برف ِ نو ، سلام
دیروز موقع خروج از محل کار ، سیامک گفت امشب ، فرداست که برف بیاد. باورش سخت بود. دیشب یکی از وکیل هایم شام منزل مان بود ، بعد از رفتنش ، ظرف ها را شستم و قبل از خواب نگاهی به بیرون کردم خبری نبود. اما صبح (روز شنبه تعطیل) بیدار شدم دیدم داره برف میاد.
این وسط Lu چقدر خوشحاله. پشت پنجره نشسته و برای برف آواز می خونه. دیوانه تو این سرما رفته حمام هم کرده !












3 پاسخ برای “برف ِ نو ، سلام”
توسط هدی در 6 Dec 2009 | پاسخ
سلام خیلی قشننگه ما خیلی وقته برف ندیدیم کاش عکس بیشتری می ذاشتین یه خواهش ازتون داشتم موسیقی قشنگه گیلاننی یکی بذارین ممنون می شم
توسط وارش در 6 Dec 2009 | پاسخ
آقا بیا وبلاگم گمج گیلان رو دزدین
توسط هدی در 7 Dec 2009 | پاسخ
میشه بیشتر توضیح بدین