بایگانی برچسب: مسعود باستانی

آقای حکومت، ما منتظر بقیه هستیم

Bastani Masoud -011

صفحه آفتاب صبح امید، این عکس را گذاشته است. مسعود باستانی و همسرش مهسا امرآبادی. دو روزنامه نگاری که از بعد انتخابات زندانی شدند. آزاد نشده اند. مسعود به مرخصی آمد و حالا همسرش هم امروز به مرخصی آمد. این دو در بیش از چهارسال گذشته، دومین بار است که کنار هم هستند.

جرم شان؟ نه از دیوار کسی بالا رفته اند و نه حق کسی را خورده اند. خبر نوشته اند، مصاحبه کرده اند با کسانی که این روزهای کشور را هشدار داده بودند. خبر موسوی و کروبی را نوشته بودند که دیده بودند احمدی نژاد کشور را به سقوط می برد. با زیدآبادی مصاحبه کرده بودند که اعلام خطر کرده بود. 

آقای جمهوری اسلامی. نمی دانم به راه راست آمده ای که رای روحانی را خواندی یا نه. اما خدایی، بازداشت و زندانی کردن این بچه ها ظلم مضاعف است. آنها بی گناه اند. بقول احمد جنتی، بیا یه لطفی بکن و همه این منتقدین و روزنامه نگارها را آزاد کن. بخدا جای دوری نمی رود!

 

بیایید برویم زندان رجایی شهر

دوستان تهرانی،   لابد تازه از مسافرت روزهای تعطیل عید فطر برگشته اید. جایی نرفتید؟ خب حتما برنامه دارید حالا که دولت برای برگزاری اجلاس نشست سران غیرمتعهد اصرار دارد همه را از تهران بیاندازد بیرون، شما هم خواهید بروید هوایی بخورید. حق دارید. خستگی روزها کار را می شود با نشستن کنار لب جوی، کبابی و گپ و گفت با خانواده بدر کرد؛ آنقدر که بعدش بیایید و برای شش ماه کار کنید تا خود عید.

راستش، دلم پیش شما نیست. می دانم که این روزها ماهی شده اید و راحت از دست حکومت لیز می خورید. همه جور عشق و حال در بساط تان هست و انگار نه انگار حکومت با فانوس دنبال تان است. البته حکومت هم بدش نمی آید شما حالش را ببرید؛ فقط می ماند کرم بعضی سریش های ریشو که آن هم جو است و زود از سرشان می پرد.

پرچانگی کردم که برسم به مردمانی نیک که نه تعطیلی دارند، نه لب جوی و نه خانواده ای که این روزها با آنها رلکس بشوند و آماده بشوند برای زندگی .

زندان رجایی شهر، در کرج. یعنی دقیقتر ، اینجا در شمالغربی کرج.

مدتهاست ۵۴ زندانی سیاسی در آن زندانی هستند. جرم شان؟ نه عرق خوری، نه قتل، نه دزدی. فقط معترض بودند. مخالف وضع موجود. درست مثل تو و رفیق هایت که ۲۵ خرداد آمدی بیرون. شما و سه میلیون دیگر را که نمی توانستند بگیرند. جا نداشتند. همین شد که چند روزنامه نگار وفعال سیاسی را گرفتند. سه سال است که زندانی اند. گاهی ملاقات دارند، گاهی دو ، سه روزی مرخصی دارند اما آنچه برای شان ثابت است، زندان است و زندان.

می بینی. آنها هنوز زندان اند و من و تو بیرون داریم حالش را می بریم. به همین آسانی ….

این روایت کلمه است از روزگار دو نفر از زندانیان در رجایی شهر….

 

گزارش تصویری از دو روزنامه نگار زندانی؛
کیوان صمیمی و مسعود باستانی در رجایی شهر

 تصاویری که در زیر می بینید، دو تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج را نشان می دهد، در سالن ۱۲ اندرزگاه چهار این زندان. جایی که ۵۴ زندانی سیاسی در آن نگهداری می شوند و بهمن احمدی امویی در توصیف آن نوشته است: یک سالن پنجاه متری. و راهرویی سه متری که با فرش و موکت پوشانده شده است که در آن سی و سه اتاق دو و هفتاد سانتی متری در دو متر، دو کولر بزرگ در ابتدا و انتهای سالن که باد مرطوبی به طرف هم می‌دمند، و یک در فلزی که بیشتر اوقات قفل است و ما را در کنار هم در آن سالن نگه داشته است. تنها راه ارتباطی ما به دنیای پشت این در فلزی یک تلفن رومیزی است که با آن می‌توان به افسر نگهبان در طبقه بالا وصل شد…

اینجا؛ سالن ۱۲، اندرزگاه چهار، زندان رجایی شهر.

.





.

صمیمی

کیوان صمیمی، روزنامه نگار، هشتم آذر ماه سال ۸۹ از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد. او تاکنون در طول مدت بازداشتش بارها دست به اعتصاب غذا زده است. وی یک بار آن هم در بهار سال ۸۹ از مرخصی استفاده کرد، اما بعد از آن از هرگونه مرخصی محروم بوده است.

این زندانی سیاسی که به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده و حدود دو سال و نیم است که در زندان به سر می برد به اذعان هم بندیانش به لحاظ وضعیت جسمی از چند ماه پیش دچار مشکل کبد و بیماری های مشکوک دیگری شده است.

کیوان صمیمی، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده ی نامه و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات است. او همچنین عضویت در کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه و دفاع از حق تحصیل را در پرونده کاری خود دارد . او از زندانیان سیاسی در دوران نظام شاهنشاهی بوده است.

مسعود باستانی

مسعود باستانی روزنامه‌نگار دربند در زندان رجایی شهر که سردبیری وب‌گاه جمهوریت را برعهده داشته و سابقهٔ خبرنگاری در روزنامه‌های شرق، جمهوریت و کارگزاران را داشته است پیش از این نیز چندین بار به دلیل فعالیت‌های شغلی‌اش بازداشت و زندانی شده‌است.

وی در ۱۴ تیرماه ۱۳۸۸ در جریان سرکوب اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم وقتی برای رسیدگی به وضعیت همسرش که روز پس از انتخابات بازداشت شده بود، به دادگاه انقلاب رفته بود بازداشت و به ۶ سال حبس محکوم شد.

وی در اسفندماه همراه با احمد زیدآبادی به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

کلاه برای زندانیانی که هنوز در بند هستند، بر می دارم


.

خوشبختانه تعداد زیادی زندانی سیاسی در روزهای اخیر آزاد شده اند. بسیاری شان در آستانه آزادی ،  آزاد شدند  و برخی هم بخاطر موافقت با درخواست عفو شان.

این زندانیان سیاسی همه کسانی هستند که در سه سال اخیر همزمان با اعتراضات به انتخابات بازداشت شدند. عفو مرحله ای در سیستم قضایی ایران است که معمولا زندانی بعد از گذشت حداقل یک سوم یا نیمی از محکومیت اش ، واجد شرایط است تا درخواست کند. بعد در قوه قضاییه ، معاونتی به نام «عفو و بخشودگی» وجود دارد که بررسی می کند.

معمولا در مورد زندانیان سیاسی سختگیری بیشتر است چون نهادهای عاملی مثل اطلاعات و سپاه دخالت می کند.

همانطوری که گفتم برخی از زندانیان محکومیت شان در روزهای اخیر به پایان می رسید اما عملا سیستم قضایی برای اینکه پالسی هم بفرستد، آزادی این زندانیان را با عفو برخی دیگر زندانیان همزمان کرد.

من بین زندانیان هیچ فرقی قائل نیستم چه آنها که آزاد شده اند و چه آنها که عفو خورده اند. همه عزیز اند و در این مدت بار مبارزه با حکومت را روی دوش نحیف شان تحمل کردند.

می ماند آنهایی که نه آزادی شان نزدیک بوده و نه درخواست عفو کرده اند. بگذارید چندتایی که اسم شان را یاد مانده، ذکر کنم:

عیسی سحرخیز، مسعود باستانی، احمد زیدآبادی، بهمن احمدی امویی، محمد داوری، عبدالله مومنی، مجید توکلی، بهاره هدایت، مصطفی تاجزاده، بهزاد نبوی، کیوان صمیمی، سعید متین پور، علیرضا رجایی، نسرین ستوده.

و بقول آرش بهمنی، این عزیزان: عدنان حسن پور٬ ضیا نبوی٬ مجید دری ٬ محمدصدیق کبودوند٬ حشمت طبرزدی٬ عماد بهاور

این فیلم هم به یادشان از حیاط زندان:

.