دفاع از «تیتر» در بالاترین

نوشته شده در ۴ , مهر , ۱۳۸۸ | توسط آرش سیگارچی |

این روزها برخی در بالاترین گله مند هستند که چرا فقط همه به تیترها در بالاترین توجه دارند و از محتوا غافل شده اند اما به نظر من نیاز به توضیحاتی  هست و در اینجا می خواهم از تیتر دفاع کنم:

Balatarin 091

در روزنامه نگاری خوانده ایم ، تیتر سر مطلب است. یعنی اگر خبر را به ساختمانی تشبیه کنیم ، تیتر سقف است و خبر بنای ساختمان. ظریفی می گفت خبر سه قسم دارد و اساسا شبیه یک بوتیک است. می گفت تیتر ، همان ویترین است ، لید ویترین است و بدنه خبر ، همان محتوا و وسایل فروشی در فروشگاه است.

مثال بیراهی نبود. خودم هم در کلاس هایم برای کارآموزان خبر همین را می گفتم. تیتر همان سردر فروشگاه است. در خیابان ( یا در اینترنت) در حال گذر هستید ، ناگهان چشم تان به تابلوی مغازه ای می افتد. لحظه ای تامل می کنید. ، ترجیح می دهید کمی جلو بیایید و ویترین مغازه را برانداز کنید.

لید یا مقدمه (lead) ، همان چند جمله ابتدایی خبر است که در روزنامه نگاری تعریفی دارد. یک یا دو جمله اول خبر ، که مهمترین مطلب خبر است را لید می گویند که معمولا از سی کلمه متجاوز نیست. لید را گاهی هوک هم می گویند . هوک نه در بوکس ، بلکه هوک در ماهی گیری . یعنی همان قلابی که ماهی وقتی نوک به طعمه زد ، گیرش بیاندازد.

در بالاترین لید وجود دارد. همین توضیح که پای تیتر نوشته می شود ، لید است. حالا بماند که برخی زیاده روی می کنند و تاجایی که نرم افزار بالاترین جا بدهد ، متن می چپانند در آن. البته نمی توان انتظار داشت همه روزنامه نگاری بدانند اما می توان این را جا انداخت که بعد از تیتر ، توضیحی کوتاه در مورد آن بدهیم.

باقی که می ماند همان بدنه خبر است. یا همان محصول عرصه شده در فروشگاه. شما از سردر مغازه می فهمید که کفش فروشی است. ویترین به شما می گوید که کفش ورزشی دارد ، اما داخل فروشگاه دنبال سایز کفش مورد نظرتان می گردید. هیچ مغازه ای در سردرش نمی نویسد کتانی نایک سایز ۴۲ ، سفید رنگ موجود است!

اما بازگردیم به بحث اصلی . تیتر در بالاترین هم نقشی به دور از تعریف تیتر در روزنامه نگاری ندارد. تیتر ، حداقل کلمات ممکن در مورد یک واقعه خبری است. گاهی تیتر یک خبر است ، گاهی تیتر ، مطلع برای ورود به خبر است.

راستی شما چطور روزنامه می خوانید؟ آیا از الف اول تا یای آخر می خوانید؟ عموم روزنامه را از نظر می گذرانند. هرجا که تیتر  و لید جذب کرد ، مطلب را می خوانند و گرنه می گذرند.

تصور کنید بازی فوتبالی درجریان است. مثل همین دربی نیامده. شما بازی را نمی توانید ببینید ، بالاترین را می گردید ، می بینید ، تیتری نوشته “استقلال صقر – پرسپولیس صفر/ یک تساوی برای آرامش بیشتر در تهران”

شما در این لحظه یک نیاز خبری دارید و آن کسب اطلاع از نتیجه بازی است. آیا با خواندن این تیتر ، نیاز شما رفع شده است؟ اگر فقط دنبال نتیجه باشد ، بله این نیاز شما با دیدن تیتر رفع شده است. حال این به حال شما بستگی دارد. می توانید به کار دیگر تان برسید یا یک رای مثبت به این رای بدهید. این مثبت شما این حسن را دارد که به دیگرانی مثل شما کمک می کند. اگر شما مدتی را صرف یافتن نتیجه بازی کردید ، اگر مثبت ها به تیتری زیاد شود ، مطمئنا دیگرانی که مانند شما دنبال این خبر بگردند ، سریعتر به نتیجه می رسند.

حال اگر نیاز شما بیش از دانستن نتیجه بازی بود. مثلا طرفدار سبز ها هستید ، و می خواهید بدانید در حاشیه چه اتفاق افتاد یا طرفدار استقلال هستید می خواهید بدانید چرا که حالا وضع تیم تان بهتر است چرا استقلال نبرد و …

من فکر می کنم باید احترام بگذاریم به مخاطب که انتخاب کند. خبر را بخواند ، تیتر را بخواند ، نظر بدهد یا ندهد. اجبار مال دنیای متمدن نیست.

حالا که بحث به اینجا رسید ، بد نیست به نکته ای اشاره کنم. یکبار دیدم دوستی در بالاترین نوشته ، “چرا مطلبی که من نوشته ام دو رای آورده اما چون آرش سیگارچی نوشته ، ۱۰۰ رای آورده است؟”

این دوست بعد نتیجه گرفته بود بالاترین “باند بازی” می کند. برایم جالب بود. من اساسا یک اکانت معمولی در بالاترین دارم و تا به حال از کسی نخواسته ام لینک مطلب بلاگم را به بالاترین بفرستد یا به آن رای بدهد. * من فکر می کنم تنها شانس من این بود که از تیتر های بهتری استفاده می کنم.

تیتر خیلی مهم است. نام مسیح علی نژاد را در بالاترین جستجو کنید ، می بینید که همه مطالبش با رای بالایی پذیرفته شده اند. رمز موفقیت مسیح ، هنرش در تیترنویسی است ، بله تیتر نویسی هنر است.

——————————

* به نظرم حالا که قرار است در مورد بالاترین و اشکالاتش حرف بزنیم ، بد نیست به جای گیر دادن به تیتر و بی توجهی به محتوا ، به موضوع مهمتری پرداخته شود. در ماه های اخیر بارها دیده ام که افرادی در مسنجر یا گوگل تالک برایم لینکی می فرستند و رسما رای گدایی می کنند. می نویسند “رای بدهید تا مطلب داغ شود” و از این درخواست ها. برایم جالب است که عمدتا هم این گروه خبرهایش با همین بامبول بازی داغ می شود. به نظرم تاسف برانگیز است. جالب هم هست که آی دی هایشان هم همیشه پای خبرشان ثابت است و آدم گمان می کند سه ، چهار نفر بیشتر نیستند با آی دی های بیشمار !

مطالب مرتبط

کد مطالب مرتبط را در اینجا قرار دهید
  1. ۲ پاسخ برای “دفاع از «تیتر» در بالاترین”

  2. توسط امیرمسعود در ۴ مهر ۱۳۸۸ | پاسخ

    راستش اول اومدم کامنت بذارم، بعدش دیدم طولانی شد یه مطلب توی وبلاگم نوشتم. متأسفانه بالاترین دچار نوعی سطحی‌نگری شده که نمیشه اونو توجیه کرد. ارزش تیتر سر جاش، اما اون چیزی که ازش انتقاد میشه با کاربرد تیتر فرق داره. من به نوشته‌تون ایرادایی گرفتم که امیدوارم ناراحت نشین.
    ————-
    آرش سیگارچی - مرسی . خواندم. فکر می کنم جای بحث دارد.
    از مطلب تان هم ناراحت نشدم اما فکر می کنم واژه “سطحی نگری” برای استدلال من مناسب نبود. من می توانستم یک مبحث تخصصی در حوزه رسانه را برای مطلبم مطرح کنم که فقط اهل فن بفهمند اما سعی کردم با مثال ها ملموس ، به عموم مخاطبان بالاترین بگویم ماجرا چیست.
    موفق باشید .

  1. ۳ Trackback(s)

  2. ۴ مهر ۱۳۸۸: وقتی آرش سیگارچی سطحی‌نگری را توجیه می‌کند « لیموناسیون

ارسال دیدگاه

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

یافتن مطالب :