بایگانی برچسب: احمد زیدآبادی

کلاه برای زندانیانی که هنوز در بند هستند، بر می دارم


.

خوشبختانه تعداد زیادی زندانی سیاسی در روزهای اخیر آزاد شده اند. بسیاری شان در آستانه آزادی ،  آزاد شدند  و برخی هم بخاطر موافقت با درخواست عفو شان.

این زندانیان سیاسی همه کسانی هستند که در سه سال اخیر همزمان با اعتراضات به انتخابات بازداشت شدند. عفو مرحله ای در سیستم قضایی ایران است که معمولا زندانی بعد از گذشت حداقل یک سوم یا نیمی از محکومیت اش ، واجد شرایط است تا درخواست کند. بعد در قوه قضاییه ، معاونتی به نام «عفو و بخشودگی» وجود دارد که بررسی می کند.

معمولا در مورد زندانیان سیاسی سختگیری بیشتر است چون نهادهای عاملی مثل اطلاعات و سپاه دخالت می کند.

همانطوری که گفتم برخی از زندانیان محکومیت شان در روزهای اخیر به پایان می رسید اما عملا سیستم قضایی برای اینکه پالسی هم بفرستد، آزادی این زندانیان را با عفو برخی دیگر زندانیان همزمان کرد.

من بین زندانیان هیچ فرقی قائل نیستم چه آنها که آزاد شده اند و چه آنها که عفو خورده اند. همه عزیز اند و در این مدت بار مبارزه با حکومت را روی دوش نحیف شان تحمل کردند.

می ماند آنهایی که نه آزادی شان نزدیک بوده و نه درخواست عفو کرده اند. بگذارید چندتایی که اسم شان را یاد مانده، ذکر کنم:

عیسی سحرخیز، مسعود باستانی، احمد زیدآبادی، بهمن احمدی امویی، محمد داوری، عبدالله مومنی، مجید توکلی، بهاره هدایت، مصطفی تاجزاده، بهزاد نبوی، کیوان صمیمی، سعید متین پور، علیرضا رجایی، نسرین ستوده.

و بقول آرش بهمنی، این عزیزان: عدنان حسن پور٬ ضیا نبوی٬ مجید دری ٬ محمدصدیق کبودوند٬ حشمت طبرزدی٬ عماد بهاور

این فیلم هم به یادشان از حیاط زندان:

.

فرشاد قربانپور، نجابت، سادگی و یک عالم معرفت

این مصاحبه همسر فرشاد قربانپور، دل من را درد آورد. نه از اینکه هاجر عزیز از درد ها و سختی ها گفته، بلکه از این ، چرا ما بسادگی یادمان می رود. او از آذرماه گذشته زندانیست. و خیلی از ما یادمان رفته است.


 عکس از فیس بوک فرشاد

فرشاد قربانپور ، یک روزنامه نگار است. هم ولایتی ماست. از آستانه اشرفیه. اولین بار، ده سال پیش دیدمش و آخرین بار، ۵ سال پیش. در میان این پنج سال، سه سالی، هر روز با هم کار کردیم.

فرشاد اوایل کار گیلان امروز، هر از چندگاهی مقاله برای مان می فرستاد. در آستانه سال ۲۰۰۱ بودیم که به پیشنهاد محمد خاتمی، در سازمان ملل تصویب شد که سال گفتگوی تمدنها. صفحه ای راه انداختیم بنام “۲۰۰۱”. این اولین همکاری من و فرشاد بود.

کم کم که اشتیاق اش را دیدیم، فرصت همکاری گسترش یافت. نیم صفحه افتصاد و بین الملل روزنامه را دست گرفت و پیش برد. تا همان اواخر که کم کم ، ترجیح داد مستقل باشد. با جمعی از جوان تر از خودش به گیلان بهتر و چند جای دیگر سر زدند . آخر هم دید که کار مطبوعات را باید در تهران پی بگیرد، که گرفت.

آخرین دیدار مان، در حیاط پشت اعتماد ملی بود. او با بچه های تحریریه کار می کرد، و من که بین دو زندان، اجازه کار نداشتم، یواشکی با نام مستعار، شده بودم صفحه بند، زیر زمین. دلش برایم سوخت. بغض کرد اما به رویم نیاورد. روحیه داد و گفت این روزها می گذرد. گذشت. خیلی هم سخت اما گذشت.

فرشاد را شش ماه است برای تحمل کیفر برده اند. او نه دزدی کرده و نه مال کسی را خورده. به حیثیت ایران آسیبی نزده بلکه مایه افتخار ایران است. از او مثل هر روزنامه نگار دیگری می ترسند. برای همین او را مثل مسعود باستانی، احمد زیدآبادی و دیگران زندانی کرده اند. همین…..

مصاحبه همسر فرشاد با جرس را اینجا می آورم:

همسر قربانپور:
اگر روزنامه نگار زندانی نداریم، چطور همسر من در زندان است؟

مژگان مدرس علوم

جرس: فرشاد قربان‌پور، روزنامه‌نگار از دهم آذرماه سال گذشته بدون ملاقات حضوری و مرخصی در بند ۳۵۰ اوین زندانی است.

هاجر زمانی همسر فرشاد قربانپور با بیان اینکه همسرش از ملاقات حضوری و مرخصی محروم است، به “جرس” می گوید: “برای ملاقات حضوری و مرخصی هم که درخواست نمی توانیم بنویسیم چون دادستان اینها را بخاطر همان بیانیه هایی که از داخل زندان به بیرون آمده است، ممنوع کرده است. اوایل که زندانی شده بود وضعیت روحی خوبی نداشت اما الان به ناچار با شرایط زندان عادت کرده است. علیرغم اینکه در حال گذراندن دوران محکومیت خود است هرازگاهی بخاطر بیانیه ها بازجویی می شود.”
فرشاد قربانپور توسط قاضی مقیسه٬ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به یک سال زندان و پرداخت ۵ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.

اتهامات وی “اقدام علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام” و هم‌چنین “تحصیل مال نامشروع از طریق همکاری با سایت روزآن‌لاین” اعلام شده است.

حکمی که عینا در دادگاه تجدیدنظر مورد تایید قرار گرفت. وی همچنین در تابستان سال ۸۶ نیز بازداشت و نزدیک به یک ماه را در زندان به سر برده بود.
همسر این روزنامه نگار دربند با اشاره به نحوه بازداشت او ادامه می دهد: “در حقیقت برای او نامه آمده بود که خودش را معرفی کند و همسرم داشت یکسری کارها را سر و سامان می داد که وقتی رفت ما مشکل نداشته باشیم تا اینکه روز دهم آذرماه سال گذشته وارد منزل ما شدند و او را بازداشت کردند.”
خانم زمانی سپس به اتهامات او اشاره می کند و می افزاید: ” همسرم بخاطر همکاری با سایت روز آنلاین به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام متهم شد و بلافاصله برای او حکم یکسال حبس تعزیری صادر کردند. این در حالی است که هیچوقت بطور رسمی اعلام نکردند که حالا سایت روز یک سایت ضد انقلاب است و نوشتن و همکاری با آن ممنوع است. پس از صدور حکم و اعتراض به آن دوباره این حکم در تجدیدنظر تایید شد. واقعا تعجب می کنم از این حکم زیرا خود آقای احمدی نژآد هم در صحبتهایشان گفتند که هیچ روزنامه نگاری در زندان نداریم اما می بینید که همسر من یک نمونه از این روزنامه نگاران است که در زندان بسر می برد. یکبار هم در سال ۸۶ بازداشت شد و به مدت یکماه در زندان و تحت بازجویی بود که آن زمان هم اتهامش همکاری با سایت روز بود.”
همسر قربانپورمی افزاید: “هفته ای یکبار ملاقات کابینی داریم اما از دهم آذرماه سال گذشته تاکنون ملاقات حضوری نداشته ایم. فقط قبل از عید گذاشتند پسرم برود آنطرف شیشه و پدرش را ببیند. این ملاقات کوتاه خیلی اثر مثبتی در روحیه پسرم داشت، زیرا بعد از بازداشت همسرم پسرم دچار افسردگی شده بود. خلاصه بعد از بازداشت ایشان ما با مشکلات روحی و مالی مواجه شدیم که البته مثل خیلی از خانواده ها زندانیان سیاسی که مشکل دارند. خود من که مریض شدم و بچه ام هم همینطور و هیچکس هم نبود که به داد ما برسد.”
فرشاد قربان‌پور سابقه‌ همکاری با روزنامه‌ها و مجلاتی چون هم‌میهن٬ کارگزاران٬ اعتماد ملی، فرهیختگان٬ شهروند امروز و مهرنامه را در کارنامه فعالیت روزنامه نگاری خود دارد.
همسر قربانپور با گلایه از روزنامه های داخلی خاطرنشان می کند: “آقای قربانپور به عنوان یک روزنامه نگار کارش نوشتن و خبررسانی است و با روزنامه های داخلی هم میهن، کارگزاران و چند روزنامه دیگر همکاری داشت و قبل از بازداشت هم در روزنامه فرهیختگان کار می کرد. همسرم دو سال در بخش کتاب و اندیشه در روزنامه فرهیختگان کار می کرد اما متاسفانه هیچ حمایتی از ما نکردند و حتی مسئله بازداشت و حکم آقای قربانپور را هم در روزنامه اشان مطرح نکردند.”
این روزنامه نگار در بند در پیامی به مناسبت سال نو نوشته است: “من فرشاد قربان پور، جنایتکار نیستم بلکه یک روزنامه نگار هستم که به دلیل روزنامه نگاری که کاری جز مصاحبه، نوشتن گزارش و انتشار خبر نیست به یک سال زندان و پنج میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده و اینک در بند ۳۵۰ زندان اوین روزگار می گذرانم. در بیرون از اینجا پسری به نام آرمان و همسری به نام هاجر انتظارم را می کشند. مطمئن هستم عمر ما هنوز به دنیاست و فردا نیز متعلق به ما. پس نوروز همه مبارک. خوش باشد و سرفراز و امیدوار که بیهوده نیست این امید و بیهوده نیست این هزینه دادن ها. سال نو مبارک!”
هاجر زمانی در پایان بیان می کند: “من برای سال جدید آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را دارم و انشالله روزی همه به آغوش خانواده هایشان بازگردند و خوشحال و خندان در کنار هم زندگی کنند.”

 

احمد زیدآبادی …. مرخصی

مگر می توانم شادی ام را پنهان کنم. احمد زیدآبادی روزنامه نگار عزیز مان به مرخصی آمده است.

او در سه سال اخیر تنها چند روز این فرصت را داشت.