نخبه (بسیجی سابق) در جشن ندا کشی!

نوشته شده در 4 , دسامبر , 2009 | توسط آرش سیگارچی |

من این کار دانشجو های شبهه بسیجی را نمی توانم تاتر بنامم و اسمش را می گذارم جشن نداکشی. ماسک شان را ببینید ، ماهیت خونخواهی شان برای ندا دروغی است در پس ماسک.

در این میان دو میهمان این جشن ندا کشی قابل توجه اند.

تجمع دانشجويان در مقابل سفارت انگليساول ، حسین دوربینی. احمق ساده لویی که هر جا بداند امکان ضبط و پخش تلویزیونی است ، حاضر می شود تا چهره اش را نشان بدهند.  این تصاویر فارس را ببینید ، عکس حسین دوربینی هست. حسین دوربینی عشق دوربین و نشان داده شدن است. مهم نیست مجلس عزاداری بهاءالدین ادب اصلاح طلب باشد یا ختم برای ندا. هر جا لازم باشد حاضر است.

به این فیلم توجه کنید تا ببینید چرا و چقدر این حسین آقای دوربینی ما از مرحله پرت است ؛ بنابراین به نظر من بر او خرده ای نیست.

———————–

دوم ، جواد مهدی طوسی. اگر گزارش تصویری ایلنا از این مراسم را ببینید ، عکس  جواد مهدی طوسی را در حین سخنرانی در “مراسم جشن نداکشی ”  خواهید دید. اگر به خاطر داشته باشید در مطلب “سیر تکامل : از لباس شخصی بودن تا نخبه شدن”  توضیح دادم که جواد مهدی طوسی ، دانشجوی بسیجی چطور از دبیری یک تشکل سیاسی تحت حمایت اطلاعات و دفتر رهبری ، کم کم ارتقا یافت بعد در دیدار رهبری با نخبگان ، به عنوان یک “نخبه” سخنرانی کرد. او در “مراسم جشن نداکشی ” حضور ویژه ای داشت. سخنرانی این بسیجی سابقه و نخبه فعلی را می گذارم تا ببینید چقدر ذهن خلاقی دارد این حضرت نخبه:

* طوسي: قتل آقاسلطان در راستاي تئوري “اصلاحات خون مي‌خواهد ” صورت گرفت

طوسي اظهار داشت: حوادث بعد از انتخابات بعضاً شامل حوادث تلخي بود كه قتل خانم ندا آقاسلطان را شايد بتوان يكي از تلخ ترين اين حوادث ناميد؛ حادثه‌اي كه فيلم آن تنها لحظاتي پس از وقوع به صورت گسترده در شبكه جهاني اينترنت منتشر شد و از يك سو موجب تالم خاطر شديد همه ايرانيان در سراسر جهان شد و از سوي ديگر به ابزاري جهت بهره‌برداري سوء بيگانگان مبدل شد.
وي افزود: مسئله‌اي كه پس از مرگ اين دختر جوان همچنان ذهن بسياري از اقشار جامعه را درگير كرده، چگونگي و چرايي وقوع اين حادثه است و سوال مهمتر آنكه چه افراد يا گروه‌هايي و با چه اهدافي بر روي خون پاك اين هم‌وطن موج‌سواري كرده و از آن ذي نفع شدند؟
اين فعال دانشجويي ادامه داد: تا كنون تحليل‌هاي مختلفي از سوي گروه‌هاي مختلف جامعه و همچنين مسئولان و سياسيون بارها و بارها در مورد اين حادثه ناگوار شنيده‌‌ايم، اما متأسفانه هنوز كه هنوز است تمامي افراد مذكور به ابعادي كه تا كنون افشا شده به صورت گسترده و در كنار يكديگر توجه نداشته‌اند و اگر با اندكي تيزهوشي ورود به اين مسئله را براي خود برگزينند، يقيناً زودتر از اين موارد متهم اصلي شناخته مي‌شد.
طوسي تصريح كرد: جداي از هر فرضيه، چيزي كه مهم است ريخته شدن خون يك هموطن بي‌گناه است كه قرباني قدرت‌طلبي عده‌اي قانون‌گريز ماجراجو شده و هم اكنون هم، خون او محملي براي موج‌سواري اين عده و هواداران بيگانه آنان شده است.
وي با اشاره به طراحي ترور خاتمي و موسوي در سال گذشته و ارديبهشت امسال يادآور شد: روزهاي پاياني سال 1387 سيد محمد خاتمي در پي يك اقدام هوشمندانه از سوي مسئولان امنيت فرودگاه اهواز از يك برنامه ترور كه در قالب بمب‌گذاري در هواپيما شكل گرفته بود، جان سالم به در برد و خوشبختانه اقدام شجاعانه و شهادت‌طلبانه يكي از مسئولان امنيت پرواز در كشف بمب مذكور و حمل كردن آن با خود به محوطه‌اي دور از هواپيما پس از فرود اضطراري جان تمامي مسافران آن پرواز و علي‌الخصوص محمد خاتمي را نجات داد، البته پاي فرد مذكور به جهت پرتاب شدن موج حاصل از انفجار اين بمب شكست.
دبير سياسي اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل افزود: چند ماه بعد، پس از ناكامي ترور خاتمي، در ارديبهشت ماه سناريويي ترتيب داده شد تا ميرحسين موسوي كانديداي جريان دوم خرداد ترور شود، برنامه‌ريزي به اين نحو صورت گرفت كه اگر او كشته شد كه شهيد و نمادي براي پيروزي اصلاحات در انتخابات 22 خرداد خواهد بود و اگر هم جان سالم به در برد سناريوي مظلوم‌نمايي كليد خورده و اين ماجرا مبدل به بمبي خبري جهت رأي‌آوري او خواهد شد كه خوشبختانه عمليات مذكور هم با درايت و زيركي نيروهاي امنيتي لو رفته و نقش بر آب شد.
طوسي ادامه داد: تا بدينجاي كار شايد اين نكته در ذهن متبادر شود كه عده‌اي كه بازيگردان اصلي مناسبات و ناآرامي‌‌ها بودند، چندان هم علاقه‌اي به عناصر نمادين و ميداني خود ندارند كه اينگونه جهت ترور شخصيت‌هاي خود برنامه‌ريزي مي‌كنند، كما اينكه سعيد حجاريان كه از او به عنوان جانباز اصلاحات ياد مي‌كنند، توسط سعيد عسگر ترور شد و بر هيچ كسي پوشيده نبود كه سعيد عسگر مسئول ستاد ميرحسين موسوي در منطقه ري تهران بزرگ بود و حجاريان به دستور يك نيروي خودي از جبهه دوم خرداد و توسط يك نيروي خودي مجروح گشت.
وي با بيان اينكه در گوشه‌اي ديگر از واكاوي قتل ندا آقاسلطان به اين نكته مي‌رسيم كه سعيد حجاريان بزرگ تئوريسين‌ جريان رفرميست، ماه‌ها قبل لب به سخن مي‌گشايد و مسئله‌اي را در قالب اينكه “امروز اصلاحات ديگر جانباز نمي‌خواهد بلكه درخت اصلاحات خون مي‌خواهد “، به عنوان يگانه راه نجات جريان شكست خورده انتخابات‌هاي گذشته طرح مي‌كند،‌ خاطرنشان كرد: با استناد و دستورگيري از نظريه حجاريان سناريوهاي ترور، كشته‌سازي، شهيدسازي، 72تن سازي و … ايجاد مي‌شود و اين موج در ايام و هفته‌هاي بعد از انتخابات تا چند هفته گذشته برنامه‌ريزي‌هاي اساسي خود كه منطبق بر نظريه فوق بود را تا كنون بارها و بارها و در قالب پرونده‌سازي‌ها و سوژه پراكني‌هاي متفاوت ادامه يافت و مشخصاً واكاوي پرونده قتل ندا آقاسلطان بر اساس اين استنادات و انتخاب شخصي با مشخصات و ويژگي‌هاي وي، گمانه‌هايي را بر اينكه پروژه‌اي سازماندهي شده براي قتل او در كار بوده، قوت مي‌بخشد.
اين فعال دانشجويي با بيان اينكه نمونه‌اي مشابه اين فاجعه در انتخابات كشوري ديگر چون ونزوئلا و درست در ايام انتخابات اين كشور و در كودتايي عليه حكومت هوگو چاوز صورت پذيرفت، اظهار داشت: از آنجاكه دولت ونزوئلا، بوليوي، جمهوري اسلامي ايران و… ازجمله دولت‌هايي هستند كه امروز در مقابل جريان قلدر مسلط بر جهان ايستادگي مي‌كنند، كشورهاي استعمارگر وسلطه‌خواه به دنبال برنامه‌ريزي براي تحقق الگوهاي جنگ نرم يا همان انقلاب مخملي در اين حكومت‌ها هستند و كشته شدن افرادي مشابه در زمان‌هاي مشابه در اين كشورها و در راستاي يكي از نسخه هاي “آقاي جين شارپ ” در راهبري “انقلاب‌هاي بدون خشونت يا خشونت پرهيز ” اقدامي كاملاً سازمان يافته تلقي مي‌شود.

طوسي همچنين گفت: انتخاب يك زن، جوان بودن او، برخورداري از پوششي منطبق بر الگوي مذكور و ديگر ويژگي‌هاي مشترك او با دختر جوان ونزوئلايي كه كشته شدن هر دوي آنها احساسات بسياري از مردم را بر مي‌انگيزاند، نكته‌اي حائز اهميت در پيگيري اغتشاشات مدني و بهانه‌اي براي ضربه ‌زدن به حكومت ‌هاي مذكور به شمار مي‌آيد.

وي با بيان اينكه ندا آقا سلطان از چندي قبل توسط يك دوربين به طور كامل مانيتور مي‌شده، يادآور شد: در قالب تصاويري ‌كه بر روي تلويزيون‌هاي بيگانه منتشر مي‌شد، ندا آقا سلطان در قالب گردش‌هاي دوربين نمايش داده مي‌شود و اين مسئله نشان از مأموريت فردي جهت تحت نظر گرفتن سوژه مذكور مي‌تواند، داشته باشد وگرنه فيلمبردار مذكور يقيناً در فيلم خود افراد اطراف آقا سلطان را ذخيره كرده است و ياراي اين را دارد كه در شناسايي قاتل واقعي او كمك كند.

دبير سياسي اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل با اشاره به بررسي‌هاي بعمل آمده در پزشكي قانوني و مشخص شدن اينكه ندا آقاسلطان با شليك اسلحه‌اي از پشت سر و از فاصله نزديك به قتل رسيده، تأكيد كرد: شناسايي قاتل ندا آقاسلطان از طريق فيلم‌هاي مذكور به راحتي قابل دسترسي است، اما در خصوص اسلحه بكارگرفته شده اين نكته حائز اهميت است كه وي با سلاحي غيرسازماني و با يك اسلحه با كاليبر و مدل كوچك به قتل رسيده كه علاوه بر اين نكته كه هيچ گونه اغتشاش و ناآرامي در روز حادثه در منطقه اميرآباد تهران وجود نداشته و هيچ نيروي نظامي آنجا نبوده و در يك كوچه خلوت و آرام كشته مي‌شود، بايد گفت كه اسلحه‌هاي نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي برخلاف اسلحه مذكور غالباً كلاشنيكف و ژ3 و… هستند كه البته در هيچ يك ازفيلم‌هاي منتشره هم نيروي نظامي ديده نشده است كه اگر مي‌شد تا كنون بارها و بارها منتشر مي‌شد.

طوسي با بيان اينكه نكته مهم ديگر در انتشار و فيلم برداري صحنه مذكور است، اضافه كرد: چگونه بعد از شليك گلوله كه هر عقل سليمي پس از شنيدن صداي آن حكم به فرار و اتخاذ مكان امني براي سلامت ديگر افراد مي‌دهد، شاهد اين هستيم كه از سه زاويه متفاوت فيلمي از اين واقعه موجود است و در رسانه‌هاي بيگانه منتشر مي‌شود؟ مگر اينكه دستوري جز تهيه فيلم نداشته باشند و حال انتشار اين فيلم به نفع كداميك از حكومت‌هاي فوق است؟ البته در خصوص پليدي اين افراد مي‌توان به اين مسئله اشاره كرد كه آنها در حالي مشغول به فيلم‌برداري بودند كه يك هم‌وطن ما كه به صورت ناجوانمردانه به او تيراندازي شده بود، در حال جان دادن بود. آيا باز هم هر عقل سليمي بر اين مسئله تأكيد نمي‌كند كه كشته شدن ندا آقاسلطان از نجات دادن جان او بهره‌هاي بيشتري را براي ايادي انگليس و غرب فراهم آورد؟ مرگ ندا براي آنها مهم‌تر بود يا ادامه زندگي او؟ حال پاسخ عقل‌هاي سليم به اين سوال چيست؟ كشتن ندا، جان دادن و فيلم‌برداري از اين صحنه‌هاي دلخراش هدف و برنامه آنها بود يا اينكه نجات دادن جان ندا آقاسلطان؟

وي تأكيد كرد: اما مسئله جدي تر اينكه خبرگزاري صهيونيستي آسوشيتدپرس درست چندماه قبل از آغاز سال 1388 در كوير لوت عمليات و رزمايشي را در آماده‌سازي نيروهاي خبري و خبرنگاران خود كه عده‌اي از فرزندان برخي شخصيت‌هاي سرشناس جريان دوم خرداد هم در آن حضور داشتند، برنامه‌ريزي و اجرا كرده بود و يكي از آموزش‌هاي ويژه در قالب بهره‌بري از موبايل‌هاي ماهواره‌اي و با ذكر اين نكته كه “شما خبرنگاران متصور شويد در ايران هستيد و در ايام انتخابات كشور شما به آشوب كشيده شده و هيچگونه دسترسي به ابزارهاي اطلاع رساني نداريد و بايستي اخبار خود را براي ما مخابره كنيد حال از چه ابزاري بهره مي‌بريد؟ ” پايه‌ريزي مي‌شود.

وي ادامه داد: نكته اين مسئله اينجاست كه چگونه است كه در كمتر از 15 دقيقه صحنه ترور آقا سلطان از شبكه سي‌ان‌ان پخش مي‌شود؟ اگر فردي كه اقدام به انتشار فيلم كرده در خوشبينانه‌ترين حالت به كافي‌نتي در نزديكي محل مذكور برود و فيلم مذكور را آپلود كند و براي سي‌ان‌ان ارسال كند و موافقت هم از آنان گرفته شود كه اين فيلم پخش شود، آيا به راستي در كمتر از 15 دقيقه امكان‌پذير است؟ مگر اينكه فرد يا افراد مذكور موبايلي ماهواره‌اي در دست داشته باشند و مأموريتي هماهنگ شده را به انجام رسانده باشند.

اين فعال دانشجويي با اشاره به حضور دو نفر بر سر جنازه ندا آقا سلطان يادآور شد: يك فرد استاد موسيقي اوست كه به اتفاق ندا از كلاس آموزش موسيقي بر مي‌گشتند و اما فرد جوان ديگري با عينك بر سر جنازه او حضور دارد و با دست بر سينه او فشار مي‌دهد، فردي است كه درست 2 روز قبل از قتل ندا از انگلستان كه محل تحصيل او است، به ايران مي‌آيد و يك روز پس از قتل ندا از ايران مي‌رود و جالبتر مي‌شود وقتي بدانيم او “آرش حجازي ” مترجم رسمي آثار “پائولو كوئليو ” از نويسندگان مشهور و مروجان اصلي تفكرات مسيحي و عرفان‌هاي كاذب است؛ فردي كه ساليان سال از زندگي خود را در زندان و در اعتياد شديد به سر برده است و امروز التقاطات بيشماري در استحاله دين و رواج معرفت‌هاي كاذب و در ايجاد مسائلي چون پلوراليزم ديني، نسبي‌انگاري و … در آثار او به چشم مي‌خورد.

طوسي تصريح كرد: از حمايت گسترده دولت امريكا از اين نويسنده برزيلي در نشر آثار او در سرتاسر جهان علي‌الخصوص كشورهاي مسلمان در راستاي استحاله از درون دولت‌هايشان كه بگذريم، مسئله اينجاست كه چگونه آرش حجازي تصادفاً در آن لحظه در آن جا حضور مي‌يابد؟ چگونه مي‌شود كه آرش حجازي درست چند روز بعد با بي‌بي‌سي پرشين مصاحبه كرده و استوديو اين شبكه خبري هم حضور مي‌يابد و اين پرونده را ادامه مي‌دهد؟ جالبتر هم مي‌شود وقتي بدانيم مدير و يكي از راه‌اندازان بي بي سي پرشين “رمضانپور ” معاون فرهنگي “عطاءالله مهاجراني ” وزير فرهنگ و ارشاد دولت محمد خاتمي از آب در مي‌آيد كه درست در بهمن ماه سال گذشته اين شبكه را راه مي‌اندازد، اما زيباتر و از همه مهمتر اينكه آرش قصه مذكور با ابوالفضل فاتح مسئول ستاد رسانه‌اي ميرحسين موسوي كه هم اكنون در انگلستان به سر مي‌برد نيز ديدار داشته است.

وي خاطرنشان كرد: استوديو رسانه‌اي ميرحسين موسوي در ستاد قيطريه آن زماني لو رفت كه خانم‌ها “ع.ب ” و “ب.را ” نيز براي ضبط برنامه‌اي جهت نشر در بي بي سي پرشين آماده مي‌شدند، در يكي از ساختمان‌‌هاي متعلق به “م.ه ” كه هم اكنون به خارج از كشور فرار كرده است، دستگير مي‌شوند، اما فراموش نكنيم كه چگونه است كه اين يگانه مترجم آثار كوئليو چند صباحي است خود به تناقض‌گويي‌هاي بيشماري كه مطابق با صحنه فيلم نيست، در مصاحبه‌هاي مبسوط خود با VOA و BBC افتاده است و ضارب را موتورسواري معرفي مي‌كند كه توسط مردم دستگير شده و مردم لباس‌هاي او را درآورده‌اند و مدعي مي‌شود كارت شناسايي او موجود است؟ كارت شناسايي كه تاكنون نمايش داده نشده است.  منبع

————————

پس نوشت – دفعه قبل که جواد طوسی “سیر تکامل : از لباس شخصی بودن تا نخبه شدن”  نوشتم ، استقبال خوبی از مطلب شد اما گویا این آقا جواد مهدی دستی هم در تیم سایبری سپاه دارد چون بعد از آن چندین نفر از هوادانش بساط فحش را در نظر دهی بلاگم راه اندخاتم.

البته تصورشان این بود که من بخش نظردهی را می بندم برای همین پیغام می گذاشتند جرات داری ، این پیام من را منتشر کن. برای اطمینان این حضرات ، نظر دهی باز است ، هرچه می خواهید بگویید. البته اگر هنوز از جواد مهدی طوسی و عملکرد احمدی نژاد و حاکمیت دفاع می کید!

مطالب مرتبط

کد مطالب مرتبط را در اینجا قرار دهید
  1. 11 پاسخ برای “نخبه (بسیجی سابق) در جشن ندا کشی!”

  2. توسط فرید در 4 Dec 2009 | پاسخ

    دلم به حال احمقهای ساده لوحی مثل این جواد طوسی می سوزه که چطور بازیچه دست قدرت طلبان شدن

  3. توسط محمد در 4 Dec 2009 | پاسخ

    سلام آرش عزیز قهرمان
    از طرف تمام کردهای ایلامی به شما تبریک میگم به خاطر مقاومت و مبارزه بی وقفه تون.
    آقا آرش خیلی ممنون میشم اگه دعوتنامه بالاترین رو برای من بفرستین.
    اگه لطف بکنین وبلاگ من رو ببینین ممنونت میشم فکر میکنم بتونم یه کارایی بکنم.

  4. توسط حامد در 4 Dec 2009 | پاسخ

    آقای سیگارچی اسم طرف “ممد دوربینه” . نه حسین دوربینی.
    بعدش هم حنای اینا دیگه رنگی نداره . چون خودش قهوه ای شدن .
    ——————————-
    آرش سیگارچی - به این فیلم توجه که ، گوینده بهش می گه “حسین آقای دوربینی”!

  5. توسط سورنا در 4 Dec 2009 | پاسخ

    این نخبه عزیز آقای جواد آقای طوسی احتمالا از محضر استاد گرانقدر فقید دکتر کردان کسب فیض نموده است.

  6. توسط آيدين در 4 Dec 2009 | پاسخ

    اين جواد طوسي يك رفيق تو تحكيم جعلي ساخت سپاه داره به نام مهدي عباسي مهر كه كارمند اطلاعات سپاه قزوين و عامل سپاه در دانشگاه بين المللي قزوين بود كه شغل شريف خانوادگي اينها خدمت در ارگانهاي اطلاعاتي بود . راه اندازي اين تحكيم جعلي و روي كار آوردن تمام رجاله هاش مثل اين جواد طوسي توسط اطلاعات سپاه و به دست امثال عباسي مهر صورت گرفت . در كنار پرداختن به امثال اين طوسي به عوامل اصلي مثل عباسي مهر هم بپردازيد . در صورت نياز اطلاعات جامعي در اختيارتون قرار ميدم

  7. توسط rahafree در 5 Dec 2009 | پاسخ

    نوشته شما خوب بود ولی چرا شما به کسی كه ناتوانی ذهنی دارد (حسین دوربینی) او را احمق خطاب میکنید؟ این از ادب به دور است آقای سیگارچی
    ——————————
    آرش سیگارچی - حق با شماست ، اصلاح کردم.

  8. توسط حمید همیشه سبز در 5 Dec 2009 | پاسخ

    من در عجب هستم این نخبه بی مکتب رفته چگونه ریز
    اطلاعات محرمانه را دارد ! البته تردیدی نیست که جناب طوسی بواسطه شرکت در عملیات تروریستی توضیح داده شده در این متن به این درجه رسیده! و چقدر جالب است که این ابلهان خودشان را به راحتی به مردم معرفی میکنند

  9. توسط rahafree در 5 Dec 2009 | پاسخ

    درود بر شما به خاطر اصلاحی كه در متن انجام دادین. ای کاش همه ما اینچنین بی تعصب افکار خود را تصحیح مینمودیم

  10. توسط دوست در 8 Dec 2009 | پاسخ

    منتظر بودم ببینم لشکریان جنگ نرم در اینترنت بازم میان و روشون میشه دفاع کنن یا نه ولی مثل اینکه خبری نیست !
    هر چند بعضیاشون مثل آهستان هنوز دارن زور می‌زنن :) )
    —————-
    ارش سیگارچی - گویا حسابی این روزها سرشون شلوغه.

  11. توسط ابوذر در 14 Dec 2009 | پاسخ

    مجیدجان دلبندم
    1- این آقا جواد نیست بلکه اسمش مهدی طوسی هست
    2- حسین دوربینی نه ممد دوربینی
    در ضمن خیلی مطالب شما بر پایه تفکر و تامل هست که به یه جونک گیر می دی!!!!!!!!!؟
    ————-
    آرش - مرسی از توضیح ات. مهدی طو سی رو تو نوشته اصلاح کردم. اما حسین دوربینی ، فکر می کنم اسمش حسین دوربینی باشه. به این فیلم نگاه کن.

  12. توسط نکیسا در 7 Jan 2010 | پاسخ

    لطفا خفه شو منافق کثافت بی همه چیز مطمعنم اون ندای عوضیتون تو جهنم داره میسوزه و بی صبرانه منتظر شماست دوستم میگه بی سواد شماید با اون پمپ خونتون!!!!!!!!!! حداقل از ما دانشجویان پزشکی میپرسیدید تا می گفتیم وقتی آئورت پاره می شه چطور باید خون پمپ کنید .چه میشه کرد منم اگه مدرکمو می خریدم هیچی حالیم نبود .اشکال نداره زیاد ناراحت نشو !!!خوب میشید گرچه بعیده

ارسال دیدگاه

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

یافتن مطالب :