تبریک میلاد پیامبر اسلام

چهار شنبه, مارس 3rd, 2010

میلاد پیامبر اسلام را به دوستان ایرانی که مسلمان هستند ، تبریک می گویم:

اسلام اعتراف آور ِ شما

شنبه, فوریه 27th, 2010

انتظار داشتم بعد از دستگیری ریگی  ، او را برای اعتراف به تلویزیون بیاورند اما نه اینقدر زود. گویا سربازان امام زمان خیلی زودتر از آنچه فکر می کردند ؛ کارشان را کردند.

ریگی هم که زمانی مدعی رهبری جنبش مقاومت ملی را داشت ، همان چه را که پیشتر مقامات امنیتی ایران گفتند را بیان کرد تا این سناریو تکمیل شود.

اعتراف و اعتراف گیری در ایران زمین ، پدیده ای جدید نیست چه آنکه در ماه های اخیر نمونه هایش را زیاد دیده ایم. گویا اراده ای هم وجود دارد که آدم های آزاد را در محبس ، چنان دگرگون می کند که برخلاف نظر قبلی شان می شوند.

آقای نقدی – همان سردار متجاوز به دانشگاه در سال 78 ، از اسلام خود ، به عنوان عامل اثر گذار بر افراد برای اعتراف سخن گفته :

رئیس سازمان بسیج مستضعفین ضمن اشاره به اعترافات زودهنگام عبدلمالک ریگی گفت: دشمنان ما ادعا می‌کنند که جمهوری اسلامی برای ضبط این اعترافات از تزریق مواد گیج کننده استفاده کرده است اما 48 ساعت آن قدر مدت کوتاهی است که هیچ دارو و آمپولی نمی تواند اینگونه تاثیر بگذارد.
وی این اعترافات را اثر اسلام ناب محمدی دانست و تاکید کرد: این اسلام ناب چنان است که جدی ترین دشمنان ما را در هم می شکند. این شرور که هیچ، حتی خود اوباما که ریگی به همکاری با او اعتراف کرده است نیز اگر به ایران بیاید تحت تاثیر قدرت این اسلام به خطاهای خود اعتراف می‌کند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین ضمن اشاره به اعترافات زودهنگام عبدلمالک ریگی گفت: دشمنان ما ادعا می‌کنند که جمهوری اسلامی برای ضبط این اعترافات از تزریق مواد گیج کننده استفاده کرده است اما 48 ساعت آن قدر مدت کوتاهی است که هیچ دارو و آمپولی نمی تواند اینگونه تاثیر بگذارد. وی این اعترافات را اثر اسلام ناب محمدی دانست و تاکید کرد: این اسلام ناب چنان است که جدی ترین دشمنان ما را در هم می شکند. این شرور که هیچ، حتی خود اوباما که ریگی به همکاری با او اعتراف کرده است نیز اگر به ایران بیاید تحت تاثیر قدرت این اسلام به خطاهای خود اعتراف می‌کند. ادامه

نمی دانم من درکم از اسلام کم شده یا حضرات. به ما گفته بودند اسلام دین مهربانی است ، رافت و گذشت. از علی برای مان گفته اند که به فرزندانش گفته بود چون ابن ملجم که قاتل من است و در در دست شما ، با او به مدارا رفتار کنید.

نمی دانم چرا مهربانی های اسلام ، وقتی به بازداشت گاه های حکومت ایران می رسد ، چنان خشونت بار می شود که سنگ را به حرف می آورد؟

راستی ، درود به کسانی که هنوز اعتراف نکرده اند ….

آیا ارزش های انقلابی-اسلامی ، به آخر خط رسیده ؟

چهار شنبه, فوریه 17th, 2010

دوستی این عکس ها را فرستاده بود ، ببینم. در بین این عکس ها ، عکس زیر تکان دهنده بود:

ما متولدین آخرین سالهای دهه پنجاه ، در روزهای جنگ درس و مدرسه را آموزش کردیم. طبیعی بود انقلابی های تازه کار ،آن روزها که جنگ بود ، در فکر تعلیم و تربیت ما باشند. آن روزها از معلم تا مدیر و ناظم ، همه تلاش داشتند ، تربیت ما اسلامی باشد و انقلابی. ما باور می کردیم.

روزهای جنگ ، ما را با واقعیت های زیادی مواجه کرد چه آنکه می دیدیم ،معلمی که تا هفته پیش هم بازی مان در حیاط وسیع مدرسه بود ، امروز تنها در عکسی بر حجله جلوی در دفتر مدرسه ، باقی مانده است. ما باور می کردیم اکر خادمی معلم دینی مان می گفت ، ما انقلاب کردیم که آزاد باشیم ، انقلاب کردیم که استقلال داشته باشیم چون می دیدیم جوانان محله ، دسته دسته برای دفاع از استقلال مان به جبهه می روند و گاه هرگز باز نمی گردند.

تابستان ها ، به هزار وعده ، کانون های امام صادق تلاش داشت ما را جذب کند. انگار برنامه بود ، بچه های مهندس ، دکتر و آدم های سرشناس را جذب کنند. آن روزها در کانون های امام صادق هرچند همه چیز بوی ایدئولوژی می داد اما ارزش های اخلاقی بود ، علم بود ، کتاب بود و ورزش بود. نوجوانان آن روزها همین را می خواستند. می خواستند سهراب بخوانند ، چه کسی بهتر از کیا معلم ادبیات که در اوقات بیکاری می آمد آنجا تا برای مان از شاملو بگوید تا سهراب و فروغ.

فرق ما ها که آنجا می رفتیم با بچه های بسیجی کانون در یک چیز بود. آنها سهمیه داشتند و ما نداشتیم اما برگزار کنند گان آن اردو ها یک دغدغه داشتند ، فرقی نباشد. اگر همکلاسی من دکتر زاده ای بود ، فرقی نداشت با فرنود که فرزند شهید بود. قرار بود مدینه فاضله بسازیم.  ما باور می کردیم هرچه می گفتند.

امروز چطور ؟ می بینید بسیج و دفاع ارزش ها خلاصه شده به یک چماق و یک وعده بستنی . ما ارزان نفروختیم. کاش نوجوانان امروز هم ارزان نمی فروختند.

چه بر سر انقلاب  و آرمان هایش آمده ؟ آیا قرار بود انقلاب به اینجا برسد؟ به این عکس ها کمی با تامل بنگرید:

a

به آن عکس های ساندیس به دست ها یا کسانی که میوه گرفته اند توجه کنید. سرشان پایین است. آیا شرمگین هستند؟

اسلام دین تفاوت هاست؟

دوشنبه, فوریه 23rd, 2009

یکی از مشخصه های دین اسلام ، برابری طلبی این دین در هزار و چهارصد سال پیش بود. مثلا گفته می شود به این دلیل ایرانیان طبقه متوسط اسلام را راحت پذیرا شدند چون وعده برابری داده بود.

با این حال فکر می کنم چهارده قرن بعد از آن ، اسلام امروز دولتی شده است. نمونه اش را در عکس های زیر ببینید. دختران ایرانی حق ورود به ورزشگاه ها را ندارند اما دختران عربستانی به ورزشگاه می روند. توجه کنید که عربستان ام القرای اسلام ، میزبان مقبره پیامبر این دین ، کعبه ، قبله گاه مسلمانان است:

عکس ها از اینجا

عید آزادی ، به جای قربان

سه شنبه, دسامبر 9th, 2008

به ياد آوريد زمانى را كه ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر ( مكه) را شهر امنى قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار! (35( پروردگارا! آنها ( بتها) بسيارى از مردم را گمراه ساختند! هر كس از من پيروى كند از من است؛ و هر كس نافرمانى من كند، تو بخشنده و مهربانى! (36) پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‏آب و علفى، در كنار خانه‏اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهاى گروهى از مردم را متوجه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزى ده؛ شايد آنان شكر تو را بجاى آورند! (37) پروردگارا! تو مى‏دانى آنچه را ما پنهان و يا آشكار مى‏كنيم؛ و چيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست! (38) حمد خداى را كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد؛ مسلما پروردگار من، شنونده (و اجابت كننده) دعاست. (39) پروردگارا: مرا برپا كننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نيز چنين فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذير! (40) پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز كه حساب برپا مى‏شود، بيامرز! (41) گمان مبر كه خدا، از آنچه ظالمان انجام مى‏دهند، غافل است! (نه، بلكه كيفر) آنها را براى روزى تاخير انداخته است كه چشمها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حركت بازمى‏ايستد… (42)

سوره ابراهیم – قرآن

روایت ساده و مشخص است. از امروز صبح ایمیل و پیغام های زیادی درمورد عید قربان گرفته ام. حتی این صاحبخانه پاکستانی ام هم عید قربان را به من تبریک گفت. خوشحالم که عید اسلامی وجود دارد اما از یک بخش این عید خوشم نمی آید. آن هم قربانی کردنش است.

ما انسانها کلا مزاحم همه چیز هستیم. ما می خواهیم تقرب مان را به خدا نشان دهیم ، گوسفندان بدبخت چه گناهی دارند؟ حتما می دانید که انسانها اولیه وقتی جنگ و وحشی گری بر آنها مستولی بود از قبیله مغلوب ، آدم ها را به درگاه خدا یا خدایان شان قربانی می کردند. با همه پیشرفت بشریت ، گویا این رسم هنوز برنیفتاده است.

همین عید قربان را در نظر بگیرد. به گفته قرآن ، خداوند می خواست پیامبرش را بیازماید. از او خواست فرزندش را قربانی کند. حالا بماند که سوال این است خدا که دانای کل است ، به این پیامبرش شک داشته است. به هر حال ابراهیم پیامبر تا آخرین لحظه تصمیم بر قربانی اسماعیل داشته است. ناگهان خدا از او می خواهد که او را قربانی نکند و به جایش گوسفندی ، قوچی یا … را که برایش فرستاده ، قربانی کند.

من فکر می کنم در پس این قربانی و کشت و کشتار ، آزادگی هم هست. اسماعیل از اینکه باید کشته می شد ، آزاد شد. آیا بهتر نیست این را ببینیم؟ به جای کشتن یک حیوان ، که معمولا گوشت و نذر آن هم به فقرا نمی رسد ، بهتر نیست سعی کنیم مقدمات آزادی یک چیز یا یک کس را فراهم کنیم؟ اگر کارمندی زیر دست داریم که به او سخت می گیریم ، آزارش ندهیم. اگر کارگرمان را استثمار می کنیم ، نکنیم. اگر رهبر کشور هستیم و ملت مان را به ستوه آورده ایم ، نیاوریم !

تحمل عیسی مسیح

پنجشنبه, نوامبر 13th, 2008

در مطب قبلی از اسلام گفتم و از اینکه می شود دین را همسو با مسایل روز ، تازه کرد. کاری که مسیحیان پیش از این کردند و امروز محبوب ترین و پر جمعیت ترین دین دنیا هستند.

بخشی از این رفرم یا اصلاح دینی شان همسو با روحیه تحمل و مداری شان شده است.اگر زمانی در قرون وسطی حرف زدن در مورد حضرت عیسی ، گناهی نا بخشوده بود اما بعد از رنسانس ، حتی عده ای به انکار مسیح پرداختند ؛ آزادانه.

به این سایت بروید و ببینید پیامبر دین شان را با چه چهره هایی کشیده اند. چند تایی را هم این زیر می آورم. کی جرات دارد چنین تصویری از پیامبر اسلام بکشد. نمی دانم جریان کاریکاتور های دانمارکی را به یاددارید؟ هیچ کدام به طور مستقیم به حضرت محمد نپرداخته بود اما آن همه مسلمانان داد و فریاد کردند. در عوض حضرت عیسی را با این اشکال می کشند ، اما کسی سینه چاک نمی دهد. آستانه تحمل دو دین را مقایسه کنید!


عکس از اینجا

——————-

پی نوشت – اصلا هدف این مقایسه نیست که بگویم اسلام بهتر است یا مسیحیت. نظرم این است که یک دین در مسیر خود می تواند همانطور که نفس آمدن ادیان است ، خدمت باشد به مردم جامعه نه زحمت. فکر می کنید دستوراتی چون حجاب اجباری و برخی دیگر از فرامین رسوخ کرده دین اسلام ، نباید در دنیای مدرن کمی اصلاح شود؟

کدام رنسانس ؟

یکشنبه, اکتبر 26th, 2008

این سایت بالاترین هم در نوع خودش پدیده ای شده که دقیقا یک برش از جامعه ایرانی است. همین موضوع “آقاگلی” رو ببینید و نظراتی که پای برخی مطالب می نویسند تا موضوعی که الان می خواهم در موردش بنویسم.

روز شنبه ایران تعطیل بود تا به جای حداقل تولد ائمه ، حکومت عزا محور ، دسته گل دیگری داشته باشد. دلیل این تعطیلی هم نه ولادت یک امام بلکه شهادت وی بوده است. آن هم شهادت جعفر صادق.

یک نفر مطلبی از خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) را در بالاترین لینک کرده و نوشته است:“رنسانس علمي امام صادق(ع)”

در بخش از مطلب هم آمده است:

در دوره امامت امام صادق ( عليه السلام ) مسلمانان بيش از پيش به علم و دانش روي آوردند و در بيشتر شهرهاي قلمرو اسلام بويژه در مدينه ، مكه ، كوفه ، بصره و … مجالس درس و مناظره هاي علمي داير واز رونق خاصي برخوردار گرديد . در اين زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق( عليه السلام ( توانست نهضت علمي فرهنگي پدرش امام باقر( عليه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بيت را بيان كرده در همه جا منتشر كند . سفرهاي اجباري و اختياري امام به عراق و به شهرهاي حيره ، هاشميه و كوفه و برخورد با اربابان ديگر مذاهب فقهي وكلامي نقش بسزايي در معرفي علوم اهل بيت و گسترش آن در جامعه داشت . در اين شهرها گروههاي مختلف براي فراگيري دانش نزد آن حضرت مي آمدند و از درياي دانش او بهره مند مي بردند.
برخورد وي با گروههاي مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بينش ديني ، علم و تقوي ، سخاوت و جود وكرم و … در تمام قلمرو اسلام طنين انداز شود و مردم از هر سو براي استفاده از دانش بيكران وي رو سوي كنند. در اين دوره علوم و فلسفه ايراني ، هندي و يوناني به حوزه اسلامي راه يافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهاي مختلف به زبان عربي گرم و پررونق گرديد . همچنين مكتبهاي كلامي و فرقه مذهبي و فقهي در اين عصر پايه گذاري شد . امام صادق ( عليه السلام ) با تمام جريانهاي فكري و عقيدتي آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته و برتري بينش اسلام تشيعي را ثابت كرده است .. شاگردان امام باقر (عليه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق( عليه السلام ) حلقه زدند .
امام ( عليه السلام ) نيز با جذب شاگردان جديد به تأسيس يك نهضت عظيم فكري و فرهنگي و بالنده مبادرات ورزيد ، به گونه اي كه طولي نكشيد مسجد نبوي در مدينه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهي عظيم تبديل شد دردانشگاهي كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم – مومن الطاق – مفصل بن عمر – جابر بن حيان و… تربيت كرد كه هر يك از آنها شخصيتهاي بزرگ علمي و چهره هاي درخشاني بودند كه خدمات شاياني انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حيان بيش از 200 جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته هاي عقلي طبيعي و شيم…

من نمی دانم این حس مقایسه خودمان با غرب کی قرار است پایان بگیرد. همین الان احمدی نژاد را می بینید؟ یا همین سخنگوی وزارت امور خارجه ایران که حتی از رنگ پرده پشت سر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نگذشته و عین او جلساتش را آرایش می کند.

از بحث منحرف نشویم. می دانید که اروپای تحت تاثیر مذهب از اوایل قرن هفتم میلادی تا قرن پانزدهم آنقدر تحت سیطره کلیسا و خشکه مقدس ها قرار گرفت که حتی وقتی دانشمندی مثل گالیله نظری علمی داد او را تکفیر کردند. خودسری ها کلیسا همزمان با بدنامی بسیاری از کشیشان ، زمینه ساز “نوزایی” در مدیریت مذهبی شد که از داخل آن در قرن شانزدهم ، نطقه های دنیای مدرن بسته شد و رویدادهایی چون انقلاب صنعتی بیرون آمد.

به من بفرمایید از دامن جناب صادق یا باقر چه چیزی برای بشریت بیرون آمد؟ منهای قرائت سنی که امامان شیعه را برسمیت نمی شناسند ، در مبین اسلام است هنوز در به همان پاشنه می گردد که بود. هنوز در عربستان مجازات سارق در وهله اول یک بند انگشت ، بار دوم یم انگشت و … است. هنوز در ایران مجازات سنگسار در آرای قضات انشا می شود و یا مجازات چشم ، چشم است. هنوز اگر کسی شراب بخورد مانند دوره امام اول شیعیان که می گویند هشتاد تازیانه بر شراب خوار می زد ، این مجازات در ایران وجود دارد. هنوز …. بگذریم.

به من بگویید پس منظور کدام رنسانس است؟

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

یافتن مطالب :