آزادی ات همیشگی باد سید

نوشته شده در ۱ , آذر , ۱۳۸۸ | توسط آرش سیگارچی |

محمد علی ابطحی آزاد شد. “آزاد” که چه عرض کنم.  وقتی زمزمه است شش سال زندان برایش بریده اند و وثیقه هفتصد میلیون تومانی سپرده و گفته می شود بخشی از پرونده مفتوح است ، دیگر آزادی چه معنی ای می تواند داشته باشد .

Abtahi 01

دوستان ساعاتی پس از آزادی آقای ابطحی پیشنهاد کرده اند ایشان شروع به اعتراف واقعی کند و بگوید چه برسرشان آمده که در این مدت در مقابل تلویزیون ، نظر مخالف آنچه قبلا اعتقاد داشته را بیان کنند.  به نظرم با آن چیزهایی که بالا گفتم نمی توان انتظاری از ابطحی یا بقیه داشت. بخصوص که هنوز بقیه آزاد نشده اند. دوستی که از جمع بازداشت شدگان هم بند ابطحی بوده ، روایت وحشتناکی از آنچه بر اینها می گذشته را بیان کرده و چنانکه او گواهی می دهد ، آنقدر از اینها مدرک دارند ، که شاید تا مدتها آزاد شدگان لب از لب باز نکنند.

دوستی تعریف می کرد نه تنها این افراد لب به سخن نگشوده اند ، بلکه برخی مثل سعید شریعتی در بیرون از زندان هم همان حرف های زندان را می زند و از همه می خواهد مثل او تغییر کنند.  فعلا که ابطحی بیرون آمده و این یادداشت آزادی را نوشته ، هرچند که هنوز قسمت پیام وبلاگش فعال نیست.

بگذریم ، با آزادی و دیدن عکس ابطحی ، بی اختیار رفتم به هفته دوم فروردین ۱۳۸۴ ، که بعد از آزادی از بازداشت دو ماهه و با آن حکم ۱۴ سال زندان که برایم بریده بودند ، اشکان برایم قراری گرفته برود برای دیدن ابطحی. آن روزها پرونده وبلاگ نویسان موضوع داغ بود. عده از آزاد شدگان آن پرونده بعد از آزادی رفتند پیش دولتی ها و گفتند چه بر آنها رفته و برخی هم که مطمئن نبودند به هیچ چیز و همچنان تهدید می شدند ، این کار را نکردند. همین بهانه ای بود که ابطحی متهمان پرونده را به  دو گروه وبلاگ نویسان پشیمان و غیر پشیمان تقسیم کرد.

وقتی من را دید ، اول پرسید شما از کدام گروهید ، پشیمان یا غیر پشیمان ، برایش تعریف کردم که من اصلا مال این پرونده نیستم ، در ضمن از من هم اعترافی نگرفتند که حالا بیایم پشیمان باشم یا غیر پشیمان. همین توضیحاتم باعث شد یخ دیدار مان بشکند. یکساعتی حرف زدیم و سید از خاطراتش گفت از گیلان و رودسر.

امیدوارم به زندگی عادی برگردد این سید مهربان .

Ashi-&-Abtahi01

Image_06_

مطالب مرتبط

کد مطالب مرتبط را در اینجا قرار دهید
  1. یک پاسخ برای “آزادی ات همیشگی باد سید”

  2. توسط سید مهربان؟ در ۲ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ

    چی نوشتی آقا؟
    کدوم مهربان؟
    این آقا که تا تونست آدم فروشی کرد پس لطفا نظرات شخصیتو تو گزارشات دخیل نکن دلیل نمیشه چون باهاش ۱بار بگو بخند کردی میشناسیش سید آدم فوش بیشتر بهش میاد

ارسال دیدگاه

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

یافتن مطالب :