بایگانی برچسب: رافونه

من از نخ بدم میاد

Share

این یادداشت را برای رافونه می نویسم.

چند روزپیش که خانه آمدم، ناراحت بود. گریه کرده بود. دلش پر بود. از اینکه حیوانی آزار دیده، بغض اش ترکیده بود. صبح رفته بود کلاس و وقتی کلافه برگشته بود، یک پرنده را اسیر دید.

دور از جان، شکل همین Luی خودمان. نه به آن زیبایی اما قشنگ. پای اش به یک نخ گیر کرده بود. سیاه شده بود. داشت خودش را می کشت. از بس تقلا کرده بود، پایش داغان شده بود. نزدیک بود کنده شود. رافونه تلاش کرد ، اما پرنده می ترسید. دوست نداشت رافونه به او نزدیک شود.

دور تا دور رافونه، پر از پرنده های دیگر شد. آنهایی که آمده بودند که مانع شوند. لابد فکر می کردند رافونه دشمن است، اما نبود. رافونه اشک می ریخت، گریه می کرد، درست مثل بقیه پرنده ها. او هم دلش گرفته بود. مثل آنها.

پرنده ها وقتی فهمیدند رافونه دشمن نیست، از او فاصله گرفتند تا شاید رافونه دوست شان را نجات دهد، اما همه شان هنوز چشم شان خیس بود. اشک داشت، گریه می کردند، درست مثل رافونه که اشکش بند نمی آمد.

بالاخره موفق شد. پرنده را آزاد کرد. از نخ. پرنده پرواز کرد و رفت اما حال رافونه خوب نشد. او تمام روز را گریه کرد، دلش گرفت و از همه ی این ظلم لرزید.

“من از نخ بدم میاید. اصلا آن نخ ، آنجا چه می کرد؟ پای آن درخت؟ کاش ما آدم ها نبودیم …. ”

این را چندبار پشت سرهم گفت. رافونه. راست  می گوید ….

Share

دلم برای آزادی ات تنگ شده ، ایران ِ من

Share

برعکس رافونه ، من آهنگ هایی که نانسی عجرم می خواند را دوست دارم. بیشتر به خاطر ریتم اش و البته شعر. زبان عربی گاهی معجزه در نگارش شعر ، می کند.

امروز که “وحشانی یامصر” ِ این خانم عجرم را دیدم و شنیدم ، دلم رفت ایران. آهنگ نانسی عجرم برای امروز ِ مصر است و او که از دل تنگی اش برای مصر خوانده ، در آزادی مصر ، برای عروس جهان عرب خوانده است.

دلم رفت ایران. کی قرار است ایران ِ ما مال ِ مردم مان شود ، آزاد ِ آزاد. نمی دانم آیا داریم کسی را که صدای اش مثل هایده ، معجزه گر باشد ، که برای ایران مان بخواند ؟ تک تک مان کنار پرچم کشور مان بایستیم و میدانی را در شهرمان به نام میدان شهدای آزاد بنامیم. عکس همه را ، ولو کوچک اما ، کنار هم بگذاریم. از همه ی سالهای استبداد. از امیرکبیر ، صوراسرافیل ، فاطمی ، کشته های دهه شصت ، کشته های امروز مان و همه …… دلم برای آزادی ات تنگ شده ، ایران ِ من ……

این هم “وحشانی یا مصر” که فکر کنم می شود همین که “دلم برایت تنگ شده ای مصر”.

.

Share

چرا «هاشمی» مهم است؟

Share

گاهی رافونه با من در مورد ایران و آینده حرف می زند ، لا به لای حرف هایش ، همیشه می گوید ، هاشمی خراب کرد.

او اخبار ایران را دنبال نمی کند و در جریان نیست که هر ماه اخبار ِ پیرامون هاشمی تغییر می کند ، اما من گاهی سعی می کنم برایش توضیح دهم. راستی چرا اکبر هاشمی رفسنجانی مهم است؟

به نظر شما مهم است؟ من فکر می کنم مهم است. وقتی حاکمیت و رسانه هایش سعی دارند او را زمین بزنند ، پس اهمیت دارد و حتما دولت دلیلی دارد که می خواهد او را از سر راه بردارد.

برای همین اصلا تعجب نمی کنم هر از چندگاهی می خوانیم که مثلا یکی مثل طائب بگوید «هاشمی نفهم است / کروبی رمی جمرات مردم شده است». اینجا
به قول محمد هاشمی ، برادر اکبر هاشمی ، «اصول گرایان افراطی هنوز از هاشمی می ترسند». اینجا

او درست می گوید. آینده ایران از دو حالت خارج نیست:

۱- تغییر ناگهانی ، مشابه انقلاب :

در چنین حالتی ، حضور یا عدم حضور هاشمی چندان اهمیت ندارد. چه بسا بودن او مفید تر است چون شاید بتوان با یک بازجویی دقیق از او ، در باره آنچه در دهه شصت اتفاق افتاده ، بهتر درک به دست آورد.

۲- تغییر تدریجی :

این گزینه دوم شاید حوصله خیلی ها را سر ببرد اما واقعیت موجود جامعه است. جنگ قدرت گاهی رهبران خودکامه را هم وادار به امتیاز دادن می کند. همین الان که در مصر این وقایع روی داده ، مطمئن باشید در تصمیمات خامنه ای تاثیر دارد.

برگردیم به هاشمی رفسنجانی. تقریبا هیچکس در جبهه مخالفان رهبر ، به قدرت هاشمی نیست.

همین الان مجمع تشخیص مصلحت نظام ، عنوان انتصابی هاشمی ، محلی به مخالفت با دولت شده و اتفاقا در اوج سیاست ، فعالیت هایش را پیش می برد. دعوای اخیر احمدی نژاد را دنبال کرده اید؟ احمدی نژاد نامه ای سرگشاده نوشته و از تصمیمات مجمع گله کرده است. تا این لحطه نمایندگان مجلس ، قوه قضاییه و اعضای مجمع به این اظهارات احمدی نژاد ایراد گرفته اند و حتی برخی می گوید رهبر خصوصی به احمدی نژاد تذکر داده است.

توجه کنید ، مجمع تشخیص مصلحت نظام ِ منتقد دولت ، اینقدر احمدی نژاد را به اشتباه انداخته که حالا ، کسی از احمدی نژاد حمایت نمی کند.

بگذارید از این سمت انتصابی هاشمی بگذریم و به سمت انتخابی اش برسیم. هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان است. او یکبار با یک روایت نیم بند ، توانس جو جلسه را به نفع خامنه ای کند تا او رهبر شود.

فکر کنید همین الان هاشمی در نامه ای سرگشاده به خامنه ای به او معترض شود. چه می شود؟ پنجاه نماینده مجلس خبرگان ، نمایندگان خامنه ای در استان ها ، در نهادهای حکومتی وامام جمعه ها هستند پس در گام اول ، او از ریاست مجلس خبرگان برکنار می شود. آیا در آینده کارایی دارد؟

هاشمی نه تنها کوتاه نیامده بلکه موضع سیاسی اش را در ۲۶ تیر سال گذشته اعلام کرد. خوشبختانه چند روز پیش تاکید کرد که همچنان بر این موضع اش هست. پس ، یکبار هم که شده ، جنبش سبز باید به منافع خودش فکر کند و ترجیح بدهد هاشمی در همین حد ، برایش باشد. اگر قرار نباشد حرکت انقلابی شود ، هاشمی می تواند به معترضان کمک کند.

بعد از رفتار های یکسال اخیر ، دیگر بعید می دانم هاشمی از آن عشق گویی ها برای “آقا” بگوید.

Share