بایگانی برچسب: اعدام

اعدام شیخ النمر مهم است؛ دو رژیم ضد حقوق بشر عربستان و ایران

وزارت کشور عربستان امروز اعلام کرد «حکم اعدام ۴۷ تروریست» از جمله شیخ نمر را اجرا کرده است.

شیخ نمر یا نام کامل اش «نمر باقر النمر» روحانی شیعه است که مدتی در ایران تحت آموزش بود. او در سال ۲۰۱۱ در عربستان مرکز اسلامی راه انداخت و عملا با حکومت سنی این کشور در افتاد. شاید بخشی از سخنان اوکه در زیر نقل می کنم، محل دعوا را نشان بدهد:

شیخ نمر النمر که در شرق عربستان زندگی می‌کند در سخنرانی خود در فوریهٔ سال ۲۰۰۹ به مقامات سعودی هشدار داد که اگر شأن و حیثیت ما به ما بازگردانده نشود، من شیعیان را به جدایی از عربستان فرا می‌خوانم. کرامت ما مهم‌تر از تمامیت کشور است.

وی در انتقاد از دولت عربستان در یک سخنرانی گفت: اگر یک کشور خارجی مسئول اعتراض‌های شیعیان است، چرا به آن کشور

حمله نمی‌کنید؟ چرا به ما بدبخت‌ها حمله می‌کنید؟ به مسئول اصلی و اگر منظورتان ایران است، به ایران حمله کنید و ببینید چقدر توانش را دارید؟ منبع

عربستان چند ماه پیش در یک محاکمه او را به اعدام محکوم کرد. متعاقب آن هم امروز او و بقیه افراد منتسب به او را اعدام کرد. حالا چند نکته:

namar

۱-

اعدام غلط است. بارها در این وبلاگ نوشته ام که اعدام مجازاتی غلط و بی فایده است. بنابراین اعدام شیخ نمرد غلط است.

۲-

حمایت ایران نشان از ماجراهای پشت پرده دارد. زمانی که شیخ نمر به اعدام محکوم شد، مقام های ایران این حکم را محکوم کردند که این مساله بخاطر منافع جمهوری اسلامی و اینکه مایل است در عربستان بحران سازی کند، قابل درک است. بخصوص که عربستان هم در سالهای اخیر کم سعی نکرد از طریق برخی عرب های مزدور در خوزستان مشکلاتی فراهم کند.

اما این موضع رییس بسیج ایران را بخوانید:

محمدرضا نقدی در واکنش به این حکم اعلام کرد: «اگر نمر اعدام شود، عربستان را به جهنم تبدیل می‌کنیم.» منبع

این دیگر یک حمایت معمولی نیست. مشخص است که تهدید به حساب می آید. من با اینکه سالهاست حمایت ها و حرکتهای عربستان از جدایی طلبان خوزستان ایران را زیر نظر دارم ، هرگز ندیدم که وقتی ایران قصد اعدام یک مخالف سیاسی وابسته به عربستان را داشته باشد و عربستان چنین تهدید کند.

۳-

عربستان کشوری است که وضعیت حقوق بشر در آن اصلا خوب نیست. به نوعی از ایران هم در بعضی حوزه ها بدتر است. زنان در عربستان بخاطر شریعت اسلام، از حقوق ابتدایی مثل حضور در مکان های عمومی ، رانندگی، اختیار پوشش دلخواه محرومند.
.

بلاگ -دروبلاگم درباره اعدام روحانی شیعه در عربستان نوشته ام. اعدام مخالف سیاسی کار غلطیست، شک ندارم اما درحالی شیخ نمر …

Posted by Arash Sigarchi on Saturday, January 2, 2016

هرچند وضعیت ایران بهتر است اما مشابهت هایی هست. زنان ایرانی حق رای و رانندگی دارند، در فعالیت های اجتماعی حاضرند اما مجبور به پوشش حجاب مورد دلخواه حکومت هستند. وگرنه مانند عربستان، از سوی گروههای امر به معروف و پلیس با آنها برخورد می شود.

محاکمه شیخ نمر و همگروهانش، عادلانه و بر اساس معیارهای حقوق بشر نیست. آنچه که العربیه به نقل از مقامهای رسمی عربستان نوشته، نشان می دهد احکام بدون روال قضایی مدرن و تنها به استناد روایت های مذهبی نوشته شده. یعنی قضات خود را مجری خکم خدا دانسته و به جای او قضاوت کرده و رای داده اند. یعنی دفاع و حق و عدالت مدرن کشک.

۴-

ایران و عربستان در اعدام مخالفان سیاسی مثل هم هستند. عربستان می گوید شیخ نمر فعالیت و تشویق تروریستها را به عهده داشته. ایران هم چهار سال پیش فرزاد کمانگر ، معلم کرد را به جرم همکاری با پژاک اعدام کرد. او حتی مسلح فعالیتی نکرده بود. هرچند خودش این همکاری را رد کرده بود، اما ایران می گفت همکاری ولو غیر مسلحانه مستوجب اعدام بود. آیا فرقی هست؟‌

به نقشه جهان نگاه کنید. از کره شمالی، چین، ایران، عربستان تا مرز خاورمیانه یعنی مصر و احتمالا لیبی. اعدام مخالفان سیاسی رایج است. استثناهایی هست. در کنار کره شمالی، کره جنوبی چنین نمی کند. در کنار چین، ژاپن چنین نمی کند. در کنار ایران و مصر، اسراییل چنین نمی کند. متاسفانه این کشورها، چند قدم در رعایت حقوق بشر از کشورهای اروپایی و آمریکا عقب هستند. مخالف سیاسی، اعدام حقش نیست.

۵-

نمر قربانی تندروهای ایران و عربستان شد. رابطه ایران و عربستان مدتهاست که خوب نیست. بعد از توافق هسته ای قدری این روابط در حال بهبود بود اما تندروهای دوکشور مخالفند. در ایران مثل محمدرضا نقدی و در عربستان روحانیون تندروی وهابی. شیخ نمر اگر فرض کنیم آنطور که دولت عربستان می گوید، تروریست نبود، لابد یک مصلح بود که قصد ایجاد تغییر داشت. لابد نگران تبعیض در کشورش به شیعیان بود. مثل رهبر هر اقلیت دیگری. مثل رهبر اقلیت های سنی در ایران، مثل قطب دراویش ایران. اما او اکنون قربانی خط و نشان کشی های تندروهای ایران و عربستان شد.

۶-

رسانه های وابسته به رهبر ایران درباره اعدام نمر و اجرای حکم اش به همان چیزی معترض هستند که سالها خودشان به آن بی توجه اند. آنها می گویند نمر مخالف سیاسی است،‌اما خودشان سالهاست مخالفان سیاسی را زندانی، شکنجه و اعدام می کنند. آنها می گویند مجازات نمر ناعادلانه است، اما خودشان دهها فعال سیاسی را در چند سال اخیر به بهانه هایی مشابه مثل «افساد فی الارض» و «محاربه» اعدام کرده اند. این یک بازی سیاسی است. هیچ عیبی ندارد که ایران به نقض حقوق بشر معترض است، اما آقای جمهوری اسلامی، اول خانه خودت را بساز، بعد به دیگران معترض باش…

مصر به کدام سو می رود؟ باز هم اعدام؟

همین اول این خبر را بخوانید:

دادگاهی در مصر روز دوشنبه چهارم فروردین با صدور حکم اعدام برای ۵۲۸ نفر از هواداران محمد مرسی، رئیس جمهوری برکنار شده این کشور، این احکام را برای تایید نهایی برای مفتی اعظم مصر، ارسال کرد. به گزارش خبرگزاری رویترز این افراد به اتهام حمله به مرکز پلیس و کشتن یک افسر پلیس در استان مِنیا محکوم شده‌اند؛ به نقل از منابع قضایی، ۱۶ نفر از متهمان این پرونده، تبرئه شده‌اند. منابع قضایی گفته‌اند که از میان محکومان، تنها ۱۴۷ نفر دستگیر و به صورت حضوری محاکمه شده‌اند و حکم دیگر متهمان، به صورت غیابی صادر شده‌است. از اینجا

تقریبا در این دوسال فراز و نشیب های مصر را دیده ایم. از سقوط مبارک تا روی کارآمدن محمد مرسی و بعد کودتا علیه او. Egypt prisoners مصر شرایط خوبی ندارد. به نظرم این اصلا خوشایند نیست که عده ای مخالفان اعدام می شوند. حتی اگر تروریست بودند و اقدامات مسلحانه هم کرده باشند به نظرم نباید با مجازات اعدام روبرو شوند. همه فرق کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه همین تصمیمات انقلابی است. تصمیماتی که آنی و فقط جنبه انتقامی دارد. انقلاب ایران را یادتان هست؟ آن روزهای بعد از پیروزی هم چنین بود. البته دیده ام که برخی ایرانیان که مخالف اسلام گرایان هستند، خوشحال اند و می گویند این اتفاق خوب است چون مانع قدرت گرفتن آنها می شود. این دوستان یادشان نیست که اتفاقا اسلامگرایان خیلی بهتر بلد اند از خون های ریخته شده خودی هایشان برای تشکیل جبهه های انقلابی جدید بهره بگیرند…. یادتان نیست؟ آقای خمینی می گفت «بکشید ما را ، ملت ما بیدارتر می شود».

چند حاشیه به اعدامی که منت می کرد مادرش را ببیند

باز بحث اعدام در جامعه ایرانی داغ شده است. بهانه این فیلم است که ترجیح می دهم در وبلاگم آن را نگذارم.

Edam-0001

روایت اول.

فیلم جوانی را پای طناب دار نشان می دهد. ناگهان خواسته ای مطرح می کند “مادرم را بیارید ببینم”... ماموران دورش جمع می شوند و دقایقی بعد زیر پایش خالی می شود. چند دقیقه ای جان می دهد تا بمیرد.

روایت دوم. 

خبرگزاری مهر، اعدامی را یکی از سه متهمی دانسته که تجاوز کرده بودند: «سه متهم با تشکیل باندی اقدام به سرقت خودرو و موتورسیکلت و کیف قاپی می کردند. اما آنچه که پرونده این سه نفر را جنجالی کرد، تجاوز به عنف بود. ارسلان -الف، با همدستی دو دوستش ، اسفند سال ۸۷ زن بارداری را که به همراه همسرش در حال گذر از خیابانی در کرج بود، ربوده و به بیابانهای اطراف کرج منتقل کردند و با زور و تهدید مورد تجاوز قرار دادند

هر روایت طرفدارانی داشت. روایت اول، یعنی انتشار فیلم، دلسوزی عده زیادی را همراه داشت. یک عده که گفتند نباید با انتشار آن در دام نظام افتاد که می خواهد خشونت عریانش را به رخ بکشد. گروه دیگر، از منظر حقوق بشری نگاه کردند که باز اعدام، باز قتل و … و گروه سوم هم بودند که اغلب بخاطردشمنی با جمهوری اسلامی، می گفتند، بفرمایید این هم نظام اسلامی!

اما روایت دوم هم طرفدارانی داشت. مثلا دوستم کوهزاد که چون در فیس بوک اش  Public نوشت، اینجا ذکر می کنم:

«بنده به نوبه خودم از نیروی انتظامی تهران بزرگ و به ویژه پلیس آگاهی، دادسرا و دادستان کرج، دادگاه کیفری استان البرز، دیوان عالی کشور و رئیس قوه قضائیه برای دستگیری، محاکمه و مجازات سه مفسد که تنها در یکی از جرائم خود یک زن باردار را در برابر چشمان همسرش به صورت گروهی مورد تجاوز خشونت بار قرار داده بودند، تشکر می کنم و برای اجرای عدالت از آنان سپاس گذارم.
اعدام در ملاء عام و استخفاف این مفسدین متجاوز تا زمان سلب حیات عادلانه ترین مجازات ممکن برای مرتکبین به چنین جرائم شنیعی است. 
باشد که عبرتی برای کسانی باشد که تصور چنین رفتار هایی را در اذهان خودشان می پرورانند.»
من بارها نوشته ام شخصا با اعدام مخالفم. اینجا را ببینید، همه یادداشت هایم در این باره می آیند. به عقیده من حتی اگر کسی بدترین جنایت را در حق من بکند، من با اعدام او موافقت نمی کنم بخاطر اینکه مجازات اعدام را یک مجازات مثمر ثمر و درست نمی دانم.
چشم در برابر چشم؟
هنوز در خیلی از کشورها اعدام هست. مثل برخی ایالت های آمریکا. منتهی حداقل در این مورد خاص، براساس اصل ساده ای در حقوق ، بین جرم و مجازات برابری است. بماند که در ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب، فعلی که شاید در دنیا جرم نباشد، مشمول مجازات اعدام می شود؛ اما همین مورد اخیر یک نمونه است. سه نفر دزد ِ خلاف کار مزاحمت ایجاد کرده اند، خب مجازات شان کن. ۵۰ سال زندان. صد سال زندان.
اتفاقا اینها را اعدام می کنند چون حکومت ایران از نگه داشتن طولانی زندانی ناتوان است. نبینید آدمی مثل امیرانتظام را سه دهه زندانی می کند، این نظام در مقابل قاچاقچی و دزد، گردنش از مو باریک تر است. بروید زندان ببینید که چاقاچی مواد فقط با یک کیسه پر پول ، چطور هر سری اعدام می گیرد، بعد می شود ابد و  یک تخفیف می گیرد که می شود ۱۴ سال. آن وقت با چهار سال زندان می زند بیرون.
در همین نوشته بالا، کوهزاد از جانی بودن این سه نفر نوشته و اضافه کرده که عدالت اجرا شده است. حتی در بدوی ترین جوامع که هنوز از اینگونه مجازات ها دفاع می کنند، می گویند چشم دربرابر چشم، جان در برابر جان. نه اینکه مرگ در برابر تجاوز.
تجاوز در عرف حقوق ایران به هر امری گفته می شود بخصوص در مطبوعات و رسانه ها که عملا معذوریت شرعی برای بیان جزییات است ، حتی اگر روسری از سر زنی برداشته شود، تجاوز نامیده می شود. شکی در جرم نیست اما تناسبی بین جرم و مجازات نیست. این ساده ترین قاعده حقوق است.
در اینکه این سه نفر مجرم بودند، شکی نیست اما آیا اعدام مجازات درستی بود؟
من می گویم نه. چرا؟ مهمترین اش، باز همین جمله آخر  کوهزاد است؛ «باشد که عبرتی برای کسانی باشد که تصور چنین رفتار هایی را در اذهان خودشان می پرورانند.»
برعکس آرزوی کوهزاد که امید من هم هست که هرگز چنین حنایتی نشود، اما همواره می شود. اتفاقا کم هم نشده است. حداقل در سه سال اخیر، از مجازات قتل میدان کاج تا دزدان جواهر فروشی، باغی در خمینی شهر تا این آخری، همواره مجرمان بازداشت و سریعا در ملاعام اعدام شده اند. سوال این است ، چرا اثر نداشته؟ چرا کم نشده است؟
بشر ناهنجار و مجرم را مجازات می کند برای اینکه دیگران تن به جرم ندهند و اینکه کاهش جرم همراه شود؛ پس چرا نشده است؟ آیا دلیلی نیست که این مجازات غلط است؟
حکومت ناتوان، اعدام بیشتر
من به شدت معتقدم حکومت ناتوان این اعدام ها را راه می اندازد. مهمترین وظیفه حکومت برقراری امنیت است. یعنی مالیات می گیرد یا نفت می فروشد که امنیت جامعه را برقرار کند. حالا امنیت نیست. مثل همین ماجرا: زن بارداری با همسرش در حال عبور از خیابان در کرج است اما دزدیده و آزار می شود. چرا؟ آیا پلیس در شهر نیست؟
شاید بگویید خب یک اتفاق دور از چشم پلیس افتاده. نه اینطور نیست. یک روز به اداره آگاهی شهرتان بروید ده ها گزارش زورگیری و تجاوز می بینید و می شنوید. تازه چند برابر کسانی هستند که برای ابرو، هرگز گزارش نمی کنند.
حکومت ناتوان از برقراری امنیت، وقتی جنایتی روی می دهد چه می تواند بکند؟ از ده ها جرم، یکی را که بازداشت می کند، با شدید ترین شکل مجازات می کند. اینکار برای او چند حسن دارد: ناکامی در یافتن عاملان دیگر جنایت ها را می پوشاند؛ اقتدار اش را به جامعه با نشان دادن خشونت لخت (اعدام در ملاءعام) ثابت می کند؛ و ایجاد رعب و وحشت می کند.
مثلا به مجازات قصاص قتل نفس نگاه کنید. اینقدر حکومت ناتوان است که حتی حق مجازات قاتل را با خانواده شاکی مشترک می شود. مثلا اگر قاتلی کسی را بکشد، آن وقت به اعدام محکوم می شود. حال اگر خانواده شاکی رضایت بدهد، حکومت از اعدام منصرف می شود و تنها چند سال از جنبه عمومی جرم مجازات می کند. این چه مجازاتی است؟ اگر قتل را بد می دانی، مجازات کن، اگر نه، چرا اینطور رفتار می کنی؟
چرا ما نروژ نمی شویم؟
حالا از اعدام ایران بیرون برویم، و به نروژ سفر کنیم. آندرس بریویک را به یاد دارید؟ قاتل نروژی که ۷۷ نفر را با تیر اندازی کشت.  بتازگی اعتراض کرده که اگر پلی استیشن ام را عوض نکنید، من اعتصاب غذا می کند. آقا زندانی ست و به این شرایط اعتراض دارد. 
سوال؟ چرا نروژ وقتی او ۷۷ نفر را کشت، او را به خاطر جانی بودن نکشت؟
در ایران وقتی بحث اعدام می شود، عده زیادی از اعدام بخصوص در مواردی خاص دفاع می کنند. مثلا می گویند کسی که جانی باالفطره است را باید کشت. اما در نروژ اینکار را نکردند. و قابل توجه اینکه هزاران یورو از مالیات مردم خرج می شود که این قاتل یا دیگر مجرمان در زندان نگه داشته شوند. چرا؟ آیا نروژی ها عقل شان نمی رسد؟ آیا نمی توانند با یک آمپول یا صندلی الکترونیک او را خلاص کنند و کلی پس انداز کنند؟
واقعیت این است که بشر مدرن به این نتیجه رسیده که یک جانی و حتی قاتل بالفطره، یک واکنش است و باید مطالعه شود. باید بررسی شود. چرا آمده، چرا شده، چه کنیم؟ چه کنیم که تکرار نشود؟ چه کنیم که پیشگیری کنیم.
آنها اینکار را کرده اند که در نروز این حوادث تکرار نمی شود.
سرنوشت جامعه خشونت زده
چند هفته یا ماه دیگر، دوباره یک جانی را در میدان شهری اعدام می کنند؛ عده ای به تماشا می روند؛ حاشیه هایش به رسانه ها می رسد؛ باز هم در فضای مجازی بحث می شود و لابد من هم می نویسم، تو هم می خوانی و این چرخه ادامه میابد.
اینها پیشگویی نیست و من پیشگو نیستم، اینها سرنوشت مان در آن کشور است که کسی هم برایش انگار مهم نیست.