خرداد سیاه ، آمد

نوشته شده در ۱ , خرداد , ۱۳۸۹ | توسط آرش سیگارچی |

من دیگر برای آمدن خرداد شادی نمی کنم ، من برای خرداد سیاه می پوشم . یک بار در سال ۷۶ نسل من همه آرزوی هایش را به دوم خرداد گره زد ، قماری که باخت – باخت بود.

پارسال هم که دوباره با آخرین برگ ها بازی کردیم ، زدند زیر میز.

مگر می شود در خرداد خندید ، وقتی جسم ده ها نفر از ایرانیان را کشته اند و روح هزاران نفر را؟

خرداد سیاه باید پوشید ، تا شاید روزی سفیدی بیاید و پیروزی ….

مطالب مرتبط

کد مطالب مرتبط را در اینجا قرار دهید
  1. ۳ پاسخ برای “خرداد سیاه ، آمد”

  2. توسط poorya در ۱ خرداد ۱۳۸۹ | پاسخ

    خردلد ماهه خونه آیا یزید سرنگونه؟

  3. توسط فاطمه در ۱ خرداد ۱۳۸۹ | پاسخ

    سلام
    من با قمار باخت-باخت مخالفم. به نظرم توقع مااون موقع زیاد بود! هنوزم آدمایی رو میبینم که توقع تغییر ناگهانی رو دارن. ولی آیا شرایط مهیا بود؟ خود من دلم نغییر میخواست، ولی اصلاً درگیر نشدم. اصلاً نفهمیدم چه اتفاقاتی توی جامعه افتاد. مثل این صحبتهای آرمین. نهایت چیزی که فهمیدم استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس بود، حتا چراشم نفهمیدم!
    همین الان، بعد اینهمه سال و با اینهمه اتفاقات، میبینم خیلی از مردم مثل اون روز من هستن. حتا اون جوونی که توی تظاهرات روزهای اول شرکت میکرد، از ماجرای اعدامها خبر نداره! (اینکه الان موسوی اینقدر رو مساله اطلاع رسانی تکیه میکنه رو کامل میفهمم. واقعاً بیخبریه خیلیا رو میبینم.) یا مثلاً جوونایی که همون روزای اول، بعد یکی دو تا تظاهرات میگفتن “بسه دیگه، شورشو در اوردین!” باور کنین اینا رو دیدم و تو تاکسی شنیدم، از جوونایی مثل خودم! بعد با خودم میگم الان، تو این شرایط، تو تهرون، یه جوون با وجود اینترنت و ارتباطش با آدما و جوونای دیگه هنوز از خیلی اتفاقات بیخبره، اون زمان چطور بوده؟ توقع چی داریم؟ اصلاً نمیخوام تایید صرف کنم. ولی بنظرم شرایط جامعه هم مهیا نبود. تغییراتی که خاتمی داد رو نه اون زمان دیدیم نه حالا درباره اش حرف میزنیم.
    خواهرم مردم شناسی خوونده، میگه کتاباشون شامل دو بخشه، تالیف زمان قبل از انقلاب و تالیف بعد از زمان خاتمی! کاش اینا رو هم میدیدیم، در کنار آماده نبودن مردم.
    در عین حال که فکر میکنم خاتمی برای اون روزا مناسب نبود. تو اون شرایط باید آدمی مثل موسوی میومد و بعد خاتمی!
    ما تو جامعه ای زندگی میکنیم که هنوز خیلی خیلی راه داریم برای پذیرفتن آزادی عقیده دیگران. برای همچین شرایطی آدم یک کلام تری لازم داریم!

  4. توسط محسن در ۱ خرداد ۱۳۸۹ | پاسخ

    آقا آرش

    هیچوقت سیاه نپوش، نا امید نباش، زندگی پر از مصیبت و ناملایماتی هست، شما بهتر از من میدونی، چیزی که این کفتار های مردم خور رو خوشحال میکنه همینه که نا امیدی و یاس توی دل مردم جا بگیره، سالهاست که دارن سعی میکنن مردم رو از درون و بیرون سیاه پوش کنن،
    حکایت بریدنه هر کی زودتر برید، بازی رو باخته،
    سبز بپوش برادر!

ارسال دیدگاه

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

---------------------------

یافتن مطالب :