حرکت قابل توجه خاتمی

سه شنبه, مارس 17th, 2009

به نظر من سیاست عرصه شطرنج است. خوب بازی کنی می بری و بد ، می بازی. من خوشحال شدم که دیروز بالاخره سید محمد خاتمی قید انتخابات را زد.

من دلایلم را برای اینکه نباید خاتمی به عرصه میماند را در مطلب “احترام و جایگاه رییس جمهوری” ، پیش از این نوشته بودم.

هرچند خیلی ها معتقد بودند خاتمی باید برای شکست قطعی احمدی نژاد می ماند اما بحث من چیز دیگری بود. همانطور که در آن مطلب گفتم احترام به چرخش نخبگان به نظر من مهمترین دلیلی باید باشد که خاتمی براساس آن نباید کاندیدای انتخابات می شد. به نظر من خاتمی با این انصرافش ، چهره خوبی از خود در یاد ها خواهد گذاشت. من از خاتمی هم به دلایل شخصی (شکایت وزارت اطلاعات او از من) و از نظر عمومی (ناتوانی های پیاپی در تامین مطالبات مردم) دلخور هستم اما به نظر من در میان همه خلف وعده هایش ، رعایت این وعده که از میان “من یا موسوی یکی می آید” ، متعهدانه ترین رفتار او بود.

البته در این میان تلاش برخی نزدیکان خاتمی که بیشتر از منافع مردم ، منافع خودشان را مد نظر داشتند برای آوردن خاتمی ، هم دیدنی بود.

حال که نوشته به اینجا رسید ، فکر می کنم بد نیست در جناح مقابل هم یک نگاهی بیاندازیم. بعد دو ، سه “نه” جدی از مجلس به دولت و نامه نگاری اخیر مجلس و دولت ، احمدی نژاد دیگر کاندیدای مورد تایید خامنه ای نیست. این مهمترین پیام این روزها بود که حتی خامنه ای پس از موضع گیری های پیاپی ، در دیدار هفته پیش با خبرگان ، به یکباره هیچ دفاعی از دولت نهم نکرد.

احمدی نژاد با همه نواقص اش ، اینقدر هوش دارد که این سیگنال ها را بفهمد. بنابراین او دو راه دارد. راه اول که ساده تر است ، دوره بعد کاندیدا شود و البته چون اینبار امداد های غیبی با او نیست ، شانس زیادی برای پیروزی نخواهد داشت. راه سخت هم این است که پس از یک دوره “انتصاب گونه” برای ریاست جمهوری ، دیگر کاندیدا نشود.او اینگونه هم می تواند ناکامی هایش را توجیح کند و بگوید بخاطر کارشکنی های فراوان ، دولتش ناتوان بود. از سوی دیگر هم از یک شکست برای خود جلوگیری کند. شاید احمدی نژاد اینکار را بکند ، چهره مناسب تری از خود بر جای بگذارد. یک چهره مردمی تر.

با همه اینها ، همچنان سیاست ، بازی شطرنج است که سیاستمداران در آن اشتباه می کنند.

خفه شدیم از این همه توهین

دوشنبه, فوریه 2nd, 2009

هنوز زمان زیادی به انتخابات مانده اما لازم است مردم تکلیف شان را برای انتخابات بدانند. خاتمی ، موسوی که حسابی بازی “می آیم / نمی آیم” را راه انداخته اند و من فکر می کنم با این همه توهین و جو سازی بهترین کار را اینها کرده اند !

در روزها اخیر در رسانه ای نیست که کسی پاچه کسی را نگیرد. بخصوص اصولگرا ها که بعد از افتضاح احمدی نژاد ، شکست را نزدیک دیده اند ، سعی دارند بهترین دفاع را با حمله انجام بدهند. خلاصه همه به هم پریده اند !

خواب های اصحاب کهف

شنبه, نوامبر 22nd, 2008

این تغییر ساعت ایران و آمریکا دارد کم کم من را عصبی می کند. من ساعت بدنم خیلی زود هماهنگ شده و به وقت خودم ساعت دوازده شب می خوابم. اما گویا همان زمان که من می خوابم ، در ایران ، ساعت هشت و نیم صبح است. صبح ما ، که من از خواب بر می خیزم ، ایران ساعت 5 عصر است و هر فعل و انفعالی که فکرش را بکنید در ایران روی داده است. نمونه اش هم همین فوتبال است. شب می خوابم و بیدار می شوم ، می بینم استقلال به فولاد یک بر صفر باخته است یا پرسپولیس با پیکان دو بر دو مساوی شده است.

این هم یک دستآورد دیگر برای خواب اصحاب کهفی من :

دومین وزیر احمدی نژاد هم کاندیدا شد

محمد جهرمي وزير كار و امور اجتماعي از حضور خود در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري خبردادودليل اين امر را خدمت به مردم عنوان كرد.

خبرگزاری موج به نقل از وی آورده است: با توجه به پيشينه كاري خود و نيز ضرورت حضور براي خدمت به مردم اين احساس را دارم كه بايد براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري آماده شوم.

نظريه پرداز اقتصادي دولت نهم كه اكنون خود را دربرخي موارد منتقد مي داند،تصريح كرد:با توجه به مشكلات اقتصادي و نياز كشور به رشد و توسعه و پرهيز از تنش لزوم حضور كانديداهايي با ديدگاههاي مختلف در انتخابات رياست جمهوري شركت خواهم كرد.

شايان ذكر است ،جهرمي نظريه پرداز اقتصادي دولت نهم انتقاد هاي متعددي را در پايان سال كاري دولت به دليل عدم اجرايي شدن برخي آئين نامه هاي اقتصادي دولت در خصوص بازار سرمايه ، پول و اشتغال درمحافل رسانه اي مطرح مي كند.

گفتنی است پیش از این پورمحمدی وزیر کشور دولت نهم هم آمادگی خود را جهت شرکت در انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام کرده بود.

خاتمیِ عصبانی!

دوشنبه, نوامبر 17th, 2008

نه ، مثل اینکه این نوشته های رفیق مان روزبه هم نمی تواند جو پیرامون خاتمی را تغییر بدهد و او را از کاندیدا شدن منصرف کند. پیش تر گفتم که برخی از نزدیکان خاتمی سخت او را توصیه به آمدن می کنند.

آنها به خاتمی گفته اند تو تنها شانس مردم هستی و اگر نیایی باز احمدی نژاد رییس جمهور است. البته خیلی حرف های دیگر. آخرین شنیده ها حاکی از این است که خاتمی هم تحت تاثیر قرار گرفته است. شاهد این ادعا گزارش دیداری است که این هفته با چند تن از وزرای دولت اش داشته است. در حاشیه جلسه وقتی شمخانی به او پیشنهاد کرده که کاندیدا نشود و راه را برای او باز بگذارید ، خاتمی گویا از کوره در رفته است و عصبانی وار چیزهایی گفته است.

هرچند شمخانی که در انتخابات 1380 رقیب خاتمی بود و اکنون به نوعی سنگ خود را به سینه می زند ، اما انتقاد او قابل توجه است. او به همان کسانی که دور خاتمی هستند و او را مدام به حضور تشویق می کنند انتقاد دارد. با این حال پاسخ خاتمی که البته با چاشنی “عصبانیت” بیان شده ، خواندنی است:”هم رهبري با من رابطه خوبي دارد و از اين لحاظ مي‌توانم برنامه هايم را اجرا كنم و هم اينكه دوستان و اطرافيان من دوستان بسيار خوبي هستند.” منبع

سه پیش پرده از انتخابات آینده

جمعه, اکتبر 17th, 2008

1- اکبر اعلمی را خیلی ها به شجاعت می شناسند که اهل کوتاه آمدن نیست. این نماینده آذری ، از جمله نمایندگان دلیر بود که پس از رد صلاحیت گسترده نمایندگان مجلس ششم ، رد صلاحیت نشد. او به مجلس هفتم رفت و یک تنه در مقابل اصولگرایان دولتی و مجلسی ایستاد و البته به همین دلیل بود که رد صلاحیت شد.

هر چند اعلمی این روزها فعالیت های سیاسی خود را به نوشتن وبلاگ و بیان خاطراتش محدود کرده اما امروز در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته است قصد کاندیداتوری در انتخابات آینده را دارد. اینجا فارغ از شیطنت خبرگزاری فارس ، اما من مطمئن هستم که اگر اعلمی تصمیم به کاندیدا شدن گرفته ، حتما این کار را می کند.

نمی خواهم حال که کاندیداتوری خود را اعلام کرده ، ذوق زده بگویم همه برویم و به او رای بدهیم ، اما تصورش را بکنید می توانم به عنوان یک روزنامه نگاری که اخبار را دنبال می کند گواهی دهم که اعلمی یک ویژگی مثبتی دارد که لااقل خاتمی با همه ویژگی هایش ، این یکی را نداشت. آن هم کوتاه نیامدن وقتی که فشار زیاد می شود ، است. اعلمی کارنامه قابل توجهی دارد. با این حال فکر می کنم اعلمی اگر واقعا در صدد کاندیدا شدن است ، از الان به برنامه ریزی و حتی تعیین کابینه احتمالی بپردازد.

خاتمي و كروبي در اولين كنگره حزب اعتماد ملي

2- امروز کروبی و حزبش یک کنگره برگزار کردند که یک نوع نمایش قدرت آقای کروبی بود به رقبا. اینجافقط در این میان نمی دانم چرا کروبی در خلال جلسه ، خوابش برد. حتما یادتان هست شیخ بامداد شنبه بعد انتخابات دو ساعتی چرت زد و وقتی برخاست ، از رای دومی به رتبه سومی پرت شده بود. قاعدتا من فکر می کردم دیگر کروبی تا لااقل اعلام نتایج انتخابات بعدی ، خوابش نبرد ، اما گویا آقا شیخ هنوز توبه نکرده است.
از این بگذریم حضور خاتمی در کنگر شیخ کروبی قابل توجه بود. بخصوص که این روزها همزمان با همه که دارند از خاتمی تجلیل می کنند ، حزب اعتماد ملی هم “یادمان کنگره حزب” را به خاتمی داد تا اگر چه همشهریان خاتمی در یزد ، روز سه شنبه به او لوح دادند که خاتمی در انتخابات آتی بیاید ، مفهوم لوح یادمان طرفداران کروبی به این معنی بود ، که لطفا نیایید تا آقا شیخ ما رییس جمهور شود. اینجا

خاتمي در اولين كنگره حزب اعتماد ملي

3 – یادتان هست از مطالبی که در مورد آمدن خاتمی نوشته بودند ، گله کرده بودم. مخصوصا مطلب پسر آقای جلایی پور – اینجا – . دوستان زیادی پاسخ او را دادند و تا به حال دوست نداشتم در این مورد پاسخی بدهم اما امروز یک چیزی خواندم که فکر می کنم در مقابل هر چهل دلیل یا چهل هزار دلیلی که خاتمی باید بیاید ، نشان می دهد خاتمی نباید کاندیدا شود.
در ستون روزنامه روز پنجشنبه – اینجا – به نقل از یک شهروند آمده بود:
مي‌خواستم بدانم چرا آقاي ضرغامي جلوي پخش چنين رويداد مهمي که توسط آقاي خاتمي در حال انجام است را مي‌گيرد؟
سپس روزنامه اعتماد هم چنین پاسخ داده بود:
چون اين رويداد اصلاً مهم نيست! مهم آن است که آقاي مورالس، رئيس جمهور بوليوي، از خانه‌اش بيرون آمده‌است، آقاي چاوس عطسه کرده‌است، دو ماشين در فلان بزرگراه امريکا به هم خورده‌اند و…

اتفاقا من به همین دلیل می گویم خاتمی نباید کاندیدا شود. او هشت سال رییس جمهوری بود و بارها از سوی صدا و سیما سانسور شد اما همان موقع هم مثل الان زبان اعتراض نداشت. سکوت می کرد چنانکه سکوت می کند.
نگذارید این سکوت را به حساب محجوب بودن . رییس جمهور مملکت نمایند اکثریتی است که به او رای داده اند. لطفا به احمدی نژاد نگاه کنید . تازه به جرات می توان گفت او در بهترین حالت نماینده همان 16 میلیون دور دوم است. با توجه به واجدیدن 45 میلیونی ، تقریبا او نماینده سی درصد است. اما همین بهانه کافی است که او علیرغم اینکه صدا و سیما او را بیست و چهار ساعته حمایت می کند ، اما باز گله دارد که صدا و سیما خبرهای ما را پخش نمی کند. این اصرار و پیگیری اش را مقایسه کنید با خاتمی !
————————
پی نوشت یک – نمی دانم در این میان ، چرا کروبی متشعشع شده است. نکند دارد بیماری هاله نور گرمساری می گیرد؟!

پی نوشت دو – گزارش تصویری برگزاری کنگره را اینجا ببینید

از معين تا رضايي‌/ نگاهی به آنها که شاید بیایند (دیماه 83)

جمعه, دسامبر 31st, 2004

http://www.apha.org/NR/rdonlyres/1AB7B766-B986-4256-A246-6B6D084EDA08/0/HelpUslogo.jpg

* * نه ، نمی شود از واقعیت گذشت. فاجعه گویا دردناک تر از آن است که بتوانیم این همه فاصله را به حساب بیاوریم و آرام فکر خودمان باشیم.
آری ، نمی شود گذشت. درد  زلزله رودبار را اگر شما شنیده اید من دیده ام . سخت نیست فقط باید همت کنید و بعد از 1369 ، پایتان را به رودبار 83 بگذارید و ببینید هنوز دیوار آنجا غم دارد.
می خواستم هر چه زلزله را فراموش کنم اما دی پارسال بم تن همه مان را لرزاند . تازه یکسالش شده بود که اینبار قاره پیر لرزید. از دوستانم پیگیر هستم ، می گویند آمار را ول کن؛ 200 هزار نفر تا حالا مرده اند !
چشم مان را پاک کنیم . هر چند ملت ما نیازمندند ، هر چند بم ما هنوز غم دارد اما انسانیت از همه ما می خواهد که به یاری مردمان هم قاره ای مان برویم …..
گویا نیوز فراخوانی به شرح زیر صادر کرده است:

پنج روز پس از تسونامي (توفان دريايي) ناشي از زلزله 9/ 8 ريشتري در جنوب شرق آسيا، هنوز عمق اين فاجعه هولناک نامشخص است. آمار تاييد شده تلفات زلزله و توفان دريايي مرگبار در اقيانوس هند به بيش از 118 هزار نفر رسيده است. گفته مي شود اين تعداد تا رقم يکصد و سي هزار نفر خواهد رسيد! تاکنون 5 ميليون نفر بي خانمان شده اند.

به نقل از خبرگزاري فرانسه، اندونزي با بيشترين تلفات 79 هزار و 940 كشته داشته است. در سريلانكا نيز مرگ 24 هزار و 743 نفر تاييد شده است و 4916 تن نيز هنوز ناپديدند. ميزان تلفات در هند به 10 هزار و 850 تن رسيده است. هم‌چنين هزاران تن نيز در اين كشور بي‌خانمان شده‌اند. در جنوب تايلند نيز تقريبا 2400 تن كه در ميان آنها 700 توريست خارجي ديده مي‌شوند، جان باخته‌اند. اعلام شده 6130 نفر نيز هنوز ناپديدند.
در ميانمار نيز حداقل 90 تن كشته شده‌اند اما انتظار مي‌رود تعداد تلفات بسيار بيشتر از اين رقم باشد

هموطنان!
فاجعه اي عظيم رخ داده است! هر جا که هستيد، به هر طريقي که امکان دارد به بازماندگان اين واقعه وحشتناک ياري رسانيد. مسلما در هر کشوري که به سر مي بريد شماره حساب ها و نشاني هايي براي ارسال کمک هاي نقدي و جنسي اعلام شده اند. آن ها را جدي بگيريد! کوچک ترين کمک شما بي ثمر نخواهد بود. ما که خود يک سال پيش مصيبتي بزرگ را در بم شاهد بوديم و عمق رنج انساني را چشيديم بازماندگان اين فاجعه بشري را بهتر درک مي کنيم!
خبرنامه گويا

کمک به صليب سرخ (از طريق آمازون)
- براي اطلاعات بيشتر و يافتن راه هاي کمک از آدرس گوگل به اين منظور استفاده کنيد.

* * محمد قوچانی ، سردبیر روزنامه شرق در یکی از جدید ترین نوشته هایش به معرفی و البته بازکاوی کتاب «خاطرات» محمد ری شهری پرداخته است.
وی در این نقد با نگاهی تیز بین ، فراز هایی از کتاب را از جمله نسبت «ری شهری» با آیت الله مشکینی ، بحث بازجویی از آیت الله شریعتمداری ، کشف کودتای نوژه و خنثس کردن توطیه ی صادق قطب زاده و … مورد نقد و بازشکافی قرار داده است. متن کامل نوشتار قوچانی را اینجا بخوانید

* * مطلب زیر را دیروز برای روزنامه نوشتم.؛ نگاهی دارد به آنها که قرار است در انتخابات سال آینده شانس رییس جمهور شدن خویش را بیازمایند:

از معين تا رضايي‌

با اعلام‌ رسمي‌ دكتر معين‌ به‌ عنوان‌ كانديداي‌ اختصاصي‌ جبهه‌ مشاركت‌ پروسه‌ي‌ انتخابات‌ نهمين‌ رييس‌ جمهور وارد مرحله‌ي‌ جديدي‌ شد.
در شرايط‌ فعلي‌ به‌ مانند بسياري‌ از كشورهاي‌ داراي‌ انتخابات‌ دموكراتيك‌ و شبه‌ دموكراتيك‌ دو جناح‌ عمده‌ وجود دارد كه‌ در ميان‌ آن‌ گروههايي‌ با عنوان‌ مستقل‌ مدعي‌ هستند. ليكن‌ به‌ مانند همان‌ كشورهاي‌ داراي‌ انتخابات‌ در ايران‌ هم‌ همواره‌ در انتخابات‌ يكي‌ از اين‌ دو جناح‌ عمده‌ پيروز مي‌شوند:

الف‌ – اصلاح‌ طلبان:
جبهه‌ اصلاحات‌ هرچند پس‌ از دو انتخابات‌ اخير (شوراها و مجلس) ثابت‌ كرده‌ كه‌ به‌ دليل‌ ضعف‌ عملكرد و فشار جناح‌ مقابل‌ اصلي‌ترين‌ حاميان‌ خود را از دست‌ داده‌ است. بر اين‌ پايه‌ ضمن‌ كسب‌ تدريجي‌ مشروعيت‌ سعي‌ دارد با حضور موفق‌ در انتخابات‌ سال‌ آينده، بار ديگر به‌ جايگاه‌ اصلي‌اش‌ بازگردد. اگر معادله‌ي‌ اصلاح‌ طلبان‌ را از اين‌ مسير بنگريم‌ حضور آنان‌ در حاكميت‌ منطقي‌ است‌ و براي‌ اثبات‌ تعلق‌ خاطرشان‌ به‌ نظام‌ اين‌ چنين‌ نقشي‌ از اينان‌ بعيد نيست. شايد آنها در اين‌ هفت‌ سال‌ اصلاحات‌ متوجه‌ شده‌اند كه‌ نه‌ پتانسيل‌ خروج‌ از حاكميت‌ را دارند و نه‌ كسي‌ اين‌ چهره‌ها را در آن‌ عرصه‌ جدي‌ مي‌گيرد و اينگونه‌ است‌ كه‌ اصلاح‌ طلبان‌ پس‌ از هفت‌ سال‌ دادن‌ شعارهاي‌ راديكالي، اينك‌ بازگشت‌ به‌ خانه‌ اول‌ را مدنظر قرار داده‌اند. اين‌ فعل‌ و انفعال‌ هرچند در عرصه‌هاي‌ سياسي‌ مورد توجه‌ و البته‌ شايسته‌ انتقاد اما از نظر مردم‌ بد نبوده‌ است‌
چرا كه‌ در كنار فراز و فرودهاي‌ اقتصادي‌ وضعيت‌ اجتماعي‌ باب‌ ميل‌ عامه‌ مردم‌ شده‌ است‌ و بنابراين‌ مي‌توانند اينگونه‌ تلقي‌ كنند كه‌ اصلاح‌ طلبان‌ فضا را باز كردند.
در عين‌ حال‌ بايد باور كرد كه‌ دوره‌ي‌ قدرت‌ اصلاح‌ طلبان‌ همزمان‌ شد با گسترش‌ آزادي‌هاي‌ مدني، آزادي‌هاي‌ سياسي‌ و احزاب.
درست‌ در چنين‌ فضايي‌ است‌ كه‌ اصلاح‌ طلبان‌ رهبر معتقدند نبايد اين‌ همه‌ نتايج‌ مثبت‌ را به‌ آساني‌ از دست‌ داد و به‌ خانه‌ي‌ صفر بازگشت. تا اين‌ نقطه‌ فصل‌ مشترك‌ اصلاح‌ طلبان‌ است. اما چه‌ كسي‌ مي‌تواند اين‌ نقش‌ را بر عهده‌ بگيرد؟
طيف‌ سنتي‌ اصلاح‌ طلبان‌ كه‌ چهره‌هايي‌ چون‌ محتشمي، انصاري‌ و منتجب‌ نيا نماينده‌شان‌ هستند كروبي‌ را شايسته‌ترين‌ فرد براي‌ ابقاي‌ اصلاح‌ طلبان‌ مي‌دانند چرا كه‌ او هم‌ اينك‌ مشاور رهبري‌ است‌ و در اين‌ بيست‌ سال‌ بارها مورد تاييد حضرت‌ امام‌ (ره) بوده‌ و سابقه‌ي‌ دو دوره‌ رياست‌ مجلس‌ و البته‌ همجواري‌ او با بزرگان‌ عاملي‌ است‌ كه‌ كمتر كسي‌ مي‌تواند به‌ خود بقبولاند كروبي‌ را رد صلاحيت‌ كنند. اما كروبي‌ مخالفاني‌ دارد. آناني‌ كه‌ همچنان‌ معتقدند كروبي‌ نمي‌تواند. چنان‌ كه‌ در بزنگاههايي‌ نتوانست‌ اصلاح‌ طلبان‌ را به‌ خواسته‌هايشان‌ برساند. وجود اين‌ روحيه‌ در كروبي‌ هر چند باعث‌ انتقاد طيف‌ تندروي‌ اصلاح‌ طلبان‌ شده‌ است‌ اما از آن‌ سو عامل‌ احترام‌ راست‌ها به‌ كروبي‌ مي‌تواند تلقي‌ شود. جناح‌ محافظه‌كار براي‌ او پس‌ از خاتمي‌ بيشترين‌ احترام‌ را قايل‌ است.
كروبي‌ اين‌ شانس‌ را دارد كه‌ پس‌ از خاتمي‌ دومين‌ رييس‌ جمهور ايران‌ از جمع‌ مجمع‌ روحانيون‌ مبارز باشد ليكن‌ او هنوز نمي‌داند كه‌ چه‌ قدر اقبال‌ عمومي‌ دارد.
شيخ‌ لرستاني‌ در انتخابات‌ مجلس‌ هفتم‌ كه‌ 124 همكارش‌ رد صلاحيت‌ شدند، شركت‌ كرد و نتيجه‌ آن‌ شد كه‌ حتي‌ جزو سي‌ نماينده‌ منتخب‌ مجلس‌ هفتم‌ نبودو چه‌ بسا او اگر بيست‌ درصد راي‌ انتخابات‌ دوره‌ي‌ ششم‌ را كسب‌ مي‌كرد امروز در مجلس‌ بود و اصلا به‌ رياست‌ جمهوري‌ نمي‌انديشيد. اين‌ نقطه‌ي‌ ضعف‌ در كارنامه‌ي‌ كروبي‌ باعث‌ شد طيف‌ تندروي‌ اصلاح‌ طلبان‌ هرگز پشت‌ سر او نباشد و اين‌ گونه‌ است‌ كه‌ پس‌ از رد تقاضايشان‌ از سوي‌ مير حسين‌ موسوي، آنها اين‌ بار با «مصطفي‌ معين» به‌ عرصه‌ آمده‌اند.
معين‌ كه‌ به‌ اعتقادي‌ تندرو و سياسي‌ترين‌ وزير خاتمي‌ بود در دوران‌ وزارتش‌ يك‌ نقطه‌ قابل‌ توجه‌ دارد. در زمان‌ وزارت‌ او فاجعه‌ي‌ كوي‌ دانشگاه‌ پيش‌ آمد. هر چند او در به‌ وجود آمدن‌ آن‌ فاجعه‌ هيچ‌ كاره‌ بود ليكن‌ خيلي‌ها اعتقاد دارند درايت‌ معين‌ مي‌توانست‌ به‌ ختم‌ بحران‌ زودتر از فاجعه‌ كمك‌ كند. از اين‌ روست‌ كه‌ هنوز در ميان‌ اصلاح‌ طلبان‌ با نگاه‌ ترديد به‌ معين‌ و حضور او نگريسته‌ مي‌شود.
معين‌ چهره‌ ناشناخته‌اي‌ در كشور نيست‌ ليكن‌ برخي‌ از اصلاح‌ طلبان‌ معتقدند او هنوز اقبال‌ خوبي‌ ندارد و شايد نتواند بيشتر از دو ميليون‌ راي‌ كسب‌ كند. امري‌ كه‌ نه‌ تنها اعتبار اصلاح‌ طلبان‌ را حفظ‌ نمي‌كند بلكه‌ حتي‌ مي‌تواند لطمه‌اي‌ شديد به‌ آنها وارد كند.

ب‌ – محافظه‌كاران‌
محافظه‌كاران‌ پس‌ از آنكه‌ در هفته‌ گذشته‌ زير ذره‌بين‌ مطبوعات‌ قرار گرفتند چند روزي‌ است‌ كه‌ سكوت‌ كرده‌اند. پس‌ از آنكه‌ مطبوعات‌ نزديك‌ به‌ اصلاح‌ طلبان‌ در روزهاي‌ اخير از اجلاس‌ ائتلاف‌ بزرگ‌ محافظه‌كاران‌ گزارش‌هايي‌ تهيه‌ كردند آنها به‌ ناگهان‌ سكوت‌ را در پيش‌ گرفتند تا ضمن‌ اينكه‌ اصلاح‌ طلبان‌ را از اخبار خود محروم‌ كنند، بتوانند پس‌ از انتخاب‌ كانديداهاي‌ اصلاح‌ طلب، استراتژي‌ خود را بر اساس‌ آن‌ استوار كنند.
در حال‌ حاضر محافظه‌كاران‌ سه‌ كانديداي‌ عمده‌ دارند:
1 – هاشمي‌ رفسنجاني‌ / توكلي‌
آنقدر اصلاح‌ طلبان‌ در حمايت‌ از هاشمي‌ رفسنجاني‌ ترديد كردند كه‌ ديگر مي‌توان‌ هاشمي‌ را جزو كانديداهاي‌ محافظه‌كاران‌ دانست. البته‌ هاشمي‌ رفسنجاني‌ حق‌ دارد. او از اعضاي‌ جامعه‌ روحانيت‌ مبارز است‌ و در اين‌ سالها به‌ شدت‌ از اصلاح‌ طلبان‌ متوسط‌ زخم‌ خورده‌ است.
اما توكلي‌ چه‌ طور؟ نمي‌توان‌ اورا كانديداي‌ انتخابات‌ دانست‌ چرا كه‌ او تنها به‌ يك‌ شرط‌ وارد عرصه‌ مي‌شود و آن‌ حضور هاشمي‌ رفسنجاني‌ است. اين‌ دو يك‌ بار در انتخابات‌ ششم‌ رياست‌ جمهوري‌ با هم‌ رقابت‌ داشتند كه‌ توكلي‌ با چهار ميليون‌ راي‌ رقابت‌ خوبي‌ با هاشمي‌ داشت. ترديدي‌ نمي‌توان‌ كرد كه‌ حضور توكلي‌ منوط‌ به‌ حضور هاشمي‌ رفسنجاني‌ است.
2 – ولايتي‌ / لاريجاني‌
از ميان‌ وزير امور خارجه‌ دولت‌ هاشمي‌ و رييس‌ قبل‌ صدا و سيما نيز به‌ احتمال‌ زياد يك‌ نفر به‌ عرصه‌ خواهد آمد.
ولايتي‌ و لاريجاني‌ را بايد اصلي‌ترين‌ كانديداهاي‌ آبادگران‌ مجلس‌ داشت‌ كه‌ بر روي‌ آنها اجماع‌ دارند. شنيده‌ها حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ يكي‌ از اين‌ دو كانديدا مي‌شود و اين‌ روزها باز شواهد حاكي‌ از كانديداتوري‌ ولايتي‌ است. در روزهاي‌ اخير لاريجاني‌ سكوت‌ كرده‌ است‌ و ولايتي‌ در حال‌ فعاليت. ديروز دكتراطفال‌ كه‌ سال‌ها مسوول‌ روابط‌ خارجي‌ ايران‌ بود از خبرگزاري‌ ايسنا ديدار كرد تا به‌ اين‌ ترتيب‌ حضور خود را به‌ رخ‌ بكشد.
3 – رضايي‌ و مستقل‌ها
شايد تنها كانديدايي‌ كه‌ مدعي‌ ورود مستقل‌ به‌ عرصه‌ است، محسن‌ رضايي‌ باشد. او اين‌ روزها مي‌گويد اگر نخبگان‌ و مردم‌ بگويند وارد مي‌شود و اين‌ در حالي‌  است‌ كه‌ رييس‌ وي‌ درمجمع‌ – هاشمي‌ – نيز هنوز براي‌ شركت‌ در انتخابات‌ ترديد دارد.
در كنار محسن‌ رضايي‌ نام‌هايي‌ ديگر وجود دارد. «محمود احمدي‌ نژاد» و شايد شيخ‌ «حسن‌ روحاني» از ديگر چهره‌هايي‌ هستند كه‌ شايد، بله‌ شايد محافظه‌كاران‌ به‌ آنها براي‌ حضور اميدوار باشند.


*‌    *    *

يخ‌هاي‌ انتخابات‌ كم‌ كم‌ دارد آب‌ مي‌شود. اين‌ روزها، روزهاي‌ تعيين‌ كننده‌اي‌ براي‌ انتخابات‌ سال‌ آينده‌ است. به‌ ياد بياوريد دي‌ و بهمن‌ سال‌ 75 را كه‌ نطفه‌هاي‌ دوم‌ خرداد بسته‌ شد.

http://sigarchi.net/Arash/Logo-001.gif  
  پنجره التهاب

   در ميان اين هزار پنجره ها
   شنيدن التهاب، ديگر طبيعی جلوه مي کند

 -----------------------
   وبلاگ آرش سيگارچی
   روزنامه نگار ايرانی مقيم آمريکا

                    فید این بلاگ Subscribe via RSS

یافتن مطالب :