بایگانی برچسب: فوتبال

جامعه ی بیرحم و جو زده؛ حق کشی تیم فوتسال زنان

Share

شاعر شهیر گیلان جان مان، شیون فومنی، منظومه ای دارد به نام “گیشه دمرده”، یعنی عروس مرده. داستان عروسی زوج عاشق است که در بطن آن رسم گیلان در عروسی را می گوید و آخر که داماد دهنه اسب را می گیرد و می خواهد عروس را به حجله ببرد، روی پلی فرسوده، پای اسب می لغزد و عروس به آب می رود…. داماد شیدا می شود و تا سالها آن حوالی پرسه می زند و می پرسد، میان این همه چوب و ریخت و پاش، یک چوب برای پل نبود که عروس من زنده می ماند …

حالا شده حکایت تیم فوتسال زنان ایران.

می دانید و می دانیم که زنان ایران برای ورزش مشکلات زیادی دارند. فضا و امکانات ندارند. اگر هم داشته باشند، وقتی می خواهند در صحنه ورزش کنند، هزار و یک مشکل دارند. مثلا همین فوتبال و فوتسالیستها. بالاخره با زحمت، فیفا و متشرعین توجیه شدند تا آنها با حجاب به زمین بروند. رفتند و خوش درخشیدند.

بله، همین چهل روز پیش من و شما نوشتیم که تیم فوتسال ایران قهرمان آسیا شد. از گل های شان گفتیم و برخی هم نوشتیم چرا این همه تا حالا غفلت کرده بودیم. چقدر هم خوب که فهمیدیم غافل بودیم.

زنان ایران قهرمان فوتسال آسیا

زنان ایران قهرمان فوتسال آسیا

اما هنوز ۴۵ روز نگذشته، چشم به ظلم دیگری بسته ایم. این دخترها، این زنها که در آسیا خانمی کردند و اول شدند، باید برای مسابقات قهرمانی جهان یا همان جام جهانی، به گواتمالا بروند. یعنی قرار بود بروند، اما نگذاشتند بروند.

خبر را بخوانید:

مقام های فوتبال ایران می گویند دلیل این مساله، عدم انجام هماهنگی لازم در زمان مناسب برای اعزام این تیم است.

تیم فوتسال ایران بعد از قهرمانی در آسیا، در جام جهانی با تیم‌های برزیل، پرتغال و کاستاریکا در گروه A قرار دارد. این مسابقات در گواتمالا برگزار می شود.

رئیس فدراسیون فوتبال ایران درباره مشکل ویزا برای تیم فوتسال زنان گفت: “به دلیل اینکه کشور گواتمالا در ایران سفارتخانه ندارد، برای گرفتن ویزا مجبوریم به آلمان سفر کنیم، اما مشکل اساسی دیگر این بود که برای سفر به آلمان هم نیازمند ویزا هستیم.”

بعد از انصراف ایران، ژاپن که در آسیا دوم شده بود، بجای ایران در جام جهانی فوتسال زنان حاضر می شود.

 

چرا کسی در اینباره نمی نویسد؟ ما را چه می شود؟

۶۰ روز پیش که در آستانه مسابقات آسیایی نیلوفر اردلان، کاپیتان تیم بخاطر مخالفت همسر، از سفر بازماند، همه شدیم نماد غیرت، اعتراض کردیم و نوشتیم، اما خبر نداشتیم که مردانگی، مردمحوری، مرد تصمیم گیری، فقط محدود به آن روز نبود بلکه قرار بود مدتی بعد، باز این مردان، باز این ماهای دم دمی مزاج به ظلم دیگری عادت کنیم.

رئیس فدراسیون فوتبال می گوید به دلیل اینکه کشور گواتمالا در ایران سفارتخانه ندارد، برای گرفتن ویزا مجبوریم به آلمان سفر کنیم، اما مشکل اساسی دیگر این بود که برای سفر به آلمان هم نیازمند ویزا هستیم… تلاش کردیم ویزای فرودگاهی بگیریم اما این اتفاق تا الان رخ نداده. قرار بود به مکزیک برویم و از آنجا ویزا بگیریم اما گواتمالا اعلام کرده هزینه این سفر را نمی‌دهد.

رادیو فردا نوشته: آقای کفاشیان که حاضر به اعلام مشکل مالی فدراسیون و اولویت نداشتن فوتبال و فوتسال زنان در اعزام‌های بین‌المللی نیست، توضیح نداد بر چه اساسی انتظار دارد میزبان مسابقات، هزینه سفر تیم ملی ایران را بپردازد! او در پاسخ به سؤال ایسنا که آیا حیف نیست این موقعیت از دست برود، گفت: «بله حیف است که این فرصت را از دست بدهیم اما من هم حیف هستم!»

بیشتر بخوانید:

پاداش قهرمانی آسیا؛ لغو سفر تیم ملی فوتسال زنان ایران

 

برگردیم به آن داماد شیدا که می پرسید، از بین این همه چوب، نمی شد این پل امن تر شود. سوال را تکرار می کنم. نمی شد از میان این همه بریز و بپاش، ویزای سفر این دختران و زنان جور می شد؟

وبلاگ – درباره عدم اعزام تیم فوتسال زنان ایران به جام جهانی نوشته امجامعه ی بیرحم و جو زده؛ حق کشی تیم فوتسال زنانhttp://sigarchi.net/blog/?p=17214

Posted by Arash Sigarchi on Friday, November 6, 2015

به خبر توجه کنید. حالا که ما نمی رویم، ژاپن می رود. لابد آنها معجزه می کنند که در همین مدت کم هم، می توانند ویزا بگیرند و بروند جام جهانی. ژاپنی هستند دیگر!

من دو گلایه دارم. اول اینکه چرا کسی به این خبر به این مهمی توجه نمی کند.

شاید بگویید جامعه هزار درد و مشکل دارد، اگر اینطور است، چرا دو ماه پیش به خبر نیلوفر اردلان توجه کردیم.

آیا ما دمدمی مزاج هستیم؟ آیا گاهی که روی کیف هستیم، به خبرها واکنش نشان می دهیم، اما بعد که حالش را نداریم، بیخیالش می شویم!؟ چرا ما اینطوری شده ایم؟

 

Share

دایی جان برو و اسطوره بمان

Share

دایی جان، اسطوره بمان و برو.

دیروز پرسپولیس به تراکتور سازی باخت و انتقادات از او افزایش یافت. من که طرفدار استقلالم، نباید قاعدتا درباره تیم رقیب نظر بدهم اما راستش با این موج علیه دایی دلم سوخته است. برعکس خیلی ها که دایی را قبول ندارند، من به علی دایی علاقه دارم. علی دایی در سیاه ترین دوران تاریخ فوتبال کشورمان، با غیرت و تلاش مثال زدنی چهره شد. مگر می شود یادمان برود که دروازه بان حریف به دنده او حمله کرد و زبانش قطع شد؟‌ مگر یادمان رفته که او با استخوان شکسته تا پایان بازی کرد؟‌

Daei Ali 112

اری یادمان رفته که اینطور بی رحم شده ایم. مگر فرانس بکن بایر با این کار یگانه آلمانی ها نشد؟ چرا ما چنین هستیم؟ راستش اشکال به دایی و سیستم تربیتی ما هم باز می گردد. به فضای کشور هم. وقتی سیستم مدیریت کشور فرد محور باشد چرا علی دایی حساب و کتاب نکند که بالاترین ها باشد و حق اش را مطالبه کند!

علی دایی بعد از بازیگری و بخصوص بعد از آن جام جهانی کذایی آلمان به مربیگری روی آورد. تقریبا کارنامه قابل قبولی ندارد. یعنی در مقایسه با افتخارات  دوران بازیگری اش، هیچ است.

من اصرار دارم علی دایی اگر مربی شدنی بود تا حالا باید می شد. مثلا به عملکرد یحیی ،‌ تارتار و چند جوان دیگر نگاه کنید تا ببینید در مقایسه با آنها دایی هیچ هم نیست چون دایی برعکس آنها همه چی داشت اما چندان موفقی نداشت.

به نظرم علی دایی جنم مربی گری ندارد. کاش فرد نزدیکی پیدا شود و او را ترغیب کند که برود و مدیر فوتبالی شود. علی دایی می تواند مدیر خوبی در فوتبال مان شود اما هرگز مربی خوبی نمی شود. کاش قدر خودش را بداند این شهریار سابق فوتبال ایران…

Share

درسهایی از بازی با نیجریه و تجربیات کیروش

Share

Iran-Nigeria-01

من هم مثل میلیون ها ایرانی بازی ایران و نیجریه را دیدم. به نظرم این بازی نکته های زیادی داشت که می نویسم:

۱.

کجای فوتبال جهانیم؟ جام جهانی بهترین جاست که بفهمیم کجای فوتبال دنیا هستیم. این روزها بخاطر اخبار جام جهانی خیلی ها که در سال فوتبال نمی بینند، تماشاگر فوتبال شده اند. خیلی هم خوب. اما بی اطلاعی شان توی ذوق می زند. مثلا قبل آغاز جام جهانی حتی از برد آرژانتین و سرگروهی می گفتند که واقعا به معجزه می ماند. البته امکانپذیر است اما.

۲.

نیجریه در اوجش نیست ، حتی اگر کمی تجربه داشتیم می توانستیم ببریم اما نشد. با این حال فهمیدیم که همین نیجریه ضعیف عملا قوی تر از ما بود.

۳.

چرا از سال ۹۸، در نیمی از جام ها بوده ایم اما هنوز بی تجربه ایم؟ بر می گردد به فوتبال داخلی مان. در ایران فوتبال مان کاملا آماتوری ست. هرچند اسمش را گذاشته ایم لیگ حرفه ای. قراردادها، نحوه مدیریت تیم ها و لیگ ها ، کاملا آماتوری ست. وقتی آماتوریم، ده دوره هم به جام جهانی برسیم، آماتوریم. توجه کنید که ما از لیگ ضعیف به جامی بزرگ می آییم در حالیکه کشورهایی مثل اسپانیا، ایتالیا، آلمان، بلژیک، هلند، پرتغال، برزیل، آرژانتین ، آمریکا و ژاپن از لیگ های خوب شان به جامی بزرگ می آیند.

۴.

کیروش به ما نشان داد که ما پایه فوتبال را نمی دانیم. دویدن. کی روش می گفت میانگین بازیکن ایرانی شش کیلومتر می دود در حالیکه فوتبالیست های حرفه ای حدود ۱۰ کیلومتر می دوند. او اصرار داشت که تیم را زودتر تحویل بگیرد که اتفاقا جواب هم داد. این جدول میزان دویدن بازیکنان ایران است.

Iran-running

میزان دویدن بازیکنان ایران در بازی ایران و نیجریه در جام جهانی برزیل

می بینیم که به استاندارد جهانی نزدیک شده ایم. اما چه فایده بعد از جام جهانی بازیکنان بر می گردند به لیگی که شش کیلومتر ، بازیکن را ستاره می کند!

۵.

کی روش مربی توانایی است. او مربی پرتغال بوده و کلی تیم های دیگر. بنابراین داشته های کم مان و نداشته های زیادمان را می داند. منطقی و عاقلانه از آنها استفاده می کند. جام های قبلی را نگاه کنید. مهم نبود که پرتغال جلوی مان بود یا تیم دیگر. می آمدیم که ببریم و البته می باختیم. کی روش می داند که یک مساوی با ارژانتین و یک مساوی و برد دیگر، حکم به صعود تیم او می دهد. او نتیجه می خواد. همین.

۶.

با اینکه همه مان می دانیم مدیریت و برنامه ریزی به موفقیت می انجامد اما چندان به این باور اعتقاد نداریم. کی روش نشان مان داد که بی توجه نباشیم.

۷.

کیروش نشان داد که مدیریت با «قربان صدقه رفتن» و «پارتی بازی» پیش نمی رود. من مطمئنم برای برگشتن رحمتی، عقیلی و علی کریمی ده ها نفر از صدر تا ذیل فدراسیون به کیروش سفارش کرده اند اما مربی حرفه ای، توصیه پذیر نبود. آنها را نبرد تا تیم ملی به عاقبت جام جهانی ۲۰۰۶ دچار نشود. دایی و ماجرای پاس ندادن را که یادتان هست؟ حالا ببینید چطور دژاگه را بیرون کشید.

۸.

فوتبال و ورزش رمز وحدت مردم ماست. دیدید ولو با پرچم های متفاوت، همه دور نام ایران جمع شدیم؟!

Share