پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
من موضوع را از دریچه دیگری می بینم. فکر می کنید اگر آنقدر در حکومت ایران اراده برای برخورد شفاف بود ، اینگونه می شد؟ فکر کنید؟ اگر همان روز که در ابتدای دهه شصت عده ای بدون حکم دادگاه اعدام شدند ، یا همان کشتار شصت و هفت ، مسببان به عدالت سپرده می شدند وضع چه می شد.
قتل های زنجیره ای را به یاددارید؟ می گویند از ابتدای دهه هفتاد آنها آدم کشته اند از بختیار بگیرید تا خیلی های دیگر. فکر می کنید اگر عدالت این قاتلان را گرفتار می کرد وضع چطور بود. متهمان کرمان را به یاددارید. قتل های زنجیره ای که چند بسیجی بر اساس اعتقاد شان زوج های جوان را به این خیال که رابطه نامشروع دارند سلاخی می کردند. می دانید آن متهمان همه آزادند اکنون؟
چرا راه دور برویم. زهرا کاظمی را که می شناسید. همان که به ضرب لقد یک قاضی بدنام دادگستری به خاطر گرفتن عکسی از زندان اوین کشته شد. آیا هرگز شنیدید که آن قاضی محاکمه شود؟ همین سال گذشته “زهرا بنی یعقوب” و “ابراهیم لطف اللهی” را چرا فراموش کرده اید؟ آیا خون به ناحق ریخته شان با سستی و اهمال دستگاه قضایی پایمال نشد؟
اسفند پارسال “رضا زارعی” فرمانده نیروی انتظامی استان تهران بنابرآنچه از ما بهتران خودی گفتند با شش زن برهنه به نماز ایستاده بود؟ نظام چه کرد؟ آیا پاسخی داد؟ آیا اذهان عمومی را روشن کرد؟ یا همان مددی که اینبار نیمه کاره ، در راه تجاوز به دخترکی بود ، اینبار شاهد هم بود؟ دیدید دادستان زنجان چه مفتضحانه خبر داد که هم دخترک هم استاد و هم دانشجویانی که افشا کردند محکوم شده اند و می شوند؟
و این آخری ، آقاگلی. فکر می کنید نظام این یکی را پیگیری می کند؟ فکر می کنید او را به عدالت می سپارد؟ من که فکر نمی کنم. گویا نظام هنوز با مردمش رو در بایستی دارد و دوست دارد بگوید ما همچنان مقدسیم و در میان مان راسپوتینی نیست!
شک نکنید این فیلم نه اولین است و نه آخرین. اینگونه سرپوش نهادن حکومت ، اینطور عیان لخت رسوا شدن هم دارد.
ارسال شده با موضوع اجتماعی | 26 دیدگاه »
پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
10- آبی است که ریخته شده ، چه باید کرد اکنون. فکر می کنم الان یک کار باید کرد. باید انتظار داشت نهادهای مسوول پاسخ دهند. باید بگویند این روحانی متخلف چه شده است؟ آیا مجازات شده است؟ به چه مجازات شده است؟ اگر مجازات شده است چرا خبرش منعکس نشد تا مایه عبرت دیگران شود؟ مگر مجازات انجام نمی گیرد تا مایه عبرت سایرین شود و به گفته قرآن تا “انذار شوند کسانی که وسوسه گناه در تن شان است”؟
11 – اما در آخر یک توصیه هم برای دوستان مان در دنیای مجازی. همانطور که پیشتر مسعود بهنود نوشته است ، دیگر عصر ، عصر موبایل است. دیگر نمی توان همه چیز را مخفی کرد و از نظر پنهان داشت. پس این فیلم اولین نبوده و آخرین هم نیست. اما اگر چنین ، بار دیگری روی داد چه باید کرد؟ راه حل ساده است؟ اول باید تحقیق کرد و درستی رویداد را کشف کرد. نگویید خبر می سوزد. گاهی بهتر است خبر را در ریسک سوختن بیاندازید تا دروغ بگویید و همه حقیقت را نگویید. تحقیق تان که کامل شد ، می توانید بخشی از فیلم را ، تا آنجا که با اصول اخلاقی و انسانی سازگار است با یکی از نرم افزار های رایج ویرایش کنید.
دیدم بدن عریان ، مشتریان خاص خود را دارد که در سایت های پورنو آن را می یابند. نیازی نیست آن را شما نمایش دهید. می توانید تصویر قربان ماجرا – که اینجا ظاهرا زن است – مخفی کنید. این هم برای حفظ حریم شخصی. آخر خبرتان هم همین جمله را بنویسید که کل رابطه جنسی این مقام را ما داریم و حتی می توانید تهدید کنید که اگر پاسخ نگویند ، ما افشا می کنیم باقی ماجرا را.
ادامه دارد….
ارسال شده با موضوع اجتماعی | ۱دیدگاه »
پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
9 – حال که دانستیم این خبر مروبط به چند ماه پیش – حداقل ابتدای اردیبهشت – است موضوع را از ابعاد دیگری دنبال می کنیم. می دانیم که هفت ماه پیش یک روحانی چنین تخلفی کرده است. بنابراین ارزش تازگی در این خبردیده نمی شود اما در این خبر به ظاهر کهنه ، می توان یک سوال پرسید. حال که فیلم این رسوایی منتشر شده است ، عاقبت او چه شده است؟ با هم اتفاق های احتمالی که بر او گذشته و در این دو روز نقل شده است را مرور می کنیم :
- خلع لباس شده است.
- تبعید شده است.
- به 14 سال زندان محکوم شده است؟
یا دوست دیگری نوشته است :
فیلم برای روز چهارم مهر ماه هست وخانم این حاج آقا هم جایی نرفته بوده معلم است و رفته بوده مدرسه . از مدتها پیش حراست استان همدان به این حاج آقا مظنون بوده اند و رفت و آمدهایش تحت نظر بوده است ضمن اینکه فیلم دیگری نیز از عمل جنسی ایشان با یک خانم دیگر در محل کارشان هم گرفته اند که آنهم در تهران و شهرستانها منتشر شده است .
حاج آقا هم اکنون بازداشت است و از کلیه سمتهایش نیز برکنار شده است . دادگاه ویژه حکم خلع لباس ایشان را داده است و پرونده فعلا در دادگاه عمومی همدان شعبه 23 در حال رسیدگی است .
تنها کافی است که کمی اخبار را دنبال کنید و حداقل در حد خواندن توضیح المسایل اطلاع داشته باشید تا بدانید که رابطه مرد زن دار با زن شوهر دار از هر دو سو “زنای محصنه” است و براساس شریعت اسلام و قانون مجازات اسلامی فعلی مجازات آن “رجم” یا همان سنگسار است؟
سنگسار ، نامی ترسناک که تا کنون در همین اینترنت بارها از اجرای آن شنیده ایم و گاه همه ما تلاش کرده ایم در مورد کسی اجرا نشود. حال ما یک جفت متهم داریم که باید سنگسار شوند؟ آیا همه ما می خواهیم او مجازات شود؟ آیا او باید تاوان همه کسانی را بدهد که توسط حکومت به جرایمی خفیف تر از این ، سنگسار شدند؟ آیا باید سکوت کنیم؟ چه باید کرد؟
ناگهان یاد جمله یکی دیگر از خوانندگان مطلبم درباره این رسوایی می افتم :
ان شا الله کی شاهد سنگسار ایشون هستیم؟ دیگه این خانم شوهر داره، نمیشه مثل مساله مددی به بهانه صیغه ماستمالش کرد. حکم شرعی و قانونی این کار سنگساره. خواستار اجرای حد شرعی اسلام در جامعه هستم.
پیشتر هم نوشتم که من برای این دو سنگسار حکم نمی دهم.
دوستی پرسیده است “آن زن چه گناهی کرده است که اینچنین به آتش آقا گلی بسوزد. البته فیلم آنقدر با کیفیت نیست که چهره اش شناخته شود اما حال که گفته می شود خبر مال هفت ماه پیش است و شیخ خطاکار در بند است پس او هم بازداشت شده است.
تا آنجا که در اين فيلم مشخص است ، اين زن به ميل خود رضايت به رابطه داده است و آنگونه که روايت کرده اند ، وی شوهر دارد.
نمی توان برای آن زن دلسوزاند. که اگر قرار بر اين باشد بايد برای مرد هم دلسوزاند. موضوع اين است که هر دو تخلف کرده اند. هرچند دين اسلامی می گويد زن شوهر دار ، مرد زن دار اگر “زنا” کنند بايد سنگسار شوند ، اما من حکم خودم را می دهم.
من می گويم هر دو ، يک خيانت در کارنامه شان نقش بسته است. زنی که به شوهر خيانت کرده و با مردی ديگر خوابيده و مردی که زن داشته و با زن ديگری معاشقه کرده است. دادگاه انسانيت و طبيعت می گويد خيانت زشت ترين کارهاست . فکر می کنيد ناميدن يک نفر به صفت رذل “خائن” مجازات کمی است؟ کاش حداقل روزنامه کيهان بجای اين همه ايرانی خارج از کشور که به صفت خائن می خواند همان چند ماه پيش که اين رسوايی روی داد ، آنها را “خائن” می ناميد.
ادامه دارد…
ارسال شده با موضوع اجتماعی | 2 دیدگاه »
پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
8- “نباید این فیلم اصلا نمایش داده می شد.” این هم نظری است که در بلاگم پای یکی از مطالب آمده است. سوال : من از نویسنده این نظر می پرسم “چرا نباید منعکس شود؟”
پیش از این گفتم با نمایش بخشی از فیلم موافق بوده ام. چرا ؟ مشخص است. وقتی کسی که لباسی را بر تن کرده که در جامعه ما بر مسند قضا می نشیند و مردمان را به خوردن لیوان آبی به دار می سپارد ، اینکار کرده است ، باید رسوا شود. می دانید چند نفر از ابتدای انقلاب تا کنون سنگسار یا اعدام شده اند؟ آیا می دانید براساس اطلاعات موثق ، برخی از این اعدام ها اشتباه بوده است؟ من شخصا دو نفر را می شناسم که وقتی اعدام شدند ، چند هفته بعد حکمی به در خانه شان رسید که فرد کشته شده به خاطر جرمش تنها به یک و سه سال زندان محکوم شده بودند.
فرد خاطی داستان ما کسی است که هم لباسان او یکی احمد جنتی است که هر چه می خواهد بر انتخابات می کند. یکی دیگر واعظ طبسی است که بر ثروت خراسان دست دارد. یکی ناصر مکارم شیرازی است که بیتش حجره تجارت شکر است و ….
شاید بپرسید ، این آخوند یک لا قبا که این همه کله گنده نبوده است که رسوایی اش دلمان را خنک کند؟ اتفاقا این هم در نوع خود قابل توجه است. توجه کنید. حاج آقا هنوز کارش تمام نشده ، وقتی به آن زن دستمال کاغذی می دهد ، رو به او می گوید : “حال برویم برای این مردم احمق دو رکعت نماز بخوانیم”. پس مردم در قاموس این مرد خطاکار ، “احمق اند” . یا وقتی شیخ داستان ما بر عمامه خود لقدی نثار می کند. پس کجایند کفن پوشان فیضیه قم که ببینند هم لباس هوسران شان چه توهین ها بر لباس پیامبری شان می کند !
غیر از هم لباسان ایشان ، مردم باید می دانستند که چه شده است و پشت چه کسی نماز می خوانده اند. او که قرار بود رابط شان با خدا باشد ، چگونه بوده و چگونه ریاکار بوده است.
ادامه دارد…
ارسال شده با موضوع اجتماعی | ۱دیدگاه »
پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
7- مناقشه اصلی در مورد انعکاس این فیلم ، ادعای “نقض حریم خصوصی” است. به سایت هایی که این فیلم را گذاشته اند اگر بروید ، درصد کمی اظهار انتقاد کرده اند و این کار را زیر پا گذاشتن حریم خصوصی نامیده اند. به نظر من به جای فحش دادن به این اقلیت باید نشست و بحث کرد. من خیلی خوشحالم که چنین بحث هایی وجود دارد. اگر همه موافق بودند نشان می داد که مشکل وجود دارد.
اما در مورد بحث مان. من این ادعای آنها را قبول دارم.اما می خواهم نکته به نکته در این مورد بحث کنم. اینکه یک فیلم از رابطه جنسی دو آدم گرفته و بعد پخش شود ، کاملا نقض حقوق آن دو آدم است. اینجا در آمریکا روابط تا حد زیادی آزاد است اما هیچکس نمی تواند از اتاق خواب کسی فیلم بگیرد و آن را در مثلا یوتیوب نمایش عمومی دهد. حداقل می دانم بخاطر کپی رایت آن دو نفر – فاعل و مفعول – می توانند پدر طرف فیلمبردار را در بیاورند.
اما مسایلی است که موضوع را حساس می کند؟ آیا این فقط رابطه دو نفر عادی است. یک زن و شوهر است؟ مسلما نه. باز به استناد صدای فیلم مطمئن می شویم که نه این دو زن و شوهر نیستند و پنهانی رابطه برقرار کرده اند.
آیا هر رابطه نامشروعی باید فیلمش بیرون بیاید؟ اگر تنها یک درصد رابطه های نامشروعی که روزانه در همین تهران وجود دارد فیلم شود ، فکر می کنید چند هزار فیلم سکسی وارد بازار علاقمندان این موضوع می شود؟ من می گویم خیلی. پس رابطه نامشروع بودن هم دلیل بر این نیست که فیلم به بیرون راه یابد.
اما علیرغم این توضیحات ، فکر می کنم یک دلیل وجود داشت که باعث شد که این فیلم با استقبال عمومی شود. یکسوی ماجرا یک روحانی بوده که به بخشی از حاکمیت متصل بوده است.
در همه جوامع بنا بر همان “ارزش شهرت” ، مردم دوست دارند بدانند آدم های مهم چگونه زندگی می کنند. همه ما کوهنوردی کرده ایم. توصیه می کنم یکبار بروید کوه ، فیلم بگیرید و آن را بر روی یوتیوب بگذارید. فکر می کنید چند نفر آن را ببینند؟ به نظر شما بینندگان این فیلم شما به هزار نفر می رسد؟ حال به اینجا بروید و این فیلم مثلا کوهنوردی آقای خامنه ای را ببینید. با اینکه آقای خامنه ای چندان در اینترنت ایرانی شخص محبوبی نیست اما تا الان هجده هزار 313 نفر این فیلم را دیده اند.
این مثال را زده ام تا مطمئن شویم ارزش شهرت درست کار می کند! حالا برگردیم به داستان ما. ناگهان اعلام شده است یک آخوند که مقامی و منصبی هم احتمالا دارد ، با یک زن رابطه نامشروع دارد. فکر می کنید می توانید جلوی خود را بگیرید و بر روی لینک آن کلیک نکنید؟
من می خواهم بگویم بخشی از ماجرا غریزی است اما بخشی هم نه. به نظر من بهتر بود که اولین کسی که این فیلم را داشت ، بجای اینکه آن را کامل در اینترنت قرار دهد ، چند صحنه از آن را که با ارزش های اخلاقی و انسانی سازگار تر بود را بر روی اینترنت قرار می داد ، به این ترتیب هم افکار عمومی به موضوع پی می برد و هم کل موضوع “لوث” نمی شد که اینک هیچ رسانه رسمی و جدی ای از انعکاس آن سرباز بزند.
ادامه دارد…
ارسال شده با موضوع اجتماعی, روزنامه نگاری | ۱دیدگاه »
پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
6 – دوستی نظری فقهی داده اند در مورد این واقعه که بد نیست با هم مرور کنیم:
فاصله حق تا باطل فقط به اندازه چهارانگشته، وقتی خبری از یک منبعی منتشر میشه تا کل جامعه از اون باخبر بشند کل تغییر و تحول درش ایجاد میشه مثال همون یک کلاغ چهل کلاغ میشه!!
چرا باید به این خبرهایی که کلی تغییر کرده اعتماد کرد. لازم است به سمع جنابعالی برسونم که ایشون به عنوان محلل عمل کرده یکی از همکارانش همسرش را سه طلاقه کرده و برای بازگشت به همسرش باید زنش همسر دیگری اختیار کند و طلاق بگیرد تا بتواند دوباره با او ازدواج کند که به این همسر دوم زن می گند محلل که این بنده خدای بخت برگشته چنین نقشی رو داشته که اصلا نه حرام است و نه گناه. خیلی دلتون برای این موارد می سوزه برید در مورد دخترهای بخت برگشته ای بنویسید که یا بکارتشون زائل میشه یا جسدشون توی زباله هاو بیابون پیدا می کنند.
آنهایی که سن و سالی دارند یا اهل فیلم فارسی هستند حتما فیلم “محلل” ساخته نصرت الله کریمی را دیده یا نامش را شنیده اند. ماجرای آن داستان مردی است که بر اثر يك سوءتفاهم همسرش را سه طلاقه كرده، بعد از آنكه به حقيقت امر پي مي برد از كارش پشيمان مي شود و تصميم مي گيرد دوباره زن را به عقد خود درآورد. براساس فقه شیعه اگر کسی زنش را “سه طلاقه” کرد باید آن زن به عقد دیگری در آید و پس از اینکه از او جدا شد ، مرد می تواند دوباره زن سابق را عقد کند. این مرد میان واسط را “محلل” می نامند. در آن فیلم مرد شخصاً به دنبال يك محلل مناسب مي گردد تا اينكه بالاخره يكي از آشنايان مورد اعتمادش را به اين منظور انتخاب مي كند. اما محلل بعد از ازدواج حاضر به طلاق دادن زن نمي شود اين امر مشكلات تازه اي را به بار مي آورد…..
من می دانم محلل چیست و خوشبختانه می دانم که محلل بودن نه تنها کار بد در فقه شیعه نیست بلکه هم اجر مادی و هم معنوی دارد. طرف می آید زن را مدتی در عقد نگه می دارد و بعد به صاحبش !! پس می دهد. در این میان صوابی کرده که دو تن را بعد از مدتی به هم برگردانده است. از این شوخی بگذریم ، پس آقای حسین گلستانی یا همان آقا گلی داستان ما باید به اینکارش افتخار کند. حال سوال این است چرا آقا گلی از “همسایه های فضول” ترسیده است. کافیست کمی با دقت به فیلم و صدای آن دقت شود ، تا بدانیم که محلل هم نیست این حضرت آقا.
ادامه دارد…
ارسال شده با موضوع اجتماعی | ۱دیدگاه »
پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
4 – حال که پای مفاهیم روزنامه نگاری باز شده بد نیست بگویم که ارزش های زیادی وجود دارد که بر جذابیت خبر می افزاید.
“شهرت ،برخورد ، تازگی ، مجاورت و …”. خبر موصوف شهرت دارد. یک آخوند که قشری خاص از جامعه است ، کاری کرده که خلاف عرف است. پس همین خلاف عرف بودنش را می توان به حساب برخورد هم گذاشت. اصلا چه تعریفی از این بالاتر . اساتید می گویند “سگی پای تان را گاز گرفت خبر نیست اما اگر شما پای سگی را گاز گرفتید ، خبر است” . حالا اگر دو نفر رابطه نامشروع داشتند زیاد مهم نیست اما حسین گلستانی که مسوول و معیارسنج خداپرستی مردمان است ، رابطه داشته ، این حتما خبر است!
مجاورت هم دارد. در تویسرکان روی داده است. همه ما می دانیم که تویسرکان شهری در جنوب همدان در استان همدان است و جمعیتی بیش از پنجاه هزار نفر دارد. اما تازگی چه؟
جامعه اینترنتی از این خبر ظاهرا آماده شعف زده شده است. فکر می کنم آنقدر در همه سالها مدافعان دین و حکومت بر سر مردم زده اند که حال این مردم به شاهدی برای رسوایی آن خلق عباپوش دست یافته اند و نمی خواهند ولش کنند. برای همین است که حتی اگر بر خلاف واقعیت دوست مدعی روزنامه نگاری این واقعه را با قید مکان مربوط به “هفته گذشته” منعکس می کند همگان نیز در بست می پذیرند حال آنکه واقعیت چیز دیگری است.
باز دوست مان عجله کرد چون اگر کمی جستجو می کرد می توانست این لینک را بیابد که در چهارم اردیبهشت خبرداده بود “حجت الاسلام گلستانی در شرایطی خفن و غیر اخلاقی همراه با مواد مخدر و فیلم های …” دستگیر شده است. بنابراین خبری که اینک تصویر آن بیرون آمده ، تازه نیست و مربوط به شش ماه پیش است. البته این وبلاگ نویس که شکسته و کوتاه این خبر را شش ماه پیش داده ، به آن دلیل که موضوعاتی اینچنینی از سوی حکومت پوشانده می شود ، تنها بخشی از واقعیت را منعکس کرده است. غیر از این هم سایت اینترنتی “مشکان” که اخبار شهر تویسرکان را منعکس می کند با روایت این رویداد از مجازات روحانی متخلف هم خبرداده بود.
5- باز به نکته قبل بر می گردم. متاسفانه روزنامه نگاری در سالهای اخیر خیلی سیاسی شده است. یعنی اگر هم سیاسی نشده باشد ، بازیگران زیادی از عرصه سیاست وارد روزنامه نگاری شده اند. اسم می خواهید؟ یک عالم هستند. فرق روزنامه نگار با سیاستمدار هر چه باشد ، یک نکته مهم وجود دارد و آن این است که روزنامه نگار شعار نمی دهد. فکت (سند) می آورد و می نویسد. حرف شعار و روی هوا ، کار روزنامه نگار نیست.
ادامه دارد…
ارسال شده با موضوع اجتماعی | ۱دیدگاه »
پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
2- بگذارید همین جا تاکید کنم روزنامه نگاری یعنی بی طرفی. یعنی اینکه بدون سوء نیت باید “حقیقت” در اختیار مخاطب قرار بگیرد تا او تشخیص دهد که درست است یا نه. برای روزنامه نگار بودن هم باید این بی طرفی را کمی تمرین کرد.
3- هر خبری برای انتشار باید “درست ، روشن و جامع” باشد. خبر سکس آقای گلستانی به اندازه کافی “روشن” که نه ، نورانی بود. می ماند “درستی” و “جامعیت”. خبر درست منعکس نشد . چرا ؟ معلوم است. می دانید این فیلم در بدو امر به عنوان فیلم “امام جمعه تویسرکان” منعکس شد. کاش دوستی که این خبر را به عنوان “امام جمعه تویسرکان” در اینترنت منعکس کرد ، دقیقه ای قبل از آن کمی در اینترنت جستجو می کرد.اگر تنها این کار را به عنوان یک روزنامه نگار انجام می داد متوجه می شد که امام جمعه این شهر کس دیگری است که اگر هم به هر گناه دیگری گناهکار باشد ، آن کس نیست که در این فیلم به عشقبازی مشغول است.
امیرفرشاد ابراهیمی در خبری که بر حاشیه فیلم آقا گلی نوشته است وی را “رئيس ستاد اقامه نماز شهرستان تويسركان” معرفی کرده که این عنوان نیز درست نیست.کافیست دوستی در تویسرکان داشته باشید تا بدانید اسم رییس ستاد اقامه نماز این شهر چیز دیگری است. در ادامه خبر وی آمده که “آقا گلی” یا همان حجت الاسلام والمسلمین حسین گلستانی “از اعضای هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان (نهادی که منصوب مستقیم مقام رهبری است) می باشد”.
هرچند امیر فرشاد ابراهیمی تلاش کرده با شناساندن سابقه فرد مذکور ، مخاطب را همراه کند اما گویی او هنوز با ذهنیت روزنامه نگاری جبهه ، شلمچه و غیره کار می کند که اینگونه تلاش دارد همه چیز را آنگونه هست تفسیر کند. فورا گنجانده این جمله “نهادی که منصوب مستقیم مقام رهبری است” به چه قصد در این خبر آمده است؟ آیا می خواهیم به مخاطب بگوییم منتصب رهبری ، اینکار خطا را کرده است؟ می خواهیم بگوییم در دستگاه رهبر فساد وجود دارد؟
فکر می کنم اگر این سوال یا سوال های اینچنینی قرار بود پاسخ داده شود بهتر بود امیر فرشاد ابراهیمی یک مطلب جداگانه می نوشت و همه اینها را توضیح می داد نه اینکه اینگونه غیر واقعیتی را به خبر وارد می کرد. می پرسید کدام غیر واقعیت؟ توضیح می دهم.
در ایران یک ستاد اقامه نماز کل کشور وجود دارد که رییس آن روحانی نام آشنا “محسن قرائتی” است. وی هرچند منصوب رهبری است ، اما او برای هر استان یک روحانی دیگر را برگزیده که به عنوان رییس ستاد اقامه نماز استان مربوطه منصوب می شود.
مطابق همه استانها ، در همدان هم ، دبیر ستاد اقامه نماز استان ، همزمان مشاور استاندار است که “حسنی حلم” نام دارد نه گلستانی. (در این خبر مربوط به انتخابات نام ایشان آمده است اینجا)
بنابراین آقاگلی دستان ما ، رییس ستاد استان نیست. اینکه اعضا باشد نیز را من نمی دانم و از کسانی هم که پرسیدم نمی دانستند. اما بد نیست نکته ای را بگویم که همه ادارات هر شهرستان در خود ستاد اقامه نماز دارند که هر واحد یک رییس دارد. حال سوال این است : آیا می توان رهبری را در تخلف این مسوول رده ششم یا هفتم مقصر دانست؟ آیا واقعا آقاگلی منصوب رهبری است؟
فکر می کنم خبر تنظیمی آقای ابراهیمی نه درستی اش کامل بوده و جامعیتش.
ادامه دارد…
ارسال شده با موضوع اجتماعی | 17 دیدگاه »
پنجشنبه, اکتبر 23rd, 2008
وقتی ظهر سه شنبه با دوست روزنامه نگاری لینک فیلم رسوایی یک روحانی در تویسرکان استان همدان را رد و بدل می کردم ، فکر می کردم روزمان در این سوی دنیا به شب نرسیده ، رسانه ها و حداقل رسانه های اینترنتی که به روز تر هستند موضوع را از چند جهت مورد بررسی قرار می دهند اما تقریبا هیچ سایت خبری و منبع موثف آن را تایید نکرد تا تنها چند لینک در سایت بالاترین ، سیراب کننده عطش خوانندگان در مورد این رسوایی باشد. فکر می کنید چرا این مطلب بازتاب مناسبی نیافت؟ من فکر می کنم عامل اصلی مهجور ماندن این خبر در نوع انعکاس این خبر بود:
1- نگاهی به سکوت خبری دیروز تاملاتی را بر می انگیزد که بدان اشاره خواهم کرد. پیش از این روزنامه نگاری همواره برپایه های ارزش های خبری استوار بود که خبرنگار را برای تولید خبر به سوی رویداد می کشاند اما گویا از معجزات هزاره جدید همین است که خبر با پای خود به نزد روزنامه نگاران می آید. آنچه روز سه شنبه روی داد یک خبر کادوپیچی شده بود که ناگهان در مقابل خیلی ها ظاهر شد. خبری که پیش از آن توسط کسی – هر که می تواند باشد – برش خورده بود و اینک با یک کلیک در دستان ما بود.
با اینکه این خبر آماده به ظاهر می رسید اما کمی چاشنی تعجیل ، جان آن را گرفت چه آنکه دوستی در دنیای اینترنت که مدعیست “من یک روزنامه نگارم” با روایتی که خود می پسندید برای این تصاویر که بهترین گویای خبر بودند حاشیه ای ساخت که می توان گفت خبر را از واقعیت کمی دور کرد.
ادامه دارد…
ارسال شده با موضوع اجتماعی | 5 دیدگاه »