از «کفش عراقی» تا «آزادی اندیشه، با لنگه‌کفش نمی‌شه»

نوشته شده در ۲۷ , مهر , ۱۳۸۸ | توسط آرش سیگارچی |

یکبار نوشتم “دلم برایت سوخت “صفار” ؛ دلم سوخت” ، اما گویا گوش شنوایی نداشت این آقای صفار. حالا که دولت محبوبش او را با اردنگی به بیرون کابینه پرت کرده ، صفار ِ باز گشته به سپاه ، جامه بیشتر می درد. شیر بی یال و شکمی را ماند که عربده و خط و نشان کشیدنش مانده فقط.

اینجا بخوانید “ماجرای توهین و پرتاب لنگه کفش به سوی صفار هرندی” :

در ادامه برنامه زمانی که صفار هرندی از تلاش موسوی برای پایان فضاحت‌های موجود سخن می‌گفت، یکی از حامیان لنگه‌کفشی را به سوی جایگاه برنامه پرت کرد که در بین راه بر سر دانشجویان دختر بسیجی فرود آمد. البته صفار نیز درواکنش به این حرکت در حالی که لبخند به لب داشت؛ گفت: لطف کنید و علامت مدنیت را به سوی ما پرت نکنید.  در این هنگام دانشجویان لنگه کفش پرت شده را بروی جایگاه برده و تحویل صفار دادند و او نیز در حالی که لنگه‌کفش را در دستان خود گرفته بود، گفت صاحب این کفش بعد از جلسه بیاید و کفشش را تحویل بگیرد. البته دانشجویان بسیجی درهمین زمان شعار “آزادی اندیشه، با لنگه‌کفش نمی‌شه ” را در سالن فریاد زدند.  منبع

وقاحت را ببینید. یاد آن روزهایی افتادم که واژه اصلاح طلبی فحشی بود چه در خارج که اصلاح طلبی را مترادف با آخوندیسم می دانستند و چه در داخل سنتی های محافظه کار آن را معادل کفر محض می دانستند. اما هنوز مدتی نگذشت که آبادگران برای کسب رای اصولگرایان اصلاح طلب شدند. این تغییر واژه کار کودتا چیان است.

یادتان هست منتظر الزیدی خبرنگار عراقی را ؟ زمانی که لنگه کفش به سوی رییس جمهوری آمریکا پرت کرد؟ خبرگزاری فارس آن روزها اینقدر هیجان زده شد که تا مدت ها تیتر اول خود کرد. همین الان اگر جستجویی در سایت فارس کنید خواهید دید از ۲۴ آذر سال گذشته تا امروز جز چند خبر درباره پاشنه کفش و کفش مدارس ، بیش از ۲۰۰ خبر و مصاحبه و گزارش هنوز در خبرگزاری فارس در مورد آن کفش وجود دارد.

و اینها گویا غافل بودند از “حیله و مکر آنها در نهایت بر خودشان باز خواهند گشت”. دوبار نوشتم زمانی که خوشحالی احمدی نژاد از پرتاب کفش به بوش ، با پرتاب هایی به سوی خودش ، باز گشت:

چاه نکن بهر کسی …..

و مکر بر مکاران باز می گردد…

و امروز هم به سوی صفار برگشت. مگر همین صفار نبود وقتی کفش خبرنگار عراقی بسوی بوش پرتاب شد ، سرمقاله روزنامه ایران را از ذوق نوشت. سلام آقای صفار. هرچند شما پر رو تر از این حرف ها هستید و پرتاب کفش را به کنایه علام مدنیت سبزها می دانید ، اما کاش بر سر عقل می آمدید و مردم را می فهمیدید.

شما را چه شده جماعت رعب و وحشت که کفش خبرنگار عراقی را “سیلی ملت اسلام به صورت کفر” دانستید اما اینک کفش دانشجویان مسلمان را اینچنین به شوخی می گیرید؟

مطالب مرتبط

کد مطالب مرتبط را در اینجا قرار دهید
  1. ۲ پاسخ برای “از «کفش عراقی» تا «آزادی اندیشه، با لنگه‌کفش نمی‌شه»”

  2. توسط جمهوریت در ۲۸ مهر ۱۳۸۸ | پاسخ

    ممنون از این مطلب جالبتون.

  3. توسط وارش در ۲۹ مهر ۱۳۸۸ | پاسخ

    نمیدونم یادت میاد یا نه وقتی ناطق اومده بود رشت توی سخنرانیش مردم بهش گوجه پرت کردند یا نه این ادامه همون هاست هرچند که ناطق الان بابه نوعی اصلاح طلب شده.ولی قربانت گردم از این گوجه ها و تاقار با ماست حالا حسابی به سر مبارکشون فرود نیامده حالا مونده صبر کنی میگن اندکی صبر سحر نزدیک است انتقام تو و وامثال زید آبادی رو که نمیشه با گوجه فرنگی گرفت انشالله به موقعه اش … میگیریم

ارسال دیدگاه

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

---------------------------

یافتن مطالب :