بایگانی برچسب: هاشمی

حذف هاشمی، پیام روشن خامنه ای

Khamenei - Hashemi 012.

با این اعلام خبرگزاری مهر، قطعی شد که صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی رد شده است. البته صلاحیت رحیم مشایی هم رد شده است که قابل پیش بینی بود. 

به نظر من رد صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی اهمیت به سزایی دارد. این اقدام از آن وقایعی است که در تاریخ انتخابات در ایران ثبت می شود. از یاد نبرده ایم که علی خامنه ای رهبری خود را مدیون اکبر هاشمی رفسنجانی است که در پانزد خرداد ۱۳۶۸، یکروز بعد از قطعی شدن فوت آیت الله خمینی، او را به رهبری رساند. 

هاشمی رفسنجانی هرگز این روز را پیش بینی نمی کرد. او هم مثل هر سیاستمدار دیگری، به منافع کوتاه و بلند مدت اش فکر می کرد. به گمان هاشمی، خامنه ای بی  خطرترین گزینه برای او بود. در آن روز، هاشمی باید تصمیم می گرفت. او مقتدرترین مسوول کشور بعد از خمینی بود و چه بسا بارها روح الله خمینی به پسرش احمد سرکوفت می زد که سیاست را از شیخ اکبر بیاموز. 

هاشمی در آن روز باید تصمیم می گرفت. او گزینه های مسنی داشت به صلاح نمی دانست رهبری را به آنها بدهد. چون دیگر نمی توانست قدرتمند باشد. از طرفی آن روحانیون آدم های سنتی بودند که ممکن بود کشور را زودتر به نابودی بکشانند. پس گمان کرد با رهبری خامنه ای که همواره زیر سایه هاشمی بود، می تواند او را مدیریت کند و خود در قامت رییس جمهوری به اداره امور بپردازد. 

اشتباه می کرد. خامنه ای که برنامه دراز مدتی را تدارک دیده بود، روز به روز هاشمی را ضعیف تر کرد. در دوران ریاست جمهوری هاشمی، او بحث تهاجم فرهنگی و جنگ غنی و فقیر را پیش کشید. پابرهنه های حامی خامنه ای از ده نمکی تا حسین الله کرم، شدند دشمن هاشمی ِ موافق تکنوکرات ها. 

در دوران محمد خاتمی، هاشمی به دست اصلاح طلبان تخریب شد و ده سال اخیر هم که احمدی نژاد و اصولگرایان، حتی دانشگاه آزاد را از دست هاشمی خارج کردند. 

رد صلاحیت ۹۲، تیر خلاص به هاشمی بود. تیر خلاصی که حتی آینده حضور هاشمی را در مجمع تشخیص مصلحت نظام زیر سوال می برد. 

آنچه خامنه ای با این رد صلاحیت انجام داد این بود که آقای هاشمی، بزن کنار، باز نشست شدی. 

اما پاسخ هاشمی چه خواهد بود؟ هاشمی در کوتاه مدت واکنشی به این رد صلاحیت نشان نخواهد داد اما مطمئنا در دراز مدت دیگر از خامنه ای حمایت نمی کند. بارها در این سالها که زمزمه اختلاف هاشمی و خامنه ای شنیده شد، هاشمی با جملات خاصی ارادتش به رهبر را نشان داد. مثلا اینکه عاشق خامنه ای است و از این حرف ها. دیگر این ماه عسل بسر رسیده است. 

تجربه حسینعلی منتظری، شاید آینده هاشمی باشد. او وقتی عزل شد، نهراسید و پشت حق ماند. چنین بود که وقتی ملتی شاد از انتخاب خاتمی بود، منتظری او را به حق هیچ کاره نامید. به نظرم هاشمی اگر دنبال عاقبت به خیری ست، باید در دراز مدت، کاری کند. او هنوز قوی ترین بلوک در مقابل خامنه ای است و تنها کسی است که می تواند خامنه ای را از راندن این قطار به سمت سقوط کشور ایران، نگه دارد. ایران ارث پدر هیچکس نیست اما آنچه خامنه ای می کند، نابودی گربه خاورمیانه است…..

—————

پس نوشت – بیشتر بخوانید:

– آقای رفسنجانی در چاهی که برای ملت کندید، گرفتار شدید

– مقابله سیاسی بازماندگان آیت الله خمینی با آیت الله خامنه ای /رادیو فرانسه

اشتباه استراتژیکی حامیان نامزدی هاشمی و خاتمی

با دقت تمام استدلال های حامیان نامزدی خاتمی را خوانده ام و شنیده ام. همینطور کسانی که معتقدند حضور هاشمی در انتخابات عملگرایانه تر است. 

Khatami-Hashemi 01

خیلی ها که قید انتخابات را زده اند.

آنهایی که طرفدار این دو نامزد هستند یا حداقل، خودشان را راضی کرده اند به دنبال یکی از این دو بروند، استدلال می کنند که وضع ایران خاص است، مردم عذاب می کشند و … 

همه حرف های شان درست اما آیا چیزی عوض شده است؟ من دوم خرداد رای دادم. حداقل تا آن روز، در آن حد کلان تقلب نشده بود. جامعه به ناطق نوری اعتقادی نداشت، رای داد و رای اش خواند شد. اما الان چه؟ 

فرض محمد خاتمی بیاید. یا هاشمی؛ چه تضمینی هست که اسم او را اعلام کنند؟ همین یک سوال جواب داده بشود، بعد می شود نشست و بحث کرد که آیا خاتمی مرد روز و فردای انتخاب است یا خیر. 

هرچند فکر می کنم هاشمی اقتدار بیشتری برای حفاظت از رای خودش دارد اما خب، او می داند که محبوبیت خاتمی را ندارد. و بقول لنکرانی  (هلو) شاید از ۸۴ کمتر رای بیاورد.  

هر چه باشد هاشمی انتخابات ۷۶ را برگزار کرد و برغم اراده استانداران وقت – از جمله محمدرضا رحیمی – می خواستند تقلب کنند اما او اجازه نداد. حتی در انتخابات مجلس خبرگان، او از طریق مهدی پسرش، تدارکاتی برای جلوگیری از تغییر آرا دید. 

در یک روز بهاری قصد خروج از خانه را دارید. می دانید قرار است توفان بیاید. چتر جواب نمی دهد؟ چه می کنید؟ می روید؟ اگر رفتید و چتر تان دوام نیاورد، چه؟ می توانید توفان را نادیده بگیرید؟ به نظرم دوستان حامی نامزدی هاشمی یا خاتمی یا اساسا شرکت در انتخابات، حواس شان به هوای توفانی بیرون نیست. 

به هر حال، با همه این بحث ها، حکومت هیچ نشانه ای نداده که می خواهد رای بشمارد. وقتی چنین نشانه ای نیست، چرا باید در انتخابات شرکت کرد؟ 

نماینده در نطق آزاد است حتی اگر حمید رسایی باشد و توهین کند

 نوشتن این یادداشت کمی سخت است. جایی که می خواهی از یک قانون مریض اما جاری دفاع کنی و دقیقا در جایی که یک مخالف تو در گیر ماجراست. بگذارید توضیح بدهم:

Rasaei-Hamid-01
.

حمید رسایی روز سه شنبه در مجلس یک نطق تند علیه مهدی هاشمی کرد. او که پیشتر از بازداشت مهدی هاشمی توسط قوه قضاییه خوشحال بود، بعد از آزادی، از قوه قضاییه انتقاد کرد و با مشتی ادعا علیه هاشمی و پدرش، نطقی تند را ایراد کرد.

بیشتر بخوانید و بببیند:

علی مطهری و چند نماینده مجلس به این نطق اعتراض کردند و حتی خود دفتر هاشمی رفسنجانی متقاضی وقتی برای پاسخ شد اما الان دادستان تهران وارد ماجرا شده است و علیه حمید رسایی اعلام جرم کرد. 

ماجرا از اینجا برای من سخت می شود. نمایندگان مجلس در ایراد نطق آزادند و نباید محدود شوند. آیا این حمایت من از حمید رسایی است؟ 

اگر خواننده این وبلاگ باشید حتما دیده اید که بارها «حمید رسایی» نماینده دو دوره اخیر مجلس را اینجا نقد کرده ام. این لیست برخی از مطالبم است:

حال، من روزنامه نگار و حقوق خواند باید کدام طرف را بگیرم؟ طرف نماینده ای که نطقی هتاکانه کرده؟ یا دادستانی که نماینده هتاک را متهم کرده و می خواهد مورد پیگرد قراردهد؟ چند نکته دارم:

آ. 

اصل ۶۸ قانون اساسی ایران می گوید: 

نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‏اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‏اند تعقیب یا توقیف کرد.‏

بنابراین تردید ندارم که کار دادستان تهران خلاف قانون است. 

ب. 

قانون اساسی ایران مشکل دارد اما به نظرم خیلی از اصول اش، اصول مترقی و خوبی هستند. همین اصل ۶۸ یک نمونه است که به نماینده ملت، اجازه و مصونیت می دهد تا در همه امور اظهار نظر کند. 

من اعتقاد دارم رعایت قانون بد بهتر از بی قانونی است.

پ. 

حمید رسایی، منتخب واقعی مردم نیست. به چند دلیل. اول، در دو انتخاباتی که او انتخاب شده، به دیگران اجازه نامزدی در انتخابات با نظارت استثوابی که در قانون اساسی نیست، داده نشده است.  دوم، او با استفاده از رانت های سپاه و نهادهای امنیتی و بودجه برخی نهاد های حکومتی به مجلس رسیده است. 

اما به نظر من تخلف دادستان، تخلف است و نمی شود چشم پوشید. 

ت.

شاید بگویید پس تکلیف یک نماینده هتاک در نطق پیش از دستور اش چیست؟ حمید رسایی در نطق خود بدون ارایه سند، یک مشت اتهام مطرح می کند. ساده ترین واکنش به این اقدام این مثلا نماینده این است که افکار عمومی به او واکنش نشان دهد. یعنی درغرب اگر نماینده ای بدون سند اتهام بزند، شاید مصونیت پارلمانی داشته باشد اما مطمئن باید باشد دیگر کسی او را بخاطر اراجیف اش ، انتخاب نمی کند. 

خیلی ها باور دارند خاندان هاشمی خوشنام نیستند اما تاکنون منتقدان این خانواده سندی دال بر تخلف این خانواده ارایه نداده اند. چه در داخل نظام و چه خارج از کشور. بحث من دفاع از هاشمی ها نیست بلکه می گویم یکبار برای همیشه باید بساط اتهام بی سند از ایران جمع شود.