بایگانی برچسب: رهنورد

خاتمی ای که حتی علی مطهری نیست

Share

نمی دانم چرا اما امسال دوم خرداد، اصرار داشتم با خودم که درباره آن چیزی ننویسم. نمی دانم چرا. شاید بیشتر دلم می خواست نوشته دیگران را ببینم.

با این حال یک اظهارنظر محمد خاتمی من را برآن داشت تا در این پست اشاره ای به محمد خاتمی کنم که هر چه باشد برآیند آن انتخابات بود.

khatami-01

بتازگی اظهارنظری از او خواندم که نشان می دهد نگاه فکری خاتمی چیست. بقول دوست ارزشمندم، علی افشاری، خاتمی محافظه کارتر شده است.

اظهارنظر خاتمی را از سایت شخصی اش می آورم که اگر ذوب شدگان در خاتمی متوجه این مطلب شدند، نگویند او این را نگفته. این اظهارنظر خاتمی:

محمد خاتمی، چهار خرداد۹۳
«… در مورد رفع حصر اصلا سکوت نشده بلکه احساس می کنیم هرچه صحبت بکنیم کار بد تر می شود تلاش واقعا صورت گرفته نمی دانیم چطور شد که تحقق پیدا نکرد! حالا که لااقل رفع حصر صورت نگرفته لااقل به فکر زندگی شان باشیم و بگذاریم معالجه شان صورت بگیرد. امیدواریم هر چه زود تر این مساله تحقق پیدا کند….» منبع

 

خاتمی می گوید وقتی درباره حصر صحبت می کنیم و سکوت نمی کنیم، «کار بدتر می شود». به طریق اولی او می گوید سکوت کنیم «لااقل به فکر زندگی شان باشیم و بگذاریم معالجه شان صورت بگیرد».

من به خاطر نمی آورم که حکومت ایران در قبال سکوت امتیازی داده باشد. تقریبا هر امتیازی از سوی حکومت در راستای حقوق بشر یا سایر حقوق داده، تنها تحت فشار و اصرار مطالبه کنندگان حق صورت گرفته است. به پرونده های سیاسی، حصر ها و دیگر موارد نگاه کنید.

نمی دانم آقای خاتمی با چه استدلالی فکر می کند، سکوت وضع موسوی و کروبی را بهتر می کند. بخصوص که موسوی و کروبی در تازه و محدودترین اظهارات خودشان تاکید کرده اند که از کاری که کرده اند توبه نمی کنند و همچنان بر حرف شان هستند.

موسوی و کروبی در چهارسال گذشته نشان داده اند اگر لازم باشد بین مردم و نظام مقدس یکی را انتخاب کنند، ترجیح می دهند مردم گزینه شان باشد. اما خاتمی چندان روی این اصل حساسیت ندارد و تمایل اش در خفی هرچه باشد اما علنی، حافظ نظام است.

.

این روزها نقل قول هایی مبنی بر نارضایتی موسوی از خاتمی شنیده می شود که به نظرم فارغ از ناقل آنها، می تواند به واقعیت نزدیک باشد. مطمئن هستم اگر خاتمی بازداشت می شد، موسوی و کروبی سکوت نمی کردند اما خاتمی حالا در غیاب آن دو تقریبا حرفی برای گفتن ندارد. او حتی جسارت سیاسی فرد محافظه کاری مثل علی مطهری را هم ندارد که تقریبا هفته ای یکبار، توی چشم صادق لاریجانی نگاه می کند و از حصر گله.

بیشتر بخوانید:
علی مطهری: قوه قضاییه پاسخگوی حصر باشد

 

شاید حالا که خاتمی شجاعت علی مطهری را ندارد، راه را در این دیده که بگوید بابا ول کنید. سکوت کنیم که وضع موسوی و کروبی بهتر بشه. می شه؟ فکر نمی کنم.

Share

حصر و زندان هایی که قلب را خراب می کنند …

Share

«نرگس موسوی» دختر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد خبر داده که پدرش بخاطر مشکل قلبی به بیمارستان منتقل شده است.

این چندمین بار در ماه های اخیر است که از کسالت موسوی خبر داده می شود.

و در این میان انگار نه انگار که وقتی حصر خانگی این دو و مهدی کروبی آغاز شد آنها در سلامت کامل بودند.

Mousavi-Rahnavard-11

در اینکه تنهایی و زندان سخت است شک ندارم. من خودم بعد از دوسال با سرطان از زندان بیرون آمدم. امیدوارم سرنوشت این سه نفر چنین نشود.

جمهوری اسلامی ایران از روزهای نخست استقرار اقدام به حذف و کشتن منتقدان کرد. از اعدام های صحرایی بالای مدرسه رفاه، تا حصر خانگی آیت الله کاظم شریعتمداری.

حتی در دهه هفتاد که به ظاهر نظام مقدس تثبیت شده بود، حصر و خانه های امن وزارت اطلاعات میزبان روشنفکرانی چون سعیدی سیرجانی و مرگ شدند.

تاسف بار است. خیلی از کسانی که کشته و معدوم شدند، هرگز حتی سابقه مخالفت نظامی با نظام نداشتند. گاهی برخی شان انتقادی کرده بودند یا نهایتا نقدی علیه نظام منتشر کرده بودند. همین هم تحمل نشد. امری که در کشورهای توسعه یافته مشابه اش را سالهاست که نمی توان یافت. سالهاست در اروپا و آمریکا مخالف دولت ، تنها به صرف منتقد بودن یا مخالفت، زندانی و کشته نمی شود.

Share

آیا موسوی می دانست آن وعده های توخالی را؟

Share

۳ سال شد که میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد و مهدی کروبی در خانه هایشان یا جایی که امنیتی ها می خواهند در بازداشت اند.

بی حکم و قانون. همین قانون اساسی جمهوری اسلامی می گوید هیچکس را نمی توان بیش از یک روز بدون حکم در بازداشت نگه داشت و جالب است که این سه تن ، بدون حکم زندانی اند. از آن طرف روزی نبود که قبل بازداشت اینها، قوه قضاییه از مدارک بی شمار علیه آنها می گفت اما دریغ از یک سند که نشان دهند و آنها را محاکمه کنند.

Hasr-3 ann

به این بهانه گریزی بزنم به روزهای پر تلاطم ۸۸. آن روزها خیلی ها تردید داشتند که آیا باید پای موسوی و کروبی ایستاد؟ آیا آنها ارزش اش را دارند؟ اگر ماندیم و آنها نماندند چه؟ مگر خاتمی را یادمان رفته که تا قدرت گرفت؛ گفت از من انتظار زیاد نداشته باشید. اینها چی؟

با این حال، برخی صراحت و صرافت شان را دیدند و گفتند می مانیم پای تان.

چنین شد که در تهران طنین افکند «موسوی دستگیر بشه، ایران قیامت می شه» و یا «کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت می شه».

آنها دستگیر شدند و قیامت نشد. هزار و یک دلیل آمد. ما آدم های بیرون از ایران هم که بنویسیم، می گویند کنار گود نشستی و می گویی لنگش کن. نه برادر، خواهر؛ می گویم آن شعار چه بود و این انفعال چه؟

آن روزهای تابستان ۸۸، موسوی و کروبی را متهم می کردند به کند بودن، به اینکه چرا حرف آخر را نمی زنند. خب شاید موسوی و کروبی می دانستند این مردم، گاهی دمدمی مزاج می شوند. گاهی یک ۲۵ مرداد می آیند و می گویند «یا مرگ یا مصدق» اما سه روز بعدش «مرگ بر مصدق» را قی می کنند. حالا تو بگو دلار این و آن بود. مگر می شود رهبر یک ملت را با دلار کشید پایین تا مردم بی تفاوت نشوند.

این مردم بودند که شاه را نماد دیکتاتور دانستند اما وقتی انقلاب کردند، خسته شدند و انقلاب را دادند به خمینی.

چنین است…..

Share