بایگانی برچسب: خامنه ای

خامنه ای یک تنه نقش احمدی نژاد را برعهده می گیرد؟

این سخنان آیت الله خامنه ای در دیدار با رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین را خوانده اید؟
Khamenei-002000

آیت‌الله خامنه‌ای: جنگ با اسرائیل باید تکلیف را نهایی کند
آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، روز پنجشنبه ۲۴ مهر در دیدار با دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، جنگ با اسرائیل را یک «جنگ سرنوشت‌ساز» خواند که «باید تکلیف را نهایی کند».
وی افزود: «جریان مقاومت باید روز بروز بر آمادگی‌های خود بیفزاید و ذخایر قدرت را در داخل غزه افزایش دهد».
به گزارش خبرگزاری‌ها، علی خامنه‌ای افزود: «باید کاری کرد که دشمن همان نگرانی‌هایی را که از ناحیه غزه دارد، از طرف ساحل غربی [کرانه باختری رود اردن] نیز احساس کند». منبع

 

این اولین بار نیست. مدتهاست که آقای خامنه ای خواستار مقاومت قاطع و مسلحانه دربرابر اسراییل «تا پیش از نابودی آن» است اما درست در شرایطی که جامعه جهانی متمایل به تشکیل کشور فلسطین در کنار اسراییل است، علی خامنه ای پیشنهاد آتش بیشتر داده است و گفته فلسطینی‌ها باید کرانه باختری را مثل غزه، «مسلح» کنند.

به تناسب این صحبت های رهبر جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران هم  بر لزوم تسلیح کرانه باختری و افزایش توان موشکی فلسطینی‌ها تاکید کرده است.

همانطور که نوشتم اینکه جمهوری اسلامی ایران همواره سعی در دشمنی با اسراییل دارد جدید نیست اما دقیقا این روزها اتفاقا جامعه جهانی نگاه اش عوض شده است. فلسطین به عنوان کشور در سازمان ملل پذیرفته شناخته شده و از سویی حتی بریتانیا تشکیل کشور فلسطین را برسمیت شناخته است.

در واقع در چنین شرایطی آقای خامنه ای همچنان بر ادبیات جنگ طلب خود ادامه می دهد. مسیری که قبلا بر عهده احمدی نژاد بود و اکنون خود رهبر این نقش را برعهده گرفته است. خیلی ها معتقدند که خامنه ای به این دلیل با ریاست جمهوری احمدی نژاد در سال ۸۴ موافق بود که نیاز داشت در جامعه جهانی، چهره پرخاشگری ارایه دهد. حالا احمدی نژاد نیست و رهبر خود این نقش را برعهده گرفته است….

برغم محکومیت «رحیمی»؛ وقتی جمهوری اسلامی اراده برای مبارزه با فساد ندارد

Rahimi-MR-002 Namaz

محمدرضا رحیمی، معاون اول احمدی نژاد به زندان و جریمه به خاطر فساد های متعدد مالی متهم شده است. خبر قابل توجهی است چون معمولا در نظام جمهوری اسلامی ایران به فساد دولت ها و افراد نزدیک به آیت الله خامنه ای یا رسیدگی نمی شود و یا اگر رسیدگی شود مثل پرونده بیست سال پیش مهاجمان به کوی دانشگاه با جریمه یک ریش تراش دزد، مضحکه می شود.

آیا محکومیت محمد رضا رحیمی معاون اول احمدی نژاد را می توان تغییری در سیاست قضایی جمهوری اسلامی ایران دانست؟ به دلایل زیر فکر نمی کنم:

۱- اگر قرار به مبارزه به فساد باشد، محمدرضا رحیمی نه اولی ست و نه آخری. با چنین فرضی، وقتی می توان گواهی داد که با فساد مبارزه می شود که اراده مقام های قضایی معطوف به آن اولی و آخری ها باشد که نیست. محمدرضا رحیمی حتی قبل از اینکه معاون اول رییس جمهوری شود – شخص پنجم نظام؛ بعد از رهبر و روسای سه قوه – به فساد های زیادی متهم بود. آقای رحیمی در زمان مجلس هفتم از سوی حداد عادل، رییس دیوان محاسبات مجلس بود و در آنجا پول های کلانی برای انتخابات مجلس هشتم – ۱۳۸۶ خرج کرد. همانجا بزرگترین تخلف او روی داد. البته بماند که فساد اداری او به قبل سال ۱۳۷۶ باز می گردد که یکی از استاندارانی بود که در انتخابات ۷۶، انتخاباتی با مشارکت ۱۳۰ درصد در کردستان برگزار کرد.

۲- سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرده چون تا قطعی شدن حکم نمی تواند جزییات آن را بگوید، از بیان محکومیت آقای رحیمی خودداری کرده است. اینکه معاون اول رییس قوه قضاییه پشت قانونی بی مبنا قایم شده، نشان می دهد که نظام یا حداقل دستگاه قضایی هنوز در برخورد با بدنه و اعضای نزدیک به خود اراده لازم را ندارد. چرا؟ کدام نظام است که پشت افراد متخلف اش بایستد. در اکثر کشورهای توسعه یافته وقتی یک مقام عالی تخلفی می کند، مهمترین اقدام دستگاه قضایی مستقل، اعلام جزییات تخلف و مجازات است. چطور افکار عمومی می تواند اطمینان حاصل کند که متخلفین مجازات می شوند؟ ولو در دادگاه بدوی. اصلا یکی از دلایل محاکمه سلبریتی ها و مقام های دولتی در محاکم علنی برای همین است که افکار عمومی در جریان قرار بگیرد و چه بسا ابعاد فساد با اطلاع رسانی به موقع شناخته شود.

۳- برخورد قوه قضاییه عادلانه نیست. آقای رحیمی در خفا – حداقل کسی نمی داند – احضار شده اند . با وکلایش برای دفاع رفته اند و در نهایت پس از سیر مراحل قضایی در دادگاه بدوی – اولیه – محکوم شده اند. این روال نرمال است و قوه قضاییه باید چنین کند اما چون قوه قضاییه ایران عادل نیست عملا در مورد مخالفان سیاسی و منتقدان اینطور عمل نمی شود. اگر برای آقای رحیمی محترمانه احضار شده، فعالان مدنی ایرانی با حمله ماموران در نیمه شب بیدار می شوند. زندگی و متعلقات شان از جمله کامپیوتر و سی دی و کتاب های شان به عنوان مدارک بالقوه جرم ضبط می شود و مستقیم به سلول انفرادی منتقل می شوند. عمدتا از چند روز تا چند هفته خبری از آنها نیست. با خانواده شان تماسی ندارند و وکیل هم که هیچ. قوه قضاییه ای که هنوز این رفتار را می کند می تواند عادل باشد؟

۴- گرفتن و زندانی کردن رحیمی برای قوه قضاییه ایران هنر نیست. نمایندگان مجلس چهار سال پیش از تخلف رحیمی گفته بودند. این خبر را ببینید که الیاس نادران از نمایندگان مجلس چهار سال پیش از عدم صدور احضار رحیمی گفته بود. چرا در این چهارسال قوه قضاییه چنین نکرده بود. تاخیر عدالت عین بی عدالتی ست.

۵- بقیه رحیمی ها چه؟ می دانیم وقتی رحیمی به معاون اولی رسید که خامنه ای با معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی مخالفت کرد. آیا آقای رییس جمهوری سابق بخاطر انتصاب معاون اول متخلفی مثل رحیمی مورد سوال قرار گرفت؟‌ شک ندارم بعد از مناقشه مشایی، احمدی نژاد برای انتصاب رحیمی نظر رهبر را گرفته است. آیا آقای خامنه ای او را تایید کرده؟ آیا قوه قضاییه می تواند رهبر را برای تایید احتمالی معاون اول متخلفی مثل رحیمی مورد سوال قرار دهد؟‌

 

ارثیه «دروغ‌و‌تملق» ِ ناطق نوری و شرکاء

علی اکبر ناطق نوری، رییس سابق مجلس شورای اسلامی و رئیس دفتر بازرسی علی خامنه‌ای در یک سخنرانی عمومی با انتقاد از بی‌اعتنایی قوه قضائیه به پیگیری اتهامات محمود احمدی‌نژاد علیه وی و خانواده‌اش، گفته است که «متاسفانه بی‌اخلاقی، دروغ و تملق در فرهنگ ایرانی در حال نهادینه شدن است

علی اکبر ناطق نوری، روحانی بود که با منش داش مشتی گری در زمانی انقلاب به خمینی نزدیک شد و بعد ها از مقربین آیت الله علی خامنه ای شد. او بود که در مجلس پنجم ریاست مجلس را برعهده داشت تا شاید سکوی پرش اش برای ریاست جمهوری شود. نشد و از آن زمان او به سکوت رفت.

Nateghe Nouri

یکسال بعد ریاست مجلس را گذراند و بعد با حکم رهبر، شد رییس بازرسی دفتر رهبر.

هشت سال احمدی نژاد، یکبار نام او مطرح شد. زمانی که در مناظره سال ۸۸، احمدی نژاد، او و فرزندش مصطفی ناطق نوری را به فساد محکوم کرد. البته نه سندی داد و نه مدرکی. از همان اتهام های کیلویی.

چند ماهی ست که از ناطق نوری بیشتر می شنویم. شایعاتی ست که هاشمی بعد از پیروزی روحانی، بدش نمی آید ناطق را به مجلس برساند. اما گویا خود ناطق نوری تمایلی نشان نداده یا فیلم بازی می کند.

اما برگردیم به جمله اول او؛

دروغ‌و‌تملق دارد در فرهنگ‌ایرانی نهادینه می‌شود

اظهارات ناطق نوری از چند منظر قابل نقد است:

۱.

تا آنجا که خوانده ایم و شنیده ایم، دروغ خصوصیت بدی در فرهنگ ایرانی بوده است. به دستورهای اخلاقی زرتشت در ایران باستان توجه کنید. دروغ از بدی ها بود و مستوجب مجازات.

۲.

در دین اسلام هم اشاراتی به دروغ شده است و آن را کریه و بد بحساب آورده است.

۳.

مقام های مذهبی ایران بارها از «تقیه» به عنوان یک عقیده اسلامی نام برده اند.

در تعریف اش نوشته اند:

«تقیّه همان تقوی به معنی پرهیز و نگهبانی است، پرهیز از زشتی و نگهبانی نیکی و شایستگی، جز آنکه تقوی اعم از تقیه است، تقوی همگی انواع پرهیز است چه در حال آزادی و عدم ممانعت، و چه در حال درگیری با دشمن یا مخالف، و این قسم دوّم نامش «تقیه» است که در حال درگیری تقوای شما محدود به حدود مصلحت خواهد بود، ولی در حالات دیگر که هرگز مزاحمتی نیست بایستی تقوای شما مطلق باشد.
«تقیه» در اصطلاح شیعیان و اهل سنت به آن معنی است که یک فرد مسلمان برای نجات جان خود از انجام برخی اعمال پرهیز کند؛ به عنوان نمونه اگر مسلمانی در برابر کفار قرار گیرد وخطر جانی او را تهدید کند می‌تواند مسلمان بودن خویش را پنهان کند». 

 

آیت الله روح الله خمینی، عبارتی وحشتناک تر دارد. او می گوید برای بقای حکومت اسلامی (حکومت خودش) می توان حتی احکام اولیه اسلام را متوقف کرد.

۴.

علی اکبر ناطق نوری و هم لباسان او، از علی خامنه ای تا هاشمی و جنتی و دیگران، ۳۶ سال است که ادعای حکومت اسلامی را دارند. آنها همه کار کردند : شرکای انقلابی شان را کشتند و زندانی کردند؛ قدرت را در اختیار خود نگه داشتند؛ منتقدان را اعدام کردند؛ جنگ را بیهوده هشت سال ادامه دادند؛ خودی ها را به بدنه قدرت آوردند؛ به بهانه سازندگی، نهادهای نظامی را به عرصه کشاندند؛ تیرخلاص شان «دولت امام زمانی» احمدی نژاد بود اما همان پاچه شان را گرفت.

.

 

 

۵.

آقای ناطق نوری می گوید که «دروغ‌و‌تملق دارد در فرهنگ‌ایرانی نهادینه می‌شود»، اما نمی گوید مسبب آن کیست. حتی اگر او احمدی نژاد را مقصر بداند، با حمایت آیت الله خامنه ای، او هشت سال ثروت کشور را بر باد داد.

اما من می گویم احمدی نژاد فرصت طلبی بود که مورد استفاده ارباب قدرت در ایران قرار گرفت.

۶.

شوربختانه من با آقای ناطق نوری موافقم که «دروغ‌و‌تملق دارد در فرهنگ‌ایرانی نهادینه می‌شود». چون حکومت دینی برای حکومتی که آزادی های اجتماعی را تجربه کرده، پیشرفت نسبی را دیده و اعتماد به نفس خوبی به نسبت سایر ملل دارد، کارگر نیست.

همین مردم، اگر آزاد باشند، اگر قدرت و توانایی شان جدی گرفته شود، باز راستی و صداقت را ترویج می کنند. یک نگاه به صدا و سیمای کشور بیاندازید، متوجه می شوید چرا وضع مان این است….