمهوری حضور دارد که نه تنها به حقوق بشر بی تفاوت است بلکه گفته است “اسراییل باید از روی نقشه محو شود”. این فایده تاریخ است که به شما این فرصت می دهد تا چنین چیزهایی را با هم مقایسه کنید.

آقای رییس جمهوری و میهمانان محترم:

من می دانم که شما می دانید مردم ایران با حکومت شان مشکلاتی دارند و حالا می خواهم به شما در مورد تجربه خودم بگویم که چگونه توانستم با وجود کینه ورزی حکومت ، آن را اصلاح کنم و به رفع تبعیض کمک نمایم. به عنوان یک روزنامه نگار بیش از ده سال است که کار می کنم و من وبلاگم را از هفت سال پیش ، در شرایطی که وزارت اطلاعات ایران به من برای سانسور فشار می آورد ، شروع کردم.

معمولا من در روزنامه ام اخباری از فعالیت های هسته ای ، منتشر می کردم و یا به سیاست های نظام جمهوری اسلامی براساس داده هایی که وجود داشت ، انتقاد می کردم. مثلا در موضوع هسته ای من می خواستم که جمهوری اسلامی به جای دشمن تراشی به خواسته های بین المللی احترام بگذارد. آنها من را مجبور می کردند که این مطالب را منتشر نکنم.

می دانید که برای یک روزنامه نگار ، بدترین چیز ، سانسور است به همین دلیل من تصمیم گرفتم که با آن مقابله کنم. برخی روزنامه نگاران دیگر و من از یک تکنولوژی جدید برای جنگ با سانسور استفاده کردیم. روش کار آسان بود ؛ ما هرچه را که نمی توانستیم در روزنامه منتشر کنیم را در وبلاگ منتشر می کردیم. روش موفقیت آمیز بود. بعد از مدت کوتاهی وبلاگ ما به این مشهور شد که خبرهایی که در روزنامه امکان انتشار نمی یابد ، در آن منتشر می شود.

متاسفانه ، دولت ایران زود مطمئن شد که اینترنت و وبلاگ به دموکراسی مردمی کمک می کند و این چیزی بود که به شدت از آن هراس دارد. به همین دلیل بود که آنها فیلتر و سرکوب وبلاگ و وبلاگ نویسان را شروع کردند. آنها وبلاگ ها و وب سایت ها را به این بهانه که “پورنو” هستند فیلتر کردند و هرگز به مردم به طور شفاف نگفته اند چرا وبلاگ ها و سایت های سیاسی را توقیف می کنند.

غیر از فیلتر ، آنها بلاگر ها و روزنامه نگاران را بازداشت می کنند. من را به خاطر روزنامه نگاری و بلاگ نویسی به ۱۴ سال زندان محکوم کردند. پیش از من ، دولت ایران بیش از ۴۵ بلاگر را بازداشت و زندانی کرد و حتی آنها را مدت زیادی در زندان و در سلول انفرادی زندانی کرد. هر چند در کشورهای دیگر مثل کشور روسیه سفید و سایر کشورهای کمتر دموکرات ، وبلاگ نویسان در تلاش هستند دموکراسی بیشتری برای کشورشان فراهم بیاورند اما در ایران وضع به گونه ی دیگری است. شش ماه پیش یک فعال مدنی که وبلاگ هم می نوشت ، در جنوب شرقی ایران اعدام شد. اکنون چند فعال مدنی در غرب ایران که روزنامه نگار یا بلاگ هستند به احکام سنگینی چون اعدام محکوم شده اند.

سرکوب فقط فیلتر کردن و احضار ، بازداشت و شکنجه نیست. دولت ایران برای بی اثر کردن تکنولوژی های مدرن برنامه هایی در سر دارد. در حالی که بیش از پنج میلیون سایت و وبلاگ در ایران فیلتر هستند ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در نظر دارد ده هزار وبلاگ جدید راه اندازی کند. مجله ویژه سپاه نیز اعلام کرده است که دولت آمریکا می خواهد با وسایل خط مشی عمومی مثل اینترنت و وبلاگ در ایران انقلاب مخملین راه بیاندازد.

آقای رییس جمهوری و میهمانان گرامی:

من می خواهم همچنین به شما بگویم که چرا وبلاگ نویسی در شرایط فعلی اهمیت دارد و به توسعه دموکراسی در ایران کمک می کند.

ایران رتبه پنجم وبلاگ را در دنیا دارد و حدود نیم میلیون ایرانی وبلاگ می نویسند. آنها روزانه و یا هفتگی مطلب می نویسند ، عکس می گیرند و منتشر می کنند. دولت ایران دوست ندارد که همقطاران من به این کار بپردازند. وبلاگ نویسان ایرانی اطلاعاتی را منتشر می کنند که دولت ایران معمولا تمایل دارد آن اطلاعات مخفی بمانند. اجازه بدهید در این مورد مثالی بزنم:

رییس جمهوری احمدی نژاد چهار ماه پیش علی کردان را به عنوان وزیر کشور انتخاب کرد. آنها (دولت ایران) گفتند که وی مدرک دکترای افتخاری در حقوق از دانشگاه آکسفورد دارد. در اینترنت خیلی زود فاش شد که چنین چیزی درست نیست و و بلاگ های ایرانی به این موضوع دامن زدند که علی کردان چنین مدرکی ندارد. بیش از دو هزار وبلاگ نویس ایرانی نوشتند وزیر جدید دروغگوست. این پایان ماجرای کردان نبود. چرا که خیلی زود معلوم شد این آقای دکتر تقلبی هیچ مدرک دانشگاهی پایین تری هم ندارد ؛ نه فوق لیسانس و حتی لیسانس. او فقط یک دیپلم ساده بود. سرانجام ، مجلس ایران ، کردان را استیضاح کرد که البته این یک پیروزی برای همه فعالان اینترنت بود.

مثالها در این مورد زیاد است مثال دیگر وقتی بود که ایران هر هفته یک موشک برد بلند آزمایش کرد و البته مشخص شد که آنها محصول کارشناسان نظامی نیست بلکه کارشناسان گرافیست با فتوشاپ آنها را برای خبرسازی درست کرده اند!

بلی ، بلاگ نویسی در ایران رشد می کند. حال دانشجویان ایران که با سرکوب مواجه اند از وبلاگ استفاده می کنند. اگر تا چند پیش رژیم ایران به آسانی به آنها در سکوت خبری برخورد می کرد ، الان وضع فرق کرده است. وقتی دانشجویی بازداشت می شود ، همه می توانند به مطالب او در وبلاگش دست بیابند.

زنان نیز وبلاگ می نویسند. حتما شما شنیده اید که در سالهای اخیر بسیاری از زنان در ایران به دنبال احقاق حقوق شان هستند. “کارزار جمع آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان” تلاش آنها برای این کار است و در این میان اینترنت و وبلاگ نویسی به پیشبرد اهداف شان کمک شایانی کرده است.

آقای رییس جمهوری ، میهمانان گرامی:

پیش پایان سخنانم ، مایلم چند پیام مهم از داخل ایران را برای شما بخوانم. زمانی که من به عنوان یک روزنامه نگار و بلاگ نویس به این نشست دعوت شدم ، تلاش کردم با همقطارانم در ایران در این مورد مشورت کنم و از حدود ۴۵ دوست در ایران پرسیدم که من با رییس جمهوری ایران دیداری دارم. شما چه تقاضایی از ایشان دارید. بیشتر از سی نفر آنها تقاضای مشابه ای داشتند.آنها باور دارند که دولت ایران برای سانسور و استراق سمع ، از شرکت های آمریکایی و چینی تکنولوژی می خرند. دوستان من در ایران از شما می خواهند که لطفا جلوی این تجارت را بگیرد چرا که این تجارت یک بازنده بزرگ دارد و آن دموکراسی وآزادی بیان برای مردم ایران است.

نکته دیگر ، رشد دموکراسی در ایران است. ایران یک جمعیت جوان دارد. هفتاد درصد ایرانیان زیر ۳۵ سال هستند و بنابر مشاهدات ، بیش از ۶۰ درصد وبلاگ نویسان ایرانی در این میانگین سنی قرار دارند. به همین دلیل است که بسیاری از فعالان رسانه ای معتقدند ، جوانان ایرانی به یک رسانه جوان و البته حرفه ای نیاز دارد.

و آخرین نکته یک خواهش است از شما. دوستان من نوشته اند ، که آنها هم باور دارند جمهوری اسلامی ایران از برخی گروه های شبهه تروریستی حمایت می کند اما مردم ایران “محور شرارتی” که شما گفته اید نیستند.

از توجه همه شما متشکرم.

—————

پی نوشت – اگر وقت شد فردا گزارشی از سخنرانی دیگر افراد و همچنین حاشیه هایی از این دیدار خواهم نوشت.

Share

2 پاسخ به “دیدار با رییس جمهوری آمریکا در روز حقوق بشر – بخش دوم

  1. آرش عزیز!
    مقدمه ی خوبی داشتی.
    البته میشد کمی کوتاهتر باشد چه آنکه خواسته ی تو از بوش بود و نبودش تاثیری نداشت.
    بگذار این نوشته را از پست اخیر مهاجرانی بیاورم:
    راجیو گاندی حرف مهم دیگری هم زد. گفت: آمریکا از سویی می کوشد که کشور های منطقه استقرار داخلی نداشته باشند و از سوی دیگر می خواهد روابط کشور ها متشنج باشد.

  2. آرش جان احسنت!
    قربانت
    آلفونه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *