پنجره التهاب
‫در ميان اين هزار پنجره ها، شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه میکند ‬
وبلاگ آرش سیگارچی، روزنامه نگار ایرانی مقیم آمریکا

وقتی «هشدار آقا» به حساب نمی آید ؛ رونمایی از اختلافات نظام

BalatarinTwitterShare

اولین روز نوروز امسال ، علی خامنه ای در مشهد یک چیز را عیان گفت و هشدار داد که اگر اختلاف نظری هست مسوولان علنی بیان نکنند چون اتحاد ملی را به خطر می اندازد. حال یک ماه از این هشدار نگذشته ، نه تنها کسی هشدار آقا را جدی نگرفته بلکه رفتارهای دولت و رهبر نشان از اختلافات عمیقی می دهد که اتفاقا اینبار علنی شده است.

ظاهر قضیه ، دیروز از یک خبر استعفا شروع شد. اینکه محمود احمدی نژاد با استعفای وزیر اطلاعات موافقت کرده است. همزمان در سوی دیگر شهر ، کامران دانشجو ، برگزار کننده ی ناتوان انتخابات ۸۸ و لابد وزیر علوم امروز ، در بیمارستان بستری شد. ضلع سوم این پازل هم جراحی کابینه بود. دولت که با مصوبه مجلس قرار است پنج وزارتخانه را ادغام کند ، درست در همین دیروز چهار وزارتخانه را در هم ادغام کرد.

ایران مثل آمریکا نیست که رسانه ها در چنین جلساتی حضور داشته باشند پس باید از رد پای خبر دنبال خبر گشت. چه آنکه خبرآنلاین لا به لای خبرش در مورد سکته ی وزیر علوم بحث های سنگین امروز را عامل بیماری وی مطرح کرد که اگر چنین باشد ، پس استعفای وزیر اطلاعات هم در این جلسه بوده است و در پی همین بحث سنگین.

آنچه به نظر من مهم است ، بعد از استعفا شکل گرفت. اینکه لابد در پی اختلاف و دهن به دهن آمدن رییس دولت و وزیر اطلاعات ، محمود احمدی نژاد حتی بدون نیاز به استعفای وزیر ، متن پذیرش استعفای او را نوشته اما هنوز ساعتی از انتشار خبر نگذشته که خبرگزاری هایی چون فارس که دل در گروه های امنیتی سپاه و اطلاعات دارند ، به روشنی می نویسند که چون رهبری مخالف است ، مصلحی ماندنی شد. درست مانند برکناری صفار هرندی که چون رفتنش به استیضاح دولت می انجامید ، مصلحت جویانه پذیرفت که اسمش وزیر باشد هرچند که دیگر به ساختمان وزارت نمی رفت.

ماجرای پذیرش استعفای وزیر اطلاعات و بعد برگشت وزیر به فرمان رهبری ، چند نکته قابل اهمیت دارد:

۱- وزیر اطلاعات بیش از آنکه منتخب رییس دولت باشد ، منصوب رهبر است. ما خبر نویسان همیشه برای مان سخت بود ثابت کنیم که هر چهار سال در موسم چینش کابینه ثابت کنیم که وزرایی هستند که در اختیار رییس جمهوری نیست. تقریبا از دوره دوم هاشمی به این سو ، نظر رهبر هر چه بود می شد. چه دری نجف آبادی ، چه یونسی و چه بعد ها محسنی اژه ای و این آخری مصلحی. با این دخالت رهبر مشخص شد که رهبر ، وزیر اطلاعات را می گمارد.

۲- سیر منتهی به سرنگونی این دولت آغاز شده است. تقریبا خیرخواهان بارها به خامنه ای هشدار داده بودند روی اسب بازنده شرط نبندد ولی چون او دلی خون از میرحسین داشت ، این کار کرد. در این دو سال ، همه ی دغدغه ی «آقا» برخورد با جنبش سبزی بود که برغم فشار ها روز به روز فراگیر تر شد. خامنه ای اگر بقای نظام را بخواهد ، باید از احمدی نژاد دل بکند. او با اصولگرایان میانه ای چون لاریجانی و قالیباف هم می تواند ماندنی باشد اما با احمدی نژاد و حامیان اش نه. خامنه ای به توصیه ای که خودش کرده و هشداری که داده مبنی بر علنی نکردن اختلافات وفادار بود. حتی وقتی احمدی نژاد برخلاف نظر او متکی را برکنار کرد ، تنها به غر زدن خصوصی بسنده کرد. اما اینک چه؟ او مجبور شد آبی که رفته بود را به جوی برگرداند و اتفاقا اینبار کاملا علنی و در مقابل دید مربوط.

عنایت «آقا» به احمدی نژاد از وقتی شروع شد که سه شب مانده به انتخابات ۸۴ ، قالیباف از رضا شاه تمجید کرد. این ماه عسل رهبر و محمود احمدی نژاد در ۲۲ خرداد ۸۸ پایان یافت و از آن به بعد هرچند در ظاهر رابطه پدر و فرزندی بود اما هر چه گذشت بر اختلافات افزوده شد تا امروز. پس باید منتظر فردای مقابله هم بود.

۳- اختلافات خیلی بیش از آن است که انتظار می رفت و می دانستیم. پیش از این در مطلبی با عنوان “اشتباه نکنید ، هنوز خامنه ای شخص اول است” شما را به دیدن یک فیلم اشارت دادم. نمی دانم چطور از دست شان در رفته و شبکه یک پخش کرده اما این فیلم را از دست ندهید.

برای آنهایی که هاشمی و خامنه ای را زیر نظر دارند راحت است بدانند که کدام یک درک درست تری از جامعه دارد. خامنه ای اول سال هشدار داد اختلافات علنی نشود اما هاشمی گفت اختلافات خیلی جدی تر از آن است که کسی فکرش را بکند. امروز بخشی از این اختلافات جدی ، نمایش داده شده است.

*        *         *

اما فردا چه خواهد شد؟ بعد از جنگی که روز یکشنبه همه را بخود جلب کرد ، ظاهرا با دستور رهبر آتش بس برقرار است. شک نکنید که این آتش بس گذراست و طرفین آتشی برای دیگری فراهم خواهند کرد. گستاخی احمدی نژاد در عزل متکی یک هزینه داشت که مجلس گرفت. بازی پارلمانی رهبر ، حتی به رغم کرکری های رییس جمهوری ، استادش را گرفت تا دولت بی وزیر راه باشد.

حال که احمدی نژاد اینچنین به جنگ رهبری رفته ، شک نکنید که تا چند روز دیگر یک قربانی دیگر از دولت گرفته خواهد شد. مشایی که دم دست نیست شاید این یکی صادق محصولی باشد که رهبر با همه ی کمک های مالی که از او به بیت اش رسیده ، چندان دل خوشی از او ندارد.

روزهای آینده را منتظریم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ پنجره التهاب , آرش سیگارچی , روزنامه نگار مقیم آمریکا