علی لاریجانی رییس مجلس که به گیلان رفته ، امروز گفته “مجلس به منازعات خرد سياسي توجه نميكند” و از این مهمتر گفته “محور حركت مجلس رسيدگي به مسائل اصلي مردم است” . منبع
آقای رئیس مجلس ، آیا وقایع بعد از انتخابات ، تقلب ، کشتار و آزار معترضان ، مسائل اصلی مردم نیست؟ فقط بلد هستید در مجلس از کیهان و فارس و رجا تقدیر کنید؟
نزدیک یکسال پس از انتخابات ، سایت جهان نیوز که به طیف اصولگرایان مجلس و مشخصا زاکانی تعلق دارد ، امروزدر خبری “افشاگرانه ، خبر داده که “مدیریت دانشگاه آزاد در جلسه ای رسمی که صورتجلسه آن موجود است، از اساتید و دانشجویان و تشکلهای این دانشگاه می خواهد که از مهندس موسوی در انتخابات حمایت کنند.” منبع
در مورد صحت این سند دانشگاه آزاد باید توضیح بدهد اما من یک سوالی دارم. تمام دستگاه امنیتی دولت و مجموعه نمایندگان که سابقه در این امور دارند بعد از ۱۱ ماه ، تنها این سند را کشف کرده اند. در این سند (اگر صحت داشته باشد) گفته می شود که دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک نهاد ، به اساتید و دانشجویان توصیه کرده “به عنوان شخص حقیقی با ستاد های موسوی همکاری کنند”.
اشاره جهان نیوز به قانون انتخابات است که می گوید فعالیت انتخاباتی اعضای دولت و نهاد ها به نفع یا علیه کاندیدا ها در ایام تبلیغات تخلف است.
مساله ای درست که در قانون قرار گرفته. حال من یک سوال از جهان نیوز دارم. اگر توصیه به همکاری با یک نماینده از سوی مسولان دانشگاه آزاد جرم است ، پس هواداری اعضای دولت از احمدی نژاد ، پیش از انتخابات چه است؟
.
ندیده اید؟ بگذارید چند مثال برای تان بیاورم :
.
۱۸ خرداد – سه روز مانده به انتخابات
الهام (وزیر دادگستری) در اجتماع ميليوني حاميان احمدينژاد در تهران:
مجمع تشخيص مصلحت نظام ماده يك سياستهاي كلي انتخابات را تصويب كرد که براساس آن ، انتخابات رياست جمهوري با شوراها و مجلس شوراي اسلامي با مجلس خبرگان برگزار می شود. منبع
با اینکه شکی نیست موسوی و کروبی همچنان بر وعده شان با مردم ایستاده اند اما ، می توان درک کرد حوادثی در جریان است. اینکه بعد از وقایع اخیر ، بدون برآورده شدن انتظارات مردم ، موسوی و کروبی و حتی هاشمی ، اولین چیزی که قرار است تغییر بکند ، قانون انتخابات است ، این یعنی اینکه حداقل ، مخالفان و موافقان داخل حکومت بر سر آن توافق کرده اند.
تغییر قانون انتخابات تقریبا مهمترین مطالبه مردم و دو نامزد معترض نیست. هرچند بارها گفته اند انتخابات آزاد ، اما همه می دانیم از این مجمع دستچین رهبر ، انتخابات آزاد بیرون نمی آید. مطالبات هاشمی هم که آزادی زندانیان سیاسی و دلجویی از آسیب دیدگان بوده که اگر خبرها را دنبال کنید هم زندانی ها مانده و هم دلجویی وجود ندارد. پس چه شده این وسط تغییر قانون انتخابات در دستور قرار گرفته است.
به نظر من ، این خبر دو حیث منفی و مثبت دارد:
وجهه منفی ماجرا این است که نظام سعی دارد انتخابات را کم کند. روزگاری نظام می توانست افتخار بکند و بگوید سی سال ، سی انتخاب داشته ایم و این یعنی جمهوری اسلامی دموکرات است. اما وقایع بعد از انتخابات خرداد ۸۸ ، و احتمالا قهر مردم با انتخابات ، این پیام را دارد که نظام باید فکری بکند.
حتما بارها دیده اید که در چنین مواقعی نظام از استراتژی “زمین سوخته” استفاده می کند. مثلا اگر برنامه “نود” بعد از انتخابات برای معترضان مهم بود ، ”برنامه نود تا اطلاع ثانوی قطع می شود” و …
به نظرم این که دیگر به جای هر سال یک انتخابات ، هر دو سال یک انتخابات خواهیم داشت ، یعنی اینکه نظام می داند دیگر نمی تواند هر سال انتخابات داشته باشد. پس هر چه کمتر ، بهتر!
نکته مثبت ماجرا این است که به نظرم ، نظام بعد از یکسال خرابکاری ، دارد تن می دهد به بخشی از خواسته مردم. هرچند خیلی کم و نا متناسب با مطالبات مردم اما همین حرکت ، نشانه کوچکی از حرکت است.
مطمئنا مردم معترض که در خیابان کتک خوردند ، کشته دادند ، زندانی دادند و حتی هنوز بدن شان درد دارد ، به این کفایت نمی کنند اما بالاخره ، ماشین بی ترمز نظام هم ترمز کرده. این می تواند یک سیگنال باشد.
* * *
من شخصا فکر می کنم نکته مثبت این خبر مهمتر از نکته منفی آن است ، هرچند زمانی که دو ماه پیش بحث تغییر قانون انتخابات پیش آمد ، خامنه ای ، رهبر ایران گفت که هرچه که مورد تاییدش باشد ، می پذیرد اما به نظر من این مشخص است که حتی در حاکمیت – که کاملا یک دست است – اختلاف نظر وجود دارد.
—————–
پس نوشت یک - من تنها نشانه های پس این خبر را گفتم. این نه یک اعلامیه است و نه یک بیانیه.
پس نوشت دو - ببینید کی با کی داره حرف می زنه :
پس نوشت سه - جای محمود احمدی نژاد همچنان در جلسه خالیست. چرا باید به چنین جلسه ای بیاید؟
چهار روز است که مطلبی در بلاگ ننوشتم و فکر می کنم این با رویه سال اخیر من در تضاده. اما مساله اینه که سخت گرفتار بودم. یک ماهی بود که روی موضوع تقلب در انتخابات کار می کردم که بالاخره شش قسمت آن آماده شد که در زیر می توانید ببینید. البته یک مستند ۵۰ دقیقه ای هم علاوه بر این است که به موقع پخش خواهد شد:
امروز در صفحه یوتیوب مهدی سحر خیز یک مستند دیگر دیدم که حیفم آمد ، با شما به اشتراک نگذارم :
از مهدی گفتم. حتما می دانید پدر روزنامه نگارش ، عیسی سحرخیز همچنان در بازداشت است. مهدی یادداشتی نوشته به مناسبت ۲۰۰ امین روز بازداشت پدر:
دویست شب گذشت، اما روز نزدیک است
۲۰۰ شب از آخرین روز گذشت. ۲۰۰ شب از روزی که تو را مضروب کردند و صدای شکستن دنده هایت سندی شد بر ستمگری خامنه ای و عمالش گذشت. این ۲۰۰ شب که در زندان اهریمنان بودی، هر ساعتش چه پیکارهایی که در خارج از دیوارهای بتونی اوین بر پا شد و افسوس که نبودی تا رشادت های جوانان این مرز و بوم را ببینی. افسوس که نبودی تا لرزش های ستون های ولایت را ببینی. هر ثانیه این ۲۰۰ شب، اهریمنان از ترس مکافات جنایت هایشان بر خود لرزیده اند. ۲۰۰ شب چشم هایمان گریان بود اما دل هایمان گرم.
ای کاش بودی و میدیدی که در مراسم تشیع پیکر پیر سبزمان، در شهر قم، چگونه ولایت مطلقه فقیه به پایان رسید. ای کاش بودی و میدیدی که حکومت نایب امام زمان، چگونه در روز عاشورا، روی یزید را سفید کرد تا بار دیگر باورت شود که اینان از دین دکانی ساخته اند برای استوار ساختن حکومت شهوانی خود و قدرت را بندگی میکنند.
در این ۲۰۰ شب، دستشان بیش از پیش به خون جوانان ایران آلوده شد. باطن کریه شان، هر روز بیشتر هویدا شد و عجز و درماندگی شان بیشتر آشکار شد، زبونی و فرومایگی شان رسوا .
آری پدر جان، در این ۲۰۰ شب، کاخ ولایت بیشتر در منجلاب طغیان فرو رفت و بوی فساد دستگاه ذایقه چاکران دیروزشان را هم آزرد. ترفند ها زدند، مکرها کردند، اما همه به خودشان برگشت و مصداق آیه ومکرو و مکر الله، الله خیر الماکرین، هر روز بیشترمعنی یافت.
در این ۲۰۰ شبی که نبودی، چیزهای دیگری علاوه بر رای هم دزدیدن. حکومتی که خود را ابرقدرت میدانست و سودای مدیریت جهان را داشت، از ترس مردم به رنگ دزدی روی آورد. حکومت دینی به فلاکتی افتاد که آدرس سایت ها را هم دزدید. رهبر مسلمین جهان برای کشاندن عده ای قلیل برای حمایتش، ساندیس هم پخش کرد. برای ترساندن مردم، با ماشین پلیس، آنان را زیر هم گرفت، تهدید هم کرد، حکم محارب هم داد، اما گویی هر حرکتی فقط عاملی شد در جهت سقوط بیشترش. آنقدر ناتوان شدند که پول رسمیشان شد روزنامه اعتراضی مردم
پدر جان ۲۰۰ شب از زندانی کردنت گذشت، اما بدان که مردم این ۲۰۰ شب، دنیا را زندانی کردند برای جانیان حاکم.
پدر جان، میدانم که در این ۲۰۰ شب چه فشارها بر تو روا نداشتند، چه شکنجه ها که بر تو اعمال نکردند. وقتی سگان گاز گیر در روز روشن و در دوران ماقبل کودتا تو را گاز میگرفتند، خدا میداند که در دخمه هایشان و در دوران کهریزک ها و دوران پس از کودتا چه ها که نمیکنند، اما دل قوی دار که دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت، دائما یکسان نباشد حال دوران.
از پیروزی ما همین بس که مرتضوی جلاد، بوی داروی نظافت را از دور میشنود و عاملین کودتا هرکدام بیمناک که سلطان کدامشان را فدیه بعدی خواهد ساخت تا خشم مردم را فرو نشاند.
پدر عزیزتر از جانم دل قوی دار، اگر چه این دویست شب طولانی بود و هنوز از عمرش باقی است، اما صدای الرحمن ظلمت را میشود از دور شنید. دل قوی دار که شعاع آفتاب در افق میهن پدیدار گشته و شب ظلمت، رفتنی. آیه جاء الحق و زهق الباطل همچون دیگر وعده های سنت های الهی در شرف وقوع است و چه فرخنده سحری خواهد بود، سحر آزادی.
خوشا به حال آنان که با می شرف و مردانگی، شب سیاهی و ظلمت را به مستی تا بامداد آزادی به سر کنند.
بعد از مدت ها هر روز نوشتن ، دیروز و امروز چیزی ننوشتم. علتش امر خیری بود که بالاخره رسید. مستندی 25 دقیقه ای با عنوان “در برابر باد…”. این مستند نگاهی دارد به هفت ماه بعد از انتخابات ، به زایش یک جنبش و رشد اش. امیدوارم حق مطلب را ادا کرده باشم.
ساعت شش عصر شنبه از صدای آمریکا پخش می شود. اگر ماهواره تان مشکل دارد با رفتن به این صفحه ، آخرین فرکانس های ماهواره را دریافت کنید. (فیلتر شکن ندارم ، ببخشید)
الان از طریق دوستی ایمیلی دریافت کردم که گزارشی حدود چهارصد صفحه ای از مستندات تقلب در انتخابات را ارایه کرده است. گویا این پروژه را نزدیکان آقای موسوی و کروبی در واکنش به اظهارات تایید آمیز رهبری از انتخابات تهیه کردند که موارد مستندی از تقلبات گسترده در انتخابات است.
هرچند به شخصه فکر می کنم تاثیری در تغییر نظر حاکمان ندارد ، چون واقعا آنها هم می دانند چه افتضاحی بوده اما به نظرم بهترین مستند برای افراد مردد است. این گزارش را از اینجا دانلود کنید .
مجلس هشتم علیرغم همه انتقادات و ایرادهایی که به وزرای پیشنهادی داشت به این کابینه رای داد. هرچند انتظار نمی رفت که کابینه توسط این مجلس از اعتبار حداقلی (رای عدم اعتماد به یازده وزیر پیشنهادی) بیفتد اما من انتظار نداشتم 18 وزیر رای بیاورند. همکارم چند روز پیش از من پرسیده بود ، ” آرش چند وزیر رای نمی آوردند؟
با قاطعیت گفته بودم هفت وزیر !
امروز از من پرسید ، چی شد آقا آرش ؟
راست می گفت ؟ چی شد ؟
سوال این همکار خیلی معنا دار بود. و البته برای خودم هم. یعنی من دور شده ام ؟ یعنی اطلاعاتم از ایران کم است ؟ یعنی با این همه پیگیری خبر ها ، توانایی ام را برای تحلیل و بررسی وقایع پیش رو از دست داده ام ؟
پیش بینی من براساس واقعیاتی بود بخصوص که مجلس هفتم در زمان معرفی دولت نهم ، پس از سه روز انتقاد و بحث در مورد وزرا ، نهایتا به چهار وزیر رای نداده بود اما این مجلس علیرغم همه اعتراض های بیرون از مجلس در مورد شکل گیری دولت جدید ، و پنج روز بحث جدی در مورد وزرا ، تنها زورش رسید که جلوی وزیر شدن سه نفر را بگیرد. (مشروح آرا )
روی فیس بوک دوستی که خبرنگار پارلمانی است روز پنجشنبه ، بعد از جلسه مطبوعاتی روسای مجلس و رییس دولت بوده ، نقل قولی از لاریجانی برایم گفت که جالب بود. او گفت که علی لاریجانی در بخشی از سخنانش ، از رهبری ایران به خاطر “رهنمودهای مستمر خود در جریان بررسی صلاحیت وزرای کابینه” تشکر کرد. من این مطلب رو در خبر خبرگزاری ها ندیدم اما می توانم به حرف این همکار اطمینان کنم و البته قابل درک است چرا رسانه ها آن را علنی نکرده اند.
رهبری که اجازه چنین کودتایی را می دهد ، حتما از دولت بر آمده از آن حمایت هم می کند.
شاید این وسط ، ناراحتی من از جایگاه مجلس است. به گفته بنیانگذار انقلاب ایران ، قرار بوده مجلس در راس امور باشد اما اینک نیست. چون واقعا نمایندگان واقعی مردم در آن حضور ندارند.
فکر می کنم اگر قرار باشد جنبش سبز مردم ادامه دار و طولانی باشد باید فکری برای این مجلس کرد. در دو انتخابات اخیر مجلس (هفتم و هشتم) ، آنها که امروز به نام کودتا گر می شناسیم شان ، هر نامزدی که می شد رویش حساب کرد را رد صلاحیت کردند با این حال چهره های میانه و نزدیک به اصلاح طلبان مانند کواکبیان ، پزشکیان ، علیخانی ، خباز و تابش به مجلس راه یافتند. اینها ایده آل های اصلاح طلبی نبودند و چنانکه حافظه تاریخی یاری می دهد ، اینها چرخ لنگ مجلس اصلاحات ( ششم ) بودند و اتفاقا گاه گفته های شان بخصوص علیخانی ، تیتر اول کیهان بود.
اما حالا تصور کنید که همین ها ، به جای اینکه در اقلیت سی نفره هستند ، در اکثریتی 140 نفره می بودند. به نظرم باید دو موضوع را مد نظر قرار دهیم.
اول - نگاهی به انتخابات های گذشته مجلس
به نظرم ، هرچند حضور مردم نشانه زنده بودن جنبش است اما هنوز این جنبش با راه حل های خلق الساعه مثل انقلاب فاصله دارد. در چنین شرایطی که جنبش قصد دارد قدم به قدم به پیش برود ، شاید نگاه به دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم ، ما را متوجه نکاتی کند. در هر دو آن انتخابات ، نیروهای سیاسی مردمی تر ، عمدتا به دلیل رد صلاحیت گسترده ، نظر به تحریم انتخابات دادند. احزابی مثل اعتماد ملی هم که شرکت کردند ، توفیقی نداشتند. مردم هم که دور از صحنه ، فقط نظاره کردند.
تصورش را بکنید در همین شهر تهران اگر امثال ، مجید انصاری ، سید محمود دعایی ، الیاس حضرتی ، اسحاق جهانگیری و چند تن دیگر که از سد رد صلاحیت گذشته بودند ، با حمایت مردم مواجه شده بودند ، آیا امروز فریاد رساتر از مردم شنیده نمی شد؟
به نظرم فرق آنان که خواستار انقلابند و آنها که ترجیح میدهند قدم به قدم با بستر سازی مناسب به پیش رفت در همین جاست. تحریم انتخابات ، اگر آن روزها نبود و همین چند نماینده نصفه و نیمه انتخاب می شدند مطمئنا وضع الان بهتر بود.
اول - نگاهی به انتخابات های آینده مجلس
انتخابات ، از این به بعد کابوس نظام است. آنها این روزها دغدغه ای ندارند چون دولت کودتا روی کار آمده و دارد کارش را می کند. دغدغه مال روزهای آینده است که آنها باید شورا ، مجلس و دولت دوباره تشکیل دهند.
مواجه با انتخابات های آینده کار آسانی نیست. آنها البته یک بهانه دارند و هرکه را به موسوی و کروبی نزدیک باشد ، بخاطر اعتراض های اخیر رد صلاحیت خواهند کرد. اما این سو هم دیگر مردم قدرت خود را شناخته اند. مطمئنا کسانی از توری رد صلاحیت ها رد خواهند شد و آن وقت است که همان ها منتتخب مردم خواهند بود ، هرچند که کودتا چیان 15 درصد رای سنتی خود را بسیج کنند .
شرکت در انتخابات ، به معنی تایید نظام نیست ، بلکه تاکیدی است بر حق شهروندی که هر ایرانی دارد و و تلاش دارد آن را در قدرت سیاسی دخالت دهد.
شاید این اعتراض را داشته باشید که چه فایده دارد؟ انتخابات اخیر ثابت کرد که نظام ایران یک پیکره با چند اندام است که اگر همه این اندام ها درست و با انتخاب مردم شکل می گرفت ، خیلی از مشکلات پیش نمی امد. تصور کنید ، اگر مجلس آنقدر بر روی انتخاب شش حقوقدان شورای نگهبان سخت می گرفت ، آنها می توانستند انتخابات را تایید کنند ؟ (شورای نگهبان باید تاییدات را با دو سوم آرا تشکیل دهد) . یا اگر مجلس منتخب واقعی مردم بود ، همان فردا انتخابات می توانست رییس جمهور را به دلیل برگزاری این انتخابات استیضاح کند و رای به عدم کفایتش بدهد. نه ، می توانست رای به وزرای دولتش ندهد. آن هم چه دولتی. مجری انتخابات تقلبی ، شده وزیر علوم این دولت.
غیر از همه اینها ، اگر مجلس خبرگان ، رگه ای از غیرت مردم داشت ، رهبر را صدا می کرد و توضیح می خواست. نگویید از مجلس خبرگان بعید است؟ همین ایت الله دستغیب از کره ماه نیامده که. از میان کاندیداهای رد صلاحیت شده آقایان بود که این نامه را به هاشمی نوشت و خواستار جلسه درمورد رهبری شد. کم نیستند اینجور افراد. فقط باید فانوس برداشت و یکی یکی شناسایی کرد.
پس تا انتخابات بعد …..
—————-
پس نوشت – این هم دلیل آفتاب. گویا “اگر حمایت رهبری نبود ، هشت ، نه نفر از وزرا رای نمی آوردند”.
ساختمان آجری خیابان فاطمی که پیش از انقلاب ساختمان حزب رستاخیز هم بود ، بعد از انقلاب قلب کابینه بود. میزبان وزارت کشور. به دلیل همین جایگاه و پس از ترورهای فراوان ابتدای دهه شصت ، روز به روز بر امنیت آن افزوده شد و از آنجا که هر سال یک انتخابات در ایران برگزار می شود ، عموما مردم عادت کرده اند دور و بر آن ماموران زیادی را ببینند.
خودم یادم هست در تهران عمدتا وقتی از جلوی وزارت کشور رد می شود یک حس همراه با دلهره آدمی را فرا می گیرد. حالا به این ویدئو نگاه کنید ببینید مردم تهران چه دل شیری دارند. انگار نه انگار آنجا وزارت کشور است !