کیارستمی و حرف هایی که بعد ۳۰ سال ، هنوز تازه است
فیلم مستند “قضیه اول ، قضیه دوم” ِ کیارستمی را اینجا دیروز گذاشتم که با فرصت در موردش بنویسم اما گویا به جای ذخیره در پیش نویس ، منتشرش کردم. فکر می کنم دیگه زیاد نشه روش مانور داد و برای اینکه دوباره کلامی نشود ، چند نکته را در مورد این فیلم می نویسم. لطفا اول فیلم را ببینید:
برای یافتم پاسخ قضیه اول ، ابتدا از پدر های بچه ها سوال می شود. تقریبا هرچه سطح سواد پدر دانش آموز بالاتر باشد ، بر حفظ اتحاد و دوری از آدم فروشی (خبرچینی) تاکید می شود. مثلا آن کارگر شرکت نفت را به یاد بیاورید که مدام می گفت من پول در می آورم که بچه ام درس بخواند و در مقابل آن پدر عضو نیروی دریایی از اتحاد بچه ها دفاع می کند.
این سوال از چهره های سیاسی ، فرهنگی و مذهبی هم سوال می شود. پاسخ ها جالب است. طیفی که می توان آنها را تحت تاثیر تفکر چپ دانست که نمادشان کیانوری یا مثلا نویسنده ای مثل نادر ابراهیمی هستند ، از اتحاد استقبال می کنند. لیبرال ها کمی محافظه کارانه تر نظر می دهند و گاه حتی معلم را مقصر می دانند.
تصور کنید این مستند در ابتدای انقلاب تهیه شده بنابراین چهره هایی چون یزدی ، قطب زاده ، خرازی ، خلخالی و غیره ، مدیران حکومت تازه تاسیس هستند. عمدتا سعی کرده اند سیاستمدارانه حرف بزنن. مثلا اگر حرف قطب زاده را گوش کنید ، نمی توانید پی ببرید مخالف اقدام جمعی دانش آموزان است یا موافق آن. در این میان جواب خلخالی برای من جالب بود .
در مورد این قضیه برایم جالب بود که برخی معلم را مقصر می دانستند و برخی که سابقه فعالیت سیاسی – و احتمالا بازداشت و زندان را - داشتند ، از این که بچه ها اصلطاحا دهن لقی نکرده اند استقبال می کنند چه آنکه در زندان خودشان از این جریان چوب خورده بوده اند.
اما قضیه دوم ، یکی از بچه ها تحمل یک هفته را نمی اورد و باز می گردد. تقریبا اکثر او را خائن می نامند.
حالت دیگر این است که همه مقاومت کنند و اعتراف نکنند و بعد از یک هفته به کلاس برگردانده شوند. بسیاری این اقدام را ستوده اند.
—————
برای من جالب بود که اینقدر صریح و بی واسطه با دیدگاه بسیاری از چهره ها در آن مقطع آشنا شوم. کیارستمی شاهکار کرده در این مورد. تهیه این فیلم در ابتدای انقلاب که هنوز مردم داغ هستند ، جالب بود. جو انقلاب است که باعث شده اکثرا اتحاد و وحدت را ستایش کنند و هر گونه اقدام فردی ولو درست را تقبیح کنند.
راستی جواب شما به این سوالات چه بود؟
من اگر جای آن دانش اموز بودم ، نه آدم فروشی می کردم و نه مقاومت. بستگی داشت هدف من از شرکت در کلاس چه بود. من اگر بنای درس خواندن داشتم ، وقتی در مقابل سوال اول قرار می گرفتم (چه کسی صدا می دهد) به معلم می گفتم من می دانم اما آقای معلم ، اخلاق و انسانیت اجازه نمی دهد من او را به شما معرفی کنم. اگر هم معلم حکم می داد از کلاس با بقیه بیرون بروم ، به او اطمینان می دادم من این کار را نکرده ام و از او خواهش می کردم این کار را نکند و اجازه بدهد من در کلاس بمانم.
هر چند یک مقدار دارم خودم را از دانش آموز آن زمان دست بالاتر می گیرم اما فکر کنم به معلم می گفتم با اصرارش بر این روش ، دارد ، دو خطر را به جان ما می اندازد. به برخی از ما یاد می دهد آدم فروش باشیم و به برخی دیگر می آموزش که حتی اگر همرزم مان اشتباه کرد ، چون همرزم مان است ، چشم بسته از او حمایت می کنیم.
—————-
پس نوشت – شانس آوردند که خلخالی معلم یا دانش آموزان را اعدام نکرد.








یک پاسخ برای “کیارستمی و حرف هایی که بعد ۳۰ سال ، هنوز تازه است”
توسط amir در 4 Dec 2009 | پاسخ
آرش جان ممنون، اين فيلم بعد از 30 سال خيلي تازه بود، دست مريزاد كيارستمي.